-
۷۱
«شكوفايى خودآگاهىِ انسانىِ يك مصلحِ مسؤول»![1] قرار دادهاند و بشر را قافله سالار خود در همهی ابعاد هدايت و سعادت مىدانند، نمىتوانند از حضور دين در هيچ عصرى بعد از بعثت، سخن به ميان آورند.
بنابراين، مقصود از مفهوم دين، آن گوهر اصلى و قدسى است كه: اولاً: از يك منبع غيبى و الهی در اختيار بشر قرار داده شده باشد و ثانیاً: در هر زمانى بايد حافظى امين و معصوم داشته باشد و ثالثاً: بدون (هر گونه) زنگ و زنگار باشد.
مرحلهی اجرای کامل دین، صرفاً در زمان ظهور؛
دين، دو مرحلهی اساسی دارد این دو مرحله عبارتند از: یک: «مرحلهی بيان و تبليغ» و دو: «مرحلهی اجراء و پیادهسازی».
مطابق این تحلیل، امامیه معتقد است كه اكمال و اِتمام دين، در مرحلهی بيان و تبليغ، با بعثت مقدَّس پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) شكل گرفت و با ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالى فرجه الشريف) مرحلهی اجراى كامل دین، انجام خواهد گرفت.
به عبارت ديگر، اگر دين كامل، اجراى كاملى در پيش نداشته باشد، چه بسا بيان برخى از قوانين و احكامی که در هيچ زمانى به مرحلهی اجراء نمیرسد، لغو باشد؛ از این رو، لازم است تا دين كامل، مرحلهی اجراى كاملی نيز داشته باشد.
1. روش شناخت اسلام، على شريعتى، ص186.
-
۷۲
البته این نکته را باید متذکر شد که در زمان بعثت پيامبر بزرگوار اسلام(صلي الله عليه وآله) شرايط براى اجراى كامل دین، آنهم به نحو جهانى و براى جميع بشريّت، مهيّا نبوده است، لذا طبق آیات قرآن، بايد زمانى برسد كه دين، در سطح جهانى، اجرا شود و اين امر مقدس، جز با ظهور حضرت حجّت(عجل الله تعالى فرجه الشريف) ميسّر نمىشود و نخواهد شد. در پرتو اين مطلب، فهم مقصود پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) از برخی رواياتى كه بر حضور احیاگر دین در هر عصر و زمانی تاکید میکند، آسان میشود؛ از جمله این روایات، مطابق نقل اهل سنت این است که پیامبر(صلي الله عليه وآله) فرمودند:
«إِنَّ اللهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ فى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَهَا»[1]
همانا خداوند متعال برای این امت در آغاز هر قرنی، کسی را مبعوث خواهد کرد تا دین آنان را تجدید نماید.
در نتیجه روشن است که معناى اين روایت و روایات مشابه،[2] آن است كه بشر، در اثر نياز به دين و به خاطر ارتباط
1. سنن ابى داود، ج2، ص312 و المقاصد الحسنة، سخاوی ص149 و السلسلة الصحيحة، البانی، ص599.
2. همچون روایتی که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) میفرماید: «يَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ كُلِّ خَلَفٍ عُدُولٌ يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْجَاهِلِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْغَالِين» ر.ک: مستدركالوسائل، محدث نوری(رحمه الله)، ج17، ص313. یا همین مضمون در منابع اهل سنت که فرمود: «یحمل هذا العلم من کل خلف عدوله، ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین» در هر دوره و زمانی افراد عادل و وارسته حامل این علم میگردند، که آن را از تحریف افراطیها، دستبرد باطلگرایان و تأویل بیمورد جاهلان، پیراسته مینمایند. ر.ک: السنن الکبری، بیهقی، ج1، ص209.
-
۷۳
محكمى كه با آن دارد، ممكن است ديندارى او به زيادی یا نقصانى آميخته شود و چون بشر، نه صاحب دين است و نه آشنايى كاملی با دين دارد، لذا لازم است مجدِّد و احیاگری برای دین قيام كند و آن را از افكار بشرى غير صحيح، غبارروبى نماید.
بررسی تعبیر اول: روایات دال بر «دعوت مردم به امر جدید»؛
آنطور که اجمالا بیان شد، عنوان اول، روایاتی است که همگی دلالت دارند بر اینکه حضرت مهدی(عجل الله تعالى فرجه الشريف) پس از ظهور مبارکشان، مردم را به امر جدیدی دعوت مینمایند. به یکی از این روایات توجه فرمایید:
«إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ دَعَا النَّاسَ إِلَى أَمْرٍ جَدِيدٍ كَمَا دَعَا إِلَيْهِ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله) وَ إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ»[1]
هنگامى كه قائم ما قيام كند، مردم را به امر جديدى دعوت مىكند، همانگونه كه پيامبر مردم را به اصل دين اسلام دعوت كرد و اسلام، شروع آن، با غربت و مجددا
1. بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص366 و الغيبة، نعمانى(رحمه الله)، ص172.
-
۷۴
قبل از [قیام] نيز گرفتار غربت خواهد شد و خوشا به حال غريبان. [احتمال دیگر آن است که اسلام در بدو حدوث غریب بود و احکام و قوانین آن برای مردم آشنا نبود و در هنگام ظهور هم نیز همین طور خواهد بود.]
یا در روایت دیگر امام صادق(عليه السلام) میفرمایند:
«إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِي كَانَ»[1]
آن گاه كه قائم، قيام كند، امری را مطرح مىكند كه در گذشته نبوده است.
بررسی یک پرسش و تبیین پاسخ آن در مقام؛
همانطور که روشن است از روايات یادشده چنین استفاده مىشود كه حضرت مهدی(عجل الله تعالى فرجه الشريف)، پس از ظهورشان، مردم را به «امر جديدى» یا «امری که در گذشته نبوده» فرا مىخوانند.
حال سؤال این است که مراد از «امر جديد» چيست؟ آيا مراد این است که با قيام حضرت مهدی(عجل الله تعالى فرجه الشريف)، قوانين و مقرّرات جدیدی وضع میشود و به تعبیری دیگر، دين جديدی آورده خواهد شد؟ يا اينكه اصلا چنین نیست و دين جديدی در كار نيست، بلكه احياى همان قوانين و دستورهايى مراد است كه در قرآن و سنت پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آمده است؟.
بنابر تحقیق، پاسخ به این سؤال را باید در فراز انتهایی روایت اول جستجو نمود؛ چه اینکه از بيان پایانی روایت اول
1. همان، ج52، ص332.
-
۷۵
كه فرمود: «وَ سَيَعُودُ غَرِيباً كَمَا بَدَأَ» اسلام در آخر نيز، گرفتار غربت مىشود، به خوبى مىتوان استفاده نمود كه در زمان ظهور، همان قوانين زمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) كه دچار فراموشى يا تحريف شدهاند، با قيام فرزند رسول خدا(عجل الله تعالى فرجه الشريف)، احياء مجدد و بازسازی دوباره خواهند شد، به طورى كه دعوت آن حضرت به احكام و قوانين صحيح دينى، در نظر مردم، جديد و تازه جلوه مىنماید. در نتیجه احكام وارده در زمان ظهور، نه تنها جديد نيستند، بلكه عیناً همانی احکامی هستند که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آنها را آورده بودند، لیکن در نظر مردم، به علت دوری آنان از حقیقت دین، «جديد» جلوه خواهند نمود.
بررسی تعبیر دوم: روایات دال بر «عموميت دين اسلام، در عصر ظهور»؛
آنطور که مطرح شد، تعبیر دوم، روایاتی است که میگویند پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالى فرجه الشريف) دین اسلام، علیرغم کراهت مشرکان و کافران، همهی عالم را فرا خواهد گرفت. حال به یکی از این روایات، که از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است، توجه فرمایید:
«وَلَا تَبْقَى فِي الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِيهَا غَيْرُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ إِلَّا عُبِدَ اللهُ فِيهَا وَيَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[1]
1. كمال الدين، ص379 و بحارالانوار، ج51، ص146.
-
۷۶
در زمين هیچ قطعه زمينى باقی نمی ماند كه غير از خدا در آن پرستش شود، مگر اينكه خدا در آن پرستش شود و دين، تماماً براى خدا باشد، هر چند براى مشركان ناخوشايند باشد.
مطابق این روایت، یکی از امور بسيار مهم و قابل توجّه، آن است كه با ظهور حضرت قائم(عجل الله تعالى فرجه الشريف)، دين اسلام، همهی عالم را فرا خواهد گرفت و مكانى باقى نمىماند، مگر آنكه در آن مكان، شهادت به توحيد الهی و به رسالت پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) داده خواهد شد.
-
۷۷
-
۷۸
-
۷۹
مهدویت و ظهور امتداد امامت و غدیر
«وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا»[1]
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که البتّه آنان را در زمین جانشین کند؛ چنان که آنانی را که پیش از ایشان بودند جانشین کرد و حتماً دین آنان را که برایشان پسندیده است به سودشان استقرار بخشد و قطعاً ترس آنها را تبدیل به امنیّت سازد، در حالی که مرا پرستش میکنند و هیچ چیزی را شریک من قرار نمیدهند.
درباره موضوع با مسمای «مهدویت و ظهور» امتداد «امامت و غدیر»، لازم است اجمالاً چهار مطلب مهم درباره
1. سوره مبارکه نور، آیه شریفه 55.
-
۸۰
مباحثی در اثبات مساله مهدویت از حیث عقلی و نقلی و تبیین علل غیبت از جهت اثباتی و تشریح برخی از وظائف منتظران مورد اشاره واقع شود. این مطالب عبارتند از:
مطلب اول: اثبات نقلی مسالهی مهدویت، از منظر فریقین؛
مسئلهی مهدویّت و امامت حضرت حجت(عجل الله تعالى فرجه الشريف) یک حقیقت غیر قابل انکار است. پیروان مذهب اهل بیت(عليهم السلام) و سایر مذاهب اربعهی اسلامی که با قرآن ارتباط دارند، متوجهاند که از خود آیات قرآن کریم، این حقیقت تابناک به خوبی استفاده میشود، حتی در کتب تفسیر اهل سنت، در ذیل برخی از آیات قرآن، نام شریف حضرت مهدی(عجل الله تعالى فرجه الشريف) ذکر شده است؛
از جمله قرطبی مفسر معروف اهل سنت درباره آیهی شریفهی 33 توبه که میفرماید:
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[1]
او كسی است كه پیامبر خود را برای مردم فرستاد، با دینی درست و بر حق تا آن دین را بر همه دینها پیروز گرداند، هر چند مشركان را خوش نیاید.
در کتاب «الجامع لاحکام القرآن» گفته است:
1. سوره مبارکه توبه، آیه شریفه33.