کتاب البیع
جلسه 101- در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸
چکیده نکات
دليل دوم، دليل عقلي بر بطلان تعليق، در بيان نائيني.
نقدم امام بر نائیني نقد استاد بر کلام امام و بر بيان نائيني.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين
دلیل دوم بر بطلان تعلیق: دلیل عقلی
عرض كرديم كه دليل دوم بر بطلان تعليق؛ يك دليل عقلي است. در تبیین آن گفتهاند عقل، تعليق را محال ميداند. قبلاً هم عرض كرديم كه اين مقدار كه ما در كلمات قدما و فقها دنبال كرديم، اين استدلال به دليل عقلي، در كلمات ديگران به چشم نميخورد، بلکه بوسیله متأخّرين، در فقه وارد شده است که گفتهاند استحاله عقلي دارد.استحاله عقلی تعلیق در بیان محقق نائینی(ره)
در بيان استحاله عقلي، كلامي را محقق نائيني(ره) دارد که محقق خوئي(قده) هم از ايشان تبعيّت كرده است. محقّق نائيني(ره) فرموده است كه در اينكه تعليق نسبت به خود إنشاء محال است ترديدي وجود ندارد، إنشا عقلاً قابليت تعليق ندارد، براي اينكه إنشاء عبارت از ايجاد است، ايجاد، يا در عالم خارج محقق ميشود يا نميشود. ما در عالم خارج، يك ايجاد معلّق نداريم. یک مطلب محقق نائيني(ره)، قياس انشائیّات در امور اعتباري، به امور تكويني است، که ميفرمايد همانطور كه در امور تكويني، يك وجود تكويني معلق نداريم، در امور اعتباری نیز همینطور است. مثال ميزنند که در «وقوع الضرب علي زيد» بگوييم اين «وقوع ضرب علي زيد» معلق است بر اينكه زيد، دشمن ما باشد. تعليق معنا ندارد. اين وقوع، يا محقق ميشود و يا نميشود. معقول نیست که بگوییم وقوعش معلّق باشد «علي كونه عدوا». همانطور كه در تكوين، تعليق وجود ندارد، در اعتباريات و انشائيات هم همينطور است. اگر كسي بگويد من انشاء بيع را معلق ميكنم بر آمدن زيد، بر هر قيدي ميخواهد باشد. تعلیق إنشاء، معنا ندارد، چون انشاء، یا موجود ميشود و يا نميشود، إما أن يحصل و إما أن لا يحصل. نكته ديگر ميفرمايد أصلا إنشاء معلّق، «مرجعه إلي التّناقض»، به تناقض بر میگردد. زیرا در إنشاء معلّق، إنشاء الان بالفعل موجود است، امّا هنوز معلّقٌعليه نيامده است. پس هم موجود است و هم موجود نيست.اگر معلّق است، مادامي كه معلّقٌعليه نيامده اين موجود نيست. اگر بگوييد الان موجود شده، اين سر از تناقض در ميآورد. معنای إنشاء معلّق، تناقض است. بعد محقق نائيني(ره) گويا ميخواهد بفرمايد أصلا اين مطلب واضح است كه فقها كه بحث ميكنند «آيا تعليق در إنشا جايز است یا خیر؟»، أصلا مراد ایشان تعليق در خود انشاء نيست. چون تعليق در انشاء، مسلّماً استحاله عقلي دارد و این واضح است. لذا ميفرمايد أصلاً بايد بگويیم محل نزاع در كلمات بزرگان، در «تعليق در منشأ» است، که آيا میشود مُنشأ معلّق باشد يا خیر؟ يعني من الان إنشاء البيع ميكنم، إنشا الان موجود ميشود، اما منشأ كه ملكيت اين مبيع براي مشتري است، معلّق بر يك قيدي باشد.
محقق نائيني(ره) ميفرمايد تعليق در منشأ، يك امري است كه صحّت آن واضح است. نه تنها صحتش واضح است، بلکه فرموده «وقوعه في احكام الشرعية فوق حد الإحصاء»، در احكام شرعيه فراوان داريم. آنگاه اين شاهد را ميآورند و ميفرمايند غالب احكام شرعيه -إلا ما شذّ و ندر- قضاياي حقيقيه است. در فوائد الاصول اين استثنا را هم ندارند. آن مقدار كه من در ذهنم هست، آنجا ميفرمايند تمام احكام شرعيه، يك قضاياي حقيقيه است. امّا اينجا ميفرمايند احكام شرعيه، قضاياي حقيقيه است، إلا ما شذ و ندر.
قضاياي حقيقيه يعني چه؟ يعني موضوع در آن مفروض الوجود در نظر گرفته شده است. الان در آن موضوع، موجود خارجي نيست، حكم معلق است بر اينكه موضوع در عالم خارج موجود شود. لذا در تمام احكام شرعي، اين تعليق وجود دارد. يعني تعليق حكم بر اينكه اين موضوع در عالم خارج موجود شود.
پس خلاصه فرمايش محقّق نائيني(ره) این شد که؛ أوّلاً بحسب ظاهر امور اعتباري را به امور تكويني قياس كرد. ثانیاً فرمود نزاع در تعليق در إنشا نيست، بلکه در تعليق در منشأ است. ثالثاً فرمود كه تعلیق در منشأ، نه تنها صحيح است و امكان دارد، بلكه كثيري از احكام شرعي، اين تعليق در منشأ را دارد.
محقق نائيني(ره) وقتي مسأله استحاله عقلي تعلیق در انشاء را بيان ميكند، ميفرمايد فرقي نميكند که تعليق إنشا محال باشد یا تعليق إخبار هم محال باشد. من بخواهم اصل إخبار را معلّق كنم بر آمدن زيد، این معنا ندارد، چون من که إخبار ميكنم، يا إخبار من محقّق ميشود يا نميشود. بگويم من إخبار ميكنم به اينكه حسن آمد اگر فلان حادثه اتفاق بيفتد. مخبرٌ به قابليت تعليق را دارد، اما خود إخبار قابليت تعليق را ندارد.
محقق خوئي(قده) هم این کلام را پذيرفتهاند و فرمودهاند تعليق در إنشاء، استحاله عقلي دارد، و تعليق در منشأ صحيح است.
نقد اول امام(رض) بر محقق نائینی(ره)
امام(رض) در كتاب البيع، ج1، ص348، پنج اشكال بر محقق نائیني(ره) دارد. اشكال اول اين است كه أوّلا قياس شما باطل است. شما چرا امور اعتباري را به امور تكويني قياس ميكنيد؟! چه ملازمهاي دارد كه اگر تعليق در امور تكويني محال و ممتنع شد، بگوييم تعليق در امور اعتباري هم ممتنع است؟ ايشان ميفرمايد به نظر ما تعليق در امور اعتباري اشكالي ندارد. مثلاً شارع یا مولا يك امري صادر ميكند و ميگويد «إن جائك زيد فاكرمه»؛ در اين جمله، طبق نظر مشهور، «مجيء» قيد براي «وجوب اكرام» است، يعني قيد براي هيأت است.
يعني اين وجوب و اين بعث كه از آن به «بعث اعتباري» تعبير ميكنيم، اين «بعث اعتباري» معلق بر مجيء زيد است، قبل از مجيء زيد، أصلاً بعثي وجود ندارد. يعني الان كه زيد نيامده، هنوز بعثي وجود ندارد، قبل از مجيء زيد، بعثي وجود ندارد، وقتي زيد آمد، آن زمان بعث فعليت پيدا ميكند. ايشان ميفرمايد چه اشكالي دارد بگوییم بعث اعتباري معلق است؟ لذا ميفرمايد اين قياس، قياس باطل است.
بعد در آخر ميفرمايند محقق نائيني(ره) بين «إنشاء» و «آلة الانشاء» خلط كرده است. آنچه كه الان يا موجود ميشود يا نميشود؛ «آلت انشا» است، يعني آنچه كه موجد إنشاء است، موجد انشا، لفظ است، لفظ «بعت» يا «اشتريت»، يا هست يا نيست. اين قابليت تعليق را ندارد. أمّا ميفرمايد لفظ كه إنشا نيست. لفظ آلت برای انشاء است. بوسيله اين لفظ، وجوب انشاء ميشود. پس خود انشاء، غير لفظ است.
انشاء يك امر اعتباري است، اين امر اعتباری ميتواند معلّق باشد و ميتواند مطلق باشد. طبق بيان امام(رض) ديگر تفكيك بين انشا و منشأ نداريم، و لو اينكه بعدا خود ايشان عكس كلام محقق نائيني(ره) ميگويند تعليق در منشأ محال است و تعليق در انشاء اشكالي ندارد.
پس امام(رض) فرمودند شما چرا قياس كرديد؟ اگر تعليق در تكوين ممتنع بود، ملازمه ندارد كه در انشا و اعتباريات هم تعليق ممتنع باشد و ميفرمايد انشاء يعني همان «بعث اعتباري»، همان «وجوب». الان وقتي معلّقٌعليه حاصل شد، اين هم محقق ميشود.
نقد استاد بر کلام امام(ره)
اينجا ما يك ملاحظهاي بر فرمايش امام(رض) داریم. ملاحظه ما اين است كه وقتی كلام محقق نائيني(ره) را ملاحظه کنیم، ایشان نيامده بين امور اعتباري و امور تكويني از راه قياس وارد شود. محقق نائيني(ره) قياس نكرده. بلکه ميخواهد بگويد همان علتي كه براي امتناع تعليق در تكوين هست، همان علت در تعليق در إنشاء هم وجود دارد. ما در عبارت محقق نائيني(ره) دقت كرديم بحث ایشان این است. ایشان نفرموده چون در عالم تكوين اينطور است، پس در عالم تشريع هم بايد اينطور باشد، بلکه ميگويد چون در تكوين علتي كه براي استحاله تعليق هست، همان علت مربوط به انشا موجود است. در تكوين ميگوييم تعليق معقول نيست، براي اينكه شيء يا موجود است و يا موجود نيست، يا حاصل است و يا حاصل نيست. همين را در انشا هم ميگوييم؛ يا انشاء شد يا نشد. اينكه بگوييم انشاء معلق است، اين معنا ندارد.نقد استاد بر محقق نائینی(ره)
بله، خود ما بر محقق نائيني(ره) اين اشكال را داريم که ميگویيم چه کسی گفته که تعلیق در تكوين، ممتنع است؟ شما اگر بگوييد اين گُل اگر بخواهد موجود شود، الان كه نيست، اگر بخواهد موجود شود، معلّق بر نور آفتاب است، اگر نور نباشد، اين گُل هم موجود نميشود. اين چه استحالهای دارد؟!! يك وقت ميگوييم تحققش در سه روز ديگر، معلق بر اين شرط نيست، يك وقت معلق بر اين شرط هست، اين كه تعليق در تكوين محال است يعني چه؟
اين اشكال اولی كه بر محقق نائيني(ره) دارند و اين نكاتي كه ما در مورد اين اشكال بيان كرديم.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله اجمعین.
- ادله بطلان تعلیق در بیع
- نقد ادله بطلان تعلیق در بیع
- دلیل عقلی بر بطلان تعلیق در بیع
- استحاله عقلی تعلیق در بیع در بیان محقق نائینی
- قضاياي حقيقيه
- نقد امام خمینی بر استحاله عقلی نائینی در تعلیق
- نقد نظر امام خمینی در تعلیق در انشا
- تعلیق در تکوین
- نقد استاد فاضل لنکرانی بر محقق نائینی درتعلیق عقد
برچسب ها:
به توسعه ی کلیدواژه های دروس کمک کنید
چکیده نکات
دليل دوم، دليل عقلي بر بطلان تعليق، در بيان نائيني.
نقدم امام بر نائیني نقد استاد بر کلام امام و بر بيان نائيني.
نظر شما