-
۷۱
كه خدا را جسم پنداشته و براي او دست و پا قائل میشوند، فقهايي كه در اختيار استعمار و زورگويان و ابرقدرتها قرار میگیرند، فقهايي كه امثال طالبان خونخوار و خونریز را تاييد ميكنند، آری آنها بدترین فقها هستند.
بله اینکه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در هزار و چهارصد سال پيش فرمودند: «من شما را پرهيز ميدهم از زماني كه فقهاي آن زمان بدترين فقها هستند». همين فقهايي هستند كه این نوع افكار را دارند. بر این اساس، اگر در منابع روایی، روايت معتبري وجود دارد كه در زمان ظهور امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برخي از علماء با او مخالفت ميكنند، منظور همين قشر و همین نوع فقهایی هستند كه مذهب باطل وهابيگري دارند.
و يا منظور امام باقر(عليه السلام) از ذیل حديثي كه در ابتدای بحث مطرح شد که به خثيمه فرمودند:
«انَّ الاسْلامَ بَدَأَ غَرِيباً وَسَيَعُودُ غَرِيباً فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ... سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لا يَعْرِفُونَ اللهَ مَا هُوَ وَالتَّوْحِيدَ»[1]
همانا اسلام با غربت آغاز شد و در آينده نيز غريب خواهد شد، پس خوشا به حال غريبان! ديري نپايد که مردمان را زماني رسد که ندانند خدا و توحيد چيست!
همين فقهایی هستند که خود را وهابی میدانند؛ زیرا مدعیانی که عقل را به طور كلي از دائره دین کنار میگذارد و خدا را از مقام عظيم کبریایی و واجب الوجودياش تنزل میدهند و او را همانند يك انسان مادي تشبیه میکنند، دیگر نمیفهمند توحید چیست و دیگر نمیتوانند خدا را بشناسند؛ زیرا آن خدایی که آنها تعریف میکنند، ديگر خداي واجب الاطاعة نميشود. البته معناي اين روایت آن است كه يك جمع قابل اعتنايي از مردم خدا را نمیشناسند و چیستی توحید را نمیدانند، نه اینکه همهی مردم چنین باشند.
بنابراین همانطور که اجمالا اشاره شد خوانندگان فهیم پس از تحقیق درباره زندگينامه،
1. ر. ک. به: بحارالانوار، علامه مجلسی(قدس سرّه)، ج24، ص328، از تفسير فرات کوفي(قدس سرّه).
-
۷۲
عقائد و کتابهای فراوانی که ابن تيميه نوشته است، خواهند فهمید که او بعد از ضربههايي كه نسبت به خدا و صفات الهی، به اصول اعتقادي وارد كرده است ضربههای خبیثانهی دیگری را نیز راجع به امامت و ولایت اميرالمؤمنين امام علي(عليه السلام) وارد کرده است و سخنانی را بر زبان قلم میراند که مورد اجماع بسیاری از مسلمین است! او در این زمینه بديهيّاتي را كه تاريخ اسلام، راجع به اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل کرده، به راحتی انكار میکند كه انسان از پُر رويي يا كم عقلي اين شخص، يا بياعتنا بودن به ساير امور مردم از طرف اين شخص، تعجب ميكند. مثلاً در علم اميرالمؤمنين(عليه السلام) احدي از مورخين ترديد ندارد و مورد اجماع مسلمین است که در آن زمان، اعلم مردم، اميرالمؤمنين(عليه السلام) بوده است، ولی اين شخص متعصب جاهل، به راحتي علم اميرالمؤمنين(عليه السلام) را انكار ميكند! یا مثلاً در مورد شجاعت اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جنگها و غزوات قضايايي مطرح شده كه احدی از مسلمین در آنها ترديد ندارد و مانند آفتاب روشن است، اما ابن تیمیهی گمراه، به راحتي در این مسلمات اسلامی ترديد وارد ميكند.
ابن تیمیه حتی در این زمینه از برخی محققین مسیحی همچون: میخائیل نعیمه، ایلیا یاولیچ پطروشفسکی، شِبلی شُمَیِّل، جبران خلیل جبران و جرج جرداق نیز کمتر است!؟ چه اینکه دکتر شبلی شمیل مسیحی(1917– 1853) شاگرد ویژهی چارلز داروین و از پيشتازان مكتب ماديگرى در مورد امام علی(عليه السلام) با تعابیری عجیب که جرج جرداق از او نقل میکند، میگوید:
«إن علي بن أبي طالب عليه السلام إمام بني الانسان و مقتداهم و لم ير الشرق و الغرب نموذجا يطابقه أبدا لا فيالغابر و لا في الحاضر»[1]
همانا علی بن ابی طالب که درود خدا بر او باد، پیشوا و مقتدای هر انسانی است
1. ر. ک. به: الإمام علي(عليه السلام) صوت العدالة الانسانية، جورج جرداق، ج1، ص55.
-
۷۳
و در شرق و غرب دنیا به هیچ وجه کسی نمونهای که مطابق او باشد را نه در گذشته و نه در زمان حاضر ندیده است.
و یا نویسندهی مسیحی، جبران خلیل جبران در مضمون عبارتى كه از وى معروف شده و جرج جرداق آن را در كتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» نقل كرده، چنين ميگويد:
«...مات علىّ شهيد عظمته و عدله [يا] قتل علىّ فى محرابه لشدّة عدله مات علىّ و الصّلوة بين شفتيه. مات علىّ شأن جميع الأنبياء الّذين يأتون إلى بلد ليس ببلدهم و يأتون (و يبعثون) إلى قوم ليسوا بقومهم»[1]
...على رخت از اين جهان بست در حاليكه شهيد عظمت و عدالت خویش بود، [يا] على در محراب خود به جهت شدّت عدالتش كشته شد. او چشم از این دنیا پوشید، مانند پیامبرانی که در جوامعی مبعوث میشدند که گنجایش پیامبران را نداشتند و بر مردمی وارد میشدند که شایستۀ آن پیامبران نبودند و در زمانی ظهور میکردند که زمان آنان نبود.
و یا خود جرج سمعان جرداق مسيحی در كتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» دربارهی آن حضرت مينويسد:
«ما ضرك أيتها الأيام لو جمعت قواك و طاقاتك فأنجبت في كل زمان إنسانا كعلي عليه السلام في عقله و روحه و نفسه، في كلامه و بيانه و في قوته و شجاعته»[2]
ای روزگار اگر چه نیروها و توانهایت را در تمام زمانها جمع کنی، محال است تا انسانی را همانند علی در عقل و روح و نفس و سخن و گفتار و نیرو و شجاعت متولد کنی.
1. ر. ک. به: همان، ج1،ص۷.
2. ر. ک. به: همان، ج1،ص49.
-
۷۴
و یا ايليا پاوليچ پطروشفسكى[1] استاد تاريخ در دانشگاه لنينگراد دربارهی آن حضرت ميگوید:
على پرورده محمد(صلي الله عليه وآله) و عميقا به وى و امر اسلام وفادار بود... على تا سر حد شور و عشق پاى بند دين بود؛ صادق و راستگار بود؛ در امور اخلاقى بسيار خردهگير بود و از نامجويى و مالپرستى به دور و بيشك هم مردى سلحشور و هم شاعر و تمام صفات لازمهی اولياء اللّه در وجودش جمع بود.[2]
و یا ميخائيل نعيمه مسیحی در مقدمهای که بر کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانية» نوشته دربارهی آن حضرت میگوید:
هيچ مورخ و نويسندهاى هر اندازه هم كه داراى نبوغ و رادمردى باشد نمىتواند قيافه كاملى از انسان بزرگى مانند پيشوا على حتى در هزار صفحه ترسيم نمايد.[3]
و یا توماس کارلايل[4] تاریخدان اسکاتلندی درباره امام علي(عليه السلام) چنين ميگويد:
ما نميتوانيم علي را دوست نداشته باشيم و به وي عشق نورزيم؛ زيرا هر چه خوبي هست که ما آن را دوست داريم همه در علي جمع است. او جوانمرد شريف و بزرگواري بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليري بود، از بشر شجاعتر، اما شجاعتش آميخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.[5]
حالا اینان كاري ندارند كه اين حرفها درست است يا نه، اما ابن تيميه با وقاحت تمام،
1. Ilya Pavlovich Petrushevsky
2. ر. ک. به: اسلام در ایران، پطروشفسکی، ص۴۹-۵۰ و همان، ص۱۶۸.
3. ر. ک. به: همان، ج1، ص7.
4. Thomas Carlyle
5. ر. ک. به: زندگانی محمد[(صلي الله عليه وآله)]، کارلایل، ص45.
-
۷۵
عدالت، علم و شجاعت اميرالمؤمنين(عليه السلام) را انكار ميكند! بنابراین جاي سؤال است كه او چه هدفي را دنبال ميكرده است؟ پاسخ روشن است زیرا ابن تیمیه و پیروان گمراه او ميخواهند شخصيتي را ترور کنند كه اگر خود او و نهجالبلاغه او براي جامعه بشري محور باشد، بیشک جامعه بشري را احيا ميكند. آری اگر امام علی(عليه السلام) محور باشد، ديگر نميشود بر آن جامعه حكومت كرد و دیگر كسي نميتواند بگويد که من پيرو اسلام هستم، اما در مقابل ظلم سكوت ميكنم!
پس این گمراهان و نا مسلمانان به خوبی تشخیص دادهاند که برای تسلط بر اسلام و مسلمین، ابتدا بايد اميرالمؤمنين(عليه السلام) را از جامعه اسلامی بگيرند و آن وقت است كه بايد علمش را انكار كنند، شجاعتش را انكار كنند، عدالتش را انكار كنند. و واقعاً وقتي انسان اينها را ميخواند ميبيند که مظلوميت اميرالمؤمنين(عليه السلام) فقط مخصوص زمان خودش نبوده، بلکه آن حضرت، در زمان ما نیز مظلوم است.
در این باره، ابن تيميه در کتاب «منهاج السنة» تا حدی پیشروی میکند که وقتي به حكومت اميرالمؤمنين(عليه السلام) ميرسد، تعابیر زنندهای را بيان ميكند كه حتی انسان حاضر نيست تا آن مطالب را راجع به حكومت يك ظالم به کار ببرد!؟.
تبیین وظیفهی مسلمانان واقعی در عصر غیبت؛
حال بعد از تبیین این مطلب، سؤال اين است که شخص متعصب و حقیري همچون ابن تيميه که علماي بزرگ زمان در دوران حیات و ممات او، بر ضد او كتابهای متعددی نوشتند و گفتند که او كافر است، زنديق است، عقلش كم است و هر كسي عقائد او را داشته باشد، قتلش واجب است و...؛ چرا بايد بعد از پانصد، ششصد سال، نظريه و افكار او به صورت قويتر در جامعه اسلامي مطرح شود و بخشي از جامعهی امروز اسلامي را احاطه كند؟!
پاسخ این است که اساساً علت اينكه ائمه هدی(عليهم السلام) در زمان غيبت كبري، مومنین را ارجاع دادهاند به اينكه برويد سراغ فقهاي عامل و عالم همين است؛ زیرا مسلمان اگر
-
۷۶
دين خود را از افكار فقيهان و مراجعي كه عمرشان را در دين صرف كردهاند، نگيرد، گرفتار کسانی خواهد شد که به راحتي توحيد را از او ميگيرند، به راحتي صفات خدا را به صورت ديگري در نظر او جلوه ميدهند، به راحتي منابع عظيم و دُِرّ گرانبها و بيمثل و نظير ولايت را از او ميگيرند؛ آری در نيمهی شعبان بايد به اين نكات مهم، بسیار توجه نمود.
بنابراین خوانندگان محترم، اگر اعتقادات وهابيت را به خوبی بررسي كنند، برایشان روشن خواهد شد که آنها به ترتیب عقائد مربوط به خدا و صفات الهی و پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) تا امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را تخریب كردهاند. فرض كنيد اگر کسی بخواهد ساختماني را خراب كند، ابتدا از ستونها و ديوارها و شناژها شروع میکند و وهابیون نیز به زعم خود همین کار را کردند، ولی آنها به خيال باطل خودشان ميخواهند بنای رفیع اسلام را خراب كنند، اما هرگز نمیتوانند.
البته لازم است عقائد وهابيت راجع به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نیز مورد بررسی قرار گیرد؟ چه اینکه اهل سنت در بسیاری از كتبشان تصريح میكنند که:
اولاً: احادیث مربوط به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از روایات متواتره است؛ به عنوان مثال شوكانى در خصوص اثبات تواتر اين روايات، كتابى به نام «التوضيح فى تواتر ما جاء فى المنتظر والدّجال و المسیح» تأليف كرده است.
ثانیاً: احاديث مربوط به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) رسيده است؛ به عنوان مثال پیامبر(صلي الله عليه وآله) فرموده است که:
«الْمَهْدِيُ مِنْ عِتْرَتِي مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ»[1]
از خاندان من، از فرزندان فاطمه است.
و یا فرموده است:
1. ر. ک. به: کشف الغمة، اربلی، ج2، ص481.
-
۷۷
«ابشری یا فاطمة فانّ المهدی منك»[1]
بشارت برتو، كه مهدی از تو می باشد.
و یا در سند دیگری فرموده است:
«يَقُومَ قَائِمُنَا، التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ»[2]
قیام کند قائم ما، نهمین فرزند از حسین.
و یا در جای دیگری فرموده است:
«كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ وَ إِمَامُكُمْ مِنْكُمْ»[3]
چگونه خواهید بود هنگامی که عیسی بن مریم(عليهما السلام) در میان شما نازل شود و امام شما از میان خود شما باشد؟
و تمام خصوصياتي كه اهل بیت(عليهم السلام) راجع به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تبیین میکنند، آنها نیز همان خصوصيات را در كتابهاي خود آوردهاند. اما وهابیون با تمام اين دلائل روشن و متقن، به تحريفها و توجيههای مختلفی تمسک كردند و يك بيان ديگري برای این روایات ابراز کردهاند. به عنوان مثال عبد العزیز بن عبدالله بن باز(1330-1420 هـ ق) آخرین مفتی اعظم وهابی عربستان، در مورد روايتی كه پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرموده است:
«بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً... كُلُّهُمْ مِنْ بنی هاشم»[4]
جانشينان من دوازده نفرند و همگی از بنیهاشم یا از قریش هستند.
میگوید: به نظر من مراد از دوازده خليفه، خلفاى چهارگانه، معاويه و فرزندش يزيد و سپس عبدالملك بن مروان و چهار فرزندش و عمر بن عبدالعزيز است و ربطي به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)
1. ر. ک. به: کنزالعمال، متقی هندی، ج2، ص105.
2. ر. ک. به: المناقب ابن الجزرى، ص32، ح17.
3. ر. ک. به: صحيح بخارى، ج4، ص205.
4. ر. ک. به: ينابيع المودة لذوي القربى، قندوزي، ج2، ص315.
-
۷۸
و قضيهی مهدويتي كه شيعه ميگويند، ندارد! و يك افرادي را اسم میبرد كه نه تنها ارزشي در تاريخ اسلام ندارند، بلكه بر خلاف قرآن کریم و سنت پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) عمل كردهاند و در نهایت میگوید: آنچه پيامبر(صلي الله عليه وآله) در مورد دوازده نفر فرموده زمانش تمام شده و گذشته است و از میان این افراد، فرد ديگري باقي نمانده است.[1]
جمع بندی و نتیجهی بحث؛
بنابراین خلاصهی عرايض نگارنده اين است که وهابيت مانند موريانهاي است كه بر جان اسلام افتاده و به دنبال ضربه زدن به عقائد مسلمانان، از ذات خدای متعال گرفته تا تمامی امور اسلامي و ديني ماست. شما اگر به مكّه و مدينه مشرف بشويد خواهید دید كه در كتابهاي خودشان چه دروغها و افتراهايي بر شيعه ميبندند و به دنبال از بين بردن شيعه هستند.
به دیگر کلام، وهابيت گروهي نبوده كه فقط در مقابل شيعه باشد، بلکه به گواه تاريخ، اینها فرقهاي هستند سمّی که هم براي از بين بردن اهل سنت برنامهی مفصلی دارند و هم براي از بين بردن شيعه تلاش میکنند. بدین رو، اگر وهابيت، گروهکی است که در دويست سيصد سال پیش، به سرزمینهای شیعیان از جمله عتبات عاليات، مدينه و نجف و كربلا، حمله كردند و به قتل و غارت و تجاوز و راهزنی مشغول شدند، اینان همان گروهی است که در سالهاي قبل از این حمله، به شهرهاي اهل سنت از جمله اطراف نجد و حجاز و عراق و يمن نیز حمله كردند و به قتل و غارت و تجاوز و راهزنی مشغول شدند؛ یعنی خود سنيهاي بيچاره، از ناحیهی حملات وهابیون، زياد قتل عام شدند و اموالشان را غارت كردند و جنايات اينها اختصاص به شيعه ندارد.
حال در اين روزها هم يك عدهاي از وهابیون کوردل، مجدداً فتوا دادند كه بايد ضريحهايي را كه در عتبات مقدسه هست، خراب كرد؛ البته بعد هم ضد اسلامی خویش را در ظاهر پس گرفتند و گفتند ما اين فتوا را صادر نکرديم، چون ديدند خيلي برايشان
1. ر. ک. به: گفتاری از عبدالعزیز بن باز، چاپ شده در مجله الجامعة الاسلامیة، شماره3، سال 1388 هـ ق.
-
۷۹
سنگين تمام ميشود. آری، واقعیت این است که حملهی جنایتکارانه و فراموش نشدنی انفجار در مرقد مطهر امامین عسکریین(عليهما السلام) که در سامرا به وجود آمد و قلب تمام آزادگان جهان را جریحه دار کرد، تماماً ریشه در افكار و اعمال فرقهی ضالهی وهابيت دارد.
بنابراین یکی از ضرورياتی که براي جوانان جامعه اسلامی مطرح است، اين است كه آنها افكار وهابيت را كاملاً بخوانند و مطالعه كنند و بررسي كنند. نگارنده چندی قبل به بعضي از مسئولين فرهنگی، پيشنهاد داد كه در این زمینه چند سمينار علمي برگزار کنند تا اولاً عقائد وهابيت كاملاً برای جوانان روش بشود و ثانیاً جامعه اسلامی از اين عقائد انحرافي، محفوظ بماند.
در پایان اميد است که خداوند متعال، به برکت ايام پر برکت نیمهی ماه مبارک شعبان، تمام آحاد جامعه اسلامی و مسئولين كشور و همهی آنهايي كه خدمتگزار به حوزههای علمیه و مراکز علمی و دانشگاهی هستند، در تحت عنايات خاصه امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) باشند و اين كشور عزیز را كه تا به حال در سايهی عنايات و بركات آن حضرت رو به رشد و سعادت بوده است، در آينده نيز پلههاي ترقي بيشتري را طي كند تا جوانان عزیز، اعم از برادران و خواهران ایمانی هرچه بيشتر بتوانند عقائد و آگاهيهاي ديني خودشان را بيشتر و بیشتر كنند. انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
-
۸۰