pic
pic
  • ۶۱

    براي اين كه انسان وقتي نماز مي‌خواند اگر توجّه به خدا نكند در حقيقت خدا را استهزاء و تحقير مي‌كند و كسي كه خدا را استهزاء و تحقير كند استحقاق چنين مجازات و عقوبتي را دارد.

    در روايتي امام باقر(عليه السلام) در مورد والد بزرگوارشان امام سجّاد (عليه السلام) نقل مي‌كند كه وقتي امام سجّاد به نماز مي‌ايستاد رنگ‌ چهره‌شان متغير مي‌شد و وقتي به سجده مي‌رفت سرشان را بلند نمي‌كردند تا اينكه عرق از صورت مبارك‌شان جاري مي‌شد، يا مي‌فرمودند وقتي پدر من به نماز مي‌ايستاد، مانند ساقة درختي بود كه هيچ جزئي از آن حركت نمي‌كرد مگر آنکه باد آن را به حركت در مي‌آورد، يعني اگر عباي‌شان يك مقدار حركت مي‌كرد باد آن را به حركت در مي‌آورد.

    آيا ما اساساً خود را امتحان کرده‌ایم، در يك نماز دو ركعتي، چه مقدار ظاهر خود را در مقابل خداوند تبارک و تعالي ثابت و مؤدب نگه مي‌داريم؟ يا اينكه آنقدر حركت‌هاي مختلف در نماز انجام مي‌دهيم كه از اصل نماز دور مي‌مانيم.

    ابوحمزة ثمالي نقل مي‌كند(1) ديدم امام سجّاد(عليه السلام) نماز مي‌خواند، گوشة عباي آن حضرت از روي شانه‌شان افتاد، حضرت آن را درست نكردند تا نمازشان تمام شد ابو حمزه مي‌گويد به امام سجّاد عرض كردم كه چرا عباي خودتان را در حال نماز درست نكرديد؟ فرمود واي بر تو ابو حمزه، آيا مي‌داني من در محضر چه كسي بودم و با چه موجودي صحبت مي‌كردم؟ و بعد فرمود نماز از بنده قبول نمي‌شود مگر آن نمازي كه در آن اقبال و توجّه قلبي به خدا وجود داشته باشد و بعد ابوحمزه به امام سجّاد عرض مي‌کند كه آقاجان پس روي اين حساب كار همة ما ساخته است و هلاك شديم! فرمود «كلا» نه خداوند تبارك و تعالي به وسيلة نوافل نواقص را جبران مي‌كند.


    1. وسائل الشيعه: ج 4، ص 688.

  • ۶۲

    17ـ موانع حضور قلب

    امام رضا(عليه السلام) فرمودند:

    طُوبَى لِمَن أَخلَصَ لِلَّهِ العِبَادَةَ وَالدُّعَاءَ وَلَم يَشغَل قَلبَهُ بِمَا تَرَى عَينَاهُ وَلَم يَنسَ ذِكرَ اللهِ بِمَا تَسمَعُ أُذُنَاهُ؛(1)

    خوشا به حال کساني که خالصانه براي خدا عبادت و دعا مي‌کنند و قلب خود را به آنچه ديدگانشان مي‌بيند مشغول نساخته و ياد خدا را به آنچه گوشهايشان مي‌شنود، فراموش نمي‌کنند.


    يک نكتة مهم اين است كه نماز آنقدر داراي اسرار و حقايق و آثار و فوايد است كه خداوند تبارك و تعالي براي اينكه انسان به مقداري از اين اسرار راه پيدا كند و از آن بهره‌مند شود تمام امکانات و راهها را فراهم کرده است، اگر وقت نماز او از دست رفت مي‌فرمايد قضاي نمازش را به جا بياورد، اگر فرائض را با خشوع و حضور قلب صحيح انجام نداده، به وسيلة نافله‌ها آن را جبران كند.

    زراره از امام باقر(عليه السلام) نقل مي‌كند:


    1. کافی، چاپ اسلامیه، ج 2، ص 16.

  • ۶۳

    «إِذَا قُمتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَعَلَيكَ بِالإِقبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ»؛ وقتي براي نماز مي‌ايستي لازم است بر تو كه اقبال كني بر خداوند تبارك و تعالي، «فَإِنَّمَا لَكَ مِنهَا مَا أَقبَلتَ عَلَيهِ» از نماز به همان مقداري بهره مي‌بري كه توجّه و اقبال به خدا كرده‌اي، يعني نمازي كه انسان مي‌خواند، در اين چهار ركعت يا دو يا سه ركعت، به هر مقدار كه انسان اقبال به خداوند تبارك و تعالي داشته باشد، حظ و بهره‌اش از نماز همان مقدار است «وَلَا تَعبَث فِيهَا بِيَدَيكَ وَلَا بِرَأسِكَ وَلَا بِلِحيَتِكَ وَلَا تُحَدِّث نَفسَك»(1) با دستت با محاسن و با موي سر خود بازي نكن، و حديث نفس نكن، يعني در نماز فکر و ذهنت متوجه خدا باشد و آن را با مطالب ديگر مشغول نكن. و اين نكتة بسيار مهمي است كه در كلمات پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) هم آمده حضرت فرمودند:

    «أَنَّ العَبدَ إِذَا اشتَغَلَ بِالصَّلَاةِ جَاءَهُ الشَّيطَانُ وَقَالَ لَهُ اذكُر كَذَا اذكُر كَذَا حَتَّى يُضِلَّ الرَّجُلَ أَن يَدرِيَ كَم صَلَّى»(2) اين روايت خيلي عجيب است، يكي از مأموريت‌هاي مهم شيطان، هنگام نماز است. اساساً وقتي كه انسان براي نماز مي‌ايستد شيطان دست به كار مي‌شود، شيطان روي آن فردي كه اهل نماز نيست سرمايه‌گذاري نمي‌كند و كاري به او ندارد اما آن کس كه مي‌ايستد نماز بخواند، چون اين نماز او را براي هميشه از شيطان دور مي‌كند و اين نماز ابزار مبارزة بسيار قوي با شيطان است، شيطان هم دست به كار مي‌شود، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) مي‌فرمايند وقتي كه عبد براي نماز مي‌ايستد، «إِذَا اشتَغَلَ بِالصَّلَاةِ» شيطان مي‌آيد به او مي‌گويد كه به فلان كار توجّه كن، فلان كار را كه بايد انجام بدهد يادش مي‌آورد مي‌گويد «كَذَا اذكُر» وقتي به نماز مي‌ايستيم يادمان مي‌افتد كه امروز فلان كار را بايد انجام مي‌داديم که انجام نداده‌ايم، فلان حرف را به فلان آقا بايد مي‌زديم كه نزديم، همينطور ذهن انسان آنچنان توجّه به امور ديگر پيدا مي‌كند که از ياد خدا و حقايق نماز باز مي‌ماند، اساساً گاهي اوقات انسان مي‌گويد اگر بخواهد چيزي يادش بيايد در نماز يادش خواهد افتاد، اين شيطان است كه آنچه را انسان از آن


    1. وسائل الشيعه: ج 5، ص 463.
    2. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 53، ص 296.

  • ۶۴

    غافل بوده و به فراموشي سپرده، در نماز به خاطرش مي‌آورد.

    برادران و خواهران؛ وقتي كه در حضور پروردگار عالم ايستاده‌ايم و نماز مي‌خوانيم، اگر يك مطلبي غير از خدا، چه مطلب علمي، چه غير علمي، دنيوي و غير دنيوي، هر چه در ذهنمان آمد بلا فاصله به ياد روايت پيامبر اكرم بيفتيم، یعنی بدانيم شيطان ما را به آن وادي برده است، شيطان مي‌خواهد ما را از خدا غافل كند و حضور قلب ما را از بين ببرد تا اقبال به خداوند تبارك و تعالي نداشته باشيم. بنابراين بايد به مسئلة حضور قلب در نماز توجّه داشته باشيم.

    در روايت ديگري امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد:

    «إِذَا كُنتَ فِي صَلَاتِكَ فَعَلَيكَ بِالخُشُوعِ وَالإِقبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ فَإِنَّ الله تَعَالَى يَقُولُ الَّذِينَ هُم فِي صَلاتِهِم خاشِعُونَ»(1) که در بحث خشوع و اقبال قلب به اين امر تذکر داده‌ايم.

    امام هشتم(عليه السلام) از امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه نقل مي‌كند كه حضرت فرمود:

    «طُوبَى لِمَن أَخلَصَ لِلَّهِ العِبَادَةَ وَالدُّعَاءَ»؛ خوشا به حال كسي كه عبادت و دعا را خالصانه انجام مي‌دهد «وَلَم يَشغَل قَلبَهُ بِمَا تَرَى عَينَاهُ» در حال نماز قلب خود را به آنچه كه چشمانش مي‌بيند مشغول نکرده «وَلَم يَنسَ ذِكرَ اللهِ بِمَا تَسمَعُ أُذُنَاهُ»(2) با آنچه گوش او مي‌شنود. ذکر خدا را فراموش ننموده. متأسفانه گاهي اوقات انسان نماز را در جايي مي‌خواند كه صداهاي مختلف و حتي صداي لهو و لعب موجود است و اين فرد نمازگزار هم آن را گوش مي‌كند، اين چه نمازي است كه تحويل خدا مي‌دهيم، در حال نماز بايد چشم، گوش و قلب انسان فقط مشغول به خدا باشد تا اينكه اين نماز او را عروج بدهد.


    1. وسائل الشيعه: ج 5، ص 473.
    2. کافي، چاپ اسلاميه: ج 2، ص 16.

  • ۶۵

    18ـ لزوم حضور قلب و خشوع

    رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:

    اعبُدِ الله كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِن لَم تَكُن تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ؛(1)

    خدا را چنان عبادت کن گويا تو او را مي‌بيني، پس اگر تو او را نمی‌بینی، همانا او تو را می‌بیند.


    تاکنون برخي از آيات و روايات مربوط به حضور قلب در نماز را بيان كرديم و به برادران و خواهران ايماني توصيه مي‌کنم اين روايات و آياتي را كه در مسئلة حضور قلب وارد شده، بسيار مورد توجّه قرار بدهند و اگر با يك توجّه بيشتري اين روايات را ببينند، بدانند نمازشان تغيير کرده و حقيقت ديگري پيدا مي‌كند. پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود «اعبُدِ الله كَأَنَّكَ تَرَاهُ» خدا را طوري عبادت كن گويا كه او را مي‌بيني «فَإِن لَم تَكُن تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ» فرمود اگر تو او را نمي‌بيني بدان كه او تو را مي‌بيند، او قيام و قعود ما را مي‌بيند، كلمات ما را مي‌شنود، واقعاً در حال نماز اگر به همين توصية پيامبر توجّه داشته باشيم، چه حال خوش و چه توجّه و


    1. مصباح الشريعه، ترجمه مصطفوي: ص 453.

  • ۶۶

    اقبالي به خداي تبارك و تعالي پيدا مي‌كنيم.

    باز اين روايت از وجود مبارك پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) است كه:

    «إِنَّ الرَّجُلَينِ مِن أُمَّتِي يَقُومَانِ فِي الصَّلَاةِ وَرُكُوعُهُمَا وَسُجُودُهُمَا وَاحِدٌ» ، دو نفر از امّت من به نماز مي‌ايستند با آنکه ركوع و سجودشان يكي است؛ يعني هر دو به يك اندازه ركوع و سجده انجام مي‌دهند «وَإِنَّ مَا بَينَ صَلَاتَيهِمَا مِثلُ مَا بَينَ السَّمَاءِ وَالأَرض»(1) اما فاصلة بين اين دو نماز فاصلة بين آسمان و زمين است، چرا؟ چه چيزي اين فاصله را ايجاد كرده؟ آيا غير از آن خشوع و اقبال و توجّه محض به خداي تبارك و تعالي است که در نماز يکي از آن دو نفر وجود دارد و در نماز ديگري وجود ندارد؟

    در روايتي ديگر پيامبر اكرم صلوات الله و سلامه عليه فرمودند:

    «إِنَّ مِنَ الصَّلَاةِ لَمَا يُقبَلُ نِصفُهَا وَثُلُثُهَا وَرُبُعُهَا وَخُمُسُهَا إِلَى العُشرِ» فرمود گاهي يک دهم بعضي از نمازها قبول مي‌شود، بعضي از نمازها يك نهم، بعضي از نمازها يك هشتم، يك هفتم، يك پنجم يا يك سوم قبول مي‌شود «وَإِنَّ مِنهَا لَمَا يُلَفُّ كَمَا يُلَفُّ الثَّوبُ الخَلَقُ فَيُضرَبُ بِهَا وَجهُ صَاحِبِهَا» و در مواردي همانطور كه يك لباس كهنه‌ و مندرسي را مي‌پيچانند و مچاله می‌کنند، بعضي از اين نمازها مچاله مي‌شود و به صورت آن نمازگزار زده مي‌شود. بعضي از نمازهايي كه ما تحويل خدا مي‌دهيم حواس‌مان نيست كه اين نماز به صورت خود ما برمي‌گردد يعني اينكه اين نماز به درد خودت مي‌خورد و در درگاه خداوند ارزش ندارد و مقبول پروردگار نيست، آنرا به خود نمازگزار برمي‌گردانند و حضرت به عنوان يك قاعدة كلي فرمود:‌ «وَإِنَّمَا لَكَ مِن صَلَاتِكَ مَا أَقبَلتَ عَلَيهِ بِقَلبِكَ»،(2) آن مقداري كه در نماز با قلبت اقبال به خدا داريد، همان اندازه نصيب شما خواهد شد.

    در روايتي امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايند:


    1. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 81، ص 249.
    2. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 81، ص 260.

  • ۶۷

    «وَاللهِ إِنَّهُ لَيَأتِي عَلَى الرَّجُلِ خَمسُونَ سَنَةً وَمَا قَبِلَ اللهُ مِنهُ صَلَاةً وَاحِدَةً» امام صادق به خدا قسم مي‌خورد كه ممكن است پنجاه سال بر يك انساني بگذرد و خدا يك نماز او را قبول نكند!

    بعد فرمود: «فَأَيُّ شَي‏ءٍ أَشَدُّ مِن هَذَا»؛(1) چه بدبختي‌اي از اين شدیدتر و بالاتر؟

    ما چه مقدار راجع به نمازهاي گذشته‌مان فکر کرده‌ايم آيا مقبول حق تعالي بوده يا نه؟ بزرگاني از مراجع را مي‌شناسيم با اينكه از همان اوايل بلوغ و حتي قبل از آن، تا اواخر عمر نمازهايشان را با دقت و سر وقت خوانده بودند اما خودشان فرموده بودند كه من سه بار تمام نمازهاي عمرم را خودم مجدداً انجام دادم، اين اهتمام براي آن است كه همين روايات را ديده‌اند، براي اين است كه گفتند ممكن است در نمازهايي که خوانده‌ايم اقبال ما به خدا كم بوده و يا خداي نكرده اقبالي نبوده است لذا تا زنده هستيم خودمان اين كار را انجام بدهيم.

    چرا در انجام واجبات و نمازهاي خود کوتاهي کرده و آنرا براي بعد از فوت‌ بگذاريم و وصيت كنيم 30 سال، 40 سال براي ما نماز قضا انجام شود، اگر نقصي در نمازهاي ما بوده خود ما تا زنده هستيم جبران كنيم، يك ركعت نمازي که خود ما بخوانيم قابل مقايسه با ده سال نمازي كه بعد از فوت انسان خوانده ‌شود، نيست. بايد با اقبال و حضور قلب نماز بخوانيم تا خداوند انشاء الله به لطف و كرم خودش قبول بفرمايد.


    1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 269.

  • ۶۸

    19ـ راه لذت بردن از نماز

    بهترين دليل بر اينكه حضور قلب در نماز يك امر ضروري و لازم است، رواياتي است كه در اين زمينه وارد شده، از مجموع اين روايات نكات فراواني به دست مي‌آيد و توجّه به همين نكات موجود در روايات حضور قلب نمازگزار را آسان مي‌كند. اين تعبيري كه در روايت امام باقر(عليه السلام) آمده و مرحوم كليني آن را در كتاب كافي آورده است(1) كه وقتي فرد نمازگزار به نماز مي‌ايستد «وَكَّلَ اللهُ بِهِ مَلَكاً قَائِماً عَلَى رَأسِهِ» خداوند ملكي را از جانب خود به عنوان وکيل بر او مي‌گمارد. توجّه به همين نكته خشوع‌آور است. وقتي انسان به نماز مي‌ايستد اگر بداند خدا ملكي را مأمور او قرار مي‌دهد و همة جنود الهي و ملائكة آسمان، منتظرند ببينند كه اين انسان چه مي‌كند؟ بارگاه ربوبي، بارگاهي بسيار با عظمت است و اين انسان نمازگزار است كه مي‌تواند به آن راه پيدا ‌كند، و باب مناجات و گفتگوي با خدا را باز نمايد، انسان وقتي اين روايات را مي‌بيند، گويا خداوند همه‌ ملائكه‌ را بسيج کرده و همه درهاي رحمت خود را بر روي انسان نمازگزار مي‌گشايد.


    1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 265.

  • ۶۹

    فردي كه در حال خواندن نماز است فكر نكند كسي نيست به او توجه‌كند، صدايش به جايي نمي‌رسد، كسي نمي‌شنود! كسي حركت و قيام و قعود او را نمي‌بيند و ثبت نمي‌كند. آن خداي بزرگي كه نسبت به فرد گناهكار آن چنان لطف دارد که وقتي گناه مي‌كند، ابتدا اجازه نمي‌دهد گناه او در نامة عملش ثبت شود، و مانع اطلاع مأمورين خود از خطاي وي مي‌شود. حال چنين خدايي وقتي يک انسان به نماز مي‌ايستد، ببين با او چه مي‌كند؟ چه تهيه اسباب، چه خبرهاي خوش، چه وضعي را در ملكوت براي اين انسان ايجاد مي‌كند؟ گاهي اوقات فكر مي‌كنيم نماز فقط يك تكليف ظاهري است و بايد اين تكليف را انجام بدهيم و خدا هم به عنوان اينكه مولاي ماست اين تكليف را از ما خواسته، تا يك وظيفه‌اي را انجام ‌دهيم و چيز ديگري در کار نيست! در حالي كه نماز در مُلك و ملكوت انسان تحوّل ايجاد مي‌كند، انسان را خيلي عروج مي‌دهد، او را در ميان ملائكة الهي مشهور و مشهود مي‌كند، هر وقت براي نماز مي‌ايستيم، آن ملک موكّل و ديگر جنود الهي را در نظر آوريم. حتي گاهي اوقات مي‌توان با زبان دل و با توجّه به اين جنود الهي آنها را هم واسطه قرار داد تا صداي راز و نياز بهتر بالا رود و به عالم ملكوت منتقل گردد.

    توجه كنيم به آن ملكي كه از طرف خداوند موظف است، آن ملك چه مي‌گويد؟ آيا آن ملك فقط مي‌خواهد ببيند اين انسان وظيفه‌اش را انجام مي‌دهد يا نه؟ اگر انسان گوش دل داشته باشد سخن آن ملك را با خود مي‌شنود که مي‌گويد:

    «لَو تَعلَمُ مَن يَنظُرُ إِلَيكَ وَمَن تُنَاجِي مَا التَفَتَّ وَلَا زِلتَ مِن مَوضِعِكَ أَبَداً»؛ اگر انسان بداند كه چه كسي به او نظر مي‌كند، يعني بداند موقع نماز، خدا به انسان نظر و نگاه خاص می‌کند، موقع توجّه خاص خداوند تبارك و تعالي به انسان است، گر چه هميشه همة اعمال، حالات و سكنات، خواب و همه امورمان با نظر الهي است، اگر يك آني نظر او كنار برود، همة عالم محو مي‌شود، اما اين نظر

  • ۷۰

    نظرِ خاصي است. يعني وقت نماز خدا يك نظر خاص به نمازگزار مي‌کند، يعني يك ضيافت و بار خاص است، يك جلسه‌ و يک ملاقات خصوصي با خداست، در عين اينكه در اين ملاقات خصوصي خداوند براي توجّه به اين نمازگزار خيلي‌ از عوامل خود را بسيج مي‌كند. آن ملك مي‌گويد اگر بداني كه چه كسي به تو نظر مي‌كند و تو با چه موجودي در حال مناجات هستي، موجودي كه تمام اين عالم در نزد او صفر است، از ذره كمتر است، موجودي كه قدرت او در يك طرفة العيني اين عالم را از بين مي‌برد، كما اينكه در يك چشم به هم زدن عالم را ايجاد کرده است، موجودي كه انسان هر چه از او بخواهد قدرت بر انجام آن را دارد «إنّ الله علی كلّ شيء قدير»، موجودي كه به هر چه در قلب انسان خطور کند توجّه دارد، موجودي كه خير و مصلحت انسان را مي‌خواهد، انسان نمازگزار در مقابل يك چنين موجودي ايستاده و در حال مناجات است. اين ملك مي‌گويد اگر لذت اين نظر و لذت اين مناجات را بچشي، «ما التفت و ما زلت من موضعك ابداً» اصلاً غير از نماز كار ديگري انجام نمي دهي، توجّه به چيز دیگري نمي‌كني، به دنيا و آنچه در اوست، به امور زندگي، حتي به محبوب‌ترين چيزها توجّه نمي‌كني، اگر انسان در حال نماز يک مقدار لذت نظر و مناجات با خدا را درك كند و بچشد، هيچ‌گاه توجهش به سوي غير خدا نمي‌رود، اصلاً غير از نماز نمي‌خواهد كاري انجام بدهد و به همين علت است كه گاهي اوقات اولياء الهي در بعضي از روزها هزار ركعت نماز مي‌خواندند، خسته هم نمي‌شدند. دائماً از اين مناجات با خدا لذت مي‌بردند، بيائيم واقعاً به نمازاهميت بدهيم، با نماز درهاي لطف و فضل خدا را براي خود بيشتر باز كنيم و از اين مناجات با خدا لذت ببريم، انشاء الله.

۲۱۸,۷۵۱ بازدید