-
۲۵۱
(لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللهِ)[1]، (أَ تَعْجَبينَ مِنْ أَمْرِ اللهِ)[2]، (يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ)[3]، (أَتى أَمْرُ اللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ)[4]، (كانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً)[5]، (كانَ أَمْرُ اللهِ قَدَراً مَقْدُوراً)[6] ، (فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ)[7]، (فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ)[8]، (حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللهِ)[9] و (ذلِكَ أَمْرُ اللهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ)[10].
1. ر. ک. به: سوره مبارکه هود، آیه شریفه43 «قالَ سَآوي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُني مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللهِ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقينَ».
2.ر. ک. به: سوره مبارکه هود، آیه شریفه 73 «قالُوا أَ تَعْجَبينَ مِنْ أَمْرِ اللهِ رَحْمَتُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ».
3. ر. ک. به: سوره مبارکه رعد، آیه شریفه11 «لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ إِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ».
4. ر. ک. به: سوره مبارکه نحل، آیه شریفه 1 «أَتى أَمْرُ اللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ».
5. ر. ک. به: سوره مبارکه احزاب، آیه شریفه 37.«وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذي أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللهَ وَ تُخْفي في نَفْسِكَ مَا اللهُ مُبْديهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ حَرَجٌ في أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً».
6. ر. ک. به: سوره مبارکه احزاب، آیه شریفه 38 «ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فيما فَرَضَ اللهُ لَهُ سُنَّةَ اللهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللهِ قَدَراً مَقْدُوراً».
7. ر. ک. به: سوره مبارکه غافر، آیه شریفه 78 «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ».
8. ر. ک. به: سوره مبارکه حجرات، آیه شریفه 9 «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتي تَبْغي حَتَّى تَفيءَ إِلى أَمْرِ اللهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ».
9. ر. ک. به: سوره مبارکه حدید، آیه شریفه 14 «يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قالُوا بَلى وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ».
10. ر. ک. به: سوره مبارکه طلاق، آیه شریفه 5 «ذلِكَ أَمْرُ اللهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً».
-
۲۵۲
«و فرمان خدا همواره تحقق يافته است»، «تا حقّ آمد و فرمان خدا آشكار شد»، «امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارندهاى نيست»، «آيا از فرمان خدا تعجب میکنی؟»، «به فرمان خدا از پيش رو و از پشت سرش پاسدارى مىكنند»، «فرمان خدا محقق شدنی است آن را با شتاب نخواهيد»، «فرمان خدا همواره تحقق يافته است»، «پس چون فرمان خدا برسد به حقّ داورى مىشود»، «با آن [طايفهاى] كه تعدّى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد»، «تا آنگاه که فرمان خدا در رسيد» و «اين فرمان خداست که بر شما نازل کرده است».
به عبارت دیگر، (أَمْرُ الله) عملی است که صرفاً ذات خدا تحقق آن را اراده میکند و دیگران هیج نقشی در تحقق آن ندارند؛ زیرا (إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ)/ خدا فرمانش را به انجام میرساند. بنابراین در قرآن کریم، مصادیق مختلفی برای (أَمْرُ الله) بیان شده است که برخی از آنها عبارتند از:
مصداق اول: قرآن؛
یکی از مصادیق (أَمْرُ الله) در قرآن کریم، خودِ «قرآن» است. زیرا ارادهی حتمی الهی، بر نزول آن تحقق گرفته است و فرموده است: (ذلِكَ أَمْرُ اللهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ)/ اين [قرآن] فرمان خداست که بر شما نازل کرده است. و از این رو خود، حافظ و نگهبان اوست؛ چه اینکه میفرماید: (إنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)[1] ما قرآن را خود نازل کردهايم و خود نگهبانش هستيم.
مصداق دوم: قیامت؛
یکی دیگر از مصادیق (أَمْرُ الله) در قرآن کریم، «قیامت» است؛ زیرا ارادهی حتمیِ خداوند متعال ورای تحقق آن است و غیر از ارادهی ذات اقدس او، ارادهی دیگری در ورای آن نیست؛ از این رو، از زمان برپایی آن غیر از خداوند منان، هیچ کس دیگری اطلاع ندارد.
1. ر. ک. به: سوره مبارکه حجر، آیه شریفه 9.
-
۲۵۳
مصداق سوم: ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)؛
یکی دیگر از مصادیق (أَمْرُ الله) در قرآن کریم، «ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)» است؛ زیرا در تحقق آن فقط ارادهی حتمیِ خداوند متعال دخالت دارد و غیر از ارادهی ذات اقدس او، ارادهی دیگری در تحقق آن دخالت ندارد؛ از این رو، از زمان ظهور و قیام آن منجی موعود(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، غیر از خداوند منان، هیچ فرد دیگری اطلاع ندارد.
بنابراین از مجموع آیات ذکر شده، این نتیجه حاصل میشود که:
اولاً: در قرآن کریم، (أَمْرُ الله) به امور قطعی و حتمی الهی اطلاق میشود؛
ثانیاً: خدای تبارک و تعالی خود، زمینهی تحقق امر خویش را فراهم میکند و کسی نمیتواند مانع آن شود، زیرا: (إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ)؛
ثالثاً: ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) یکی از مصادیق (أَمْرُ الله) است. از این رو، دیگر کسی نباید در آن تردید کند، به خصوص مؤمنان که هرگز نباید ذرهای در این مسئلهی قطعی تردید داشته باشند؛ زیرا این یک امر حتمی الهی است که قطعاً محقق خواهد شد.
مطابق این تحلیل، امروز اگر دنیای کفر، توهم کردهاند که میتوانند از ظهور حتمی و یقینی حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) جلوگیری کنند و یا اگر توهم کردهاند که به جای حکومت الهی و جهانی حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) میتوانند حکومت دیگری را جعل کنند، قطعاً در خیال باطل خود غوطه ورند و در ضلالت آشکاری به سر میبرند و توهمشان خواب پریشانی بیش نیست! زیرا (إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ) و بی تردید، خدا امرش را محقق میکند و هیچکس نمیتواند مانع امر ذات باریتعالی شود. در نتیجه حال که ظهور حضرت
-
۲۵۴
بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از مصادیق(أَمْرُ الله) است؛ از این رو همه باید خودشان را برای ظهور این نعمت بزرگ الهی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آماده کنند.
بایستههای معرفتی و عملی مراسم احیاء شب نیمهی شعبان؛
آن گونه که از خلال روایات روشن میشود، یکی از مصادیق بارز آمادگی برای ظهور قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، در احیای شب نیمهی شعبان متبلور میگردد؛ چرا که برگزاری مراسم احیاء در شب پر نور و پر برکت نیمهی شعبان، به معنای یادکرد حقیقی شیعیان و یادآوری واقعی محبان است نسبت به امام غائبشان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و به یقین زمینهای است برای تحقّق انتظار سازنده در وجود مؤمنان راستین. از این رو در این شب عزیز، لازم است از حیث معرفتی و نیز از حیث عملی به دو دستور مهم عنایت شود که عبارتند از:
دستور معرفتی: لزوم باز شناخت مفهوم انتظار و کارکردهای مهم آن؛
از روایات صادره دربارهی انتظار، به خوبی استفاده میشود که نباید این گونه تصور نمود که همانطور که نوافل مستحبـند، همانطور نیز، انتظار مستحب است؛ زیرا آنچه از مجموع روایات باب انتظار برداشت میشود این است که انتظار ظهور آخرین حجت حق(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، از مقدمات ایمان به خدای متعال و دستورات محکم و وعدههای تخلف ناپذیر اوست و پر واضح است که تمام انبیاء عظام الهی(عليهم السلام) در عالیترین حد از ایمان و انتظار بودهاند.
بر این اساس، چون ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از وعدههای محتوم خداست، از این رو، میبایست تمام انبیاء بزرگوار الهی(عليهم السلام) از منتظران واقعی باشند که در واقع نیز، چنین بودند. زیرا تمام انبیاء(عليهم السلام) وظیفه داشتند تا به امّت خویش ابلاغ نمایند که رسالت و دعوتشان، نه تنها مقدمهایست برای تحقق رسالت و ظهور کلی الهی، بلکه مقدمهایست برای زمانی که تمام دین و علم با همهی ابعاد وسیعشان، برای تمام بشریّت در زمان ظهور، ظاهر میشود. از باب نمونه حضرت عیسی(عليه السلام) به عنوان یکی از انبیاء عظام الهی،
-
۲۵۵
جزو منتظران واقعی ظهور آخرین منجی عالم بشریت است؛ چرا که به تصریح قرآن کریم بعد از توطئهی یهود برای کشتن آن حضرت، ایشان به آسمانها عروج فرمودند و اکنون حدود دو هزار سال است که در آسمانها به سر میبرند و روزی بر خواهند گشت. قرآن کریم به این واقعیت اشاره کرده و میفرماید:
(وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا(*) بَلْ رَفَعَهُ اللهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللهُ عَزِيزًا حَكِيمًا)[1]
و گفته ايشان كه: ما مسيح، عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم و حال آن كه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شكّ شدهاند و هيچ علمى بدان ندارند، جز آن كه از گمان پيروى مىكنند، و يقيناً او را نكشتند. بلكه خدا او را به سوى خود بالا بُرد و خدا توانا و حكيم است.
در منابع شیعی و سنی، رواياتي دربارهي نزول حضرت عيسي جهت ياري حضرت مهدی وارد شده است؛ از جمله ابوهريره از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در این زمینه روايت ميكند كه فرمود:
«كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ»[2]
چگونه خواهيد بود، هنگامي كه پسر مريم در ميان شما نازل شود و پيشواي شما از ميان خود شما باشد؟
و یا ابو امامهي باهلي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) دربارهی نزول حضرت عیسی(عليه السلام) و اقتدا
1. ر. ک. به: سوره مبارکه نسا، آیه شریفه 157-158.
2. ر. ک. به: صحيح مسلم، مسلم بن حجاج نيشابوري، ج1، ص123 و صحيح بخاري، محمد بن اسماعيل بخاري، ج4، ص172 و مسند احمد بن حنبل، احمد بن محمد شيباني، ج2، ص642.
-
۲۵۶
نمودن ایشان به حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) روايت ميكند كه آن حضرت فرمود:
«هُمْ [عرب] يَوْمَئِذٍ قَلِيلٌ وَ جُلُّهُمْ بِبَيْتِ الْمَقْدِسِ وَ إِمَامُهُمْ مَهْدِيٌ رَجُلٌ صَالِح فبينما امامهم قد تقدّم يُصلّي بهم الصبح، اذ نزل عيسي بن مريم حين كبّر للصبح، فرجع ذلك الامام ينكص، ليتقدم عيسي يُصلّي بالناس، فيَضَع عيسي يده بين كِتفَيه فيقول: تقدَّم فصلّها، فانّها لك أقيمت، فيصلّي بهم امامُهم»[1]
آن روز، جماعت عرب ضعيفـند و بيشتر آنان در بيت المقدس جمع هستند و امامشان مهدي، مرد صالح است؛ پس امامشان در حالي كه اذان صبح گفته ميشود قدم جلو ميگذارد تا نماز صبح را به جماعت بخواند در همين حال، عيسي بن مریم فرود ميآيد. پس امامشان برميگردد تا عيسي براي اقامهي نماز به جلو بايستد، ولي عيسي دستش را روي شانه او گذاشته و ميگويد: شما جلو بايستيد كه امامتِ نماز براي شما برپا شده است. آن گاه امامشان به امامت میايستد و عيسي به او اقتدا میكند.
آری معنای انتظاری که از آرمانهای مقدس و آرزوهای معزز پیامبران الهی(عليهم السلام) بوده است تا جایی که بعد از بازگشت از هزاران سال عروج به آسمان، با افتخار به حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اقتدا میکنند، این نبوده و نیست که انسان از وظائف و تکالیف اجتماعی خود سلب مسؤلیت نموده و توجهی به حوادث جهانی و انقلابهای مردمی و بیداریهای دینی نداشته باشد و کنج عزلت بپسندد و صرفاً به وظائف فردی خود بیاندیشد و به اصطلاح فقط در خلوت خود با حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مناجات کند، بلکه معنای انتظاری که مورد نظر انبیاء بزرگ از آدم(عليه السلام) تا خاتم(صلي الله عليه وآله) بوده و در روایات، به عنوان «برترین عبادات» و «بهترین معاملات» بر آن تکیه و تاکید شده، این است که انسانِ منتظر، دم به دم، دغدغهی عرضه و استقرار تمام دین را برای تمام ابنا بشر داشته باشد و لحظه به
1. ر. ک. به: سنن ابن ماجه، محمد بن يزيد بن عبدالله بن ماجه قزويني، ج2، ص526، ح4077 و مسند احمد بن حنبل، احمد بن محمد الشيباني، ج4، ص344 و همان، ج5، ص251 و همان، ج4، ص307.
-
۲۵۷
لحظه مترصد تحقق زمان تسلیم تک تک انسانها در برابر اسلام عزیز باشد و آن به آن به دنبال تکامل حقیقی انسانها در این دنیا و کسب مراحل عالی علم و عمل و عقل و اخلاق در پرتو امام معصوم(عليه السلام) باشد.
به عبارت دیگر، معنای انتظار این است که قلب منتظر، همیشه برای دین خدا بتپد و دل او برای مواظبت از آن بسوزد و شمع جانش در مراقبت از دین خدا همواره شعلهور باشد، تا هر گاه دشمنان اسلام قصد لطمه زدن یا آسیب رسانی به دین خدا داشتند، بتواند با معرفت دینی، به وظیفهی الهی خود در مقابل آنان عمل کند و در گذر زمان با فراست برنامه ریزی نماید تا متناسب با نقشهها به دفاع از دین خدا برخیزد. و این بیان، همان بیانی است که بر مبنای منابع روایی و ادلهی دینی، انتظار را جزء مقوّمات ایمان میشمارد و انسان بدون انتظار را، فاقد ایمان صحیح معرفی مینماید.
پس خوشا به حال کسانی که منتظر حقیقیاند و معنای انتظار را در مکتب اهل بیت(عليهم السلام) فهمیده و درک کردهاند؛ خوشا به حال کسانی که به دنبال برافراشته شدن علم اسلام و غلبه بر مخالفین اسلامنـد؛ خوشا به حال کسانی که به دنبال بهرهمندی تمام ابنا بشر از مواهب معرفت افزای دین و خوان پر نعمت اسلامند. آری خوشا به حال منتظرانی که اگر ظهور در زمان حیاتشان محقق شود نفع میکنند و اگر در زمان مماتشان انجام پذیرد، هیچ گاه ضرر نمیکنند؛ چرا که امام باقر(عليه السلام) در وصف اینان فرموده است:
«مَا ضَرَّ مَنْ مَاتَ مُنْتَظِراً لِأَمْرِنَا أَلَّا يَمُوتَ فِي وَسَطِ فُسْطَاطِ الْمَهْدِيِّ وَ عَسْكَرِهِ»[1]
كسي كه در حال انتظار ما بميرد، هيچ ضرري نميكند و همانند كسي است كه در وسط خيمهي مهدی و سپاهيانش وفات يابد.
آری انتظار سازنده که جزو شیرینترین معاملات و برترین عبادات دانسته شده و همهی انبیاء مکرم و اولیاء معظم(عليهم السلام) به دنبال آن بودند، واجد این ویژگیهاست و صد
1. ر. ک. به: كافي، شیخ کلینی(رحمه الله)، ج1، ص372.
-
۲۵۸
البته چنین انتظاری، یکی از مصادیق صحیح درک کردن قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است و اساساً هر امتی که چنین باشد جزو گرامیترین امتهاست. رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله) در اين باره فرمودهاند:
«طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِي وَ هُوَ مُقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِيَامِهِ يَتَوَلَّى وَلِيَّهُ وَ يَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ يَتَوَلَّى الْأَئِمَّةَ الْهَادِيَةَ مِنْ قَبْلِهِ أُولَئِكَ رُفَقَائِي وَ ذَوُو وُدِّي وَ مَوَدَّتِي وَ أَكْرَمُ أُمَّتِي عَلَيَّ قَالَ رِفَاعَةُ وَ أَكْرَمُ خَلْقِ اللهِ عَلَيَ»[1]
خوشا به حال کسي که قائم اهلبيت را درک کند، حال آنکه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و با رهبران و پيشوايان هدايتگر پيش از او نيز دوست باشد. اينان همچنين و دوستان من و گراميترين امت من در نزد من هستند.
دستور عملی: تبیین چند عمل برای خودشناسی، امام شناسی و خدا شناسی؛
درباره اهمیت، شرافت، فضیلت و جلالت احیاء در شب نیمهی شعبان و گره زدن انتظار آخرین منجی بشریت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با نماز، عبادت، یادآوری، دعا، توبه، تلاوت قرآن و...، روایت مهمی از وجود گرامی و نازنین پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) نقل شده است که اعمال خاص و ویژگیهایی مهمی برای این شب بیان میکند که تامل در آن برای منتظران بسیار راهگشاست که عبارتند از:
ویژگی اول: شبِ احیاء و بیداری؛
اولین ویژگی شب نیمهی شعبان را باید در کلام پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)، در ابتدای این روایت جستجو کرد که فرمودند در شب نیمهی شعبان مشغول استراحت بودم که ملکی از ملائکهی مقرب الهی حضرت جبرئیل(عليه السلام) نازل شد و عرض کرد:
1. ر. ک. به: الغيبة، شيخ طوسي(رحمه الله)، ص456 و کمال الدين و تمام النعمة، شیخ صدوق(رحمه الله)ج1، ص286.
-
۲۵۹
«یَا مُحَمَّدُ أَ تَنَامُ فِی هَذِهِ اللیْلَةِ فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ وَ مَا هَذِهِ اللیْلَةُ؟ قَالَ هِیَ لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ قُمْ یَا مُحَمَّدُ فَأَقَامَنِی»
ای محمد آیا در این شب میخوابی؟ گفتم ای جبرئیل: این شب چه شبی است؟ گفت شب نیمه شعبان، گفت ای محمد بلند شو، بلند شدم.
پس اولین عملی که در این شب لازم است صورت گیرد، احیاء و شب زنده داری است. و پر واضح است که احیاء به معنای زنده کردن است که در نقطهی مقابل آن اماته قرار دارد که به معنای میراندن میباشد. از این رو، شب برای انسان از دو حال خارج نیست یا زمانی است برای خوابیدن و مردن و یا زمانی است برای بیدار بودن و زنده شدن. بر این اساس، زنده نگه داشتن شب نیمهی شعبان، به این است که انسان دل خویش را با عبادت و تقرب به خدا و یاد امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) زنده کند و حیات معنوی کسب نماید. و چه نیکو شبی است، شب نیمهی شعبان برای تجدید عهد معنوی و میثاق الهی با خدا و امام زمانش(عجل الله تعالي فرجه الشريف).
ویژگی دوم: شبِ رحمت، رضوان، مغفرت، فضل، توبه، نعمت، جود و احسان؛
دومین ویژگی شب نیمهی شعبان، مستفاد از این روایت، به فضائل این شب اختصاص دارد که حضرت جبرئیل(عليه السلام) پس از آن که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) را به بقیع برد، حقائق مهمی را از این شب با فضیلت نمودار ساخت. نبی مکرم اسلام(صلي الله عليه وآله) در این باره میفرمایند:
«ثُمَّ ذَهَبَ بِی إِلَى الْبَقِیعِ ثُمَّ قَالَ لِیَ ارْفَعْ رَأْسَکَ فَإِنَّ هَذِهِ لَیْلَةٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ فَیُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ وَ بَابُ الرِّضْوَانِ وَ بَابُ الْمَغْفِرَةِ وَ بَابُ الْفَضْلِ وَ بَابُ التَّوْبَةِ وَ بَابُ النِّعْمَةِ وَ بَابُ الْجُودِ وَ بَابُ الْإِحْسَانِ»
سپس مرا به بقیع برد و گفت سرت را بالا ببر همانا در این شب، ابواب آسمان گشوده میشود و ابواب رحمت الهی، [مانند:] درب بهشت، درب بخشش، درب
-
۲۶۰
توبه، درب نعمت، درب فضل و احسان [برای احیا کنندگان] باز میگردند.
ویژگی سوم: شبِ آزادی از جهنم؛
سومین ویژگی شب نیمهی شعبان، مستفاد از این روایت این است که خداوند متعال در این شب عزیز، انسانها را از جهنم و دوزخ آزاد میکند. زیرا هر انسانی در جهنمی از اعمال خویش قرار دارد. چه این که کسی نمیتواند ادعا کند که هیچ گناهی نکرده است و در برابر خدا هیچ تقصیری ندارد. بر این اساس پیامبر مکرم اسلام(صلي الله عليه وآله) در ادامهی روایت به بخشش انسان و آزادی او از جهنم گناه اشاره کرده و میفرمایند:
«یُعْتِقُ اللهُ فِیهَا بِعَدَدِ شُعُورِ النَّعَمِ وَ أَصْوَافِهَا»
[این شب شبی است که] خدا به عدد [موها و] پشمهای حیوانات، انسانها را از آتش جهنم آزاد میکند.
بنابراین همانطور که شب قدر، شب اقرار به تقصیر و اعتراف به گناه و توبه و بازگشت به خدا و شب رهایی از جهنم منیت و گناه است؛ همانطور نیز، شب نیمهی شعبان نیز، شب اقرار به تقصیر و اعتراف به گناه است و شبی است که انسان باید به خدا عرض نماید که من هیج چیز از خود ندارم، نه جراتی دارم تا بتوانم از اعمال خود دفاع کنم و نه توانی دارم تا آتش دوزخ را تحمل نمایم، بلکه فقط زبان الکنی دارم تا در برابرت اقرار کنم که گناهکارم!
پس طبق این فراز از روایت، این شب شبی است که در صبح آن، این احساس باید در انسان حاکم شود که از جهنّم اعمالش آزاد شده است.
ویژگی چهارم: شبِ تثبیت مقدرات و تقسیم روزیها؛
چهارمین ویژگی شب نیمهی شعبان، مستفاد از این روایت این است که خداوند متعال در این شب پر راز و رمز، مقدرات انسان را رقم میزند و روزیها به ویژه