-
۳۶۱
قرآن را از اعتبار ساقط كنند و در این راه به تفرقه افکنی میان شیعه و سنی امید بستهاند. به عنوان مثال: هر چند در میان پیروان مذهب اهل بیت(عليهم السلام) كتب زیادی در رد تحریف قرآن نوشته شده و ميشود، اما آنها برای تضعیف شیعه میآیند با چاپ و نشر برخی از کتب، بعضي از رواياتي كه دلالت بر تحريف معنوي دارد، حمل بر تحريف ظاهري و لفظي ميكنند!؟. و یا در میان اهل سنت نیز از این دست اقدامات انجام میدهند مثلاً در چند سال پيش در كويت قرآني چاپ كردند كه آيات جهاد، شهادت، مبارزه با كفار و مشركين را حذف كرده بودند!؟
البته شكّي نباید داشت كه ريشهي اصلي این اختلافات، خارج از دنياي اسلام است؛ این مطلب چنان واضح است که نیازمند توضیح نیست. به عنوان مثال: آیا در باور کسی میگنجد که دشمنان اسلام حتي از بعضي از فروع فقهيه مسلمانان اطلاع دارند تا حدی که رژیم جعلی و غاصب اسرائيل كُرسي و رشته شيعه شناسي تاسیس میکند؛ براي اينكه موارد اختلاف بین شیعه و سنی را شناسایی کند و با برنامههای خبیثانه، بين علماي اهلسنت و شيعه اختلاف ايجاد كنند! و یا آیا در باور کسی میگنجد که در روزهاي اوليهاي كه آمريكا وارد عراق شد، به اذعان بسیاری از مردم و علمای عراق، اسرائيل بسياري از كتابخانهها و كُتُب اصلي علما عراق را غارت كرد و به تاراج برد و به جای آن، دست به توزیع و پخش رایگان بدترين و مبتذل ترین سيديها زدند تا جوانان مسلمان اعم از شيعه و سني را منحرف نمایند! و یا آیا در باور کسی میگنجد که وقتي آمریکا و ناتو در افغانستان حضور پيدا كردند، چقدر مسائل فسق و فجور و فساد را در ميان جوانان آن سامان زياد كردند!
بله دشمنان اسلام با تمام قوا در حال توطئه چینی و ایجاد اختلاف و فساد هستند و همه اين امور برنامهريزي شده است و حساب دارد و نبايد ساده لوحانه فكر شود كه اگر مسلمانان كاري به كار دشمنان نداشته باشند، آنها كاري به كار مسلمانان ندارند پس و وقتي آنها با تمام وجود به ميدان آمدهاند و در صدد توطئه بر ضد قرآن کریم و خراب کردن نظام اعتقادی، فقهی، سياسی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگي مسلمانان هستند،
-
۳۶۲
روحانیت مسئولیت دارد.
ب. مهدویت، مهمترین اعتقاد مشترک در وحدت اسلامی؛
بیتردید یکی از مهمترین اعتقادات مسلمانان که موجب وحدت اسلامی مذاهب مختلف اسلامی است «باورداشت مهدویت» است و از این رو یکی از دسیسههای قدیمی بر ضد اسلام، مبارزه با این اعتقاد صحیح است. زیرا آنها شنیدهاند كه طبق صریح بعضی از آيات شريفهي قرآن كريم، روزي فرا خواهد رسید که اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد شد؛ چه اینکه خدای متعال درباره فلسفهی ارسال رسل و رسالت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) فرموده است:
(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)[1]
اوست آن خدايی که پيامبر خود را همراه با هدايت و دين راستين بفرستادتا او را بر همه اديان پيروز گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آيد
يا در سوره مبارکه صف فرموده است:
(يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ)[2]
میخواهند نور خدا را به دهانهايشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده نورخويش است، هر چند کافران ناخشنود باشند.
همچنین در سوره مبارکه توبه فرموده است:
(يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ)[3]
میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند.
1. ر. ک. به: سوره مبارکه توبه، آیه شریفه33.
2. ر. ک. به: سوره مبارکه صف، آیه شریفه8.
3. ر. ک. به: سوره مبارکه توبه، آیه شریفه32.
-
۳۶۳
آری يكي از آياتي كه مسلمانان در مسئلهی مهدويّت به آن استدلال ميکنند، آيهی شريفهی سی و سوم سوره توبه و یا آيهی شريفهی نهم سوره صف است. بدین بیان که شیعیان و اهل سنت مشترکاً معتقدند که از صدر اسلام تاکنون تمام دين براي كلّ بشر مطرح نشده است و طبق این آیات باید روزی فرا برسد که دین اسلام جهاني شود و مسيحيّت و يهوديّت كنار برود و آن روز، روز ظهور منجی عالم بشریت و فرزند رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) و آخرین حجت الهی حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است که تمام دين براي كلّ بشر مطرح خواهد شد.
پس موضوع مهدویت یکی از مشترکات مهم اعتقادی اسلام است که البته در جزییات آن اختلافاتی بین فریقین وجود دارد؛ مثلاً شیعیان معتقدند که حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) متولّد شده و در قید حیات است، ولی اهل سنت معتقدند كه آن حضرت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در زمان خاصي متولد خواهد شد، هر چند در بعضی از كتب اهل سنت هم آمده است كه ایشان متولد شده است، ولي دشمنان اسلام اجمالاً به جزئيات این مسالهی مشترک اسلامی کاری ندارند، امّا تمام هجمه و حملهی آنها به اين اصل مشترک و مسلم اسلامی است و ميخواهند با آن مبارزه كنند. تا جایی که يكی از روحانيون شيعه كه پانزده سال در زندان رژیم غاصب اسرائيل اسیر بود، بعد از آزادی روزی به دیدار مرحوم والد عظیم الشان ما حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(رحمه الله) آمده بود و نقل میکرد که هر بار كه زندانبانان اسرائیلی مرا بازجويي ميكردند، از من سؤال ميكردند که اين مهدياي كه مسلمانان ميگويند ميآيد و همه مردم را به اسلام دعوت ميكند و حكومتهاي ظالم را از بين ميبرد كيست و كجاست؟ پس اينها به خيال باطلشان فکر میکنند که این امر در اختيار بشر است؛ از این رو معتقدند که باید تمام مکانهای احتمالی سکونت ایشان را جستجو نمود تا آن حضرت را پیدا نمود و از بین برد! نظير همان قضيهاي كه براي ولادت حضرت موسي(عليه السلام) اتفاق افتاد و فرعون افراد و کودکان
-
۳۶۴
زیادی را هر چند در شکم مادرنشان كشت تا بلکه به زعم خویش از وقوع این ولادت با برکت جلوگیری کند، ولي غافل از این بود که ارادهی حتمی حق تعالي بر متولد شدن حضرت موسي(عليه السلام) واقع شده بود و بالاخره واقع شد و کاخ ظلم و ستم فرعون و فرعونیان را در هم شکست.
آری دنياي كفر مشتركات مسلمانان را خوب ميشناسد و ميداند که آن موضوعی كه به آنها ضربه ميزند همين مشتركات اسلامی است. از این رو، میخواهند ريشهي این مشترکات را بزنند و لذا دائماً در حال توطئه چینی و دسیسه آفرینی هستند و با ایجاد تفرقه و اختلاف، به دنبال از بين بردن مسلمانانند؛ البته اختلاف تا مادامي كه در حدّ مباحث علمي باشد مورد قبول است؛ بدین رو از جهت علمي اگر بر افكارمان دلیل حاکم باشد، هيچ وقت نميتوان گفت که باید آن را بيجهت كنار گذاشت. و اصلاً از جهت علمي يكی از معاني آیه (لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ)[1] همين است كه فكر و ذهن و علم قابل اكراه نيست! ولي دشمنان اسلام به دنبال اين مطلب هستند كه بین مسلمانان اختلاف ايجاد كنند، از این رو در این برهه از زمان هوشياري علماي اسلام از هر زماني لازمتر است.
تبیین دو رکن از ارکان مهم وحدت اسلامی؛
از مجموع مطالب پیش گفته روشن میشود که توجه به دو رکن اساسی در تقویت و تحکیم وحدت اسلامی بسیار موثر است به خصوص در ايام هفتهي وحدت که يكي از ارزشها و بركات نظام مقدس جمهوري اسلامي تاکید بر وحدت بين شيعه و سني و بين علماي شيعه و اهل سنت است. به هر حال اين دو ركن عبارتند از:
رکن اول وحدت اسلامی: حفظ مشترکات اسلامی؛
اولین ركن رکین در برقراری وحدت اسلامی، تقویت و تاکید بر مشترکاتی از قبیل عدم
1. ر. ک. به: سوره مبارکه بقره، آیه شریفه256.
-
۳۶۵
تحریف قرآن کریم یا دستور پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) بر لزوم تمسک به اهل بیت(عليهم السلام) و نیز اعتقاد به مهدویت است که بحث اجمالی آن گذشت. بر این اساس، علمای شیعه و سنی بايد در مورد ادعای تحریف قرآن و یا انکار فضائل و مناقب و مرجعیت اهل بیت(عليهم السلام) و تردید در اعتقاد به مهدویت، واکنش نشان دهند و نباید بگذارند تا از سوی برخی از افراد كتاب یا کتبی در این زمینه منتشر شود و طی آن ادعا شود كه شيعیان و علماي شيعه قائل به تحريف قرآن هستند! یا سنیان و علمای اهل سنت-نه وهابیان پلید و ناصبیان گمراه- قائل به عدم تمسک به عترت و انکار محبت و مناقب اهل بیت(عليهم السلام) هستند! بنابراین بر علما لازم است تا از گسترش دو شبهه بر ضد مشترکات اسلامی جلوگیری نمایند که عبارتند از:
الف. شبههی تحریف قرآن کریم؛
البته رفع این شبهه لازم مینماید که همه این نکته را بدانند که نه تنها پیروان مذهب اهل بیت(عليهم السلام) معتقد به عدم تحریف قرآن هستند، بلکه علمای مذاهب اربعه اهل سنت نیز معتقد به عدم تحریف قرآن هستـند.
نگارنده چند سال گذشته كتابي را مشاهده نمود که در عربستان به چاپ رسیده بود و نویسندهی آن نه تنها اصرار داشت بر اينكه علماي شيعه قائل به تحريف قرآنند، بلکه اصرار داشت بر اينكه بگويد علمای شیعه بر تحريف قرآن اجماع دارند! گو اینکه ظاهراً این نویسنده، کتاب «التبیان فی تفسیر القرآن» مرحوم شيخ طوسي(رحمه الله) (385ـ460 هـ ق) را که از آثار فاخر قرن پنجم هجری قمری است، هرگز ندیده است! البته اگر چشمش را باز میکرد و این کتاب را دیده بود به هیچ وجه مرتکب چنین خطای فاحشی نمیشد!
حال سؤال این است که آیا آیات این تفسیر، با قرآنی كه امروز در دست شیعه و سنی است فرق دارد که چنین ادعای باطلی را مطرح کرده است؟ در حالی که همه میدانند که جناب شيخ طوسي(رحمه الله)، نه تنها شيخ الطائفهی مذهب امامیه است بلکه ایشان از اوّلين و مهمترين علماي كلامي، فقهي، اصولی و تفسیری شیعه است.
و از این بالاتر گو اینکه چنین نویسندگانی هرگز به کتابهای فقهاي بزرگوار امامیه از
-
۳۶۶
شيخ مفيد(رحمه الله) و سيد مرتضي(رحمه الله) و سایرین از قدما گرفته تا مراجع بزرگوار معاصر مراجعه نکردند تا ببیند که ایشان تا چه اندازه به همین آيات قرآن كريم استدلال كردند، در حالیکه اگر قرآن کریم كتابي تحريف شده بود دیگر نباید این بزرگان به آیات آن استدلال میكردند و یا آن را تفسیر مینمودند.
و از همه اینها بالاتر مگر این نویسندگان به متون روایی صادرهی از اهل بیت(عليهم السلام) مراجعه ننمودند تا ببینند که ائمهی طاهرین(عليهم السلام) در موارد مختلف به آیات قرآن استشهاد نموده و همواره به اعتنا و مراجعه بر قرآن کریم تاکید کرده و فرمودهاند که اگر حديثي از ما شنيديد براي تشخیص صحت یا عدم صحتش، آن را بر قرآن عرضه نمایید، اگر موافق با قرآن بود آن را اخذ کنید و اگر مخالف با قرآن بود آن را کنار بگذارید. به عنوان نمونه امام صادق(عليه السلام) فرموده است:
«مَا لَمْ يُوَافِقْ مِنَ الْحَدِيثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرُف»[1]
هر حديثي كه موافق كتاب خدا نباشد زخرف و باطل است.
و یا هم ایشان فرمودهاند:
«فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللهِ فَدَعُوهُ»[2]
هر سخني كه از ما براي شما نقل شد، در صورتي آن را بپذيريد كه با كتاب خدا موافق باشد و اگر با كتاب خدا مخالف بود، آن را نپذيريد
اما متاسفانه يك چنين كتابهايي منتشر میشود و به نشر اکاذیب و ایجاد تفرقه میپردازد؛ از این رو، علما بايد بيدار باشند و نگذارند تا این مطالب باطل منتشر و تهمتهای بیاساس وارد شود و بذر اختلاف را در دل جاهلان بکارد.
1. ر. ک. به: كافي، شیخ کلینی(رحمه الله)، ج1، ص69.
2. ر. ک. به: بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج2، ص227.
-
۳۶۷
ب. شبههی عدم توجه به اهل بیت(عليهم السلام)؛
دومین شبههای که لازم است با سفارش اکید بزرگان اهل سنت از گسترش آن جلوگیری شود این است که نباید برخی از افراد با نوشتههای خود به این شبهه دامن بزنند که علماي اهلسنت نسبت به اهل بیت(عليهم السلام) و عترت پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نظري ندارند، در حالی که بزرگان اهل سنت همچون احمد بن حنبل پیشوای حنبلیها در مسند خویش، از وجود نازنین پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل میکنند که ایشان میفرماید:
«النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، إذا ذهبت النجوم ذهب أهل السماء وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لأهل الأرض فإذا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ»[1]
ستارگان امان برای اهل آسمانند پس هنگامی که ستارگان بروند، اهل آسمان میروند و اهل بیتم امان برای اهل زمین هستند پس هنگامی که اهل بیت من بروند، اهل زمین میروند.
و نیز نقل شده که آن حضرت(صلي الله عليه وآله) فرموده است:
«إن الله خلق الأرض من أجل النبي، فجعل دوامها بدوام أهل بيته وعترته».[2]
خداوند، هستي را بخاطر پيامبر آفريده است و دوام اين هستي و خلقت، به برکت اهل بيت و عترت ایشان است.
در نتیجه همانطور که روشن است پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نفرمودهاند که اهلبيت من(عليهم السلام) امان براي شيعهاند، بلکه فرمودهاند اهل بیت من(عليهم السلام) امان براي اهل زمينـند، يعني برای همه انسانها امانند، حتی غیر مسلمانان.
بنابراین اولین رکن وحدت اسلامی، حفظ و حراست از مشتركات اسلامی است که با
1. ر. ک. به: وسيلة المآل، حضرمی، ص114 و ينابيع المودة، قندوزي، باب سوم، ص19 و استجلاب ارتقاء الغرف، سخاوى، ص80.
2. ر. ک. به: ينابيع المودة، قندوزی، ص20.
-
۳۶۸
عمل به دستور اکید پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مبنی بر وحدت بين مسلمانان حاصل میشود؛ چه اینکه خدای متعال در قرآن کریم فرموده است:
(اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ)
و همگى به ريسمان خدای چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت خداى را بر خود ياد كنيد.
آری همه وظیفه دارند تا مشتركات اسلامی را حفظ نمایند.
رکن دوم وحدت اسلامی: مقابله با دشمن مشترک؛
دومین ركن رکین در برقراری وحدت اسلامی، مقابلهي با دشمن مشترك است؛ دشمنی که از هیچ نوع دشمنی و مقابله فروگذار نکرده و نمیکند. البته بدیهی است که مقابله با دشمن مشترک، فرع بر شناخت صحیح دشمن و فعالیتهای دشمنانه اوست و اینکه باورمان شود كه آنها دشمن مسلمانان هستند.
به عبارت دیگر، علمای مسلمان قبل از هر چیز ابتداء باید یقین به اصل وجود دشمن کینهتوز داشته باشند و سپس در شناخت دشمن اصلی که امروزه جبههی استکبار جهانی و شبکهی جنایتکار صهیونیسم بینالملل است، نباید دچار تردید شوند و آنگاه شیوهها و روشهای این دشمن توسعه طلب و تفرقه افکن را که از طریق جنگ روانی، ترویج فساد اخلاقی، گسترش به هم ریختگیهای سیاسی، تهدید باورهای دینی، فشار و تحریم اقتصادی و ایجاد تردید در باورهای اسلامی قصد وصول به خواستههای پلید و شوم خود را دارند بشناسند تا سرانجام بتوانند عاملان و وابستگان آنان را به خوبی شناسائی کنند و با آنان مقابله نمایند.
بنابراین علمای اسلام در راستای حفظ وحدت، باید دستورات متعالی اسلام و قرآن را برای مقابله با دشمنان مشترک مسلمانان تبلیغ و ترویج نمایند. آری در اين امر نباید به خود ترديدي راه داد که در اين دوران حساس، مسئوليّت روحانيّت اسلام از مسؤلیت صحابهي رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مراتب بيشتر است؛ از این رو باید از خداي تبارك و تعالي
-
۳۶۹
درخواست نمود تا روحانيّت اسلام را در این برههی پر تلاطم مورد لطف و عنایت ویژهی خود قرار دهد. چه اینکه امروز اسلام با تمام وجود در دنيا مطرح شده و نظام كفر و شرك و استكبار نیز با تمام وجود بر اسلام عزیز هجوم آورده است.
بنابراین همهی علمای اسلام وظیفه دارند تا هفتهی وحدت را كه از يادگارهاي بزرگ معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خميني(رحمه الله) است، گرامي بدارند و در توسعه مفاهیم آن بکوشند و از این منظر دیگر نبايد بگذارند تا این امر مقدس به يك امر تشريفاتي تبديل شود، بلکه بايد در ايران و خارج از ايران، نهايت استفاده را از این هفته ببرند و اميد است كه همهی مسلمانان امانتدار خوبی برای اين امانت بزرگي كه خداي تبارك و تعالي به آنها هدیه داده است باشند و ان شاء الله در روز قيامت بتوانیم از حاملان قرآن بوده و در پيشگاه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) روسفيد باشيم.
انشاء الله بر اثر جلساتي كه در هفته وحدت، بين علماي بزرگ اهل سنت و شيعه منعقد ميشود، آثار و بركات فراواني بر مسلمین نازل گردد و حيات تازهاي در كالبد اسلام در زمان معاصر دمیده شود.
بمنه و کرمه
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
-
۳۷۰