-
۸۱
گفتار سوم
امید و انتظار در فرهنگ مهدویت
سخنرانی درجشنوارهی مهدويت، هیئت خادم الرضا(عليه السلام)
-
۸۲
آنچه در گفتار سوم مطالعه خواهید کرد:
1.بررسی چهار کلید واژه مهم بحث؛ الف. امید؛ ب. انتظار؛ ج. مهدویت؛ د. فرهنگ مهدویت؛
2. تبیین جایگاه امید و انتظار در فرهنگ مهدویت، ضمن شش مطلب؛ مطلب اول. ظهور، اوج تکامل مخلوقات؛ مطلب دوم. ظهور، اوج آمال انبیاء و اولیاء الهی؛ مطلب سوم. ظهور، اوج رسالت رسولان الهی؛ مطلب چهارم. ظهور، اوج شکوفایی علم و معرفت؛ مطلب پنجم. ظهور، اوج تکامل عالم تکوین؛ مطلب ششم. ظهور، اوج تکامل وجودی بشر؛
3.بررسی یک شبهه و تبیین پاسخ آن؛
4.نتیجه گیری و جمع بندی.
-
۸۳
امید و انتظار در فرهنگ مهدویت
(يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اصْبرُِواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[1]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد.
ميلاد پر ميمنت و پر برکت آخرين حجت خدا، ولى مطلق حق، صاحب الامر و الزمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به تمامی شيعيان، آزادگان و منتظران عالم تبريک و تهنیت باد.
تبیین موضوع بحث؛
همانطور که روشن است، موضوع این مقاله «اميد و انتظار در فرهنگ مهدويت» است. امید است در اين مجال کوتاه، بحث مفيد و مناسبی را به احسن وجه ارائه دهیم تا انشاءالله براى زندگى یکایک انسانها و جوانان کنجکاو و حقيقتجو سرنخى باشد، برای رسیدن به حقیقت و واقعیت.
بررسی چهار کلید واژهی مهم بحث؛
به هر جهت آنگونه که در این بحث مشخص است، ما با چهار کلید واژه روبرور
1. ر. ک. به: سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه200.
-
۸۴
هستيم که شایسته است قبل از ورود به بحث، ابتدا تک تک این کلمات مورد بررسی و تبیین قرار گیرند. این واژهها عبارتند از: «امید»، «انتظار»، «مهدویت» و «فرهنگ مهدویت».
الف. امید؛
اولین واژهای که باید مورد بررسی قرار گیرد کلمهی «اميد» است که همواره در مرکز توجه انسانها بوده است و تا آخر زمان نیز، خواهد بود.
این لغت در فارسی به معنای «چشمداشت» و «آرزوی روی دادن امری همراه با انتظار تحقق آن»[1] و «انتظار برای امور خوب»[2] و «آرزو و انتظار برای چیزهای نیک و مقاصد پسندیده و به خصوص انتظار برای نجات و برکات آن در این جهان و جهان آینده»[3] معنا شده است. و در اصطلاح، امید در فارسی، همان رجا در عربی است که در مقابل آن کلمهی «خوف» قرار دارد، که در لغت به معنای گمان به وقوع چیزی است که موجب خوشحالی باشد[4] و ضمن آن، فرد متوجه اين مطلب است كه در آينده ميتواند از نعمتهایی بهرهمند شود؛ از این رو، احساس خوشايندي در دل او زنده ميشود و او را به تلاش و حركت براي دستيابي به آن نعمتهای مادی و بهرههاي معنوي وا ميدارد. و در واقع «امید و رجاء» عامل راهانداز و یا انگیزهی اصليِ تلاشها و فعاليتهاي انسان اعم از رفتارها و اعمال مادّي و معنوي او ميباشد.
لکن در فرهنگ دینی، امید حالتی روحانی است که در پی معرفت و شناخت به اصول دین، برای انسان حاصل ميشود؛ یعنی يکي از تجليات مهم معرفت شناسي در فرهنگ شيعه، در کنار بحثهاي عميق هستي شناسي، بحث اميد و اميدواري است.
1. ر. ک. به: فرهنگ عمید ذیل واژه امید.
2. ر. ک. به: لغت نامه دهخدا.
3. ر. ک. به: همان.
4. ر. ک. به: مفردات في غريب القرآن، راغب اصفهانی، ص346.
-
۸۵
به دیگر کلام، امید از نظر بینش توحیدى، هدیهی الهى به انسان و انسانیت است که چرخ زندگى بشر را به گردش صحیح و حرکت منظم، وا مىدارد، تا تلاش و انگیزه او را پر شتاب کند. بر این اساس، انسان با امید زنده است و با امید زندگی میکند و چنانچه روزى امید از او گرفته شود، دوران سکون و خمودگى وی فرا مىرسد.
در نتیجه امیدوارى، حالتى نفسانى است که طبق آن، انسان به امورى که در آینده ملحوظ او بوده و منتظر آنهاست، دل بستگى پیدا میکند و این دلبستگیها باعث میشود که همواره به یاد متعلق امید خود باشد و از این منظر باید، ارزش امید را در ارزش متعلق آن جستجو نمود؛ یعنی به هر میزان که بستر امید ارزشمند باشد، امید نیز ارزشمند خواهد بود و بالعکس. و اساساً از این روست که خداوند متعال در مدحت امید و مذمت نا امیدی سفارشات متعددی کرده است؛ از جمله اینکه در سوره کهف فرموده است:
(فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً)[1]
پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد.
یا در سوره زمر فرموده است:
(لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللهِ)[2]
از رحمت خدا مايوس و نومید مشويد.
یا در سوره حجر فرموده است:
(قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّون)[3]
جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مأيوس مىشود؟
و یا در سوره یوسف فرموده است:
1. ر. ک. به: سوره مبارکه کهف، آیه شریفه110.
2. ر. ک. به: سوره مبارکه زمر، آیه شریفه53.
3. ر. ک. به: سوره مبارکه حجر، آیه شریفه56.
-
۸۶
(لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُون)[1]
تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مىشوند.
و یا از همین جهت است که امام صادق(عليه السلام) در حدیث «جنود عقل و جهل» به جایگاه امید و نشاط در دین اشاره کرده و فرموده است:
«اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا ... وَ الرَّجَاءُ وَ ضِدَّهُ الْقُنُوطَ ... وَ النَّشَاطُ وَ ضِدَّهُ الْكَسَلَ».[2]
عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسيد تا هدایت شوید ... و اميدوارى و ضد آن نوميدى... و خرمى و شادابى و ضد آن سستى و كسالت [است]؛
بنابراین از منظر دین، ایجاد امید و مبارزه با نا امیدی و شادابی جزو فضائل اخلاقی انسانی محسوب میشود و نا امیدی و یاس و سستی نیز که ضد آنهاست، جزو رذائل اخلاقی به حساب میآیند و بدیهی است که مومن باید دم به دم خود را به فضائل الهی آراسته کند و لحظه به لحظه از رذائل شیطانی بپیراید.
ب. انتظار؛
دومین واژهای که باید بررسی شود کلمهی بسيار پر معنا، وسيع، گسترده و پرطرفدار «انتظار» است که امروزه در ميان مسلمانان و شيعيان، رواج پیدا کرده و کمتر کسى وجود دارد که نخواهد جزو منتظران واقعی باشد. از این رو، ابتدا باید در مورد معنای لغوی و اصطلاحی انتظار نکاتی به استحضار رسانده شود و سپس مطالبی دربارهی حقیقت انتظار و دیگر مباحث مطرح گردد.
انتظار در لغت، به معناي «چشم داشت و چشم به راه بودن و ترقب و توقع»[3] نسبت
1. ر. ک. به: سوره مبارکه یوسف، آیه شریفه87.
2. ر. ک. به: كافي، کلینی(قدس سرّه)، ج1، ص21.
3. ر. ک. به: لغت نامه دهخدا، معین و عمید.
-
۸۷
به آیندهای است که سرشار از آسایش، آرامش و امنيت است و در اصطلاح، «حالتی نفسانی است كه باعث آمادگي منتظران براي ظهور و درك منتظَر ميشود». و از منظر دینی، حالتي روحانی و معنوی است كه از ایمان کامل به کلیهی اصول دین نشات میگیرد و سبب میشود که منتظِر، اشتياق فراوان و علاقهی وافر به ظهور رهبري الهي و آسماني داشته باشد؛ رهبری که بتواند با استمداد از ذات مقدس الهی، مردم مستضعف جهان را به توحید و اسلام راستین فراخواند و با ظالمان، جباران و طاغیان مبارزه کند و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين بگستراند.
بنابراین، ارزش انتظار، به تناسب بستر و متعلق آن، متفاوت است؛ یعنی به هر میزان متعلق انتظار ارزش بالایی داشته باشد، انتظار برآمدهی از آن نیز، ارزش بالایی خواهد داشت؛ آری از اینجاست که ارزش انتظار فرج که روایات و ائمهی اطهار(عليهم السلام) بر آن تاکید کردند، روشن میشود.
به عبارت دیگر، از اینکه ائمهی اطهار(عليهم السلام) انتظار فرج را افضل اعمال دانستهاند، روشن مىشود که: اولاً: انتظار فرج قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ارزش بالا و والایی از منظر دین دارد؛ ثانیاً: انتظار، بىعملى نیست، بلکه نوعی عمل و فعالیت است که با امیدواری همراه است. از این رو، نباید گمان كرد كه انتظار، دست روى دست گذاشتن و بیتحرکی است، بلکه باید دانست که انتظار، نوعی عمل هماهنگ، آمادهسازى لحظه به لحظه، تقویت انگیزه در درون و برون، نشاط موثر و تحرك مفید و بالاخره نوعی پویایى فعال در همهى زمینههاست؛ بله چنین انتظاری است که افضل اعمال محسوب میشود و از این رهگذر، شكي نيست كه انتظار فرج، میل فطری همهی انسانها و خواستهی مشترك تمامي ملل و اديان دنياست و زمان و مكان نميشناسد و به قوم و گروه خاصی اختصاص ندارد.
بله حقیقت انتظار آن است که منتظِر، خود و محیط پیرامونیش را برای استقبال از منتظَر و آمدن منجی موعود آماده کند و اساساً از این روست که خداوند متعال،
-
۸۸
مستضعفان ستمدیده و زجرکشیدهی عالم را به انتظار پویا و امیدواری سازنده در وراثت و حاکمیت بر زمین فرا میخواند و میفرماید:
(وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ)[1]
و ما اراده کردهایم بر آنها که در روى زمین به ضعف کشیده شدهاند منّت نهاده، آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.
بنابراین میتوان از تبیین اجمالی واژهی «امید» و «انتظار» چنین نتیجه گرفت که این دو واژه، در فرهنگ اسلامی و متون دينى، ارتباط بسيار عميق و وثیقى با يکديگر دارند. به عبارت دیگر، پژوهشگران پس از بررسی این دو کلمه، به اين نتيجهی قطعی مىرسند که: «منتظِر واقعى، همان اميدوار حقیقی است» و «اميدوار واقعى، همان منتظِر حقیقی است». یعنی منتظر راستین آن کسی است که به محصول عمل خداوند متعال و نتيجهی فعل همهى انبياء عظام الهی(عليهم السلام) در طول تاريخ، اميد دارد.
بنابراین منتظر واقعى آن کسی است که به دنبال ظهور بوده و فعالانه نظارهگر زمان تحقق وعدهی اصلى خدا، براى پايان جهان و ختم بشريت است. آری، واژهى انتظار و اميد، کاملاً با یکدیگر مرتبط، ملازم و آميختهاند.
بر این اساس، اگر امروزه يکی از منتظران، به آيندهی روشن بشریت، اميد نداشته باشد، بايد نتيجه گرفت که او جزو گروه منتظران واقعى نيست و حقيقت انتظار را در وجود خویش درک و پياده نکرده است؛ یعنی اگر يک فردی ادعا نماید که من جزو منتظران هستم، اما مشاهده شود که او نه تنها نسبت به آيندهی جهان، زندگى بشریت، جامعهی اسلامی و مکتب خویش اميدی ندارد، بلکه نسبت به آنها دلسرد و نومید نیز هست و دچار یاس و سرخوردگی شده است، باید اذعان نمود که اين شخص، منتظر واقعى نيست و بدون دلیل خود را در صف منتظران قرار داده است.
1. ر. ک. به: سوره مبارکه قصص، آیه شریفه4.
-
۸۹
ج. مهدویت؛
چهارمین واژهای که در این بحث، باید مورد بررسی واقع شود، کلمهی پر محتوا و پر مغز «مهدويت» است که در طول بیش از هزار سال مورد توجه اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان بوده است؛ از این رو ابتدا باید معنای لغوی و اصطلاحی آن، تبیین شود.
در تبیین این مطلب باید گفت که کلمهی «مهدي» از جهت صرفي، اسم مفعول از فعل ثلاثي مجرد و ناقص معتل اللام «هدي، يهدي، هدي، هداية» است که مهدویت، از آن اخذ شده است.
لکن از حیث لغوي در واژهی مهدویت، دو احتمال وجود دارد که عبارتند از:
احتمال اول: اینکه کلمهی مهدویت، «مصدر صناعی» باشد. زیرا چنین مصدری در زبان عربی، از اسم یا صفت یا ضمیر، به اضافهی علامت «یّة» ساخته میشود؛ مانند «انسان»، «جاهل» و «هو» که مصدر صناعی آنها «انسانیّة»، «جاهلیّة» و «هویّة» بوده و به ترتیب به معنای «انسان بودن»، «جاهل بودن» و «حقیقت بودن» میباشند. در این صورت، واژهی مهدویت به معنای مهدوی بودن خواهد بود.
احتمال دوم: اینکه کلمهی مهدویت «صفت نسبی» یا «نسبت» باشد که در اصل «مهدویّ» بوده و ماخوذ از واژهی مهدي باشد همانند: «محمد»، «علی» و «فاطمه» که صفت منسوب آنها «محمدیّ»، «علویّ» و «فاطمیّ» میشود و به ترتیب به معنای منتسب بودن به «حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)»، «حضرت علی(عليه السلام)» و «حضرت فاطمه(عليها السلام)» میباشد. پس در اين صورت، حرف «ياءِ مشدد» در آخر کلمهی مهدویّ، «یاء مصدري» نيست، بلکه «ياء نسبت» است. حال اگر به چنین کلمات منسوبی «تاء تأنيث» اضافه شود، در این صورت این کلمات، صفت براي موصوف محذوف خواهند بود؛ بنابراین طبق این تقریر، «مهدویة» صفت براي موصوفات محذوفی از قبیل «العقیدة المهدوية» يا «الطریقة المهدویة» و یا موصوفات دیگر خواهد بود.
اما در اصطلاح، منظور از مهدويت، مکتب یا مذهب و یا عقيدهاي است که به
-
۹۰
حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) منتسب باشد؛ عقیدهای که معتقد به آن، در رفتار، گفتار و افکار خویش از امام مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که فرزند امام حسن عسکری(عليه السلام) است و در سحرگاه نيمهی شعبان سال 255 هجري قمری در شهر سامرا به دنيا آمد، پیروی میکند. او نهمين نسل از امام حسین(عليه السلام)، سبط دوم رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از فاطمهی زهرا و علی مرتضی(عليهما السلام) است که در پنج سالگي به مقام امامت و زعامت امت نائل گردید و داراي دو غيبت است که یکی از آنها کوتاه مدت بوده و در سال 329 هـ ق پايان يافته است ولی دیگری غیبت بلند مدت است که از آن سال آغاز شده و تا زمانی که فقط خداوند متعال میداند، ادامه دارد.
د. فرهنگ مهدویت؛
فرهنگ مهدوی، فرهنگی متعالی است که نويد بخش نظم عادلانهی جهاني در پرتو انسان کامل و بر مبنای اسلام راستین است. اسلامی که ائمه معصومين(عليهم السلام) به اندازهی فهم و درک مخاطبان، برخی از مشخصات و مختصات آن را تبیین فرمودند. ايشان در زمانهای متمادی و مكانهاي مختلف و با توجه به استعدادهاي گوناگون اشخاص و متناسب با اين عناصر، ابعاد و مؤلفههاي این فرهنگ را آموزش دادند و به تعميق آن همت گماشتند و در صدد بر آمدند تا آن را از پديدههاي افراطي و تفريطي منزه و مصون سازند.
بناي عظيم و رفیع این فرهنگ ناب ، بر تعالیم انبیاء و اولیاء الهی قبل از پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) استوار است ولی پر واضح است که مضاف بر استمرار این سیره توسط پیامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) و جانشینان معصومش(عليهم السلام)، در فرصت پديدار شده در دوران امام باقر(عليه السلام) و امام صادق(عليه السلام) این فرهنگ غنی گسترش يافت و زمينهی توسعه آينده آن نیز فراهم گرديد. در ادعيه و زيارات مربوط به حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ابعاد گوناگون و در عين حال هماهنگ و منسجم این فرهنگ فراگیر و جهان شمول، با زيبايي منحصر به فرد و ژرفنگري عالمانه و جامعيت بينظيري مطرح گرديد.