-
۹۱
فرق انحرافی در عصر غیبت
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»[1]
و ما در زبور پس از تورات نوشتهايم که اين زمين را بندگان صالح من، به ميراث خواهند برد.
یکی از موضوعات مهمّى كه دین مبین اسلام، تقریباً از آغاز با آن مواجه بوده و تاکنون نیز منشأ بسيارى از انحرافات، اختلافات و خسارات شدید بر پیکرهی آن شده، موضوع «فرقههای انحرافی» است؛ این موضوع که در عصر غیبت آخرین حجت الهی، بیشتر مورد توجه بدخواهان و بدکرداران قرار گرفته است، تاکنون توانسته در انحراف اسلام از خط اصیل و رحمانی خود، آثار سویی برجای بگذارد؛ از این رو شناخت این فرقهها برای عموم مسلمانان بسیار ضروری و لازم مینماید.
1. سوره مبارکه انبیاء، آیه شریفه105.
-
۹۲
آنچه در اين بخش مورد نظر است، تحقیق و تامل درباره اندیشهها و افکار یکی از این فرقههای منحرفِ ساختهی استعمار یعنی «وهابیت» است.
وهابیت، اصلیترین و قویترین دشمن اسلام، در عصر غیبت؛
به نظر میرسد بر هر مسلمان آيندهنگری اعم از شيعه و سني، لازم بلکه ضروری است تا در اندیشههای مسالک جعلی و آراء مذاهب بشرساخته از جمله آئين باطل وهابيت، که براي از بين بردن دين اسلام بوجود آمده است، تدبر، تفكر و توجه نماید؛ چرا که اساساً مسلماني كه ميخواهد گام به گام در پي تحقق دين حركت كند، از شناخت زیربنایی اين نحلههای خطرناک و اشباه آن بينياز نبوده و نيست.
البته چه بسا ممکن است برخی از افراد، تاکنون هیچگاه نام «وهابيت» را به درستی نشنيده باشند، يا به درستی از عقائد و افكار آنها اطلاع نداشته باشند، اما باید بدانند که امروزه يكي از دشمنان اصلي دين اسلام که دشمنیشان با اسلام، به مراتب از دشمني يهود و نصارا و سایر مذاهب، قويتر و شدیدتر است، همین مکتب استعماری است.
بدیهی است منظور از دشمنیِ قويتر و عداوتِ شدیدتر از جانب این گروه، این است که فرقهی وهابیت از ابتدای بنیانگذاری اعتقادی تا زمان قدرتیابی سیاسی، با تحرك فراوان و بسیج تمام امكانات مادی و معنوی خویش میکوشد تا به زعم خود، دين اسلام را از ماهيت اصلي و الهی خود
-
۹۳
خالي كند و از انسان مسلمان، يك انساني بر خلاف آنچه كه قرآن کریم انتظار دارد به وجود آورد.
آری در میان دشمنان قسم خوردهی اسلام، يكي از قویترین، اصلیترین و کینهتوزترین دشمنان، گروه وهابيت است که از مذهب حنبلی نشأت گرفته است. از این رو، به اندازهی وسع این مجال، باید به صورت اجمالی و گذرا تشکیل مسلک وهابی مورد تبیین قرار گیرد.
گذری کوتاه بر عقائد فرقهی وهابیت
يكي از چند ده عقائد باطل و بسيار مهم مذهب جعلی وهابیت، كه به عنوان مذهب حنبلي معروف شده، اين است كه ایشان «به طور كلي عقل را از قلمرو دين، بيرون كردهاند» و بر این باورند که باید به هر آنچه که در ظاهر آیات و روایات آمده، اخذ نمود، خواه آن ظاهر، با عقل سازگار باشد، خواه با عقل ناسازگار باشد! به عنوان مثال: ایشان در تبیین مقصود قرآن کریم از آیهی «يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»[1] معتقدند که خداوند متعال نیز واجد همين دستي است كه انسان عادی یا بشر مادي واجد آن است! اما هنگامی که به آنها اشکال میشود که آن خدايي كه دست دارد، پس بايد به دستش، نيازمند باشد، در حالیکه خدايِ نيازمند، دیگر خدا نيست! مطابق با آموزههای حنبلی در پاسخ ميگويند: «دربارهی اين بحثها سخن مگویید و اين مباحث را كنار بگذاريد»!؟
1. سوره مبارکه فتح، آیه شریفه10.
-
۹۴
و یا بر حسب بعضي از روايات اسلامی، ملائكهی الهي از آسمان نازل ميشوند و اعمال مردم را نظاره کرده و ثبت ميكنند، اما حنبليها در رابطه با این روایات معتقدند که ذات خداوند متعال، در هر شب جمعه يا در يكي از شبهاي هفته، بر آسمان دنيا نازل ميشود و پايين ميآيد و اعمال مردم را نظاره کرده و ثبت ميكند!؟
و یا طبق عقائد باطلي كه دارند، فتوا میدهند که عمل شیعه بر اینکه در نماز از مهر استفاده میکند، شرک محسوب میشود و «هذا شركٌ»! در حالیکه شیعه مهر را در نماز به عنوان محل سجدهاش قرار ميدهد، نه اینکه به زعم باطل آنها مهر را پرستش كند و در برابر مهر سجده كند و یا توسل به انبياء و اولياء خدا(عليهم السلام) و زيارت قبور ایشان را شرك ميدانند! در حالی که توسل به این ذوات مقدس به معنای پرستش آنها نیست.
بر این اساس، همانطور که از مرور برخی اندیشههای این گروه برمیآید، مکتب وهابیت همانند مذهب حنبلی، بين بزرگان و علماء به عنوان يك عقیدهی خشك و جامد مطرح است و برخلاف مذهب اهلبيت(عليهم السلام) که عقل را به عنوان یک حجت در كنار پيامبران بزرگوار الهی(عليهم السلام) قرار داده، اینها عقل را به طور كلي از دايرهی دين كنار گذاشتهاند.
-
۹۵
وهابیت، خطرناکترین دشمن اسلام، در عصر غیبت
در باب دین، فرقه، آیین و نحله، اسلام با گروههای گوناگونی مواجه بوده و كتابهاي مختلفی نیز در این باره نوشتهشده است، اما هيچكدام از اين فرقهها، همانند وهابیت، دست به چنین چپاولگريها، غارتگريها، کشتارها و خونريزيها نزده است. حال چطور ميشود اين گروه که خصوصيات درندگي و وحشيگري بیمانندی دارد هنوز هم به حيات خودشان ادامه ميدهند و نه تنها ادامه ميدهند، بلكه دائماً دايرهی فعالتهای مخربشان را نیز وسيعتر ميكنند؟!
امروزه دشمنترين گروه براي جامعه اسلامي، همين گروه وهابيت است که از يهودیان هم خطرناكتر است و از صهیونیسم و اسرائیل هم خطرناكتر است. البته دست خود اسرائيل در حمايت از اين گروه، بسيار روشن است، ولي واقعاً امروز لازم است تا مراكز پژوهشي، فرهنگي و دینی، همچون آموزش و پرورش، صدا و سيما، دانشگاهها و حوزههای علمیه، برنامههاي گستردهاي براي جوانان و مردم در راستای شناساندن مكتب باطل وهابيت بگذارند؛ زیرا این گروهک الآن در كشورهاي مختلف و حتی در مراکز و حاشیهی کشور خودمان، با برنامهی دقیق در حال تبليغات و جذب مخاطب و فعاليت هستند، لذا همه بايد آنها را بشناسند.
آری ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب، حتی از منظر اهل سنت واقعی، به عنوان بدعتگذار در دین مطرح
-
۹۶
بوده و مصداق واقعی یکی از همان فقهایی است که پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) با اِخبار غيبي خود، در مورد آنان فرموده است:
«سَيأتي على اُمَّتِي زَمانٌ لا يَبقى مِن القرآنِ إلاّ رَسمُهُ و لا مِنَ الإسلامِ إلاّ اسمُهُ، يُسَمَّونَ بهِ و هُم أبعَدُ الناسِ مِنهُ، مَساجِدُهُم عامِرَةٌ و هِي خَرابٌ مِن الهُدى، فُقَهاءُ ذلكَ الزَّمانِ شَرُّ فُقَهاءَ تحتَ ظِلِّ السماءِ، مِنهُم خَرَجَتِ الفِتنَةُ و إلَيهِم تَعُودُ»[1]
به زودى روزگارى بر امّت من فرا مىرسد كه از قرآن جز نوشتههايش و از اسلام جز نامش باقى نمىماند. [مردم] خود را مسلمان مىنامند در حالىكه دورترين مردم از اسلامند؛ مسجدهايشان [از بنا] آباد است، اما از هدايت خراب و تُهى مىباشد. فقيهان آن روزگار، بدترين فقيهانِ زير اين آسمان كبودند، فتنه و گمراهى از آنها بر مىخيزد و [باز] به آنها بر مىگردد».
بله یکی از مصادیق واقعی این روایت، فقهایی همچون ابن تیمیه، ابن قیم جوزیه، محمد بن عبد الوهاب و... هستند که فتاوای فتنهگرانه و گمراهکننده صادر کرده و میکنند و امت اسلامی را دچار تشتت، تفرقه و تکفیر نموده و مینمایند؛ بر این اساس، اینكه>
1. بحار الانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج2، ص109، ح14.
-
۹۷
گاهي برخی از متدینین میپرسند که قضیهی روایاتی که میگویند در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) عدهای از علما و فقهاء با او مخالفت ميكنند، چيست؟ در پاسخ به این دست سؤالات باید گفت که اين احاديث، کاملاً بر علماء و فقهائي تطبیق میکنند كه بر طبق فقه احمد بن حنبل یا فقه احمد بن تيميه و یا بر طبق فقه وهابيت اظهار نظر ميكنند.
بیتردید مقصود پيامبر بزرگوار اسلام(صلي الله عليه وآله) از این روایت که فرمودند: «زماني فرا میرسد که فقهاي فتنهگر، متصدی امور دین میشوند»، همهی فقها نيست؛ بلکه مقصود آن حضرت این است که در آخر الزمان، فقهايي در میان امت اسلامی به وجود میآیند كه خدا را جسم پنداشته و براي او دست و پا قائل میشوند، فقهايي كه در اختيار استعمار و زورگويان و ابرقدرتها قرار میگیرند، فقهايي كه امثال طالبان خونخوار و خونریز را تاييد ميكنند، آری آنها بدترین فقها هستند.
بله اینکه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در هزار و چهارصد سال پيش فرمودند: «من شما را پرهيز ميدهم از زماني كه فقهاي آن زمان بدترين فقها هستند». همين فقهايي هستند كه این نوع افكار را دارند. بر این اساس، اگر در منابع روایی، روايت معتبري وجود دارد كه در زمان ظهور امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشريف) برخي از علماء با او مخالفت ميكنند، منظور همين قشر و همین نوع
-
۹۸
فقهایی هستند كه مذهب باطل وهابيگري دارند.
و يا منظور امام باقر(عليه السلام) از ذیل حديثي که به خثيمه فرمودند:
«انَّ الاسْلامَ بَدَأَ غَرِيباً وَسَيَعُودُ غَرِيباً فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ... سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لا يَعْرِفُونَ اللهَ مَا هُوَ وَالتَّوْحِيدَ»[1]
همانا اسلام با غربت آغاز شد و در آينده نيز غريب خواهد شد، پس خوشا به حال غريبان! ديري نپايد که مردمان را زماني رسد که ندانند خدا و توحيد چيست!
همين فقهایی هستند که خود را وهابی میدانند؛ زیرا مدعیانی که عقل را به طور كلي از دائره دین کنار میگذارد و خدا را از مقام عظيم کبریایی و واجب الوجودياش تنزل میدهند و او را همانند يك انسان مادي تشبیه میکنند، دیگر نمیفهمند توحید چیست و دیگر نمیتوانند خدا را بشناسند؛ زیرا آن خدایی که آنها تعریف میکنند، ديگر خداي واجب الاطاعة نميشود. البته معناي اين روایت آن است كه يك جمع قابل اعتنايي از مردم خدا را نمیشناسند و چیستی توحید را نمیدانند، نه اینکه همهی مردم چنین باشند.
بنابراین همانطور که اجمالا اشاره شد خوانندگان فهیم پس از تحقیق درباره زندگينامه، عقائد و کتابهای فراوانی که ابن تيميه نوشته است، خواهند فهمید که او بعد از ضربههايي كه
1. بحارالانوار، علامه مجلسی(قدس سرّه)، ج24، ص328، از تفسير فرات کوفي(قدس سرّه).
-
۹۹
نسبت به خدا و صفات الهی، به اصول اعتقادي وارد كرده است ضربههای خبیثانهی دیگری را نیز راجع به امامت و ولایت اميرالمؤمنين امام علي(عليه السلام) وارد کرده است و سخنانی را بر زبان قلم میراند که مورد اجماع بسیاری از مسلمین است! او در این زمینه بديهيّاتي را كه تاريخ اسلام، راجع به اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل کرده، به راحتی انكار میکند كه انسان از پُر رويي يا كم عقلي اين شخص، يا بياعتنا بودن به ساير امور مردم از طرف اين شخص، تعجب ميكند. مثلاً در علم اميرالمؤمنين(عليه السلام) احدي از مورخين ترديد ندارد و مورد اجماع مسلمین است که در آن زمان، اعلم مردم، اميرالمؤمنين(عليه السلام) بوده است، ولی اين شخص متعصب جاهل، به راحتي علم اميرالمؤمنين(عليه السلام) را انكار ميكند! یا مثلاً در مورد شجاعت اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جنگها و غزوات قضايايي مطرح شده كه احدی از مسلمین در آنها ترديد ندارد و مانند آفتاب روشن است، اما ابن تیمیهی گمراه، به راحتي در این مسلمات اسلامی ترديد وارد ميكند.
این گمراهان و نا مسلمانان به خوبی تشخیص دادهاند که برای تسلط بر اسلام و مسلمین، ابتدا بايد اميرالمؤمنين(عليه السلام) را از جامعه اسلامی بگيرند و آن وقت است كه بايد علمش را انكار كنند، شجاعتش را انكار كنند، عدالتش را انكار كنند. و واقعاً وقتي انسان اينها را ميخواند ميبيند که مظلوميت
-
۱۰۰
اميرالمؤمنين(عليه السلام) فقط مخصوص زمان خودش نبوده، بلکه آن حضرت، در زمان ما نیز مظلوم است.
در این باره، ابن تيميه در کتاب «منهاج السنة» تا حدی پیشروی میکند که وقتي به حكومت اميرالمؤمنين(عليه السلام) ميرسد، تعابیر زنندهای را بيان ميكند كه حتی انسان حاضر نيست تا آن مطالب را راجع به حكومت يك ظالم به کار ببرد!؟.