-
۲۴۱
گفتار هفتم
ظهور، وعدهی حتمی الهی
سخنرانی در سالروز ولادت با سعادت حضرت ولیعصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف)
-
۲۴۲
آنچه در گفتار هفتم مطالعه خواهید کرد:
1. بررسی آیه اول سوره نحل منطبق بر موضوع مهدویت، ضمن سه نکته؛ نکته اول: تبیین شان نزول آیه؛ نکته دوم: تبیین تاویلات وارده ذیل آیه؛ نکته سوم: تبیین مراد از فراز «امر الله» در قرآن و آیه شریفه؛
2. بایستههای معرفتی و عملی مراسم احیاء شب نیمهی شعبان؛ دستور معرفتی: لزوم باز شناخت مفهوم انتظار و کارکردهای مهم آن؛ دستور عملی: تبیین چند عمل برای خودشناسی، امام شناسی و خدا شناسی؛ ویژگی اول: شبِ احیاء و بیداری؛ ویژگی دوم: شبِ رحمت، رضوان، مغفرت، فضل، توبه، نعمت، جود و احسان؛ ویژگی سوم: شبِ آزادی از جهنم؛ ویژگی چهارم: شبِ تثبیت مقدرات و تقسیم روزیها؛ ویژگی پنجم: شبِ بذل و بخشش الهی و آمرزش گناهان؛ ویژگی ششم: شبِ نماز، قرآن، استغفار و دعا؛ ویژگی هفتم: شبِ استجابت دعا و پذیرش حوائج؛ ویژگی هشتم: شبِ دعای مخصوص پیامبر(صلي الله عليه وآله) به درگاه ربوبی؛
3.جمع بندی و نتیجه گیری بحث.
-
۲۴۳
ظهور، وعدهی حتمی الهی
(أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ)[1]
فرمان خدا آمدنى است آن را با شتاب مخواهيد، خدا منزه و برتر است از آنچه مشركان براى او شريك قائل مىشوند.
شب نيمهي شعبان، شب بسیار بزرگی است که از حیث فضیلت و عظمت، ائمهی طاهرین(عليهم السلام) آن را بعد از شب قدر، از برترين شبها شمردهاند؛ چرا که خداوند متعال در این شب، فضل خود را به بندگانش عطا ميفرمايد و ايشان را به كرم خويش ميآمرزد.
و البته خدای منان را باید به خاطر توفیق شرکت در مراسم احیاء، دعا و مناجات در مسجد مقدس امام حسن عسکری(عليه السلام) که به امر آن حضرت تاسیس شده است، شکر نمود.
تبیین موضوع بحث؛
بی تردید از زمان ظهور آخرین ذخیرهی الهی که از ديدهها پنهان است، تنها خداوند متعال آگاه است، ولی آنچه مسلم است اینکه حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قطعاً روزی ظهور
1. ر. ک. به: سوره مبارکه نحل، آیه شریفه1.
-
۲۴۴
خواهد کرد و با قیام الهي خود، حکومتي عدل محور بر پا خواهد نمود. زیرا این موضوع، فرمان و خواست خداوند جل جلاله است.
در این زمینه آیات و روایات بیشماری وجود دارد که در این مجال، تنها یکی از آنها مورد مداقه قرار خواهد گرفت و از قِبل آن، چند نکتهی مهم تبیین خواهد شد.
بررسی آیه اول سوره نحل منطبق بر موضوع مهدویت، ضمن سه نکته؛
یکی از آیات شریفهای که خدای تبارک و تعالی بر قلب مبارک پیامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) نازل فرمودند، آیه اول سوره مبارکه نحل است که طبق برخی از تأویلات، این آیه شریفه مربوط به مسالهی قیام حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؛ همانطور که ذکر شد خدای متعال در این آیه خطاب به پیامبر(صلي الله عليه وآله) میفرماید:
(أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ)[1]
فرمان خدا آمدنى است آن را با شتاب مخواهيد، خدا منزه و برتر است از آنچه مشركان براى او شريك قائل مىشوند
نکته اول: تبیین شان نزول آیه؛
در تبیین شأن نزول این آیه آمده است که پیامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) به مشرکین و کفار میفرمود، اگر دستور خدا را اطاعت نکنید گرفتار عذاب الهی میشوید، ولی مشرکین به پیامبر(صلي الله عليه وآله) عرض میکردند که عذاب الهی چه زمانی فرا میرسد؟ و اینکه این همه وعدهی عذاب میدهی پس این عذاب الهی کجاست؟ بگو عذاب بیاید «ائتنا بعذاب» که در اینجا آیه اول سوره مبارکهی قمر نازل شد و فرمود:
(ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ)[2]
1. ر. ک. به: همان.
2. ر. ک. به: سوره مبارکه قمر، آیه شریفه1.
-
۲۴۵
قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت.
ای رسول ما، ساعت و روز قیامت نزدیک شد و انشقاق قمر که از علائم و آثار فرا رسیدن روز قیامت است واقع شد. ولی وقتی این آیه نازل شد، مشرکین و کفار گفتند مبادا عذابی در راه باشد، لذا دست از کار خود کشیدند و گفتند باید دید که این عذاب و قیامت فرا میرسد یا خیر؟ در نتیجه مدتی صبر کردند و دیدند که از عذاب خبری نشد و قیامتی نیامد، لذا دوباره منکر شدند و به رسول خدا(صلي الله عليه وآله) عرض کردند که قیامتی در کار نیست؛ از این رو آیه اول سوره مبارکه انبیاء نازل شد که فرمود:
(اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ)[1]
روز حساب مردم نزديک شد و آنان همچنان، به غفلت رويگردانند.
تا اینکه در آخرین مرحله، آیه اول سوره مبارکه نحل نازل شد و خداوند متعال فرمود:
(أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ)[2]
فرمان خدا محقق شدنی است آن را با شتاب نخواهيد، خدا منزه و برتر است از آنچه مشركان براى او شريك قائل مىشوند
ای پیامبر، به مشرکین بگو عجله نکنند امر خدا میآید و زود میآید، گویا واقع شده! اینها مپندارند که قیامت به این زودی فرا نمیرسد و قیامتی در کار نیست و اگر مشرکین به دنبال این باشند که بتها را شفعای خویش قرار دهند، خدا شریکبردار نیست و کاری از این بتها ساخته نیست.[3]
1. ر. ک. به: سوره مبارکه انبیاء، آیه شریفه1.
2. ر. ک. به: همان.
3. ر. ک. به: تفسیر رازی، فخر رازی، ج19، ص217-218. وی در این زمینه میگوید: «أن رسول الله صلى الله عليه و [آله و] سلم كان يخوفهم بعذاب الدنيا تارة و هو القتل و الاستيلاء عليهم كما حصل في يوم بدر و تارة بعذاب يوم القيامة و هو الذي يحصل عند قيام الساعة، ثم إن القوم لما لم يشاهدوا شيئاً من ذلك احتجوا بذلك على تكذيبه و طلبوا منه الإتيان بذلك العذاب و قالوا له ائتنا به. و روي أنه لما نزل قوله تعالى: «اقتربت الساعة وانشق القمر» (القمر: 1)؛ قال الكفار فيما بينهم إن هذا يزعم أن القيامة قد قربت فأمسكوا عن بعض ما تعملون حتى ننظر ما هو كائن، فلما تأخرت قالوا ما نرى شيئا مما تخوفنا به، فنزل قوله: «اقترب للناس حسابهم» (الأنبياء: 1)؛ فأشفقوا وانتظروا يومها فلما امتدت الأيام قالوا: يا محمد ما نرى شيئا مما تخوفنا به فنزل قوله: «أتى أمر الله» فوثب رسول الله صلى الله عليه و [آله و] سلم و رفع الناس رؤوسهم فنزل قوله: «فلا تستعجلوه» و الحاصل أنه عليه السلام لما أكثر من تهديدهم بعذاب الدنيا وعذاب الآخرة ولم يروا شيئا نسبوه إلى الكذب».
-
۲۴۶
نکته دوم: تبیین تاویلات وارده ذیل آیه؛
از مراجعه به مجموع روایات در ذیل این آیه شریفه روشن میشود که این آیه، بر حسب یک روایت بسیار صحیح که در حدّ اعلای از صحّت است، بر موضوع مهدویت تاویل شده است.
در بیان صحت این روایت که جناب شیخ صدوق(رحمه الله) آن را در کتاب شریف «كمال الدين و تمام النعمة» نقل فرمودهاند، همین نکته کافی است که رُواتی که در سلسلهی سند این روایت هستند از اجلّای اصحاب ائمهی طاهرین(عليهم السلام) بوده و از افراد بسیار معتبری محسوب میشوند؛ افرادی همچون: جناب شیخ محمد بن حسن بن أحمد بن وليد قمی(رحمه الله)(...-343هـ. ق)[1]، جناب محمد بن حسن صفار(رحمه الله)(...-290 هـ. ق)[2]،
1. جناب ابو جعفر محمّد بن حسن بن احمد بن ولید قمی، یکی از بزرگترین فقها و محدّثین امامیه است که پس از درگذشت شیخ کلینی(رحمه الله) در سال 328هـ. ق و والد شیخ صدوق< در سال 329 هـ. ق، پرچمدار علوم آل محمد(عليهم السلام) شناخته میشود. شیخ نَجاشی در توصیف این عالم جلیل القدر مینویسد: «شَیْخُ الْقُمیّینَ وَ فَقیهُهُمْ وَ مُتَقَدِّمُهُمْ وَ وَجْهُهُمْ... ثِقَةٌ ثِقَةٌ، عَیْنٌ، مَسْکُونٌ إلَیْهِ»/ پیشوای علمای قم و فقیهِ بزرگِ آنها و پیشرو و چهره درخشانِ آنان بود. فوقالعاده مورد اعتماد و اطمینان، سرشناس و روایاتِ او از هر جهت مقبولِ همگان بود. ر. ک. به: رجال، شیخ نجاشی(رحمه الله)، ص383.
2. جناب محمّد بن حسن بن فَرُّوخ صَفّار از فقها و محدثین بزرگوار قم میباشد که استاد شیخ کلینی(رحمه الله)، والد شیخ صدوق(رحمه الله) و جناب ابن ولید قمی(رحمه الله) نیز به حساب میآید. ایشان صاحب تالیفات بسیاری از جمله «کتابُ الردّ علی الغُلاة»، «کتابُ المَثالب» و کتاب «بصائرُ الدرجات» میباشد. شیخ نجاشی(رحمه الله) این شخصیت جلیل القدر را چنین توصیف مینماید: «کانَ وَجْهاً فی أصْحابِنَا الْقُمیّینَ، ثِقَةً، عَظیمَ الْقَدْرِ، راجِحاً، قَلیلَ السَّقْطِ فِی الرِوایَةِ»/ چهره درخشانی در میان علمای امامیه بود. او مورد اطمینان و والامقام است [در صورت اختلاف،] احادیث او بر دیگران، رجحان و برتری دارد. در نقلهایش، به ندرت افتادگی وجود دارد. ر. ک. به: رجال، شیخ نجاشی(رحمه الله)، ص354.
-
۲۴۷
جناب يعقوب بن يزيد انباری قمی(رحمه الله)(...-...)[1]، جناب محمد بن زیاد بن عیسی ازدی معروف به محمد بن أبي عمير(رحمه الله)(125/135- 217هـ ق)[2]، جناب أبان بن عثمان(رحمه الله)(...- ح170 هـ ق)[3] و جناب أبان بن تغلب(رحمه الله)(...-141هـ ق)[4].
1. جناب ابو یوسف يعقوب بن يزيد بن حماد انباری قمی(رحمه الله) از چهرههای موجّه و بلند مرتبه شیعی و كثیرالرّوایة امامیه است و استاد احمد بن ادریس قمی(رحمه الله)(...- 206 هـ ق) و احمد بن محمد بن خالد برقی قمی(رحمه الله)(...-274هـ ق) و بسیاری دیگر از اجلای اصحاب است. وی محضر سه امام همام یعنی حضرت امام رضا، حضرت امام جواد و حضرت امام هادی(عليهم السلام) را درک کرده است و شیخ نجاشی(رحمه الله) در مورد ایشان میفرماید: «یعقوب بن یزید ابویوسف، یكی از نویسندگان منتصر خلیفه عباسی بود و بعد به بغداد رفت و صاحب دو ویژگی بود: وجاهت و صداقت.» ر. ک. به: رجال، شیخ نجاشی(رحمه الله)، ص450.
2. جناب ابواحمد محمد بن زیاد بن عیسی معروف به «محمد ین أبي عمير(رحمه الله)» از محدثین امامیه و از اصحاب اجماع که نه تنها در فقه شیعه، بلکه در فقه اهل سنت نیز مهارت داشت او استاد احمد بن محمد بن عیسی(رحمه الله)، فضل بن شاذان(رحمه الله)، صفوان بن یحیی(رحمه الله)، حسن بن محبوب(رحمه الله) و... بود و توفیق حضور چهار امام معصوم یعنی امام صادق، امام کاظم، امام رضا و امام جواد(عليهم السلام) پیدا کرده بود. شیخ نجاشی(رحمه الله) در مورد او میگوید: «جلیل القدر، عظیم المنزله عندنا و عند المخالفین». ر. ک. به: رجال، شیخ نجاشي(رحمه الله)، ص326.
3. جناب ابان بن عثمان الأحمر البجلي(رحمه الله) از شخصیتهای بارز شیعه و از اصحاب اجماع است. وی استاد جناب محمد بن أبي عمير(رحمه الله)، محمد بن زياد بياع(رحمه الله)، حماد بن عيسي(رحمه الله)، حسن بن محبوب(رحمه الله)، يونس بن عبدالرحمان(رحمه الله) و بسیاری دیگر از بزرگان از اصحاب بوده است. وی از شمار جوانان اصحاب امام باقر و صادق(عليهما السلام) بوده است. شیخ کشی(رحمه الله) او را فقیه و از اصحاب اجماع میداند. ر. ک. به: : اختیار معرفة الرجال، شیخ کشی(رحمه الله)، ص375، ش705.
4. أبوسعيد أبان بن تَغْلِب بن رِباح جريري از موثّقترين فقهای امامیه و بزرگترین شخصیتهای فقهی شیعه است که محضر سه امام یعنی حضرت امام سجّاد، امام باقر و امام صادق(عليهم السلام) را درک كرده است. در جلالت شان او همین بس که امام باقر(عليه السلام) خطاب به او فرمود: «اِجْلِسْ فِي مَسْجِدِ المدینة وَ أفْتِ النَّاسَ! فَإنِّي اُحِبُّ أنْ يُرَي فِي شِيعَتِي مِثْلُكَ!»/ بنشين در مسجد مدینه و براي مردم فتوا بده! چرا كه من دوست دارم مثل تو در ميان شيعيانم ديده شود! ر. ک. به: الفهرست، شیخ طوسی(رحمه الله)، ص17و چون خبر ارتحال أبان براي امام صادق(عليه السلام) آمد، ایشان فرمود: «أمَا وَاللهِ لَقَدْ أوْجَعَ قَلْبِي مَوْتُ أبَانٍ»!/ سوگند به خدا آگاه باشيد و بدانيد كه مرگ أبان، دل مرا به درد آورد!. ر. ک. به: رجال، شیخ نجاشی(رحمه الله)، ص7-10.
-
۲۴۸
حال در این روایت، جناب ابان بن تغلب(رحمه الله) از حضرت امام صادق(عليه السلام) نقل میکند که ایشان فرمود:
«أَوَّلُ مَنْ يُبَايِعُ الْقَائِمَ(عليه السلام) جَبْرَئِيلُ يَنْزِلُ فِي صُورَةِ طَيْرٍ أَبْيَضَ فَيُبَايِعُهُ ثُمَّ يَضَعُ رِجْلًا عَلَى بَيْتِ اللهِ الْحَرَامِ وَ رِجْلًا عَلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ ثُمَ يُنَادِي بِصَوْتٍ طَلِقٍ تَسْمَعُهُ الْخَلَائِقُ أَتى أَمْرُ اللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»[1]
اولین کسی که با حضرت قائم [در آخر الزمان] بیعت میکند، [ وجود مبارک حضرت] جبرئیل است؛ او به صورت پرندهی سفیدی[2] بر قائم ظاهر و نازل میشود و با او بیعت میکند؛ سپس یک پای خود را روی مسجد الحرام، [شاید روی کعبه] قرار دهد و پای دیگر خود را بر روی بیت المقدس قرار میدهد، بعد جبرئیل با یک ندا و فریاد بلند ندا میدهد، ندایی که اهل مشرق و مغرب آن را میشنود، ندایی که همهی خلایق آن را میشنود و آن ندا خواندن آیه شریفه اول نحل است که فرمود: آن وعده حتمی و امر خدا که [در آخر الزمان] مقدّر کرده بود، آمد.
به عبارت دیگر، طبق این روایت، ظهور حضرت قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در زمانی محقق خواهد شد که بسیاری از مؤمنین از ظهور ایشان مأیوس میشوند، همان طوری
1. ر. ک. به: كمالالدين، شیخ صدوق(رحمه الله)، ج2، ص671 و بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص28 و تفسير عياشي، محمد بن مسعود سمرقندی(عیاشی)(رحمه الله)، ج2، ص254. در نسخه عیاشی با کمی اختلاف در کلمات چنین آمده است: «إنّ أوّل من يبايع القائم جبرئيل، ينزل عليه في صورة طير أبيض فيبايعه، ثمّ يضع رجلاً علي البيت الحرام و رجلاً علي البيت المقدّس، ثمّ ينادي بصوت رفيع: أتي أمر الله فلا تستعجلوه».
2. در اینکه منظور از پرنده سفید چیست، چند احتمال داده شده است که عبارتند از: احتمال اول: ممکن است منظور از پرنده سفید همین پرنده دنیوی باشد. احتمال دوم: شاید از جهت نورانیّت تشبیه به پرنده سفید شده باشد.
-
۲۴۹
که در صدر اسلام، عدهای از وقوع قیامت مأیوس شدند و با استفهام انکاری به رسول گرامی خدا(صلي الله عليه وآله) میگفتند که پس آن عذاب الهی چه زمانی محقق خواهد شد؟ یعنی امر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آنچنان به تأخیر میافتد و مسئله برای مردم عجیب میشود که عدهی زیادی از آنها، از اصل ظهور مأیوس میشوند، اما ناگهانی تمام جهان، با ندایی از آسمان که صوت جبرییل(عليه السلام) است و آسمانها و زمین را فرا میگیرد و از علائم حتمی ظهور دانسته شده[1]، مواجه میشوند که فرمان خدا آمد، آن را با عجله نخواهيد. حتی در یکی از روایات که از امام باقر(عليه السلام) نقل شده، وارد شده است که حضرت جبرئیل(عليه السلام) مضاف بر بشارت ظهور، نام خود و پدر حضرت را نیز، به تمام عالم بشارت میدهند. به بخشی از این روایت بلند عنایت فرمایید:
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(عليه السلام) أَنَّهُ قَالَ ... الصَّيْحَةُ ... صَيْحَةُ جَبْرَئِيلَ إِلَى هَذَا الْخَلْقِ ثُمَّ قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ(عليه السلام) فَيَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ لَا يَبْقَى رَاقِدٌ إِلَّا اسْتَيْقَظَ وَ لَا قَائِمٌ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَى رِجْلَيْهِ ... فَرَحِمَ اللهُ مَنِ اعْتَبَرَ بِذَلِكَ الصَّوْتِ ... فَلَا تَشُكُّوا فِي ذَلِكَ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا ... وَ عَلَامَةُ ذَلِكَ أَنَّهُ يُنَادِي بِاسْمِ الْقَائِمِ وَ اسْمِ أَبِيهِ...»[2]
امام باقر(عليه السلام) فرمود: ... ندا ....[همان]... ندای [آسمانی] جبرییل است به سوی تمام مردم جهان؛ سپس حضرت(عليه السلام) فرمود: ندا كنندهاى از آسمان، به نام قائم آل محمّد(عليه السلام) ندا مىدهد و همه كسانى كه در شرق و غرب عالم هستند مىشنوند، خفتهاى نمىماند جز اينكه بيدار مىگردد و ايستادهاى نمىماند جز اينكه مىنشيند و نشستهاى نمىماند جز اينكه وحشت زده برمىخيزد ... پس
1. در مباحث قبل درباره علائم حتمی ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) سخن به میان رفت که یکی از آنها صیحه یا ندای آسمانی بود.
2. ر. ک. به: بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص230 و الغيبة، شیخ نعماني(رحمه الله)، ص253.
-
۲۵۰
درود خدا بر كسانى كه از آن نداى آسمانى پند و اندرز گيرند ... از اين رو در آن ترديد نكنيد، آن را بشنويد و اطاعت كنيد... و علامت آن اين است كه به نام قائم و پدر گرانقدرش ندا مىدهد.
بنابراین فارغ از روایات و نقلهای تاریخی، اگر کسی صرفاً از قرآن کریم بخواهد دلیلی بر ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اقامه کند، میتواند از میان خیل بیشمار آیات دال بر موضوع مهدویت، به آیهی اول سورهی مبارکهی نحل استناد کند. آیهای که روایت بسیار معتبر جناب ابان بن تغلب(رحمه الله) در تاویل آن وجود دارد، مبنی بر اینکه بالاخره زمانی در دنیا فرا خواهد رسید که در آسمانها، ندای جبرئیل(عليه السلام) طنین انداز شده و این آیه توسط او برای مردم خوانده میشود و یکایک اهل عالم، از ظهور حضرت قائم آل محمد(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که در این آیهی شریفه از آن به (أَمْرُ الله) تعبیر شده، اطلاع پیدا میکنند.
نکته سوم: تبیین مراد از فراز «امر الله» در قرآن و آیه شریفه؛
نکتهی دیگری که لازم است تبیین شود این است که (أَمْرُ الله) از نظر قرآن به چه چیزی گفته میشود؟ در پاسخ باید گفت که با مراجعه به قرآن کریم، روشن میشود که (أَمْرُ الله) به فعلی از افعال الهی اطلاق میشود که فقط ارادهی مستقیم و مبارک ذات اقدس الاه در تحقق آن دخالت دارد و به دیگر مخلوقات، اجازهی دخالت در آن را نمیدهد و کسی نباید در (أَمْرُ الله) شک کند؛ زیرا قطعی، حتمی و محقق شدنی است؛ از این رو، خداوند متعال در قرآن کریم در موارد مختلف به حتمیت و قطعیت (أَمْرُ الله) اشاره میفرماید که عبارتند از:
(وَ كانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً)[1]، (حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللهِ)[2]،
1. ر. ک. به: سوره مبارکه نساء، آیه شریفه47. «يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولاً».
2. ر. ک. به: سوره مبارکه توبه، آیه شریفه48 «لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللهِ وَ هُمْ كارِهُونَ».