pic
pic
  • ۲۱

    افراد می‌گویند این آیه مربوط به زمان رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) بوده که عده‌ای از جوانان هرزه، زنان را اذیت می‌کردند، در حالی‌که دو مطلب بسیار مهم در این آیه وجود دارد که اين احتمال را رد کند.

    مطلب اول: این‌ که در این‌جا کلمه‌ی «نساء المؤمنين» آمده است، یعنی تمام زنان مؤمن، «الی يوم القيامة» و نمی‌گوید فقط نساء مؤمن ِزمانِِ خودت یا نساء مؤمنی که مورد اذیت واقع می‌شوند. بلکه می‌گوید «نساء المؤمنين»، یعنی چه آ‌ن‌هایی که در زمان خودت اذیت می‌شوند، چه آن‌هایی که نمی‌شوند، چه کسانی که الان هستند، چه کسانی که بعداً به عنوان «نساء المؤمنين» مصداق آیه شریفه قرار می‌گیرند. لذا در اين آيه نفرموده که فقط کساني که مورد اذيت قرار مي‌گيرند، از حجاب استفاده کنند.

    مطلب دوم: این است که باید دانست که کلمه‌ی «قل» در آیه شریفه برای چیست؟ موارد دیگری هم در قرآن داریم که آیه با «قل» شروع می‌شود ولی برخی از تکالیف، بدون اين کلمه آمده است هم‌چون: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ» (بقره183)،

  • ۲۲

    اما در بعضی از تکالیف با کلمه «قل» آمده است، همانند: «قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدّارُ اْلآخِرَةُ عِنْدَ اللّهِ خالِصَةً مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ» (94 بقره) يا «قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدى» يا «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ» که خداوند متعال در اين‌گونه موارد، می‌خواهد دو مطلب را تذکر دهد: مطلب اول: «اصل ابلاغ»، را که تکلیف است و مطلب دوم: این‌‌که «ای رسول ما! باید به این امر اهتمام بورزی و پیگیری کنی». لذا این‌‌که می‌گوید: «قل يا ايها النبی» معنایش این نیست که یک بار بگو و برو دنبال کار خودت! چرا که در مباحث تفسیری اثبات شده است که کلمه‌ی «قل» برای این است که به رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) بفرماید: این کار باید دائماً پیگیری شود.

    البته در عرف نیز، وقتی می‌خواهند بگویند مسئله‌ای باید گفته شود، می‌گویند: «برو بگو». که این به این معنا نیست که فقط برو و بگو، بلکه به این معناست که: «قضیه را دنبال و پیگیری کن و به آن اهتمام داشته باش».

    در نتیجه نکاتی که در آیه شریفه وجود دارد، به خوبی روشن می‌کند که این امر، یک تکلیفی روشن و مسلم از تکالیف الهی است که زن‌ها باید جلباب داشته باشند و کسی نمی‌تواند در این معنا تردید کند.

  • ۲۳

    مساله‌ی نهم: جلباب یکی از علائم و مظاهر عفت

    نکته‌ی بعدی، فراز دیگر آیه است که خداوند متعال در ادامه‌ی آیه می‌فرماید: «ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» که یعنی «يعرفن بانهن من اهل العفة»، یعنی وقتی زن، چادر به سر می‌کند، در جامعه می‌گویند: این زن، اهل عفت و پاکدامنی است.

    البته نمی‌توان ادعا نمود که هر زنی که چادر می‌پوشد واقعاً هم این‌ طور است‌، ولی بی تردید چادر پوشیدن، یکی از علائم ظاهری است بر این ‌که آن زن می‌خواهد در ظاهر نیز اعلام کند که «من اهل عفت و پاکدامنی هستم». طبیعی است که وقتی زنی چنین مطلبی را اعلام می‌کند، مورد آزار افراد هرزه و جوانان و مردان شهوتران قرار نمی‌گیرد. لذا همین مقدار روشن است که برای این‌که وجوب چادر را تا روز قيامت براي تمام زنان، از این آیه استفاده کنیم، این مقدار کافی باشد.

    مساله‌ی دهم: بررسی سه شبهه و رد آن‌ها از منظر قرآن

    شبهه‌ی اول: غیر از چادر، حجاب اسلامی، بر پوشش دیگری نیز صادق است؟

    بر اساس نكات فوق، شبهه و سؤال اول این است که آیا حجاب اسلامی چیزی غیر از چادر، می‌تواند باشد؟

  • ۲۴

    پاسخ شبهه‌ی اول: آن‌طور که بیان شد، جلباب چیزی است که از سر تا پا را باید بپوشاند و علاوه بر سر و قسمت عمده‌اي از صورت، باید تمام بدن را طوري بپوشاند که عفت و عفاف بر آن صدق کند و اين در فرضي صادق است که خصوصيات اندام زن را نيز بپوشاند، یعنی مانتو به هیچ‌ وجه عنوان جلباب را ندارد و مقنعه هم که فقط سر و گردن را می‌پوشاند نیز، جلباب به حساب نمی‌آید؛ زیرا تأکيد مهم آيه‌ی خمار، بر روي پوشش «جيوب» يعني گردن و اطراف آن است و جلباب نیز همان روپوش سراسری است که از بالای سر تا پایین بدن را می‌پوشاند و این جز چادری که در زمان ما متعارف است، پوشش دیگری نمي‌تواند باشد.

    در مطلبی که از قول ام‌سلمه از عایشه نقل شد، روشن گشت که پس از نزول آیه، زنان به شکل چادر امروزی ـ ‌حتی به رنگ مشکی ‌ـ از خانه بیرون می‌آمدند. حتی گفته‌اند که برخی از صحابه پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) می‌گفتند: «پوشش زن باید به اندازه‌ای باشد که فقط چشم‌هایش باز باشد و بتواند جلوی پایش را ببیند».

    برخی از فقهای امامیه نیز، به همین آیه استناد

  • ۲۵

    فرموده‌اند که حتی پوشش صورت، برای زنان لازم است، اما برخی‌ دیگر از ایشان می‌فرمایند که پوشش صورت و دست لازم نیست. تاکنون مطالب گفته شده در مورد اصل دلالت آیه بود.

    شبهه‌ی دوم: آیه در مقام تمایز بین زنان حر و کنیزان است.

    اين مطلب را بايد مورد توجه قرار داد که برخي گمان مي‌کنند اين آيه شريفه در مقام تمايز بين زن‌هاي حره و زن‌هاي کنيز است و خداوند متعال مي‌فرمايد که: اگر زن‌هاي حُره نخواهند از زن‌هاي کنيز جدا شوند از جلباب استفاده کنند.

    پاسخ شبهه دوم: در جواب اين فکر باطل بايد اذعان نمود که:

    اولاً: با مراجعه به تاريخ روشن مي‌شود که قبل از نزول اين آيه شريفه، کاملاً مايز بين زن‌هاي حره و کنيز وجود داشته است؛ یعنی از نظر وضع لباس، کنيزها لباس‌هاي مخصوص داشتند و همه تشخيص مي‌‌دادند که آن‌ها کنيز هستند.

    ثانياً: براي بيان اين مطلب ديگر نيازي نبود بر عنوان کلي «نساء المؤمنين» تکليفي را متوجه کند.

  • ۲۶

    شبهه‌ی سوم: حجاب، صرفاً امری شخصی است، نه امری اجتماعی.

    شبهه‌ی ديگری که وجود دارد، درباره اجتماعي بودن يا نبودن حجاب است. چون اخيرا برخي، حتي اين مسئله را نیز نفي كرده‌اند. به دیگر سخن، سئوال مهم این است که آیا حجاب یک امر فردی است یا یک امر اجتماعی؟ آیا این مثل نماز صبح است که فرد در خانه‌ی خودش به عنوان یک تکلیف شخصی انجام ‌دهد یا امری اجتماعی است؟

    پاسخ شبهه‌ی سوم: اگر آیاتی را که بر وجوب حجاب دلالت می‌کنند، بررسی کنیم، درمی‌یابیم که وجوب حجاب حکمی اجتماعی و فردی است مثلا در آیه محل بحث، این تعبیر در ذیل آن آمده است که: «ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» چه این‌که در آیه 53 از سوره مبارکه احزاب که فرموده: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ» راجع به زنان پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) می‌فرماید که مردان هنگامی که از بیرون به خانه پیامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) می‌آمدند و به غرفه‌ها و اتاق‌ها، سرزده وارد می‌شدند، آیه آمد که اگر از زنان پیامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) چیزی می‌خواهید از ورای حجاب بخواهید، یعنی بین شما و

  • ۲۷

    آنها حجاب باشد، نه شما آنها را ببینید و نه آنها شما را ببینند. شاهد مثال این قسمت از آیه است که در دنباله‌ی این آیه می‌فرماید: «ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ».

    در نتیجه از آيات حجاب به خوبي استفاده مي‌شود که وجوب حجاب، يکي از احکام اجتماعي اسلام است، یعنی در عين اين‌که آثار فردي هم دارد آثار اجتماعی نیز، دارد.

    البته روشن است که احکام فردي و شخصي آن است که فقط مربوط به اشخاص باشد و ثأثيري در اجتماع نداشته باشد. لیکن مي‌توان در فقه الاجتماع، يکي از واجبات اجتماعي را همين حجاب قرار داد. و اساساً مفهوم و حقيقت حجاب در روابط اجتماعي معنا و تفسير پيدا مي‌کند، نه صرفاً در روابط فردی.

    به دیگر سخن، معنای آیه این است که حجاب، موجب طهارت قلوبِ جمع و اجتماع می‌شود، یعنی خدای تبارک و تعالی اساساً حجاب را برای این تشریع کرده که قلوب انسان در طهارت باقی بماند. زیرا وقتي یک دختر و پسر جوان با هم مواجه مي‌شوند و در کوران غرائز جنسی قرار دارند، وسوسه شدن این‌ها، یک امر طبیعی است.

  • ۲۸

    پس یکی از اغراض اصلی و نهایی خداوند تبارک و تعالی، طهارت قلوب آحاد انسان‌ها، اعم از زنان و مردان است و این تعبیر به خو‌بی دلالت دارد بر این‌‌که حجاب، یک امر اجتماعی است.

    ب. تبیین اجمالی آیات سوره‌ی مبارکه‌ی نور

    خداوند متعال در سوره مبارکه نور، آیه 30 فرموده است: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لکم»، در این آیه نیز در تایید بحث، نکات مهمی وجود دارد که عبارتند از:

    نکته‌ی اول: حجاب موجب طهارت زنان است.

    نکته‌ی دوم: کاملاً از آیه روشن است که صحبت از اجتماع است، نه فرد. یعنی در آیه اساساً بحث از فرد نیست، بلکه بحث از اجتماع است و خداوند تبارک و تعالی، حجاب را برای سلامت اجتماع قرار داده است.

    البته با قطع نظر از ادله‌ی قرآنی فوق الذکر، از ماهیت حجاب پیداست که برای صیانت از زنان است، یعنی حجاب هم برای خود قشر زنان مفید است و هم برای دیگران. چرا که بانوان محجبه، هم خود را حفظ می‌کنند و هم زمینه و بستر انجام گناه را برای دیگری فراهم نمی‌کنند. پس روشن است که حجاب یک امر اجتماعی است.

  • ۲۹

    فصل دوم
    تبیین نسبت نظام اسلام با مقوله‌ی حجاب

    بررسی دو سؤال مهم پیرامون حکم ضروری حجاب

    بعد از تبیین اجمالی دلائل قرآنی حجاب، در فصل دوم باید پیرامون دو سؤال مهم بحث شود که در جامعه‌ مطرح است که البته یکی از آن‌ها فرع بر دیگری است و آن این‌که:

    سؤال اول: «آيا حکومت می‌تواند در مسئله‌ی حجاب دخالت نماید یا خیر؟»

    سؤال دوم: که از سؤال اول مهم‌تر است این است که: «وقتی در اسلام، حکمی در این درجه‌ی از اهمیت است که ضروری دین محسوب می‌شود، چرا شارع مقدس

  • ۳۰

    برای بی‌حجاب یا بدحجاب حد در نظر نگرفته و اگر در نظر گرفته آن حد چیست؟»

    لیک ابتدا باید بررسی شود که امری که موجب سلامت جامعه است و در بيانِ دینی، از آن به «طهارت قلوب» تعبیر می‌کنند؛ آری حجاب امري است كه کسی تردیدی در آن ندارد که حتی در جامعه‌ی غیردینی نیز، موجب سلامت جامعه است. حال آیا هر حکومتی، اعم از دینی و غیردینی، نباید به حجاب توجه داشته و برایش برنامه داشته باشد؟

    درباره‌ی ضرورت رعایت حجاب، ضمن چند

    مطلب، باید پاسخ به مسائل را پی‌گیری نمود. این مطالب عبارتند از:

    مطلب اول: طهارت و سلامت جوامع، در گرو رعایت حجاب

    سخن اول ما این است که اگر ما در جامعه‌ای زندگی کنیم که حکومت آن دینی نباشد، برای طهارت و سلامت آن جامعه، لازم است که حدي از حجاب را رعایت کنند. این سبب می‌شود که در جامعه، ارتباطات تنظیم شوند.

۲۶,۹۲۰ بازدید