-
۳۰۱
مهدویت و آینده جهان در پرتو قرآن
(الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلهِ عَاقِبَةُ الْأُمُور)[1]
همان کسانی كه اگر آنان را در روى زمين تسلط و توان دهيم نماز را برپا مىدارند و زكات مىپردازند و [مردم را] به هر كار پسنديده وا مىدارند و از هر عمل ناپسند و زشت باز مىدارند و عاقبت و سرانجام همه كارها از آن خداست.
تبیین موضوع بحث؛
پژوهشگران و مطالعه کنندگان در آیات الهی مستحضرند که آیات فراوانی از قرآن كریم در كمال صراحت، به مصلح كل عالم بشریت حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اختصاص یافته است، به گونهای که آن را به عنوان امری مسلم بیان میکند كه در آينده به طور قطع محقق خواهد شد.
البته در روایات وارده از پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) و ائمهی معصومین(عليهم السلام) نیز بر این مساله
1. ر. ک. به: سوره مبارکه حج، آیه شریفه41.
-
۳۰۲
تاکید شده است و مفسرین شیعه و سنی در تفاسیرشان بر آن صحه گذاشتند. از این رو در این مقال تلاش شده است تا «کنکاشی دلالی دربارهی یکی از این آیات بر موضوع مهدویت»[1] انجام پذیرد.
بررسی دلالی آیه چهل و یکم سورهی حج دال بر موضوع مهدویت؛
از جمله آیاتی که بر موضوع مهدویت و عصر ظهور دلالت میکند، آیهی چهل و یکم از سورهی مبارکهی حج است که خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:
(الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلهِ عَاقِبَةُ الْأُمُور)[1]
همان کسانی كه اگر آنان را در روى زمين تسلط و توان دهيم نماز را برپا مىدارند و زكات مىپردازند و [مردم را] به هر كار پسنديده [عقلى و شرعى] وا مىدارند و از هر عمل ناپسند و زشت بازمىدارند و عاقبت و سر انجام همه كارها از آن خداست.
به عبارت دیگر، خداوند متعال در این آیهی شریفه میفرماید کسانی که ما آنها را بر روی زمین توانایی و قدرت میبخشیم، چهار کار اساسی انجام میدهند که عبارتند از: «برپا داشتن نماز»، «پرداختن زکات»، «سفارش کردن به کارهای خوب» و «بازداشتن از کارهای بد».
لیک همانگونه که مشخص است در این آیهی شریفه، جملهی شرطیهای ذکر شده
1. در کنگره بین المللی «امام مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و آیندهی جهان» که از تاریخ 31 اردیبهشت تا 2 خرداد 1392 با حضور شخصیتهای بارز دینی در دانشگاه کوفه عراق برگزار شد، بیش از 600 اندیشمند دینی از کشورهای ایران، عراق، مصر، کویت، لبنان و سوریه شرکت کردند و طی سه روز، مقالات تخصصی خود را درباره مساله مهدویت ارائه دادند. یکی از این مقالات، مقالهای است که توسط حضرت استاد آیت الله آقای حاج شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی دامت برکاته با موضوع «کنکاشی درباره دلالت چهل و یکمین آیهی شریفه سورهی مبارکه حج بر موضوع مهدویت» ارائه شده است.
2. ر. ک. به: سوره مبارکه حج، آیه شریفه41.
-
۳۰۳
است که عبارتست از: (إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ) که چهار دستور بعدی که ذکر آن گذشت بر این شرط مترتب شدهاند؛ از این رو، در بدو امر لازم است در این زمینه به سه نکته مقدماتی عنایت شود.
تبیین سه نکته مهم مقدماتی؛
همانگونه که مطرح شد، قبل از ورود تفصیلی به بحث، ابتدا لازم است سه نکتهی مهم مقدماتی دربارهی این آیهی شریفه مطرح شود و سپس معانی لغوی و اصطلاحی کلمات وارده در آیه تبیین گردد. این سه نکته مقدماتی عبارتند از:
نکته اول: ادعای اختصاص آیه به خلفای اربعه توسط مفسرین اهل سنت؛
اولین نکته درباره این آیه این است که بیشتر مفسرین اهل سنت معتقدند که این آیهی شریفه، فقط در مورد خلفاء راشدین بعد از پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) است و در این مسیر، تا جایی پیش رفتهاند که نه تنها برخی از نگرشهای موهوم را به مفسرین متقدم شیعه نسبت دادهاند، بلکه بر این نظرشان نیز پافشاری کردهاند.
به کلامی روشنتر، اکثریت اهل سنت در تفاسیرشان قائلند که این آیهی کریمه، مختص خلفاء راشدین است و ادعا کردند که مصداق اصلی متمکنان در روی زمین و صاحبان قدرت، همان چهار خلیفهی بعد از ارتحال پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) هستند که همگی به انجام چهار دستوری که در آیه ذکر شده، موفق شدند. سپس این مفسرین در ادعایی بیدلیل ابتدا اصرار ورزیدند که علماء متقدم شیعه معتقد بودند که این آیه مختص به دوران کوتاه حکومت امیر المومنین(عليه السلام) است و آنگاه خود در قضاوتی یک طرفه، عدم رضایت خود را از این امر نشان دادند! و البته پر واضح است که امامیه از پاسخگویی به این نسبت خلاف بی نیاز است؛ چرا که هیچ اثری از امثال این نظریه در میان تفاسیر شیعه وجود ندارد.
مطابق این رویکرد، مفسرینی از اهل سنت همانند فخر الدین رازی (۵۴۴-۶۰۶ هـ ق)
-
۳۰۴
در «تفسیر کبیر/ لسان الغیب»، اسماعیل بن عمر بن کثیر معروف به ابن کثیر(692 تا 698-۷۷۴ هـ ق) در «تفسیر القرآن العظيم/ تفسیر ابن کثیر» و شهاب الدین محمود آلوسی (۱۲۱۷-۱۲۷۰هـ ق) در تفسیر «روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم» خواستند تا این آیه را از شمار دلائل حقانیت و امامت چهار خلیفهی بعد از رسول مکرم اسلام(صلي الله عليه وآله) قرار بدهند. در این باره فخر رازی میگوید:
«فدلّت الآية على إمامة الأربعة»[1]
این آیه بر امامت خلفای چهارگانه دلالت دارد
لیکن در خلال بحث دربارهی این آیه، بطلان این ادعا ثابت خواهد شد.
نکته دوم: بررسی بحث فقهی وجوب امر به معروف و نهی از منکر برای حکام یا عموم مردم؛
دومین نکته دربارهی این آیهی شریفه، این است که از رهگذر این آیه، میتوان بحثِ فقهیِ وجوب امر به معروف و نهی از منکر را برای والیان و حاکمان استفاده نمود.
به عبارت دیگر، در اینجا بحثی فقهی وجود دارد که اساسش از این آیهی شریفه نشات میگیرد؛ بدین بیان که برخی از فقها معتقدند که اگر از این آیه، مساله وجوب امر به معروف و نهی از منکر استنباط شود، این وظیفه متوجه عموم مردم نیست، بلکه اختصاص به حاکمان و والیانی دارد که متمکن بر انجام این کار هستند. حال ممکن است یکی از فقها به این نتیجه برسد که اگر از این آیه استنباط شود که امر به معروف و نهی از منکر واجب است، این دستور برای حکام واجب است و نه عموم مردم.
و این نکتهی مهمی است که در مباحث آتی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
نکته سوم: بررسی دو بحث درباره دلالت آیه از منظر مفسرین امامیه؛
سومین نکته دربارهی این آیه کریمه، که شایسته است مورد بررسی واقع شود این است که آیا این آیهی شریفه بر فرضیهی مطرح شده و آنچه بزرگان از محدثین و مفسرین امامیه مطرح میکنند دلالت دارد یا خیر؟
1. ر. ک. به: مفاتيح الغيب، فخر رازی، ج23، ص231.
-
۳۰۵
بنابراین دربارهی دلالت این آیهی شریفه بر فرضیهی مطرح شده، لازم است دو قضیهی مهم مورد بحث و بررسی قرار گیرد که عبارتند از:
قضیهی اول: آیا خود این آیه فارغ از روایات، بر موضوع مهدویت و امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دلالت دارد یا خیر؟
قضیهی دوم: آیا به واسطهی روایات میتوان این آیه را بر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) منطبق کرد و بدون آن، امکان چنین تطبیقی وجود ندارد؟
بررسی سه موضوع دربارهی مفردات آیه؛
همانطور که سه نکتهی مقدماتی دربارهی این آیهی شریفه مطرح شد، اکنون بایسته است تا دربارهی مفردات این آیهی مبارکه نیز سه موضوع مورد بررسی قرار گیرد که دو موضوع از آنها دربارهی مفردات وارد شده در این آیه است و موضوع سوم نیز، دربارهی یکی از فرازهای ذکر شده در آیهی شریفه خواهد بود. این موضوعات عبارتند از:
موضوع اول: بررسی سه احتمال ادبی درباره کلمهی الذین؛
اولین موضوع در تبیین مفردات آیه، دربارهی بیان جایگاه ادبی کلمهی (الَّذِينَ) در آیهی شریفه و بیان نظریهی مختار در مساله است که در این زمینه سه احتمال قابل طرح است که از آن میان، احتمال اول و دوم در بیشتر تفاسیر ذکر شده است. این سه احتمال عبارتند از:
احتمال اول: «الذين» محلاً منصوب و بدل از «من ينصره»؛
احتمال اول این است که (الَّذِينَ) در این آیه شریفه در «موضع نصب» دانسته شود؛ یعنی به عنوان «بدل» از عبارت (مَن يَنصُرُهُ) در آیهی قبل است که آمده بود: (وَلَيَنصُرَنَّ اللهُ مَن يَنصُرُهُ) و آنگاه در آیهی بعد آمده است که: (الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ). در نتیجه موصول و آنچه بعد از آن آمده است در موضع نصب بوده و بدل از (مَن يَنصُرُهُ) خواهد بود.
-
۳۰۶
احتمال دوم: «الذين» وصف آيه قبل و بدل از «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن...»؛
احتمال دوم این است که (الَّذِينَ) در این آيهی شریفه، «وصف برای (الَّذِينَ) که در آيهی گذشته وارد شده باشد». یعنی (الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ).
احتمال سوم: «الذين» صفت برای «المقاتلين و المجاهدين في سبيل الله»؛
احتمال سوم این است که (الَّذِينَ) در این آيهی شریفه، صفت برای «المقاتلين و المجاهدين في سبيل الله» باشد. بنابراین احتمال سوم هر چند مقداری به احتمال اول نزدیک است، اما با آن فرق دارد؛ زیرا کلام الهی در آیهی قبل در مورد کسانی است که در راه خدا قیام کرده و جنگ میکنند؛ از این رو میفرماید: (وَلَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ). در این صورت مشکل نهفته در آن این است که (مَن يَنصُرُهُ) عنوان عامی است که به (وَلَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم) باز میگردد، ولی از نصرت مخصوصی سخن به میان آمده است. بدین معنا که (الَّذِينَ) صفتی برای مجاهدين در راه خداست که هم در راه خدا از دین دفاع میکنند و هم در راه خدا میجنگند و این معنا همان مقصود از آیهی سی و نهم سوره مبارکه حج است که ابتدا فرموده: (اُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ) و سپس در ادامهی آن فرموده است که: (الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ).
در نتیجه کلمهی (الَّذِينَ) به معنای دفاع کنندگان و جنگ کنندگان خواهد بود که در صورت پیروزی و تمکن در روی زمین، مانند کسانی نیستند که تا به قدرت میرسند و
-
۳۰۷
تمکن پیدا میکنند، از قدرت و توانشان برای امور مادی و دنیوی و برقراری هواهای نفسانیشان استفاده میکنند، بلکه از زمرهی کسانی هستند که به تعبیر قرآن کریم، اگر خدای منان آنان را در روى زمين تسلط بخشد و توان دهد، نماز را برپا مىدارند و زكات مىپردازند و [مردم را] به هر كار پسنديده [عقلى و شرعى] وا مىدارند و از هر عمل ناپسند و زشت بازمىدارند و عاقبت و سر انجام همهی كارها از آن خداست؛ یعنی همین آیهی (الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ).
تبیین نظریه مختار در مورد احتمالات سهگانه در الذین؛
بنابر تحقیق، احتمال سوم نزدیکتر به واقع است. یعنی نزدیکترین معنا از میان احتمالات سهگانه در مورد (الَّذِينَ)، همین احتمال سوم است که مورد اشاره قرار گرفت.
موضوع دوم: بررسی دو نکته درباره کلمهی «مكنّاهم»؛
دومین موضوع در تبیین مفردات این آیهی شریفه که لازم است مورد بررسی قرار گیرد کلمهی (مَّكَّنَّاهُمْ) است که در مورد آن، چند نکتهی مهم وجود دارد و ممکن است برخی از فقها از نکات موجود در این کلمه و کلماتی که متضمن این معنا هستند، بعضی از شروط مترتبه بر مسالهی وجوب امر به معروف و نهی از منکر را استفاده نمایند.
حال سؤال این است که چرا خداوند متعال در این آیه شریفه از تعبیر (مَّكَّنَّاهُمْ) استفاده کرده و اساساً معنای تمکین چیست؟ و اینکه آیا تمامی اقسام توانمندی و قدرت را تمکین مینامند و یا خواص تمکین چیست؟
اینک برای روشن شدن سؤالات مذکور به نکات زیر عنایت فرمایید.
نکته اول: بررسی لغوی کلمه «مكن»؛
برای رسیدن به نتیجهی صحیح و قابل قبول، ابتدا لازم است با مراجعه به کتب لغت،
-
۳۰۸
معنای کلمهی «مکن» روشن شود. در این زمینه به سخنان لغویان زیر عنایت فرمایید:
الف. احمد بن محمد فيومي(...-770 هـ ق) در کتاب «مصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي» دربارهی معنای لغوی مکن میگوید:
«مكن فلان عند السلطان مكانة وزان ضخم ضخامة عظم عنده و ارتفع»[1]
فلانی نزد سلطان جایگاهی دارد او مکین و تواناست، هم وزن ضخم ضخامة، نزد او بزرگ شد و بلند مرتبه گشت.
و در ادامه اضافه کرده است که:
«و مكنته من الشئ تمكينا و جعلت له عليه سلطانا و قدرة»[2]
او را بر چیزی قدرت و توانایی بخشید و به نفع او و بر ضد دیگری سلطنت و قدرت قرار داد
در نتیجه طبق این نظر، بر تمامی اقسام قدرت، «تمکین» اطلاق نمیشود، بلکه تمکین آن است که شخص نزد سلطان جایگاهی یافته و قدرت بیابد.
ب. اسماعیل بن حماد جوهری فارابی(...-۳۹۳هـ ق) در کتاب «الصحاح فی اللغة»، تمكّن را به معنای حضور همراه با استقرار و ثبات دانسته است. او در این زمینه میگوید:
«و المكن بيض الضب»[3]
مکن تخم سوسمار است
به عبارت دیگر، از آنجا که سوسمار برای آنکه تخمش را در زمین قرار دهد، ابتدا حفرهای میکند و آنگاه به وسیلهی خاک روی آن را میپوشاند و چون تا چهل روز از آن مراقبت مینماید، لذا به این عمل سوسمار، مکن یا قدرت بر حفظ تخم گفتهاند.
1. ر. ک. به: المصباح المنير، فیومی، ج2، ص 577.
2. ر. ک. به: همان.
3. ر. ک. به: الصحاح فی اللغة، جوهری، ج6، ص2205.
-
۳۰۹
حال سؤالی که در اینجا مطرح است این است که برای چه به تخم سوسمار، «مکن» گفته میشود؟ پاسخ این است که چون سوسمار در مکان خاصی استقرار مییابد لذا به آن «مکن» گفته میشود. بدین معنا که ممکن است در آن حفره، استقرار و ثبات برای نگهداری از تخم داشته باشد، به همین دلیل به آن مکن گفته میشود.
ج. فخر الدین طریحی(979- 1085 هـ ق) در کتاب «مجمع البحرين و مطلع النیرین» با اشاره به معنای مکن میگوید:
«الناس على مكانتهم أي على استقامتهم وعلى استقرارهم»[1]
مردم بر جایگاهشان هستند یعنی بر محل ایستادنشان و بر محل قرارشان هستند.
نکته دوم: بررسی مادهی «مكن» در قرآن؛
با بررسی ریشهی کلمهی مکن در آیات قرآن، روشن میشود که در کتاب الهی معانی دیگری شبیه به این ریشه وجود دارد؛ به چند مثال زیر عنایت فرمایید:
الف. مکن به معنای مکان استقرار و ثبات؛
خداوند متعال در آيهی سیزدهم سورهی مبارکهی مؤمنون میفرماید:
(ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ)
سپس او را نطفهای در جايگاهی استوار قرار داديم
طبق این آیهی شریفه، نطفه با مکین یعنی با قدرت در جایگاهی محفوظ قرار گرفته است و عبارت «و إن في قرار مكين» بدین معناست که رحم برای نگهداری نطفه قدرت بر حفظ دارد.
ب. مکن به معنای حكم قوّي و مستقر؛
خداوند متعال در آيهی پنجاه و چهارم سورهی مبارکهی يوسف میفرماید:
(إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ)
1. ر. ک. به: مجمع البحرين، طریحی، ج6، ص317.
-
۳۱۰
تو از امروز نزد ما صاحب مکانت و امين هستی
طبق این آیهی شریفه، پادشاه مصر به حضرت یوسف(عليه السلام) گفت: تو از امروز نزد ما صاحب مکانت و امين هستی. يعني تو واجد قدرت ثابتی هستی.
در نتیجه در تمکین، ثبات وجود دارد.
ج. مکن به معنای مكان مستقر و ثابت؛
خداوند متعال در آيهی بیستم سورهی مبارکهی تکویر میفرماید:
(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ)
اين سخن رسولی بزرگوار است، نيرومندى كه نزد خداوند عرش، گرامى و داراى مكانت و منزلت است.
البته در آیات دیگری، کلمهی مکین و ماده مکن وارد شده است که وجه مشترک بین آنها و آیات قبل، خصوصاً زمانی که این ماده به باب تفعیل یعنی مكّنته یا باب إفعال یعنی أمكنه میرود، همانا «استقرار همراه با قدرت» است.
پس از ضروریات استقرار، «توانایی و قدرت» است. در این صورت اگر انسانی استقرار داشته باشد، هیچ مخلوقی یارای اخلال در استقرار او را ندارد؛ یعنی او در حفظ استقرار، توان و قدرتی دارد که از آن به «سلطنت» و «تمکین» یاد میشود.
تبیین نظریه مختار در مورد استعمالات قرآنی ماده مکن؛
از مجموع مطالب روشن میشود که، تمكين به معنای استقرار و توانایی است که لازمهی تكوينی آن «سلطنت» است؛ ولی ممکن است گفته شود که تفسیر تمکین به سلطنت، تفسیر به لازمهی معنای آن است. بدین معنا که معنای اصلی برای کلمهی تمکین، سلطنت نیست، بلکه از ضروریات تمکین، سلطنت است. در نتیجه:
اولاً: معنای کلمهی مکن، استقرار همراه با توان و قدرت است و از ضروریات وجودی آن، سلطنت و حکومت است که لازمهی آن، شدت بیشتر در بعضی از حالات است.