-
۴۱
در جای خودش گفتهایم که ملاک برای کبیره این است که اگر شارع، اهتمامی نسبت به عدم ارتکاب گناهی دارد، از این استفاده میشود که آن مورد، از گناهان مهم است؛ اگر چه در قرآن بر ارتکاب آن، وعدهی عذاب داده نشده باشد. لذا ملاك این است که خیلی برای شارع اهمیت داشته باشد.
مطابق این تحلیل، از اینکه خداوند متعال در سوره احزاب میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» معلوم میشود که مسئله، مسالهی بسیار مهمی است که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) مأمور میشود آن را دنبال کند و به همه بگوید که جلباب داشته باشند. از این رو، همانطور که گفته شد امام خمینی(قدس سرّه) در کتاب تحریرالوسیله میفرمایند: «کل من ترک واجباً او ارتکب حراما فلامام(عليه السلام) ونائبه تعزیره»، البته این مطلب «بشرط ان یکون من الکبائر» اما شهید اول(قدس سرّه) در یکی محکمترین متون فقهی، به نام غاية المراد فی شرح نکت الارشاد آورده است: «ویعزر کل من ترک واجباً او فعل محرما قبل ان
-
۴۲
یتوب بما یراه الحاکم»، یعنی از واضحات فقه امامیه این است که حاکم اسلامی ـ یعنی مجتهد جامع الشرایط ـ اگر دید که کسی واجبی را ترک میکند یا دارد حرامی را انجام میدهد، صلاحیت دارد که او را تعزیر کند. هر چند برخی از فقها گفتهاند تعزیر در صورتی است که اثر داشته باشد، برخی هم گفتهاند چه اثر داشته باشد چه نداشته باشد، میتواند او را تعزیر کند. حال تعزیر مصادیق مختلفی دارد: یک مصداق تعزیر این است که او را حبس کند. یک مصداقش این است که او را شلاق بزند. یک مصداقش این است که او را جریمهی مالی کند. و تشخیص نوع مجازات، از اختیارات حاکم است.
در نتیجه کسانی که این روزها به این قضیه حمله میکنند که حکومت، چرا باید در این مسائل دخالت کند و اینها از مسائل شخصی است، به نظر من از فقه، به صورت جامع و کامل اطلاع ندارند. چه اینکه دایرهی حکومت حاکم، حتی به بعضی از مسائل شخصی افراد نیز، میرسد. در همان آیهای که اشاره شد: «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ»،
-
۴۳
یعنی اینها وقتی به حکومت میرسند نماز را برپا میدارند، در حالی که نماز، یک امر شخصی است، یک امر حکومتی و اجتماعی نیست.
در برخي از مصادر نقل ميکنند که حضرت علي(عليه السلام) فرمود: «امرنا رسول الله(صلي الله عليه وآله وسلم) ان نلقي اهل المعاصي بوجوه مکفهره» يعني پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) به ما امر فرمود که ما با اهل معصيت با چهرههايي اخمآلود برخورد کنيم، تا بفهمند که آنها نبايد معصيت خدا کنند.
البته در مرحلهی اجرای این امور، باید چهارچوبهای مشخصي تعیین شوند، بنده صرفا در اینجا مباني نظری آن را میگویم. و به نحوهی اجرا اشارهاي ندارم و روشن است که برای مرحلهی اجراء بايد کار کارشناسي دقيق انجام گيرد. من میخواهم به سخن کسانی که میگویند این موضوع، پشتوانهی علمی و نظری ندارد، بگویم این مسئله از واضحات فقه است که هر کسی که واجبی را ترک کند یا یک محرّمی را مرتکب شود، امام معصوم(عليه السلام) یا نائب خاص یا نائب عام او میتوانند با او برخورد کرده و او را تعزیر کنند و ریشه آن هم در این
-
۴۴
روایت است که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» ما فقط نسبت به عمل خودمان مسئول نیستیم، بلکه نسبت به دیگران هم مسؤلیم.
البته ما نمیخواهیم بگوییم که ولی فقیه یا حقی که مجتهد دارد، امكاني است که در اختیار آدمی قرار دادهاند و او هم میخواهد از طريق آن، دیکتاتوری یا زورگویی کند. بلکه او هم باید برای خدا و برای اصلاح آن شخص، این کار را انجام بدهد و هدفش فقط هدایت و سعادت انسان باشد. به هر حال این هم یکی از نكاتي است که در فقه ما آمده است و اکثر فقها نیز به آن قائلند.
مطلب چهارم: وظائف افراد و حکومت درمقابله با مرتکب حرام؛
نکتهی ديگر همانگونه که اشاره شد اين است که در روايات وارد شده است که مردم متدين بايد با اهل معصيت با چهرهی ناخوشايندي برخورد کنند، تا آنان بفهمند که اين کار غلط است. يک مسئول در نظام اسلامي اگر نسبت به بد حجاب با روي خوش برخورد کند اين بر خلاف آداب و وظائف ديني است.
به دیگر کلام مقصود روایات آن است که مردم و حکام بايد طوري با مرتکب برخورد کنند که اغراض خويش را نسبت به عمل حرام با چهره خود حداقل نشان دهند.
-
۴۵
همانطور که گفته شد در این زمینه امام صادق(عليه السلام) نقل ميکند که حضرت علي(عليه السلام) فرمود: «امرنا رسول الله(صلي الله عليه وآله وسلم) ان نلقي اهل المعاصي بوجوه مکفهره» يعني پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) به ما امر فرمود که ما با اهل معصيت، با چهرههايي اخمآلود برخورد کنيم تا بفهمند که آنها نبايد معصيت خدا کنند. البته روشن است که مقصود از اهل معصيت، کساني هستند که با علم و آگاهي معصيت ميکنند، اما کساني که ندانند که عملي معصيت است یا خیر، قطعاً مشمول اين حديث نيستند.
نکتهی مهم آن است که اگر تکتک افراد جامعه موظف باشند با اهل معصيت چنين برخوردي کنند آيا حکومت وظيفهاي ندارد؟
روشن است که حکومت به طريق اولي وظيفهی امر به معروف و نهی از منکر دارد، بلکه وظيفهی حکومت از اشخاص مهمتر است؛ حتي در صورت عدم تحقق ولايت فقيه نیز، اجراي اين مسئله مصداق دارد؛ و چه بسا از این هم تعدی کنیم و بگوییم که اگر حکومتی هم نباشد، «عدول مؤمنین» نیز در غیاب آنها میتوانند این کار را انجام دهند. یعنی اگر در جایی مجتهد جامعالشرایط هم
-
۴۶
نباشد و افراد بتوانند واقعاً موضوع را درست تشخیص بدهند و همهی جوانب آن را رعایت کنند، ظاهر ادلّه این است که مؤمنین عدول نیز، میتوانند اين تعزير را انجام بدهند. آري بايد رعايت عدم هرج و مرج را نمود و نيز قيود ديگري ممکن است مطرح باشد، امّا با قطع نظر از اين قيود و شرايط، از نظر علمي و فقهي چنين وظيفهاي وجود دارد. و البته در تاریخ هم موارد متعدد بوده و هم سابقه دارد.
مطلب پنجم: استمرار در پیگیری و آگاه سازی و اجرای حجاب، وظیفه ی حکومت اسلامی
مطلب دیگر، نکتهای است که در فراز آیه، خداوند متعال به پیامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) میفرماید: «قل»؛ یعنی پیگیری کن، رسانههای ما باید این بحث را به شکل مستمر دنبال کنند. اینکه یک وقتی برنامهای بسازند و بعد بروند دنبال کار خودشان، کار صحیحی نیست. باید استمرار داشته باشد تا واقعاً دختران و زنان اعتقاد کامل به این مساله پیدا کنند؛ چه اینکه خدای نکرده انسان میتواند هر کاری را انجام دهد، یعنی آدمی که اعلان فسق میکند، خود را در جايگاهي قرار میدهد که میخواهد حرمتهای الهی را بشکند و کسی که حرمت الهی را میشکند، از دید مؤمنین حرمتی ندارد.
-
۴۷
در اینجا این نکته را بگویم که بعداً بر ما خرده نگیرند که آقا! این چه جور بیان دین است؟ آري اگر خانمی بگوید برای من روشن نیست که حجاب واجب است و از هر کسی که سئوال کردهام در کجای قرآن آمده، کسی برای من درست بیان نکرده است، نمیتوانیم بگوییم او با بدحجابي فسق کرده است و حتی با او نمیشود برخورد کرد. بلکه در مرحله اول بايد او را آگاه نمود.
نقل است که عدهای آمدند و به امیرالمؤمنین(عليه السلام) گفتند: «یک فردی تازه مسلمان شده و شراب خورده است. آیا او را حد بزنیم یا نه؟» حضرت(عليه السلام) فرمودند: «از او بپرسید که آیا آیه حرمت خمر برایش قرائت شده است یا نه؟ آیا این حکم به گوشش خورده است یا نه؟ اگر برایش خوانده نشده باشد نباید به او کاری داشته باشید». لذا حساب کسانی که نمیدانند، از حساب کسانی که میدانند و میگویند میدانیم که خداوند حجاب را واجب کرده است، اما ما میخواهیم با حکم خدا مخالفت کنیم، جداست و حکومت باید برای آنها برنامههای مختلفی را قرار بدهد.
همین جا مجدداً عرض کنم، در عین اینکه در سالهای گذشته ـو نه امسالـ بعضی از برنامههای خوب را در صدا و
-
۴۸
سیما درباره بحثهای علمی و فنی حجاب دیدم و میزگردهایی را برگزار کردند، اما متأسفانه فراموش میکنند که این بحثها باید مستمر باشد. همینکه خداوند به پیامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) میگوید: «قل» یعنی پیگیری کن، رسانه ما باید این بحث را به شکل مستمر دنبال کند. اینکه یک وقتی برنامهای بسازند و بعد بروند دنبال کار خودشان، کار صحیحی نیست. باید استمرار داشته باشد تا واقعاً دختران و زنان ما بدانند که حجاب ریشه دینی دارد و اگر خدای متعال هم واجب کرده، چرا واجب کرده است؟ برای «طهارت قلوب جامعه و خودشان» است، برای «محفوظ نگهداشتن خودشان» است. این جملهاي كه از مرحوم شهید مطهری(قدس سرّه) معروف است که: «حجاب محدودیت نیست، مصونیت است» ریشهی قرآنی دارد. زیرا قرآن میگوید: حجاب برای مصونیت کل جامعه است، هم زن محفوظ میماند، هم مردها محفوظ میمانند و باید تمام ابعاد آن را به نحو صحیح بیان کرد.
«و السلام علی من اتبع الهدی»
-
۴۹