-
۷۱
20ـ با نماز خداوند عهد ميبندد که نمازگزار را داخل بهشت کند
امام صادق(عليه السلام) فرمودند:
... مَن أَقَامَ حُدُودَهُنَّ وَحَافَظَ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ الله يَومَ القِيَامَةِ وَلَهُ عِندَهُ عَهدٌ يُدخِلُهُ بِهِ الجَنَّة؛
نماز حقيقی و با شرايط و با حضور قلب موجب عهدی است از جانب خداوند که به وسيله آن عهد نمازگزار داخل بهشت میشود.
حضور قلب در نماز براي نمازگزار آثار بسيار فراواني به همراه دارد، يکي از آثار حقيقت نماز اين است که نماز يک عهد است، عهدي بين انسان و خدا. نمازگزار بداند كه حقيقت نماز يك عهدي براي خدا ايجاد ميکند و به وسيلة آن انسان داخل بهشت الهي ميشود، ممکن است سوالي در ذهن برخي پيش آيد که فرق يک انسان نمازگزار با کسي كه نماز نميخواند چيست؟ آيا فرقشان فقط در همين حد است كه آن نمازگزار يك تكليف ظاهري را انجام داده و دستور خداي متعال را اطاعت كرده و ديگري از دستور خدا سرپيچي كرده است؟ يا اينكه مسئله به همينجا منتهي نميشود! بر حسب روايتي كه مرحوم كليني در كتاب
-
۷۲
كافي آورده است، بين انسان نمازگزار و خدا به وسيلة نماز يك عهدي برقرار ميشود كه اين انسان را اهل جنّت و بهشت ميكند، ابان بن تغلب نقل ميكند:
«كُنتُ صَلَّيتُ خَلفَ أَبِي عَبدِ اللهِ(عليه السلام) بِالمُزدَلِفَةِ فَلَمَّا انصَرَفَ التَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ»(1) پشت سر امام صادق در مزدلفه (مشعر) نماز ميخواندم، وقتي كه نماز تمام شد، حضرت به من توجّه كرده و فرمودند:
«يَا أَبَانُ الصَّلَوَاتُ الخَمسُ المَفرُوضَاتُ مَن أَقَامَ حُدُودَهُنَّ وَحَافَظَ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ»؛ كسي كه نمازهاي واجب يومية خود را به نحو صحيح بخواند و حدود و شرايط اجزاء نماز را رعايت كند و مراقب باشد نمازش را اول وقت بخواند «لَقِيَ الله يَومَ القِيَامَةِ وَلَهُ عِندَهُ عَهدٌ يُدخِلُهُ بِهِ الجَنَّةَ» اين شخص روز قيامت وارد بر خدا ميشود در حالي که در نزد خدا براي اين شخص يك عهدي است، يعني اين نماز يك عهدي بين اين نمازگزار و خدا ايجاد ميكند كه به وسيلة اين عهد داخل بهشت ميشود.
در اين روايت تعبير به عهد شده، يعني اينكه خداي تبارك و تعالي متعهد ميشود در مقابل نمازي که اين فرد خوانده و رعايت شرايط و خصوصيات آن را کرده است او را داخل در بهشت كند. عهد در كجا به كار ميرود؟ عهد يك التزام و تعهد است، خدا با انسان نمازگزار قرارداد و پيمان ميبندد، و اثر اين عهد آن است كه در قيامت اين انسان بايد وارد بهشت بشود. «وَمَن لَم يُقِم حُدُودَهُنَّ وَلَم يُحَافِظ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ» حالا اگر كسي نماز نخواند، يا نماز بخواند اما حدود، شرايط، خصوصيات و وقت نماز را رعايت نكند مثلاً آخر وقت نماز بخواند، «لَقِيَ الله وَلَا عَهدَ لَهُ إِن شَاءَ عَذَّبَهُ وَإِن شَاءَ غَفَرَ لَهُ» اين فرد خدا را در قيامت ملاقات ميكند در حالي که خدا هيچ عهد و پيماني نسبت به او ندارد، فرياد ميزند كه من عمري نماز خواندم، كو؟ كدام نماز؟ اين نماز بالا نرفته تا موجب عهد بين اين انسان و بين خدا بشود.
1. کافي،چاپ اسلاميه:ج 3، ص 267.
-
۷۳
توجه كنيم هر گاه در پيشگاه خدا به نماز ميايستيم عهد جديدي را منعقد ميكنيم، اينكه در روايات وارد شده نماز موجب بخشيده شدن گناهان گذشتة انسان است به خاطر همين عهد است، يعني وقتي يك نماز صحيح با تمام شرايط و خصوصيات خوانده ميشود، خدا عهد ميکند بر اينكه اين نمازگزار را پاك و گناهان او را محو كند و او را اهل بهشت قرار بدهد.
پس در اين روايت چنين آمده كه آنچه كه بين انسان و خدا موجب عهد براي دخول در بهشت ميشود نماز با حضور قلب و نماز با شرايط است، و اگر انسان اين شرايط را درست رعايت نكند نماز او مقبول درگاه خدا واقع نميشود و در قيامت ميبيند در نامة عملش چنين نمازي ثبت نشده «لَقِيَ الله وَلَا عَهدَ» عهدي بين او و خدا نيست. حالا اگر بين او و خدا عهدي نبود نتيجه چه ميشود؟ «إِن شَاءَ عَذَّبَهُ وَإِن شَاءَ غَفَرَ لَهُ» خدا اگر خواست اين انسان را عذاب ميكند و اگر نخواست به لطف و كرمش وي را مورد غفران قرار ميدهد! اگر نماز با همة خصوصياتش انجام شود عهدي ايجاد ميشود كه اين انسان استحقاق بهشت را پيدا ميکند. اما اگر اين عهد ايجاد نشود اين فرد استحقاق عذاب را دارد، پس يكي از آثار و خصوصيت نماز ايجاد عهد بين انسان و خداست.
اميدوارم كه خداوند نمازهاي ما را طوري قرار دهد كه موجب عهد بين ما و خدا بشود تا همة ما به وسيلة نمازهايمان سزاوار بهشت و جنت خدا بشويم، انشاء الله.
-
۷۴
21ـ حقيقت نماز در همان رکعت اول متجلی است
امام رضا(عليه السلام) فرمودند:
... أَصلَ الصَّلَاةِ إِنَّمَا هِيَ رَكعَةٌ وَاحِدَة؛(1)
حقیقت نماز همان رکعت اول است.
در رابطه با حقيقت و باطن نمازدر روايات به یک نكتة مهمي برخورد ميكنيم و آن اينست كه حقيقت هر نماز در همان ركعت اول آن نماز است و نمازگزار اگر بتواند در ركعت اول نماز از آن زماني كه تكبيرة الاحرام را ميگويد تا پايان سجدة دوم حضور قلب کامل داشته باشد، خواهد توانست تا اندازهاي به اسرار و حقيقت نماز راه پيدا كند. قبلاً عرض شد خداوند تبارك و تعالي در صدد این امر است كه بندگانش محروم از حقايق و اسرار نماز نشوند. از اينرو به اصل نماز که يك ركعت بوده، رکعت دوم را اضافه فرموده است براي اينكه غالب افراد در ركعت اول توجهي به حقيقت نماز و خصوصيات آن نميكنند و بعد از آن نيز پيامبر بزرگوار به بعضي يک و برخي ديگر دو رکعت افزودهاند، در نتيجه نمازها سه يا چهار رکعتي شده است. اما اصل و حقيقت نماز را همان ركعت اول نماز
1. وسائل الشیعه، ج 4، ص 53.
-
۷۵
تشكيل ميدهد ولي چون ما غالباً نميتوانيم در ركعت اول تمركز و حضور قلب کامل پيدا كنيم، تشتت خاطر داشته و حواس و افكارمان پراكنده است، خداوند راه را نبسته، ركعت دوم را افزوده تا انسان خلأيي را كه در ركعت اول ايجاد ميشود در رکعت دوم جبران کند.
صاحب كتاب وسائل الشيعه روايتي را از کتاب عيون اخبار الرضا از امام هشتم(عليه السلام) نقل ميکند:
«قال إِنَّمَا جُعِلَ أَصلُ الصَّلَاةِ رَكعَتَينِ وَزِيدَ عَلَى بَعضِهَا رَكعَةٌ وَعَلَى بَعضِهَا رَكعَتَانِ وَلَم يُزَد عَلَى بَعضِهَا شَيءٌ لِأَنَّ أَصلَ الصَّلَاةِ إِنَّمَا هِيَ رَكعَةٌ وَاحِدَةٌ لِأَنَّ أَصلَ العَدَدِ وَاحِدٌ فَإِذَا نَقَصَت مِن وَاحِدٍ فَلَيسَت هِيَ صَلَاةً فَعَلِمَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنَّ العِبَادَ لَا يُؤَدُّونَ تِلكَ الرَّكعَةَ الوَاحِدَةَ الَّتِي لَا صَلَاةَ أَقَلُّ مِنهَا بِكَمَالِهَا وَتَمَامِهَا وَالإِقبَالِ عَلَيهَا» ميفرمايد اصل نماز يك ركعت است براي اينكه اصل عدد واحد است، (البته در اينكه اين تعليل يا اين حكمت چگونه قابل تطبيق بر اين مورد است بحث دقيقي وجود دارد كه در مجال ديگري بايد به آن اشاره كنيم) اما چون خداي تبارك و تعالي ميداند كه بندگان او اين ركعت واحده را به كمال و تمام و با اقبال و توجّه انجام نميدهند! «فَقَرَنَ إِلَيهَا رَكعَةً أُخرَى» ركعت دومي به آن اضافه كرد «لِيَتِمَّ بِالثَّانِيَةِ مَا نَقَصَ مِنَ الأُولَى فَفَرَضَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ أَصلَ الصَّلَاةِ رَكعَتَينِ» خدا نماز را دو ركعت قرار داد تا با رکعت دوم نقص رکعت اول جبران شود.
«ثُمَّ عَلِمَ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) أَنَّ العِبَادَ لَا يُؤَدُّونَ هَاتَينِ الرَّكعَتَينِ بِتَمَامِ مَا أُمِرُوا بِهِ وَكَمَالِهِ» پيامبر اكرم ميداند كه مردم باز با اين دو ركعت نميتوانند به آن حقايق و اسرار برسند، «فَضَمّ إِلَى الظُّهرِ وَالعَصرِ وَالعِشَاءِ الآخِرَةِ رَكعَتَينِ رَكعَتَين»(1) پيامبر هم دو ركعت به نماز ظهر و عصر و عشاء اضافه كردند كه اين در فقه ما به عنوان فرض النبي معروف است. بنابراين ما بايد سعي کنيم تمام فكر و حضور قلب خود را در همان ركعت اول متمركز كنيم. به طور کلي هنگامي که به نماز
1. وسائل الشيعه: ج 4، ص 53.
-
۷۶
ميايستيم، براي اينكه نميدانيم اجل و مرگ انسان كي فرا ميرسد، به خود بگوئيم شايد موفق به انجام ركعت دوم نشويم، خوشا به حال کساني که هر نمازشان مقرون به اين فکر باشد، اگر يك چنين تلقيني به خود داشته باشيم و وقتي نماز ميخوانيم فكر كنيم اين آخرين نماز ما است، يك حال ديگري به ما دست خواهد داد و مطمئناً نماز را با حضور قلب بيشتري به بارگاه الهي تحويل ميدهيم، انشاء الله.
-
۷۷
22ـ مراتب حضور قلب
رسول خدا9 فرمودند:
إِنَّ الله لَا يَنظُرُ إِلَى صُوَرِكُم وَأَعمَالِكُم وَإِنَّمَا يَنظُرُ إِلَى قُلُوبِكُم؛
خداوند به ظاهر صورتها و اعمال شما نظر نمیکند، بلکه او به قلوب و نيات شما توجه میفرمايد.
در مباحث گذشته اشارهاي به مراتب حضور قلب در نماز داشتيم. يكي از نكات حايز اهميت آن است كه انسان نمازگزار فكر نكند حضور قلب در نماز يك معناي سطحي و ساده دارد که همان توجّه به حضور در پيشگاه خداوند تعالي است. حضور قلب در نماز داراي مراتبي است كه برخي از مراتبش براي همة مردم ميسور است و برخي از مراتبش حتي براي عرفا و كمّل از اولياء، فهم و دركش هم ميسور نيست چه رسد به عمل به آن. و اساساً اگر ما بخواهيم به حقيقت نماز برسيم، بايد اين مراتب حضور را كاملتر از گذشته طي كنيم، مرتبه حضور نماز امروز بايد از روز گذشته بالاتر باشد و توجّه داشته باشيم هرچه مراتب حضور قلب قويتر باشد كشف اسرار نماز براي انسان بيشتر ميشود و در آن مراتب عالية حضور قلب است كه برخي از اسرار نماز براي بعضي از
-
۷۸
انسانها مكشوف ميشود كه در بعضي از روايات وارد شده است كه:
«إِنَّ الله لَا يَنظُرُ إِلَى صُوَرِكُم وَأَعمَالِكُم وَإِنَّمَا يَنظُرُ إِلَى قُلُوبِكُم»؛(1) خدا به صورتهاي ظاهري شما و اعمالتان نظر نميكند، بلکه به قلبها و نيتهاي شما نگاه ميکند. هر چند تكليف انسان براي رسيدن به حقيقت و عمق و اسرار نماز جز از راه ظاهر امكانپذير نيست، هيچ كسي نميتواند ادعا كند كه من از راه غير نماز به حقيقت آن ميرسم، اين امكان ندارد و يك ادعاي جاهلانه و واهي و سست است، براي رسيدن به اسرار نماز كه يك عبادت داراي اسرار مخصوص به خود است، جز خواندن نماز راه ديگري امكان ندارد، اما بر حسب اين روايت خداوند در همين نماز به قلب و نيت نمازگزار نظر ميكند.
نظر خداوند به قلب مؤمن اثرش اين است كه قلب نمازگزار را آماده ميكند برخي از اسرار را متوجه شود، اينكه مستحب است انسان در حال نماز نگاه كند به تربتي كه بر آن سجده ميكند، و متوجه باشد در مقابل با عظمتترين موجود عالم بهترين و شريفترين قسمت بدنش را كه پيشاني او است روي خاك قرار ميدهد، اين ميشود معناي حضور قلب. اگر انسان بتواند برخي از اين مراتب را در خود ايجاد و آن را درک کند، اسرار آن برايش مكشوف ميشود. همانطور که برخي از اولياء خدا فرمودهاند كه در بعضي از مراتب حضور قلب لذّتهايي است كه در مراتب ديگر وجود ندارد.
بنابراين نكتهاي كه ما بر آن تأكيد ميكنيم اين است كه حضور قلب داراي مراتب است، منحصر به يك عنوان ساده و توجّه اجمالي که انسان فقط بداند در پيشگاه خدا قرار گرفته نيست. البته اين هم خودش يك امر بسيار مهمي است، اما منحصر به آن نيست، اين قدم اول است. اين كه بدانيم در برابر خداي قادر مطلق ايستادهايم اولين و كمترين مرتبه از مراتب حضور قلب است، اما مراتب ديگري هم هست كه انشاء الله به آن اشاره خواهيم كرد.
1. بحار، چاپ بيروت: ج 67، ص 248.
-
۷۹
23ـ حضور اجمالی: اشتغال به ثناگويی خداوند
وَجَّهتُ وَجهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرضَ حَنيفاً وَما أَنَا مِنَ المُشرِكين؛(1)
روی خود را به سوی کسی گرداندهام که خالق آسمانها و زمین است.
عرض كرديم حضور قلب در نماز داراي مراتب متعددي است و انسان نمازگزار بايد به اين مراتب توجّه داشته باشد، البته فهم و تحقق برخي از اين مراتب براي همگان امكان دارد و برخي ديگر تحققش بسيار مشكل است و فهم برخي از آن هم براي كثيري از انسانها محال است.
در ميان سه کتاب معروفي كه در مورد اسرار نماز و وظايف قلبي نمازگزار نوشته شده ـ كتاب التنبيهات العليّة شهيد ثاني و اسرار الصّلاة مرحوم ميرزا جواد ملکي تبريزي و سرّ الصّلوة امام خميني رضوان الله عليه ـ دقيقترين بيان براي مراتب حضور قلب در كلمات امام خمینی رضوان الله تعالي عليه است، ولو اينكه وقتي كتاب سرّ الصّلاة امام را مطالعه ميکنيم كاملاً روشن است كه امام نظر به كتاب شريف شهيد ثاني داشتهاند اما عمقي كه در بيان مراتب حضور قلب در
1. سوره انعام، آیه 79.
-
۸۰
كلمات امام هست در آنجاها نيست، امام رضوان الله تعالي عليه مجموعاً هشت مرحله را براي حضور قلب ذكر ميکنند و در مرحلة هشتم ميفرمايند خود اين مرحلة هشتم مراحلي دارد كه از فهم و درك و بيان آن عاجزيم. اينک ما هم تا حدي به اين مراتب اشاره خواهيم كرد.
ميفرمايند(1) اولين مرحله از حضور قلب حضور اجمالي است که کسب اين مرتبه براي همة انسانها ميسور است. معناي حضور اجمالي اين است كه انسان به قلب خود بفهماند و باور كند كه در مقام ستايش و ثناي حق تبارك و تعالي است، نمازگزار بداند در مقام تسبيح و تنزيه و تقديس و بيان اوصاف و حمد خداي تبارك و تعالي است، ولو اينكه نداند چطور دارد حمد و تسبيح ميكند، فقط بداند در حال توصيف خدا است. اما اين توصيف چيست و با چه بيان و عنواني است به آن توجهي ندارد. شبيه يك شاعري كه در حضور يک طفل از شخص بزرگي مدح و تجليل ميكند. آن طفل فقط اين مقدار ميفهمد كه اين شاعر دارد آن بزرگ را مدح و ستايش ميكند، اما از اين الفاظ و عبارات و معانيِ اين مدح و ستايش اطلاعي ندارد و توجّهي به آن ندارد، اين مرتبه اولين مرتبة حضور قلب است كه بداند مشغول ثناي خداست، كدام ثناء؟ همان ثنايي كه خدا خودش را به وسيلة آن تسبيح كرده، همان ثنايي كه در لسان خاصان درگاه او است.
امام رضوان الله عليه اينجا به نکتهاي توجّه ميدهند که انجام آن براي افراد معمولي ميسر است و آن نكته اين است كه اين کسي كه ثناي خدا ميكند، بين خودش و خدا اين چنين بگويد كه خدايا: من خود را لايق ثناء كردن تو نميدانم، من آن ثنايي كه افراد لايق درگاهت تو را با آن ثناء ميكنند من هم از زبان و لسان آنها تو را ثناء ميگويم، ثناگويي به لسان اولياء خالي از هر گونه كذب و نفاق است، انسان اگر از جانب خودش بخواهد خدا را ثنا بگويد، چون
1. سر الصلوة (معراج السالکین)، ص 17.