-
۱۷۱
و أنه یؤم هذه الأمة ویصلی عیسى خلفه فی طول من قصته و أمره»[1]
اخبار متواتر و مستفیض از رسول الله صلی الله علیه [و آله] و سلم در مورد مهدی رسیده است و اینکه او از اهل بیت پیامبر بوده و هفت سال حکومت خواهد کرد و زمین را از عدل، پُر خواهد نمود. و اینکه عیسی علیه السلام برای کشتن دجال، به کمک وی خواهد آمد و مهدی با مردم نماز میگذارد و عیسی به او اقتدا میکند.
ابوالقاسم علی بن حسن بن عساکر شافعی (497-۵۷۱ هـ ق) در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» نقل میکند:
«والأحادیث فی التنصیص على خروج المهدی أصح إسنادا و فیها بیان کونه من عترة النبی»[2]
احادیثی که نص بر خروج مهدی میباشد صحیحترین اسناد را دارا میباشد و در آنها بیان شده است که مهدی از عترت نبی اکرم میباشد.
عبدالرحمن بن عبدالله سهیلی (508-۵۸۱ هـ ق) در کتاب «الروض الانف في شرح السيرة» میگوید:
«ومن سؤددها أیضاً أن المهدی المبشر به آخر الزمان من ذریتها، فهی مخصوصة بهذا کله والأحادیث الواردة فی أمر المهدی کثیرة»[3]
و از جمله افتخارات او [حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)] این است که مهدی – بشارت داده شده به او در آخر الزمان – از فرزندان او میباشد و
1. ر. ک. به: المنار المنیف فی الصحیح والضعیف، محمد بن أبی بکر حنبلی دمشقی، ص۱۴۲ و تهذیب التهذیب، أحمد بن علی عسقلانی شافعی، ج۹، ص۱۲۶.
2. ر. ک. به: تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، علی بن حسن شافعی، ج۴۷، ص۵۱۸.
3. ر. ک. به: الروض الأنف فی تفسیر السیرة النبویة لابن هشام، عبد الرحمن بن عبد الله خثعمی سهیلی، ج۱، ص۲۸۰.
-
۱۷۲
این امر تنها به ایشان اختصاص دارد و احادیث وارده در مورد مهدی بسیار زیاد است.
فخر الدين أبو عبد الله محمد بن يوسف بن محمد الكنجي معروف به حافظ گنجی شافعی (م658 هـ. ق) در كتاب «البيان فى أخبار صاحب الزمان» مىگويد:
«تواترت الأخبار و استفاضت بكثره رواتها عن المصطفى(صلي الله عليه وآله) فى أمر المهدى»[1]
احاديث پيامبر اكرم درباره مهدى، به دليل راويان بسيارى كه دارد، به حدّ تواتر رسيده است.
أبو حامد عز الدین معتزلی معروف به ابن ابی الحدید(586-656هـ ق) در «شرح نهج البلاغه» میگوید:
«و قد وقع اتفاق الفرق من المسلمین اجمعین علی ان الدنیا و التکلیف لا ینقضی الا علیه»[2]
تمام مسلمانان اتفاق دارند دنیا و تکلیف تمام نمیشود مگر با مهدی، یعنی باید آن حضرت ظهور کند.
ابو عبدالله محمد بن احمد انصاری قرطبی مالکی (578-۶۷۱ هـ ق) در کتاب تفسیری «الجامع لاحکام القرآن» در ذیل آیه سی و سوم سوره توبه مینویسد:
1. ر. ک. به: البیان فى اخبار صاحب الزمان، کنجى شافعى، باب11 و منتخب الاثر، آیت الله العظمی لطف الله صافى گلپایگانى دامت برکاته، پاورقى، ص5.
2. ر. ک. به: شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحدید، ج10، ص96.
-
۱۷۳
«قال البیهقی فی کتاب البعث والنشور...و الأحادیث التی قبله فی التنصیص على خروج المهدی وفیها بیان کون المهدی من عترة رسول الله صلی الله علیه و[آله و] سلم أصح إسنادا قلت: قد ذکرنا هذا وزدناه بیانا فی کتابنا [کتاب التذکرة] وذکرنا أخبار المهدی مستوفاة والحمد لله»[1]
بیهقی در کتاب بعث و نشور میگوید: احادیث شامل بر نص پیامبر اکرم صلی الله علیه و [آله و] سلم بر خروج مهدی و اینکه مهدی از عترت رسول الله صلی الله علیه [و آله] و سلم میباشد، صحیح ترین اسناد را دارد؛ من میگویم: این مطلب و بیشتر از آن را در کتابمان التذکرة و اخبار مهدی را به صورت مستوفی بیان کردهایم.
تقی الدین احمد بن شهاب الدین الحرّانی الدمشقی الحنبلی ابن تيميه(661-728 هـ ق) در کتاب «منهاج السنة النبویة» اعتراف میکند:
«إن الأحادیث التی یحتج بها علی خروج المهدی أحادیث صحیحة، رواها أبو داود والترمذی وأحمد وغیرهم من حدیث ابن مسعود وغیره»[2]
احادیثی كه میتوانیم احتجاج كنیم بر آن احادیث بر خروج [حضرت] مهدی، این احادیث صحیح هستند. این روایات را ابو داود، ترمذی و احمد نقل كردهاند.
1. ر. ک. به: الجامع لأحکام القرآن، محمد بن أحمد انصاری قرطبی، ج۸، ص۱۲۲ و التذکرة بأحوال الموتى وأمور الآخرة، محمد بن أحمد انصاری قرطبی، ص۱۲۰۵.
2. ر. ک. به: منهاج السنة النبوية، ابن تیمیه، ج4، ص211.
-
۱۷۴
حافظ ابن حجر عسقلانى شافعى (773- 852 هـ. ق) در كتاب «فتح البارى بشرح صحیح البخاری» كه در شرح «صحيح بخارى» نوشته است، مىگويد:
«تواترت الأخبار بأنّ المهدى من هذه الأُمه و انّ عيسى-عليه السلام- سينزل و يصلّى خلفه».[1]
احاديث متواترى وجود دارد حاكى از اينكه مهدى، از اين امّت است و عيسى از آسمان فرود آمده و پشت سر وى نماز خواهد گزارد.
محمد بن عبد الرحمن سخاوي(831-902 هـ ق) در کتاب «فتح المغيث بشرح الفیة الحدیث» میگوید:
«أنها وصلت إلى حد التواتر»[2]
این روایات به حد تواتر رسیده است.
عبدالرحمن بن کمال ابیبکر بن محمد سابقالدین خضیری أسیوطی (۸۴۹ – ۹۱۱ هـ. ق) معروف به سيوطي در کتاب «الحاوي للفتاوی» مینویسد:
احاديثي که از پيامبر وارد شده و نصّ بر خروج مهدي از عترت پيامبر و از اولاد فاطمه است به اثبات رسيده و قابل استناد است ... اخبار متواتر و مستفيض با کثرت راويان آن ها از پيامبر صلي الله عليه و آله در امر ظهور مهدي عليه السلام وارد شده است، کسي که از اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و هفت سال حکومت کرده و زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد ...[3]
1. ر. ک. به: فتح البارى، ابن حجر عسقلانى، ج6، ص393-394.
2. ر. ک. به: نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، محمد بن جعفر کتانی، ص ۲۲۵ تا ۲۲۸.
3. ر. ک. به: الحاوي للفتاوي، سیوطی، ج2، ص128.
-
۱۷۵
محمد بن عبدالرسول شافعی برزنجی (1040-۱۱۰۳ هـ ق) در کتاب «الاشاعة لاشراط الساعة» در چند جای آن به تواتر احادیث مهدویت اذعان کرده و میگوید:
«واعلم أن الأحادیث الواردة فیه على اختلاف روایاتها لا تکاد تنحصر... قد علمت أن أحادیث وجود المهدی وخروجه آخر الزمان وأنه من عترة رسول الله صلى الله علیه وسلم من ولد فاطمة بلغت حد التواتر المعنوی فلا معنى لانکارها... وغایة ما ثبت بالأخبار الصحیحة الکثیرة الشهیرة التی بلغت حد التواتر المعنوی وجود الآیات العظام التی منها بل أولها خروج المهدی وأنه یأتی فی آخر الزمان من ولد فاطمة یملأ الأرض عدلا کما ملئت ظلما»[1]
و بدان که احادیث وارد شده در مورد مهدی – با احتساب اختلاف روایات – از حد شمارش بیرون است... دانستی که احادیث وجود مهدی و خروج او در آخر الزمان و اینکه او از عترت رسول الله صلی الله علیه وآله و از فرزندان فاطمه میباشد، تواتر معنوی داشته و انکار آن بیمعنا میباشد ... و نهایت آنچه که از طریق اخبار کثیر مشهور صحیح که به حد تواتر معنوی میرسد به دست میآید: وجود نشانههای بزرگی است که اولین آنها خروج مهدی است که او در آخرالزمان آمده و از فرزندان فاطمه بوده و زمین را از عدل و داد پر مینماید آنچنان که از ظلم و جور پُر شده باشد.
شمس الدین محمد بن أحمد سالم سفارینی نابلسی حنبلی (1114- 1188 هـ ق) در کتاب «لوائح الانوار البهيه وسواطع الاسرار الاثرية»، که شرح کتاب «الدرة المضيئة في عقد الفرقة المرضية» مینویسد:
1. ر. ک. به: الإشاعة لأشراط الساعة، محمد بن عبدالرسول حسینی شهرزوری برزنجی، ص۸۷، ص۱۱۲.
-
۱۷۶
«وقد کثرت بخروجه الروایات حتى بلغت حد التواتر المعنوی وشاع ذلک بین علماء السنة حتى عد من معتقداتهم»[1]
روایات خروج مهدی آنقدر زیاد است که در حد تواتر معنوی میباشد و این روایات در میان علمای اهل تسنن شیوع پیدا کرده تا جاییکه از اعتقادات ایشان شده است.
محمّد بن علي صبّان شافعي مصري(...- ١٢٠٦هـ ق) در كتاب «إسعاف الراغبين في سيرة المصطفى وفضائل أهل بيته الطاهرين»[2] مىنويسد:
«تواترت الأخبار عن النبى(صلي الله عليه وآله) بخروجه و انّه من أهل بيته وانّه يملأ الارض عدلاً»
اخبار متواترى از پيامبر نقل شده مبنى بر اينكه مهدى (سرانجام) قيام مىكند و اينكه او از خاندان پيامبر است و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد...
قاضی محمد بن علی شوکانی صنعانی(1173-1250 هـ ق) در کتاب «التوضیح فی تواتر ما جاء فی مهدی المنتظَر و الدجال و المسیح»، ضمن اثبات تواتر روایاتی که در مورد حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وارد شده، میپذیرد که مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همان مصلِح موعود جهان و بقیة الله بوده و از اولاد و سلالهی پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) است. وی مینویسد:
1. ر. ک. به: نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، محمد بن جعفر کتانی، ص ۲۲۵ تا ۲۲۸.
2. ر. ک. به: اسعاف الراغبین در حاشیه نورالابصار، محمد صبّان، ص140.
-
۱۷۷
«والاحادیث الواردة فی المهدی التی امکن الوقوف علیها ... متواترة بلا شک ولاشبهة، بل یصدق وصف التواتر علی ما هودونها علی جمیع الاصلاحات المحررة فی الاصول وامّا الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدی فهی کثیرة ایضاً... إذ لا مجال للاجتهاد في مثل ذلك»[1]
احادیثی که درباره [حضرت] مهدی رسیده و امکان دسترسی به آنها وجود دارد ... متواترند، بدون شک و شبهه، بلکه کمتر از اینها بنا بر همه اصطلاحاتی که در اصول بدان اشاره شده، تواتر صدق میکند. امّا آثار صحابه که در آنها تصریح به مهدی شده نیز، زیاد است... و مجالی برای اجتهاد در این باره نیست.
محمد صدیق حسن خان بخاری قنوچی (1248-۱۳۰۷ هـ ق) عالم سلفی مسلک هندی در کتاب «الاذاعة لما کان و ما یکون بین یدی الساعة» چنین میگوید:
«الأحادیث الواردة فی المهدی على اختلاف روایاتها کثیرة جدا تبلغ حد التواتر المعنوی وهی فی السنن وغیرها من دواوین الاسلام من المعاجم والمسانید»[2]
احادیث وارد شده در مورد مهدی – با احتساب اختلاف روایات – بسیار زیاد و در تواتر معنوی میباشد و این روایات در کتب سنن و دیگر کتب معاجم و مسانید آمدهاند.
سيد مؤمن بن سيد حسن مؤمن شبلنجي شافعي (1250- 1308هـ ق)
1. ر. ک. به: غایه المأمول فى شرح التاج الجامع للأصول، محمد بطاشى، ج5، ص327 و موسوعة الامام المهدی(عليه السلام)، ص391 او در مساله نزول حضرت عیسی(عليه السلام) میگوید: «فتقرر أن الاحاديث الواردة في المهدي المنتظر متواترة والاحاديث الواردة في الدجال متواترة والاحاديث الواردة في نزول عيسى متواترة».
2. ر. ک. به: الإذاعة لما کان و ما یکون بین یدی الساعة، محمد صدیق خان بخاری قنوجی، ص۱۱۲- ۱۴۵-۱۴۶.
-
۱۷۸
در كتاب «نور الأبصار في مناقب آل بيت النبي المختار» مىنويسد:
«تواترت الأخبار عن النبى(صلي الله عليه وآله) انّه من أهل بيته وانّه يملأ الأرض عدلاً»[1]
اخبار متواترى از پيامبر رسيده كه نشان مىدهد مهدى از خاندان اوست و او زمين را پر از عدل و داد مىكند.
ابوعبدالله محمد بن جعفر ادریسی مشهور به کتانی (... - ۱۳۴۵هـ ق) در کتاب «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر» میگوید:
«خروج المهدی الموعود المنتظر الفاطمی... وقد نقل غیر واحد عن الحافظ السخاوی أنها متواترة...»[2]
خروج مهدی موعود منتظر فاطمی ... همگان از حافظ سخاوی نقل کردهاند که روایات خروج مهدی (علیه السلام) متواتر است ...
شیخ منصور بن علی ناصف(...- 1371 هـ ق) در كتاب «التاج الجامع للاصول فی احادیث الرسول» از علماى بزرگ و معاصر «جامعة الأزهر» مىنويسد:
در ميان دانشمندان گذشته و امروز مشهور است كه در آخر الزمان به حتم و يقين مردى از اهل بيت پيامبر كه نام او مهدى است، ظهور خواهد كرد. او بر همه كشورهاى اسلامى تسلّط خواهد يافت. مسلمانان، همه پيرو او خواهند شد، او در ميان آنان به عدالت رفتار مىكند و دين را قوّت مىبخشد. آنگاه دجّال پيدا مىشود. عيساى مسيح از آسمان فرود مىآيد و دجّال را مىكشد، يا با مهدى در كشتن
1. ر. ک. به: نور الأبصار، سيد مؤمن شبلنجي شافعي، ص171.
2. ر. ک. به: نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، محمد بن جعفر کتانی، ص ۲۲۵ تا ۲۲۸.
-
۱۷۹
دجّال همكارى مىكند. سخنان و احاديث پيامبر را درباره مهدى، جماعتى از نيكان اصحاب پيامبر روايت كردهاند. محدّثان بزرگى مانند: ابو داود، ترمذى، ابن ماجه، طبرانى، ابو يعلى، بزّاز، امام احمد حنبل و حاكم نيشابورى آن احاديث را در كتابهاى خود نقل كردهاند.[1]
محمد ناصر الدین آلبانی (1333-۱۴۲۰ هـ ق) عالم شافعی مذهب وهابی مسلک در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها» در این باره میگوید:
«و ما مثل هؤلاء إلا کمثل من ینکر عقیدة نزول عیسى علیه السلام فی آخر الزمان التی تواتر ذکرها فی الأحادیث الصحیحة... و أکاد أقطع أن کل من أنکر عقیدة المهدی ینکرها أیضا و بعضهم یظهر ذلک من فلتات لسانه و إن کان لا یبین و ما مثل هؤلاء المنکرین جمیعا عندی إلا کما لو أنکر رجل ألوهیة الله عز وجل بدعوى أنه ادعاها بعض الفراعنة».[2]
مَثَل اینها همانند کسانی است که عقیده نزول عیسی علیه السلام در آخر الزمان را – که احادیث صحیح در مورد آن به تواتر رسیده است – منکر میشوند... و مطمئناً و قطعا میگویم که هر کس عقیده مهدی را منکر شود، آن را نیز منکر میگردد و برخی از آنها نیز این عقیده را ناخواسته بیان کردهاند و مَثَل تمامی این گروه منکر در نزد من، همانند کسی است که الوهیت خداوند متعال را انکار نماید، همانند ادعای برخی از فراعنه.
1. ر. ک. به: التاج الجامع للاصول، شیخ منصور على ناصف، ج 5، ص310.
2. ر. ک. به: سلسلة الأحادیث الصحیحة و شیء من فقهها و فوائدها، محمد ناصر الدین أشقودری ألبانی، ج۱، ص۴۳.
-
۱۸۰
نکته دوم: نفی ادله منکرین، ضمن دو محور؛
محور اول: تبیین ادلهی منکرین؛
با وجود ادلهی عقلی و نقلی بیشمار درباره مهدویت، متاسفانه برخی از افراد نا آگاه یا مغرض به انکار این آموزهی اصیل اسلانی پرداختند. پرچمدار این جریان ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حَضرَمی معروف به ابن خلدون(808-732 هـ. ق) میباشد که از مورخین و جامعه شناسان عرب است و سر رشتهای از علم حدیث ندارد.
وی در مقدمهی کتاب «الْعِبَر و دیوانُ الْمُبتَدَأ والْخَبَر فی اَیّامِ الْعَرَبِ والْعَجَمِ وَ الْبَرْبَرِ وَ مَنْ عاصَرَهُمْ مِنْ ذَوِی السُّلْطانِ الاَکبَر» بعد از ذكر تعدادى از روایات مربوط به مهدویت و نقد سندى آنها و به رغم اعتراف به اینكه مسألهی اعتقاد به مهدى بین تمام مسلمانان در قرون متمادى مورد اتّفاق بوده، ولی با کمال تعحب به تردید و تشكیك در مسألهی مهدویت پرداخته است؛ و البته بعد از او نیز در دوران معاصر شماري از مقلدان او همانند محمد رشید بن علیرضا بن محمد قلمونی(1282- 1354هـ ق) در تفسیر «المنار»[1] و احمد امین ابراهیم الطباخ مصری(1304-1373 هـ ق) در کتب «المهدی و المهدویة» و «ضحی الاسلام»[2] و برخی دیگر، گمراهی او را سرلوحهی فعالیتهای به ظاهر علمی خویش قرار دادند و از ابن خلدون پيروي کردهاند و ضمن پرداختن به این
1. ر. ک. به: تفسير المنار، محمد رشيد رضا، ج1، ص393 وی مینویسد: «هيچ يک از احاديث مهدي، صحيح نيست؛ اين احاديث با اين حال، با هم متعارض هستند، به گونهاي که يکديگر را دفع ميکنند»! و نیز ر. ک. به: تفسير المنار، ج9، ص499.... مینویسد: «تعارض در احاديث مهدي، قويتر و ظاهرتر است و جمع بين روايات در اين باب مشکلتر و منکران آن نيز فراوان و شبهه در آن نيز ظاهرتر است؛ به همين دليل، شيخان [مسلم و بخاري] در دو کتابشان توجهي به اين روايات نکردهاند».
2. ر. ک. به: ضحي الاسلام، احمد امين، ج3، ص237 وی مینویسد: «بخاري و مسلم، هيچ يک از احاديث و روايات مهدي را ذکر نکردهاند که دليل است بر اين که روايات مذکور، نزد آنان صحيح نبوده است».