-
۵۱
در پاسخ به این سؤال باید گفت که بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت اختیاری حضرت حجت بن الحسن(عجل الله تعالى فرجه الشريف) وجود ندارد، اما امکان «رؤیت اضطراری» و «عن غیر اختیارٍ» و بدون برنامهی قبلی که معمولاً با عدم شناخت حضرت حجت(عجل الله تعالى فرجه الشريف) همراه است، مشروط به وثاقت و اعتبار ناقل وجود دارد. از قائلین به این نظریه که یکی از دلائلشان توقیع شریف حضرت مهدی(عجل الله تعالى فرجه الشريف) به جناب علی بن محمد سَمُری(رحمه الله) میباشد، میتوان به برخی از متقدمین و متاخرین و نیز تعداد بیشماری از معاصرین از جمله مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(رحمه الله) اشاره نمود.
اساساً طبق آیات و روایات، اعتقاد صحیح این است که امام(عليه السلام) از اندرون قلب انسانها آگاه است و به خصوص بر عملکردهای گفتاری و کارکردهای رفتاری و حتى نیّات شیعیان و ارادتمندان خود احاطه دارد. در این زمینه جناب یعقوب بن شُعَيب میگوید از حضرت امام صادق(عليه السلام) درباره معنای آيه 150 سوره توبه، پرسیدم که میفرماید:
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»[1]
بگو: هر عملي ميخواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را ميبينند...
1. سوره مبارکه توبه، آیه شریفه 105.
-
۵۲
که امام صادق(عليه السلام) در پاسخ فرمودند:
«قال[(عليه السلام)] هم الأئمة»[1]
مؤمنان همان ائمه هستند.
و در همین راستا است که بنابر نقل شیخ طوسی(رحمه الله) در برخی از روايات آمده است که نامهي اعمال بندگان، دو بار در هفته و در روزهای دوشنبه و پنح شنبه، به محضر مبارک امام زمان(عليه السلام) عرضه ميشود و آن حضرت از آنها مطلع میشود؛ در این باره نقل شده است:
«أَنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَى النَّبِيِّ(صلي الله عليه وآله) فِي كُلِّ إِثْنَيْنِ وَ خَمِيسٍ فَيَعْلَمُهَا وَ كَذَلِكَ تُعْرَضُ عَلَى الْأَئِمَّةِ(عليهم السلام) فَيَعْرِفُونَهَا».[2]
كارهاى بندگان هر دوشنبه و پنجشنبه بر پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) ارائه مىشود و ايشان از آنها آگاه مىگردند و نيز بر ائمه ارائه و تقديم مىگردد.
حال سؤال این است که آیا اعتقاد به نظارت امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) بر گفتار، رفتار و حتی افکار انسان، از حضور ظاهری و تشرف به محضر ایشان کمتر است؟
1. كافي، شیخ کلینی(رحمه الله)، ج1، ص219 و تفسیر نورالثقلین، عروسی حویزی، ذیل آیه 105 سوره توبه.
2. كافي، شیخ کلینی(رحمه الله)، ج ۵، ص۳۲۹.
-
۵۳
به عبارت دیگر، اگر انسان در خلوت خود معتقد باشد که حضرت امام عصر(عجل الله تعالى فرجه الشريف) بر اعمال و رفتار او نظارت دارد، آیا این اعتقاد، از آن تشرّف ظاهری کمتر است؟ پاسخ این است که قطعاً چنین اعتقادِ والا و بالایی از بحث تشرف به امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) مهمتر و موثرتر است. زیرا چه شیّادانی بودند که بدون ذرهای اعتقاد به نظارت امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) بر افعال و اعمالشان، ادعای تشرف میکردند، ولی نه به مال مردم رحم کردند و نه به عِرض و ناموس آنها!.
بنابراین مومن حقیقی و منتظر واقعی، آن کسی است که دقیقاً به آنچه خود ائمه اطهار(عليهم السلام) فرمودهاند عمل کند نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر و بدیهی است که امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) در این توقیع، صریحاً مشاهده را نفی کردند. پس آن چیزی که حقیقت دارد و دارای ارزش است این است که تمام افعال و اعمال مومنان و شیعیان به امام عصر(عجل الله تعالى فرجه الشريف) عرضه میشود و ایشان بر آنها نظارت دارد و از آنها آگاه است.
خلاصه اینکه، نویسندگان و سخنوران به جای پرداختن به مباحثی که فاقد هویت دینی است و از جعلیات و حرفهای باطل به حساب میآید، باید به مباحث اصالتدار و ارزشمدار بپردازند و آنها را برای مردم و منتظران تبیین کرده و نهادینه نمایند و بگویند که:
-
۵۴
ای منتظر! تو هر کجای این کرهی خاکی که باشی، آخرین حجت الهی امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) ناظر بر اعمال و افعال توست؛ خواه در خلوت باشی یا در جلوت، خواه در تنهایی باشی یا در همراهی، خواه در برون خانه باشی یا در درون خانه و خواه در گُل روز باشی یا در دل شب.
بله امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) شاهد بر رفتار و کردار شیعیان است و چه نیکو شاهدی.
-
۵۵
-
۵۶
-
۵۷
امید و انتظار در فرهنگ مهدویت
«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اصْبرُِواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[1]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد.
بررسی چهار کلید واژهی مهم بحث؛
ما با چهار کلید واژه روبرور هستيم که شایسته است قبل از ورود به بحث، ابتدا تک تک این کلمات مورد بررسی و تبیین قرار گیرند. این واژهها عبارتند از: «امید»، «انتظار»، «مهدویت» و «فرهنگ مهدویت».
الف. امید؛
اولین واژهای که باید مورد بررسی قرار گیرد کلمهی «اميد» است که همواره در مرکز توجه انسانها بوده است و تا آخر زمان نیز، خواهد بود.
1. سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه200.
-
۵۸
این لغت در فارسی به معنای «چشم داشت» و «آرزوی روی دادن امری همراه با انتظار تحقق آن»[1] و «انتظار برای امور خوب»[2] و «آرزو و انتظار برای چیزهای نیک و مقاصد پسندیده و به خصوص انتظار برای نجات و برکات آن در این جهان و جهان آینده»[3] معنا شده است. و در اصطلاح، امید در فارسی، همان رجا در عربی است که در مقابل آن کلمهی «خوف» قرار دارد، که در لغت به معنای گمان به وقوع چیزی است که موجب خوشحالی باشد[4] و ضمن آن، فرد متوجه اين مطلب است كه در آينده ميتواند از نعمتهایی بهرهمند شود؛ از این رو، احساس خوشايندي در دل او زنده ميشود و او را به تلاش و حركت براي دستيابي به آن نعمتهای مادی و بهرههاي معنوي وا ميدارد. و در واقع «امید و رجاء» عامل راهانداز و یا انگیزهی اصليِ تلاشها و فعاليتهاي انسان اعم از رفتارها و اعمال مادّي و معنوي او ميباشد.
لکن در فرهنگ دینی، امید حالتی روحانی است که در پی معرفت و شناخت به اصول دین، برای انسان حاصل ميشود؛ یعنی يکي از تجليات مهم معرفت شناسي در فرهنگ شيعه، در کنار بحثهاي عميق هستيشناسي، بحث اميد و اميدواري است.
1. فرهنگ عمید ذیل واژه امید.
2. لغت نامه دهخدا.
3. همان.
4. مفردات في غريب القرآن، راغب اصفهانی، ص346.
-
۵۹
از این روست که خداوند متعال در مدحت امید و مذمت نا امیدی سفارشات متعددی کرده است؛ از جمله اینکه در سوره کهف فرموده است:
«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً»[1]
پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد.
و یا از همین جهت است که امام صادق(عليه السلام) در حدیث «جنود عقل و جهل» به جایگاه امید و نشاط در دین اشاره کرده و فرموده است:
«اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا ... وَ الرَّجَاءُ وَ ضِدَّهُ الْقُنُوطَ ... وَ النَّشَاطُ وَ ضِدَّهُ الْكَسَلَ».[2]
عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسيد تا هدایت شوید ... و اميدوارى و ضد آن نوميدى... و خرمى و شادابى و ضد آن سستى و كسالت [است]؛
ب. انتظار؛
دومین واژهای که باید بررسی شود کلمهی بسيار پر معنا، وسيع، گسترده و پرطرفدار «انتظار» است که امروزه در ميان مسلمانان و شيعيان، رواج پیدا کرده و کمتر کسى وجود دارد که نخواهد جزو منتظران واقعی باشد.
1. سوره مبارکه کهف، آیه شریفه110.
2. كافي، کلینی(قدس سرّه)، ج1، ص21.
-
۶۰
انتظار در لغت، به معناي «چشم داشت و چشم به راه بودن و ترقب و توقع»[1] نسبت به آیندهای است که سرشار از آسایش، آرامش و امنيت است و در اصطلاح، «حالتی نفسانی است كه باعث آمادگي منتظران براي ظهور و درك منتظَر ميشود». و از منظر دینی، حالتي روحانی و معنوی است كه از ایمان کامل به کلیهی اصول دین نشات میگیرد و سبب میشود که منتظِر، اشتياق فراوان و علاقهی وافر به ظهور رهبري الهي و آسماني داشته باشد؛ رهبری که بتواند با استمداد از ذات مقدس الهی، مردم مستضعف جهان را به توحید و اسلام راستین فراخواند و با ظالمان، جباران و طاغیان مبارزه کند و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين بگستراند.
حقیقت انتظار آن است که منتظِر، خود و محیط اطرافش را برای استقبال از منتظَر و آمدن منجی موعود آماده کند و اساساً از این روست که خداوند متعال، مستضعفان ستمدیده و زجرکشیدهی عالم را به انتظار پویا و امیدواری سازنده در وراثت و حاکمیت بر زمین فرا میخواند و میفرماید:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»[2]
1. لغت نامه دهخدا، معین و عمید.
2. سوره مبارکه قصص، آیه شریفه4.