-
۱۱۱
گفتار چهار
نیمهی شعبان عید بزرگ انسانیت
سخنرانی دردیدار با اعضای ستاد برگزاری مراسم احیاء نیمه شعبان
-
۱۱۲
آنچه در گفتار چهارم مطالعه خواهید کرد:
1.نکته اول: وظائف عوام و خواص نسبت به برگزاری مراسم نیمه شعبان؛
2.نکته دوم: انتظار فرج، مهمترین اساس ایمان؛
3.نکته سوم: غایت ارسال رسل، انتظار واقعی برای ظهور آخرین منجی؛
4.نکته چهارم: احیاء شب نیمه شعبان، یکی از مظاهر انتظار واقعی؛
5.نکته پنجم: شرائط انتظار واقعی؛
6.جمع بندی و نتیجه بحث.
-
۱۱۳
نیمهی شعبان عید بزرگ انسانیت
(اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)[1]
بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مىگرداند به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيدهايم باشد كه بينديشيد.
«السّلامُ علی المَهدیِّ الذّی وَعَدَ اللهُ عزَّوجلَّ بِهِ الأمَمَ، أن یَجمَعَ به الکَلِمَ و یَلُمُّ به الشَّعَثَ و یَملأَ بِهِ الأرضَ قِسطَاً و عَدلاً و یُمکِّنَ لَهُ و یُنجِزَ بِهِ وعدَ المُؤمنِینَ»[2]
سلام بر مهدی، کسی که خداوند وعده او را به همه امّتها داده که عقاید مردم را به وجود او جمع کند و مردم را از تفرقه برهاند و به وسیله او زمین را از عدل و داد پر کند و همه از او تمکین کنند و وعده خدا به عزّت مؤمنین تحقّق یابد.
فرا رسيدن نيمهی شعبان، سالروز ميلاد حضرت بقية الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) عيد بزرگ انسانيّت، بر تمام شيعيان و علاقمندان آن حضرت مبارک باد.
1.ر. ک. به: سوره مبارکه حدید، آیه شریفه17.
2. ر. ک. به: بحار الانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج102، ص101 و مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی(رحمه الله) ص530 زیارت حضرت صاحب الامر، آداب سرداب.
-
۱۱۴
تبیین موضوع بحث؛
نیمهی شعبان علاوه بر اینکه روز و زمان خجسته میلاد امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است، فرصت معنوی ارزنده و ارزشمندی برای راز و نیاز با خالق هستی و نزدیکی هر چه بهتر و بیشتر به معبود و کسب برکات الهی است. این زمان از چنان اهمیتی برخوردار است که در روایات، هم ردیف و هم پای شبهای قدر دانسته شده است؛ بدین رو از این موقعیت ممتاز میتوان همچون شبهای قدر، برای کسب خیرات و برکات معنوی بهره برد و نهایت تلاش را در راستای کسب فیض انجام داد.
بنابراین آنچه در این مقال مطمح نظر است، الزامات معرفتی درباره برگزاری مراسم نيمهی شعبان است که امروزه خوشبختانه از حیث کمی و کیفی روز به روز در حال گسترش است. در تبیین این مساله، لازم است پنج نکتهی مهم مورد توجه قرار گیرد که عبارتند از:
نکتهی اول: وظائف عوام و خواص نسبت به برگزاری مراسم نیمه شعبان؛
یکی از سنتهای حسنهای که از قديم الايام در میان پیروان مذهب اهل بیت(عليهم السلام) مرسوم بوده، برگزاری مراسم نيمهی شعبان است. پر واضح است که انجام اين سنت نيکو، وظیفهای است همگانی و از این منظر، این کار پسندیده دارای دو طرف است که عبارتست از:
طرف اول. وظیفهی مردم؛
اولین طرفی که در این مساله اهمیت بالایی دارد، به وظیفهی عموم مردم و شيعيان حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) باز میگردد که خوشبختانه تاکنون مردم، با شور و شعور، شوق و اشتیاق و عقیده و اعتقاد، به برگزاری این مراسم و آذينبندي خيابانها اهتمام وافر داشتهاند، تا جایی که حتی برخی از مردم در این راه، از هزينه کرد سنگین مالی از اموال خویش نیز، ابایی نداشتهاند.
البته لازم به ذکر است که در زمان قديم، مردم از اول ماه شعبان اقدام به تزيين خيابانها ميکردند، ولی متأسفانه در چند سال اخير اين امر مقداري کمرنگ شده و محدود به همان ایام شده است.
-
۱۱۵
طرف دوم. وظیفهی علماء؛
دومین طرف درباره این مراسم، وظیفهی خصوص علماء، خطباء و روحانیون است که بايد حساسيت مردم را نسبت به این امر افزون نمايند. چه اینکه اگر علماء بخواهند جامعهی اسلامی به سمت آشنايي با فرهنگ مهدويت گام برداشته و إن شاءالله در مسیر تشکيل حکومت مهدوي حرکت کند، بدیهی است بايد تلاش کنند تا مردم، نسبت به مسألهی فرج حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و موضوع انتظار ظهور ايشان، اهتمام و حساسيت خاصی داشته باشند و هر سال اين جشنها و چراغانيها را باشکوهتر از گذشته برگزار نمایند.
بر این اساس، ادعای کساني که میگويند: «از چراغاني کردن بپرهیزید، زیرا مایهی اسراف است»، درست نیست؛ زیرا وظیفهی علماء آگاه و نستوه این است که بايد تمام اقشار جامعهی اسلامی را به صورت مستقیم و غیر مستقیم، درگير اين مراسم و شخص حضرت کنند؛ چرا که در زمان غيبت، هيچ قضيهاي حساستر از مسألهی یاد و ذکر حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وجود ندارد.
نکته دوم: انتظار فرج، مهمترین اساس ایمان؛
دومین نکتهای که به عنوان یکی از الزامات معرفتی درباره برگزاری مراسم نيمهی شعبان اهمیت دارد، دانستن این موضوع است که انتظار فرج، یکی از برترین عبادات است؛ چه اینکه پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در این زمینه با استفاده از تعابیر مختلفی، فرمودهاند:
«احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج»[1] «أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِي انْتِظَارُ
1. ر. ک. به: بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص133، باب22.
-
۱۱۶
الْفَرَجِ»[1] «انْتِظَارُ الْفَرَجِ عِبَادَةٌ»[2] «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ»[3] «أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِي انْتِظَارُ الْفَرَجِ»[4].
«محبوبترین اعمال به سوی خدای عزوجل انتظار فرج است» «برترين كارهاى امت من انتظار فرج است». «انتظار فرج عبادت است» «والاترين عبادت، انتظار فرج است» «بالاترين جهاد امت من، انتظار فرج است».
به عبارت ديگر، گویا پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) با استفاده از این تعابیر در مورد انتظار، به حركت آفرينى انتظار نظر دارند، گويا ایشان بر آن هستند كه انتظار را به عنوان عامل پويايى و رشد و پشتوانهی حركت به سوى خدا معرّفى نمايند.
پس انتظار فرج در این مکتب:
اولاً: كاری مفید، حركتی ارزشمند و تلاشى هدفمند است و یقیناً با بىهدفى و سكون و تن آسايى سازگارى ندارد.
ثانیاً: چون حركت و عملى در راستاى ارادهی الهی و در جهت عملى شدن وعدههاى اوست، پس محبوب خداست.
ثالثا: چون در تحقّق احكام الهى و آرمانهاى توحيدى نقشى تعيين كنندهتر از ساير اعمال دارد، لذا بيشتر از باقی اعمال، مورد محبّت خداست.
بنابراین مسألهی انتظار فرج را نبايد به عنوان يک امر مستحب، در کنار ساير مستحبات الهی قرار داد، بلکه مقام آن را باید به خوبی درک کرد و برای متصف شدن به آن برنامه ریزی نمود.
1. ر. ک. به: الزام الناصب، یزدی حائری(رحمه الله)، ص137 و بحارالأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج52، ص122.
2. ر. ک. به: همان.
3. ر. ک. به: نهج الفصاحة، ص78 و ينابيع المودة، قندوزی، ج3، ص169.
4. ر. ک. به: تحف العقول، ابن شعبه حرانی(رحمه الله)، ص33 و بحارالأنوار، مجلسی(رحمه الله)، ج51، ص156.
-
۱۱۷
نکته سوم: غایت ارسال رسل، انتظار واقعی برای ظهور آخرین منجی؛
از بررسی روايات یاد شده و نیز سایر روايات بابِ انتظار و همچنین از سيرهی ائمهی معصومين(عليهم السلام) به خوبی استفاده ميشود که ايمان مؤمن، بدون انتظار فرجِ آخرین حجت الهی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ايمانی ناقص به حساب میآید.
به عبارت دیگر، ایمان کامل، ایمانی است که صاحب آن به انتظار واقعی متصف میشود و اساساً به همین خاطر است که تمام انبياء عظام الهی(عليهم السلام) و حتي شخص پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) و ائمهی اطهار(عليهم السلام) نه تنها خود جزو منتظران واقعی بودهاند، بلکه مردم زمان خود را نیز به این امر تشویق میکردند و به آنها وعده میدادند که هدف اصلي ارسال رسل، صرفاً در آخر الزمان و با ظهور حضرت بقیة الله(عجل الله تعالي فرجه الشريف) محقق خواهد شد و تلاش آنان تنها مقدمهاي براي تحقق این امر مهم ميباشد. به عنوان مثال پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در این باره فرمودهاند:
«لَا يَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَبْعَثَ اللهُ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِي وَ اسْمُ أَبِيهِ اسْمَ أَبِي يَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»[1]
عمر دنيا به پايان نمىرسد تا اين كه خداوند مردى از اهل بيت من برانگيزد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من است. او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.
بنابراین نبايد مسألهی انتظار را محدود به زمان غيبت و یا منحصر به جمع معدودی از خداباوران دانست و یا آن را به گونهای نازل و یا به شکلي سطحي مطرح نمود که دون شان آن است. چون انتظار به معنای تحقق اهداف خداوند متعال و انبياء و اوصياء الهی(عليهم السلام) در روی زمین و رسيدن بشر به تکامل نهايي است.
نکته چهارم: احیاء شب نیمه شعبان، یکی از مظاهر انتظار واقعی؛
يکي از مظاهر انتظار واقعی، إحياء شب نيمه شعبان به عبادت و دعاست؛ زیرا به تعبیر پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در این شب:
1. ر. ک. به: كشف الغمة، إربلي، ج3، ص271.
-
۱۱۸
«لَا یَدْعُو فِیهَا دَاعٍ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ وَ لَا سَائِلٌ إِلَّا أُعْطِیَ»[1]
هر دعایی در آن مستجاب است و به درخواست هر نیازمندی پاسخ داده میشود.
طبق این بیان، نميتوان به کسی که شب مهم نيمهی شعبان، إحياء ندارد و برای ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دعا نمیکند، منتظر واقعي اطلاق نمود. چرا که امیر المومنین(عليه السلام) با شگفتی دربارهی چنین اشخاصی میفرماید:
«يُعْجِبُنِي أَنْ يُفَرِّغَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ فِي السَّنَةِ أَرْبَعَ لَيَالٍ ليلة الفطر و ليلة الاضحى و ليلة النصف من شعبان و أول ليلة من رجب»[2]
در شگفتم از كسي كه چهار شب از سال را به بيتفاوتي ميگذراند. آن چهار شب عبارتند از: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب.
البته علت و لزوم محافظت بر شب زنده داری شب نیمه شعبان و میزان سنجش قرار گرفتن این امر برای شناخت انتظار واقعی در فرد را امام صادق(عليه السلام) در کلام گهر بار خویش به نیکی فرموده است، چه اینکه ایشان میفرمایند:
«فَإِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ كُلَّ خَمِيسٍ وَ كُلَّ رَأْسِ شَهْرٍ وَ أَعْمَالَ السَّنَةِ تُعْرَضُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ»[3]
تمام اعمال [يك هفته] در هر پنجشنبه و [تمام اعمال يك ماه] در اول ماه [بعد] و اعمال يك سال در نيمه شعبان [به خدمت ولي عصر آن زمان] عرضه ميشود.
1. ر. ک. به: بحار الأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج۹۵، ص۴۱۳.
2. ر. ک. به: مصباح المتهجد، شیخ طوسی(رحمه الله)، ص852.
3. ر. ک. به: بحار الأنوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج84، ص37.
-
۱۱۹
و از این جاست که روشن میشود انتظار، دارای مراتب مختلف و درجات گوناگونی است که به اعتبار آنها منتظِر ارزش یافته و ارزشیابی میشود؛ بر این اساس، اگر کسي بخواهد از درجه بالاي انتظار برخوردار باشد، بايد بر معرفت خود نسبت به خدا و اولیائش افزوده و هر شب را احياء نمايد، چه رسد به شب نيمهی شعبان که در برخی روایات، بعد از شبهای قدر از با فضیلتترین شبها شمرده شده است. در تایید این سخن امام باقر(عليه السلام) میفرمایند:
«هِيَ أَفْضَلُ لَيْلَةٍ بَعْدَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ»[1]
شب نيمه شعبان بعد از شب قدر از ارزشمندترين شبهاست.
البته بايد توجه داشت إحياء اين شب، فقط يک شب زندهداري صرف نيست، بلکه این احیاء، مراسمی است برای «زنده دلی» که ابعاد مختلفی داشته و با بعضی ديگر از مراسمهاي عبادي همانند اعتکاف فرق دارد. زیرا مسألهی اعتکاف، عمدتاً دارای آثار شخصي بوده و براي نزديکتر شدن رابطهی بنده با خداست، اما مسأله احياء شب نيمهی شعبان، افزون بر آثار شخصي، داراي آثار وسیع اجتماعي و سياسي بیشماری است که ثمرات آن، متوجه تمام بشریت است.
در این زمینه، به دو روایت زیر که دربارهی یکی از اثرات شخصی احیا شب نیمه شعبان که همانا زندهدلی است و نیز یکی از اثرات اجتماعی احیاء که همانا گشایش رحمت واسعهی الهی و بخشش دسته جمعی است، توجه فرمایید. رسول خدا(صلي الله عليه وآله) درباره اثر شخصی احیا در این شب فرموده است:
«مَن أحيى لَيلَةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ لَم يَمُت قَلبُهُ يَومَ تَموتُ القُلوبُ»[2]
هر كه شب نيمه شعبان را به عبادت زنده بدارد، قلب او در روزي كه قلبها مي ميرد نخواهد مرد و هيچگاه دلمرده نخواهد شد.
امام باقر(عليه السلام) نیز درباره آثار اجتماعی احیا در این شب میفرمایند:
1. ر. ک. به: مصباح المتهجد، شیخ طوسی(رحمه الله)، ص831.
2. ر. ک. به: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق(رحمه الله)، ص77.
-
۱۲۰
«فِيهَا يَمْنَحُ اللهُ الْعِبَادَ فَضْلَهُ وَ يَغْفِرُ لَهُمْ بِمَنِّهِ فَاجْتَهِدُوا فِي الْقُرْبَةِ إِلَى اللهِ تَعَالَى فِيهَا فَإِنَّهَا لَيْلَةٌ آلَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ لَا يَرُدُّ[1] سَائِلًا فِيهَا مَا لَمْ يَسْأَلِ اللهَ مَعْصِيَةً».[2]
در این شب خداوند فضلش را بر بندگان ارزانی میدارد و به بزرگواری خودش آنها را میآمرزد. پس برای نیل به مقام قرب خداوند در این شب بکوشید زیرا خداوند به ذات خود قسم یاد کرده که هیچ در خواست کنندهای را در این شب بیپاسخ رها نسازد مگر این که خواهش او نافرمانی خدا باشد.
نکته پنجم: شرائط انتظار واقعی؛
بر اساس تعالیم روايی، منتظر واقعی شرايط خاصي دارد و هر كسي را به صرف ادعا نميتوان منتظر واقعی فرض كرد. زیرا وقتی انسان حقیقتا منتظر کسی باشد بیشک در سه حوزهی بینش، گرایش و کنش، نشان از منتظر بودن دارد. طبق این رویکرد شروط انتظار واقعی در سه حوزهی زیر قابل تعریف است که عبارتند از:
الف. شرائط بینشی؛
اولین شرط انتظار واقعی، «ایجاد معرفت نسبت به امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف)» است و بدیهی است که هر مقدار، معرفت انسان نسبت به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بیشتر باشد، انسان ارزش او را بیشتر درک خواهد کرد و به عظمت او بیشتر پی خواهد برد و بیشتر تشنهی وجود آن حضرت خواهد شد. در حالی که افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگی و عطش نخواهند داشت و بدین جهت از زمرهی منتظران واقعی او بیرون هستند.
1. در نسخه دیگری أَنْ لَا يَرُدَّ فِيهَا سَائِلًا آمده است. ر. ک. به: اقبال الاعمال، سید بن طاووس(رحمه الله)، ج2، ص 695.
2. ر. ک. به: الامالى، شیخ طوسى(رحمه الله)، ص297.