-
۲۲۱
مورد آگاهی یابد، به همه اینها اعلان کن، چرا که هیچ یک از دوستان ما عذری ندارند که در آنچه افراد مورد اعتماد و اطمینان از جانب ما روایت میکنند، تردید روا دارند. آنان میدانند که ما اسرار خود را با افراد مورد اعتماد خویش در میان میگذاریم و آنها را به آنان انتقال میدهیم و آنچه در این مورد است اگر خدا بخواهد، شناختهاند.
مطلب ششم: امکان رویت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در عصر غیبت کبری؛
یکی از مسائلی که در قضیهی مهدویت، صریحاً نفی شده، ادعای ارتباط و رؤیت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. در حالیکه متأسفانه امروزه برخی از افراد، درست نقطهی مقابل این اصل را ادعا میکنند. از این رو، یکی از سؤالاتی که در این زمینه مطرح است این است که آیا در دوران غیبت کبری، امکان رؤیت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وجود دارد یا خیر؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت که در این زمینه چهار نظریه وجود دارد که هر کدام از این نظریات دارای ادله و شواهدی هستند. این نظریات عبارتند از:
نظریه اول: عدم امکان رؤیت در زمان غیبت کبری؛
بعد از آغاز دوران غیبت کبری به هیچ وجه امکان رؤیت حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وجود ندارد و باب رؤیت به طور کلی مسدود است؛ از قائلین به این نظریه میتوان به شخصیتهای زیر اشاره نمود: یک. مرحوم جناب ابو عبدالله محمد بن جعفر نعمانی معروف به شیخ نعمانی(رحمه الله)/ ابن ابی زینب(م360 هـ ق) در کتاب «الغیبة»؛ دو. جناب ملا محمّد محسن فیض کاشانی(رحمه الله) (۱۰۰6-۱۰۹۰هـ ق) در کتاب «الوافی»؛ سه. جناب شیخ جعفر بن خضر کاشف الغطاء(رحمه الله)(م1227هـ ق) در رسالهی «حق المبین في تصویب المجتهدین و تخطئة الاخباریین».
نظریه دوم: امکان رؤیت در زمان غیبت کبری؛
بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برای تمام افراد اعم از مسلمان و غیر مسلمان و عادل و فاسق وجود دارد و باب رؤیت به طور
-
۲۲۲
کلی برای تمام انسانها مفتوح است.
نظریه سوم: امکان رؤیت در زمان غیبت کبری صرفاً برای متقین؛
بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) صرفاً برای صلحاء، زهّاد، عبّاد و انسانهای پاک وجود دارد و باب رؤیت برای دیگران مسدود است؛ یعنی این عده در این زمینه، یک حد وسطی را انتخاب کردند.
نظریه چهارم: عدم امکان رؤیت اختیاری و امکان رؤیت اضطراری؛
بعد از آغاز دوران غیبت کبری امکان رؤیت اختیاری حضرت حجت بن الحسن(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وجود ندارد، اما امکان «رؤیت اضطراری» و «عن غیر اختیارٍ» و بدون برنامهی قبلی که معمولاً با عدم شناخت حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همراه است، مشروط به وثاقت و اعتبار ناقل وجود دارد. از قائلین به این نظریه که یکی از دلائلشان توقیع شریف حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به جناب علی بن محمد سَمُری(رحمه الله) میباشد، میتوان به برخی از متقدمین و متاخرین و نیز تعداد بیشماری از معاصرین از جمله مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(رحمه الله) اشاره نمود.
تبیین مویدات نظریه چهارم؛
همانطور که مطرح شد، در این زمینه، نظریهی چهارم موافق با برخی از توقیعات است؛ از جمله آخرین توقیع صادره از جانب حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به جناب علی بن محمد سَمُری(رحمه الله) که مورد استناد مرحوم والد عظیم الشان ما-قدس الله نفسه الزکیة- نیز قرار گرفته بود و ایشان قائل بود که در زمان غیبت کبری، به هیچ وجه امکان رؤیت اختیاری برای افراد، حتی برای مراجع معظم تقلید وجود ندارد و طرح این ادعا به هیچ وجه صحیح نیست؛ زیرا حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در این توقیع شریف به چند نکته مهم اشاره کرده و میفرمایند:
-
۲۲۳
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اللهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي إِلَى شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ».3
به نام خداوند بخشنده و مهربان؛ اى علىّ بن محمّد سمرى! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظيم گرداند كه تو ظرف شش روز آينده خواهى مرد، پس خود را براى مرگ مهيّا كن و به احدى وصيّت مكن كه پس از وفات تو قائم مقام تو شود كه غيبت تامّه واقع شده و ظهورى نيست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن پس از مدّتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمين از ستم واقع خواهد شد. و به زودى كسانى نزد شيعيان من آيند و ادّعاى مشاهده كنند، بدانيد هر كه پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى ادّعاى رؤيت و مشاهده كند دروغگوى مفترى است و هيچ حركت و نيرو و قدرتي نيست مگر به وسيله خداي بلند مرتبه و بزرگ.
که این نکات عبارتند از:
نکته اول: تبیین دستور العملهای دوران غیبت کبری در فرازهای توقیع؛
همانطور که در ترجمه ذکر شد این توقیع شامل چند فراز مهم است که عبارتند از:
فراز اول: علم امام(عليه السلام) نسبت به احوال امت؛
در اولین فراز امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) میفرماید: «يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اللهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ» که خبر از نزدیکی مرگ علی بن محمد داده میشود و دستور به جمع و جور کردن کارهای عقب افتاده.
فراز دوم: اعلام پایان نیابت خاصه؛
امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در فراز دوم میفرمایند: «وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ»
-
۲۲۴
تو دیگر کسی را جای خودت به این عنوان که نائب تو بشود تا بعداً با من ارتباط داشته باشد قرار نده.
فراز سوم: اخبار از آغاز غیبت کبری؛
امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در فراز سوم میفرمایند: «فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ» غیبت تامه شروع شد.
فراز چهارم: اخبار از طولانی بودن غیبت کبری؛
در چهارمین فراز، امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) میفرماید: «فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً» دیگر ظهور نیست مگر بعد از اذن خدا که خیلی طولانی مدت است و مردم در اثر این طولانی مدت بودن غیبت، قسی القلب خواهند شد و زمین از ظلم و جور آکنده خواهد شد.
فراز پنجم: اخبار از ظهور مدعیان مشاهده در دوران غیبت کبری؛
در پنجمین فراز، امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) میفرماید: «وَ سَيَأْتِي إِلَى شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» و به زودى كسانى نزد شيعيان من آيند و ادّعاى مشاهده میكنند.
فراز ششم: تکذیب مدعیان رؤیت قبل از ظهور علائم حتمی؛
و در نهایت امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در فراز ششم میفرمایند: «أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَرٍ» بدانيد هر كه پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى ادّعاى رؤيت و مشاهده كند دروغگوى مفترى است.
نکته دوم: حتمیت صدور توقیع از جانب امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)؛
سند این توقیع، سند معتبری است و حدود پانزده مدرک دارد که همگی یا از کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» نقل شده یا اینکه مستقیماً از طریق شیخ صدوق(رحمه الله) نقل گشته است و در اعتبار این روایت همین نکته کافی است که بزرگان متقدم و متاخر از اصحاب امامیه تحفظ داشتهاند تا آن را
-
۲۲۵
در کتاب خود نقل کنند؛ بنابراین از این نقلها و اینکه هیچ یک از علما به ضعف آن اشاره ننمودهاند، استفاده میشود که این حدیث، مورد توجه و عنایت بوده است. به عنوان مثال شیخ صدوق(رحمه الله) در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة»[1]، شیخ طوسی(رحمه الله) در کتاب «الغیبة»[2]، قطب راوندی(رحمه الله) در کتاب «الخرائج و الجرائح»[3]، شیخ طبرسی(رحمه الله) در «اعلام الوری باعلام الهدی»[4] و علامه مجلسی(رحمه الله) در کتاب «بحار الانوار»[5] آن را نقل کردهاند. هر چند در این نقلها، اختلاف مختصری وجود دارد که اهمیت چندانی ندارد؛ مثلاً در بعضی از نُسخ، عبارت «قد وقعت الغیبة التامة»[6] آمده است و در برخی دیگر از نسخ، عبارت «قد وقعت الغیبة الثانیة»[7] و یا در برخی از نقلها، عبارت «سیأتی الی شیعتی من یدعی المشاهدة» آمده و در بعضی دیگر از نسخ، عبارت «و سیأتی سبعون» آمده است.
بنابراین ادعای «مرسله بودن و ضعف این توقیع» و یا «اعراض مشهور از این توقیع» صحیح نیست. چرا که:
اولاً: ادعای مرسله بودن این توقیع، نمیتواند صحیح باشد؛ زیرا روایت توقیع از
1. ر. ک. به: کمال الدین، شیخ صدوق(رحمه الله)، ج2، ص516.
2. ر. ک. به: الغیبة، شیخ طوسی(رحمه الله)، ص395.
3. ر. ک. به: الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج3، ص1128.
4. ر. ک. به: اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی(رحمه الله)، ص 445.
5. ر. ک. به: بحارالانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج51، ص360.
6. ر. ک. به: همان، ج51، ص360 و ج52، ص151 و ج53، ص318 و الاحتجاج، طبرسی(رحمه الله)، ج2، ص478 و إعلام الورى، طبرسی(رحمه الله)، ص445 و الخرائج و الجرائح، راوندی(رحمه الله)، ج3، ص1128 و الصراط المستقيم، بیاضی، ج2، ص236 و الغيبة، شیخ طوسي(رحمه الله)، ص395 و كشف الغمة، ج2، ص53 و منتخبالأنوارالمضيئة، عبدالکریم نیلی نجفی، ص130.
7. ر. ک. به: كمالالدين، شیخ صدوق(رحمه الله)، ج2، ص516.
-
۲۲۶
حیث سندی بحثی ندارد و معتبر است. چه اینکه شیخ صدوق(رحمه الله) این روایت را از ابومحمد حسن بن احمد المکتب و او از جناب علی بن محمد سمری(رحمه الله) نایب چهارم حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل میکند و از آنجا که درگذشت جناب شیخ صدوق(رحمه الله) در سال 381 هـ ق واقع شده است؛ بنابراین ایشان در دوران غیبت صغری و در زمان نایب چهارم(رحمه الله) در قید حیات بوده است. در نتیجه ایشان میتوانستند با یک واسطه از نایب چهارم این روایت را نقل کند. از این روایت مزبور مشکل ارسال ندارد و از صحت سندی برخوردار است. البته شیخ صدوق(رحمه الله) از این راوی چند روایت و دعای دیگر نیز نقل کرده است.
ثانیاً: اعراض مشهور فقها و محدثین، نیز بدین خاطر در مورد روایت توقیع، قادح نیست؛ زیرا:
اولاً: اصلاً اعراض مشهور در این مورد معنا ندارد و مستشکلین، اساساً توجهی به بنیان ادعای خویش نداشتهاند؛ زیرا اعراض مشهور در مسائل فقهی و فتوائی است، نه در مسائل اعتقادی.
ثانیاً: در مورد این توقیع، چطور میتوان ادعا نمود که مشهور فقها و محدثین از این توقیع اعراض نمودند، در حالیکه اعراض مشهور در مواردی جاری است که پس از بررسی کتب فقهاء، به عمل نکردن آنها بر طبق یک روایت و فتوای بر خلاف ایشان، یقین یا اطمینان حاصل شود.
بنابراین سؤالی که از مستشکلین میشود این است که کدام فقیه بر طبق این توقیع، نظری بر خلاف داده است که شما ادعای آن را مطرح میکنید؟ و یا کدامیک از فقها در کتابشان بر خلاف این توقیع نظر دادهاند که رویت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) امکان دارد؟ و اساساً این بحث که آیا رؤیت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) امکان دارد یا خیر، تقریباً در بسیاری از کتب فقها و محدثین مطرح نشده، تا بتوان محملی برای این ادعا درست نمود
-
۲۲۷
نکته سوم: فراز «من یدّعی المشاهدة» عمده دلالت روایت؛
عمدهترین بخش دلالت این روایت، فراز «وَ سَيَأْتِي إِلَى شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» است که بدین معناست که به زودى كسانى نزد شيعيان من میآيند و ادّعاى مشاهده و دیدار مرا میكنند که دروغگوی افترا زنندهاند.
بنابراین دلالت این روایت، دلالتی معتبر و روشن است و حضرت والد(رحمه الله) نیز نسبت به دلالت این روایت، بسیار تاکید داشتند. اما سؤال این است که عبارت «يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» به چه معناست؟ در این زمینه چند نگرش وجود دارد که عبارتند از:
نگرش اول: به معنای دیدار اختیاری؛
منظور از فراز «يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» این است که در زمانهای بعد از اتمام غیبت صغری، ممکن است افرادی بیایند و ادعا نمایند که من به حضور امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شرفیاب شدم! بنابراین از این روست که حضرت(عليه السلام) فرموده است: «الا فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذّاب مفترٍ»/ آگاه باشید هر كه پيش از خروج سفيانى و ندای آسمانى ادّعاى رؤيت و مشاهده كند، دروغگوى افترا زنندهای است.
رد نظریه اول از منظر مختار؛
همانگونه که از محتوای این روایت بر میآید، خود این توقیع در رد نگرش اول، گواه روشنی است؛ چرا که حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قبل از عبارت «يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» مقدمه چینی کردند و ابتدا فرمودند: «فقد وقعت غیبة الثانیة/التامة» و در ادامه فرمودند: «فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ» یعنی دیگر ظهور تمام شده و کسی مرا نمیبیند و به عنوان حجت خدا من را نمیشناسد. بنابراین طبق این فراز، ادعای مشاهده، از اساس باطل است.
نگرش دوم: به معنای نیابت خاصه؛
منظور از از فراز «يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» این است که در زمانهای بعد از
-
۲۲۸
اتمام غیبت صغری، ممکن است افرادی بیایند و ادعای نیابت خاصه مطرح کنند. همچنان که برخی از بزرگان چنین نظری را دادهاند.
مناقشه بر نظریه دوم از منظر مختار؛
به نظر میرسد نگرش دوم نیز صحیح نباشد؛ زیرا روشن است که فراز «من یدعی المشاهدة»، به معنای «من یدعی النیابة» نیست. به عبارت دیگر، تطبیق معنای کلمهی «المشاهدة» بر «النیابة»، خلاف ظاهر است.
نکته چهارم: عدم وجود دلیل قطعی بر تحقق حقیقی تشرفات دوران غیبت کبری؛
نکته دیگری که از روایت توقیع حاصل میشود این است که اگر درباره مشاهدهی امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) صرفاً همین روایت وجود داشته باشد-که ظاهراً همین گونه است و اصلاً معنا ندارد که دلیل دیگری باشد- در این صورت باید گفت که تمام تشرفات نقل شده به محضر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از روی احتمال است؛ یعنی به صورت قطعی نمیتوان ادعا نمود که این تصرفات واقع شدهاند.
به عبارت دیگر، با وجود بیان محکم و نص صریح امام معصوم(عليه السلام) در این توقیع که خطاب به نائب چهارم فرمودند: «وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ» مبنی بر مسدود شدن «باب نیابت خاصه»، طبیعتاً آن حضرت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به علم امامت پیش بینی میکردند که «وَ سَيَأْتِي إِلَى شِيعَتِي» در آینده و پس از اتمام دوران غیبت صغری، «باب ادعای رؤیت» مفتوح خواهد شد؛ از این رو، با عبارت «مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ» خواستند از فتنهی «ادعای مشاهده» جلوگیری نمایند؛ فتنهای که متأسفانه از آن زمان تاکنون برقرار بوده و هست. چه اینکه در گذر زمان، افراد بیشماری پیدا شدهاند که با خراب کردن ذهن مردم، ادعای شرفیابی به حضور حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) کرده و به این واسطه برای خویش، به اصطلاح «اعتبار» کسب میکنند! مثلاً جریان ادعای فردی به نام «محمد عرفانیان» با امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که در تهران معروف شده بود، تا جایی که حتی برخی از روحانیون به همراه تعدادی از بازاریان تهران برای ملاقات با والد عظیم الشان ما(رحمه الله) آمدند و خوشیختانه اجازه ملاقات داده نشد اما به من گفتند:
-
۲۲۹
«آقای عرفانیان، صبح و ظهر و شب، پشت سر حضرت بقیة الله(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نماز میخوانند»! آری این افراد با چنین شگردهای خاصی، ذهن مردم را خراب کرده بودند و برای خود اعتبار دست و پا کرده بودند.[1]
1. حضرت استاد دامت برکاته در خصوص حضور عدهای از افراد ساده لوح و فریب خورده توسط فرد مذکور که درخواست ملاقات با والد بزرگوارشان مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(رحمه الله) داشتند، فرمودند: پس از اینکه در روز دوشنبه 22/5/86 از طریق اخبار مسأله ادعای ارتباط فردی به نام محمد عرفانیان با وجود مبارک امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و دروغها و تهمتها و انحرافهایی را که این فرد به وجود آورده بود مطلع شدم، به یاد چند سال پیش افتادم که این شخص، پنج نفر را از تهران به قم فرستاده بود که متأسفانه یکی از آنها یک روحانی پیرمردی بود و بقیه از افراد کاسب و بازاری بودند. در عصر یکی از روزها به دفتر ما آمدند و گفتند: میخواهیم با آقا ملاقات کنیم و مطلب بسیار مهم و خصوصی با ایشان داریم... از این گروه سؤال کردم که مطلب چیست؟ ابتدا از ذکر آن امتناع نمودند و گفتند: فقط باید با پدر شما ملاقات کنیم و مطلب بسیار خصوصی است!. من به آنان به صورت محکم گفتم: چنانچه مطلبی دارید بیان کنید والا تشریف ببرید. آنها بعد از مشورت کوتاهی گفتند: ما از طرف شخصی به نام عرفانیان که در تهران است آمدهایم و ایشان کسی است که در تمام سه وقت، نماز خود را به جماعت پشت سر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) میخواند و امام(عليه السلام) به ایشان فرموده: «به آقای فاضل لنکرانی پیغامی را برسانید» و گفتند: امام(عليه السلام) یک پیام دیگری را برای یکی از مراجع دیگر هم توسط این فرد داده که ما قبل از آمدن به این جا خدمت ایشان رفتهایم و ایشان با توجه کامل به این مطالب گوش دادند. به آنها گفتم: میتوانید بگویید چه پیامی برای آن مرجع محترم داده شده و آنها یک نوشته بسیار بدخط به زبان فارسی را نشان من دادند که در آن آمده بود: آقای... چرا با مادر من زهرا مخالفت میکنی؟ باید هر چه زودتر از فتوایی که دادهای مبنی بر اینکه نمیتوان در نماز، به عصمت حضرت زهرا(عليها السلام) شهادت داد، دست برداری. من قبل از آن که پیام مربوط به والد راحل، رضوان اللّه تعالی علیه را بشنوم، به آنها گفتم: چرا امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به خط فارسی مرقوم داشتهاند؟ و چرا اینقدر بدخط نوشتهاند؟ و ظاهراً چند غلط ادبی هم در همان چند سطر کوتاه وجود داشت! از این مطلب عبور کردم به آن روحانی پیرمرد گفتم: شما که در حوزه علمیه تحصیل نمودهای چرا چنین مطالب دروغی را باور کردهای؟ او گفت: این شخص با سایر مدعیان رؤیت تفاوت دارد و اساساً دنبال شهرت و مقام و... نیست. به او گفتم: مگر نخواندهای که امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به نایب خاص چهارم(رحمه الله) به این مضمون فرمودند که: بعد از تو دیگر کسی مرا نمیبیند... و هر کس که ادعای رؤیت مرا بنماید او را تکذیب کنید و او افترا زننده و کذّاب است؟ آیا من فرمایش امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را بپذیرم، یا کلام این شخص را؟ پیرمرد نتوانست جوابی بدهد و به من گفت: شما از خیلی حقایق خبر نداری! و مطمئن هستم اگر این پیام را به پدرتان برسانید، حقایق بزرگی برای شما روشن میشود و شما هنوز از ارتباط خاص پدر خودت با امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) هم خبر نداری! در میان آن اشخاص یک نفر به من رو کرد و گفت: حاج آقا جواد، شما مرا به یاد میآورید؟ گفتم: خیر. گفت: من در سال 61-62 در مدرسه رضویه پیش شما کتاب معالم را خواندهام و من طلبه بودم و شما در آن زمان, اعتقادات خوبی داشتید؛ چرا الان این طور حرف میزنید؟! با تعجب به او گفتم: اگر از حوزه بیرون نرفته بودی و درست درس خوانده بودی امروز گرفتار این دام نمیشدی. بالاخره بعد از این بگومگوها، آنها گفتند: شما امانتدار خوبی باشید و پیام را به پدرتان برسانید و ببینید ایشان چه میفرمایند؟ گفتند: پیام این است که امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به آقای عرفانیان فرمودهاند: «به آقای فاضل لنکرانی سلام مرا برسان و بگو آن شب طوفانی را به یاد داشته باشید»! من هم گفتم: فردا خدمت ایشان خواهم گفت و شما فردا ظهر جواب را از من بگیرید. روز بعد، وقتی خدمت والد راحل -رضوان اللّه تعالی علیه- رسیدم و قضیه را نقل کردم ایشان [از این ادعا] بسیار متأثر شدند و فرمودند: چرا عدهای این چنین مسأله امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را به بازی گرفتهاند؟ چرا از اعتقادات مردم سوء استفاده میکنند؟ و اساساً ایشان نسبت به ادعاهای بیهوده و دروغ که در زمان ما فراوان هم شده، بسیار رنج میبردند و معتقد بودند که چنین اموری، اساس مکتب را از بین خواهد برد. ایشان در جواب فرمودند: اولاً اینها را نصیحت کنید و بگویید: عرفانیان، که من هنوز او را ندیدهام, قطعاً آدم کذّاب و تهمت زنی است و از دام او، خود را خارج کنند و گرفتار فریب او نشوند و [ثانیاً] فرمودند: به آنها بگویید: من در عمرم شبهای طوفانی فراوان داشتهام و هیچ خاطره، یا خصوصیت خاصی از آنها به یاد ندارم. من وقتی جواب را به آنها رساندم، متأسفانه آنها در جواب گفتند: ما فکر میکردیم ایشان ارتباط ولایتی دقیقی دارد!؟ اما معلوم میشود که ایشان در این جهت ضعیف است...!؟ نقل شده از: پایگاه اطلاع رسانی مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(رحمه الله)، به نشانی: http://lankarani.ir/far/news/show-news.php?&id-news=24
-
۲۳۰
نکته پنجم: ضرورت توجه به بحث وظائف، به جای پرداختن به مباحث انحرافی؛
نکته دیگری که لازم است به آن توجه شود آن است که بر علما و فقهای راستین واجب است که امثال این روایات را به خوبی برای عموم مسمانان و خصوصاً شیعیان تشریح کنند و بگویند که خداوند متعال فعلاً باب مشاهده و رویت را تا وقتی که خواست ذات اقدسش صلاح ببیند بسته است و بعد از آن است که ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) محقق خواهد شد؛ از این رو آن چیزی که شیعیان واقعی در دوران غیبت کبری باید به دنبال آن باشند، عمل به وظایف و تکالیفی است که اسلام