-
۴۱
«فإنْ دَخلَ فیهِ بِحَقیقةٍ وإلّا ضَربَ عُنُقَهُ»[1] «فَيَضَعُ فِيهِمُ السَّيْفَ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَى آخِرِهِمْ»[2]
«اگر كسى اسلام نياورد، گردن زده مىشود». «پس در ميان آنان شمشير مينهد و تمامي ايشان را از دم تيغ ميگذارند».
بر اين معنا حمل شوند كه كسانى كه به حقانيّت اسلام علم پيدا كنند، اما از روى عناد و لجاجت نپذيرند، دچار چنين عقوبتى شوند، بنابراين منافات ندارد كه عدّهاى از يهود و نصارى كه عناد و لجاجت ندارند، بر مسلك خود باقى بمانند.
نكتهی دوم: تبیین چگونگی و ویژگیهای دین در دوران ظهور؛
در تبیین اولین تعبیر روایی، ذکر شد که حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، دين جديدى را كه از نظر ماهيّت و واقعيّت، با دين فعلى مختلف باشد، نخواهد آورد، بلکه در آن زمان نیز، همين دين، كه بشر را به مسألهی ظهور و آماده شدن براى آن ترغيب مىكند، بنیان اعتقادى مردم و اساس دين آنان را تشکیل میدهد؛ هر چند که ممكن است برخى از احكامى كه تاكنون بيان نشده باشد، در آن زمان بيان شود، از این رو تلقی جدید بودن دین ایجاد شود.
البته اين مطلب را که ممکن است برخی احکام در زمان ظهور بیان شوند، شايد بتوان از برخى تعابير روایی استفاده نمود؛ تعابیری همچون روایتی که امام باقر(عليه السلام) طی آن فرموده است:
1. ر. ک. به: الكافي، کلینی(رحمه الله)، ج8، ص227.
2. ر. ک. به: بحارالأنوار، مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص338.
-
۴۲
«إنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ... سَكَتَ عَنْ أَشْيَاءَ لَمْ يَسْكُتْ عَنْهَا نِسْيَاناً لَهَا فَلَا تُكَلَّفُوهَا رَحْمةً مِنَ اللهِ لَكُمْ فَاقْبَلُوهَا»[1]
به درستی که خداوند تبارک و تعالی درباره بعضی از چيزها سكوت كرده است [یعنی نه آنها را حرام كرده و نه واجب] اين سكوت از روی فراموشی نبوده است بلكه خواسته است شما در آن موارد آزاد باشيد. پس شما خود را در آن زمينهها به تكلف و مشقت نيندازيد، رحمتی است از جانب خدا برای شما پس آن را بپذیرید و بگیرید.
هر چند، اين احتمال نیز نسبت به روایت فوق وجود دارد كه چه بسا مدلول آن، «سكوت دائمى و هميشگى» باشد؛ يعنى، ممكن است خداوند متعال در هيچ زمانى آن احکام را بيان نفرمايد.
به هر جهت، از تتبع در مجموع روايات، درباره خصوصیات دین در دوران ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) چند ویژگی مهم استفاده مىشود كه عبارتند از:
ویژگی اول: تغییر اجرای احکام، ضمن دو شاهد روایی؛
یکی از ویژگیهای دوران ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) این است که در آن زمان، نحوهی اجراى برخى از احكام تغيير خواهد كرد. در این زمینه به ذکر دو شاهد روایی بسنده میشود که عبارتند از:
شاهد روایی اول: اعلام حرمت گنج داری؛
در برخى از روايات وارد شده است كه هر كسى گنجى داشته باشد، از سوى آن حضرت، گنج او حرام اعلام مىشود. امام صادق(عليه السلام) در این زمینه فرموده است:
«مُوَسَّعٌ عَلَى شِيعَتِنَا أَنْ يُنْفِقُوا مِمَّا فِي أَيْدِيهِمْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا حَرَّمَ عَلَى كُلِّ ذِي كَنْزٍ كَنْزَهُ حَتَّى يَأْتِيَهُ بِهِ فَيَسْتَعِينَ بِهِ عَلَى عَدُوِّهِ»[2[
1. ر. ک. به: من لايحضره الفقيه، شیخ صدوق(رحمه الله)، ج4، ص75.
2. ر. ک. به: تفسير عياشى، ج2، ص87 و بحارالانوار، مجلسی(رحمه الله)، ج73، ص143.
-
۴۳
بر شيعيان ما انفاق به معروف و به مقدارى كه مناسب است، مشروع شده است، اما هنگامى كه قائم آل محمد(صلي الله عليه وآله) ظهور فرمايد، هر گنجى را بر نگهدارندهی آن حرام مىكند تا اينكه دارندهی گنج، آن را بياورد و حضرت به وسيلهی آن، بر دشمنانش پيروز گردد.
البته امام صادق(عليه السلام) در دنبالهی روايت، این مطلب را با عبارت «وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ» تاویل آيهی شريفهی سی و چهارم سورهی مبارکهی توبه دانستهاند كه خداوند متعال فرموده است:
(وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ)[1]
كسانى كه طلا و نقره را گنجينه قرار مىدهند و آن را در راه خدا خرج نمىكنند، پس آنان را به عذاب دردناك مژده بخش.
بنابراین بايد توجّه داشت که بر طبق چنين احاديثى، مىتوان گفت که اساساً بطون و تأويل اصلى برخى از آيات شريفهی قرآن، در زمان ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) روشن مىشود؛ از این رو، نمىتوان گفت که در زمان قبل از ظهور، كسانى كه گنج دارند، مشمول این آيهی شريفه هستند؛ به عبارت دیگر، نمىتوان گفت كسانى كه در اين زمان، زكات و انفاق خود را به طور صحيح انجام مىدهند و داراى گنج نيز هستند، اين گنج، بر آنان حرام است، ولی میتوان گفت که تا زمان ظهور، «انفاق به معروف»، لازم است و در زمان ظهور، به نحو ديگرى خواهد بود.
شاهد روایی دوم: اجرای حد شرعی بر مانعین زکات؛
در برخى از روايات وارد شده است كه در عصر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، کسانی که مانع پرداخت زكات هستند، حدّ شرعی بر آنها جارى مىشود، تا جامعه از لوث فساد و وجود آنان اصلاح شود؛ چه اینکه رباخواران و غاصبان
1. ر. ک. به: سوره مبارکه توبه، آیه شریفه34.
-
۴۴
حقوق و اموال انسانها كه سراسر دوران عمر خود را به چپاول و غصب و گرانفروشى و احتكار و... گذراندهاند و از پرداخت حقوق الهی نه تنها امتناع کردند، بلکه مانع این عمل خیر از سوی دیگران نیز بودهاند، گرچه ظاهر الصلاح و مسلمان باشند، ولی باید حد شرعی بر آنها جاری شود.
البته نباید از نظر دور داشت که اين عقوبت، مختص زمان ظهور است و ربطی به دوران قبل از ظهور، ندارد. به هر جهت، در این زمینه، امام صادق(عليه السلام) فرموده است:
«إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَخَذَ مَانِعَ الزَّكَاةِ فَضَرَبَ عُنُقَه»[1]
وقتى قائم ما قيام كند، مانع زكات را دستگیر میکند و گردن او را مىزند.
و یا در روایت دیگری آمده است:
«لَوْ قَدْ قَامَ الْقَائِمُ لَحَكَمَ بِثَلَاثٍ لَمْ يَحْكُمْ بِهَا أَحَدٌ قَبْلَهُ ... وَ يَقْتُلُ مَانِعَ الزَّكَاةِ...»[2]
زمانی که قائم قیام میکند به سه چیز حکم میکند که کسی قبل از او به آن حکم نکرده است [یکی از آنها این است که او] منع کننده از پرداخت زكات را مىكشد.
ویژگی دوم: نسخ برخی احکام، ضمن یک شاهد روایی؛
یکی دیگر از ویژگیهای عصر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) این است که در آن دوران، برخى از احكام، منسوخ مىشوند. به عنوان شاهد مثال، «تقيّه» كه در زمان امامان معصوم(عليهم السلام) گاه متصف به وجوب، گاه متصف به حرمت و گاهی نیز متصف به جواز و اباحه و کراهت بوده است و تا پایان عصر غيبت نيز این احکام دوام دارد، بر طبق برخى روايات، در زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، مشروعيّت خود را از دست مىدهد و نه امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به تقيّه حکم یا عملی صادر خواهد كرد و نه مردم مجازند تا بر طبق تقیه، امتثال کنند. به عنوان مثال در ذیل آیهی شریفهی نود و هشتم سورهی مبارکهی صف که آمده است:
1. ر. ک. به: كافى، شیخ کلینی(رحمه الله)، ج3، ص503.
2. ر. ک. به: بحار الانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص325.
-
۴۵
(فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء)[1]
و چون وعدهی پروردگارم فرا رسد آن را در هم كوبد.
امام صادق(عليه السلام) در تاویل آن میفرمایند:
«قال(عليه السلام): رَفَعَ التَّقِیَّةَ عِنْدَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَیَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَاءِ الله»[2]
امام(عليه السلام) فرمود: [این آیه برای] رفع [حکم] تقیه [در] زمان قیام قائم خواهد بود؛ پس او، از دشمنان خدا انتقام میگیرد.
یا در روایتی دیگر میفرمایند:
«لَيْسَ عِنْدَهُمْ تَقِيَّة»[3]
نزد ایشان تقيّه نیست.
البته تذکر این نکته لازم مینماید که ظاهر رواياتی که در این زمینه صادر شده است، «اطلاق» داشته و تمام اقسام تقیه را شامل میشود. یعنی در آن زمان، هيچ كدام از انواع تقيّه از قبيل «مداراتى»، «خوفى»، «اکراهی» و «كتمانى»، مشروع نیست؛ زیرا از یک طرف، در آن زمان، احكام به صورت واقعى ظهور خواهند داشت و لذا لازم است تا احكام واقعى، اجرایی و عملیاتی گردند و از طرفى دیگر، مشروعيت تقيّه، جهت حفظ عقائد صحيح و صیانت از پيروان آن است که در آن زمان، دیگر موجبی برای آن وجود ندارد.
جمع بندی و نتیجهی بحث؛
بنابراین، از مجموع نکات مطرح شده و نیز از جمیع تعابير روايی که درباره «كيفيّت
1. ر. ک. به: سوره مبارکه صف، آیه شریفه98.
2. ر. ک. به: بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج12، ص207.
3. ر. ک. به: همان، ج53، ص46 و تعابیر وارده در روایت بلندی که در همین کتاب نقل شده است. برای مطالعه بیشتر ر. ک. به: همان، ج52، ص345.
-
۴۶
دين در عصر ظهور» وارد شده، استفاده مىشود كه دين در دوران ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، با همهی اَبعاد و ظرفیتهای بالقوة و بالفعل، به مرحلهی اجرا در خواهد آمد و سعادت بشرى در پرتو آن، تحقّق خواهد يافت، در نتیجه در آن زمان مبارک، هيچ گونه محدوديّتى در بيان و اجراى احكام وجود نخواهد داشت و هر آنچه به عنوان مانع تصوّر شود، به قدرت لا یزال الهی از بين خواهد رفت. انشاءالله.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
-
۴۷
گفتار دوم
فرق انحرافی در عصر غیبت
سخنرانی درجشنوارهی فرهنگی، هنري و گردشگري مهدويت
-
۴۸
آنچه در گفتار دوم مطالعه خواهید کرد:
1.وهابیت، اصلیترین و قویترین دشمن اسلام، در عصر غیبت؛
2.گذری کوتاه بر عقائد فرقه وهابیت و مراحل سه گانه پیدایش آن؛
3.مرحله اول پیدایش: احمد بن حنبل، امام مذهب حنبلی؛
4. مرحله دوم پیدایش: ابن تیمیه ادامه دهنده راه احمد بن حنبل؛ بخش اول: ترویج عقائد باطل درباره خداوند متعال؛ بخش دوم: ترویج عقائد باطل درباره قرآن کریم؛ بخش سوم: ترویج عقاید باطل درباره انبیاء و اولیاء الهی؛ بخش چهارم: انکار فضائل اهل بیت؛
5.مرحله سوم پیدایش: محمد بن عبدالوهاب، ادامه دهنده راه ابن تیمیه؛
6.وهابیت، خطرناکترین دشمن اسلام، در عصر غیبت؛
7.تبیین وظیفه مسلمانان واقعی در عصر غیبت؛
8.جمع بندی و نتیجه بحث.
-
۴۹
فرق انحرافی در عصر غیبت
(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ)[1]
و ما در زبور پس از تورات نوشتهايم که اين زمين را بندگان صالح من، به ميراث خواهند برد.
ايام ولادت با سعادت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، آخرين پيشواي شيعيان، منجي عالم بشريت، اميد اميدواران و منتَظَر منتظرانِ چشم دوخته برای سعادت بشریت، بر تمامی شيعيان جهان و همهی مسلمانان عالم، میمون و مبارک باد.
تبیین موضوع بحث؛
یکی از موضوعات مهمّى كه دین مبین اسلام، تقریباً از آغاز با آن مواجه بوده و تاکنون نیز منشأ بسيارى از انحرافات، اختلافات و خسارات شدید بر پیکرهی آن شده، موضوع «فرقههای انحرافی» است؛ این موضوع که در عصر غیبت آخرین حجت الهی، بیشتر مورد توجه بدخواهان و بدکرداران قرار گرفته است، تاکنون توانسته در انحراف اسلام از خط اصیل و رحمانی خود، آثار سویی برجای بگذارد؛ از این رو شناخت این فرقهها برای عموم مسلمانان بسیار ضروری و لازم مینماید.
البته پژوهشگران محترم به نیکی میدانند که بررسی اين موضوع، به تبع تعدد گروهها
1. ر. ک. به: سوره مبارکه انبیاء، آیه شریفه105.
-
۵۰
و گوناگونی مکاتب، مجالی واسعتر از این مقال میطلبد، لیک آنچه در اين دفتر مطمح نظر است، تحقیق و تامل درباره اندیشهها و افکار یکی از این گروهکهای منحرف و استعمار ساخته یعنی «مکتب وهابیت» است.
وهابیت، اصلیترین و قویترین دشمن اسلام، در عصر غیبت؛
بر اساس نکات پیش گفته، به نظر میرسد بر هر مسلمان آيندهنگری اعم از شيعه و سني، لازم بلکه ضروری است تا در اندیشههای مسالک جعلی و آراء مذاهب بشرساخته از جمله آئين باطل وهابيت، که براي از بين بردن دين اسلام بوجود آمده است، تدبر، تفكر و توجه نماید؛ چرا که اساساً مسلماني كه ميخواهد گام به گام در پي تحقق دين حركت كند، از شناخت زیربنایی اين نحلههای خطرناک و اشباه آن بينياز نبوده و نيست.
البته چه بسا ممکن است برخی از افراد، تاکنون هیچگاه نام «وهابيت» را به درستی نشنيده باشند، يا به درستی از عقائد و افكار آنها اطلاع نداشته باشند، اما باید بدانند که امروزه يكي از دشمنان اصلي دين اسلام که دشمنیشان با اسلام، به مراتب از دشمني يهود و نصارا و سایر مذاهب، قويتر و شدیدتر است، همین مکتب استعماری است.
بدیهی است منظور از دشمنیِ قويتر و عداوتِ شدیدتر از جانب این گروه، این است که فرقهی وهابیت از ابتدای بنیانگذاری اعتقادی تا زمان قدرتیابی سیاسی، با تحرك فراوان و بسیج تمام امكانات مادی و معنوی خویش میکوشد تا به زعم خود، دين اسلام را از ماهيت اصلي و الهی خود خالي كند و از انسان مسلمان، يك انساني بر خلاف آنچه كه قرآن کریم انتظار دارد به وجود آورد.
آری در میان دشمنان قسم خوردهی اسلام، يكي از قویترین، اصلیترین و کینهتوزترین دشمنان، گروه وهابيت است که از مذهب حنبلی نشأت گرفته است. از این رو، به اندازهی وسع این مجال، باید به صورت اجمالی و گذرا تشکیل مسلک وهابی مورد تبیین قرار گیرد.