pic
pic
  • ۴۹۲

    163ـ سرّ شهادت به توحيد و رسالت در ابتدا و انتهاي نماز

    به موضوع تشهّد مي‌پردازيم که در ركعت دوم و رکعت آخر نماز قرار دارد. در تشهّد دو شهادت وجود دارد: اول شهادت به توحيد و وحدانيّت خداي تبارك و تعالي است «أَشْهَدُ أَنْ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللهُ‏ وَحْدَهُ‏ لَا شَرِيكَ‏ لَه‏» شهادت مي‌دهيم به توحيد و اينكه شريكي براي خداي تبارك و تعالي نيست و دوم شهادت به پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) كه او بنده و رسول خداست، يكي از نكات مطرح اينست كه هم در شروع و هم در وسط و هم در پايان نماز مسئلة شهادت به توحيد و شهادت به نبوّت و رسالت وجود دارد،چه سرّي در اين معنا نهفته است كه در اول و آخر اين عمل عبادي بايد مسئلة توحيد خداوند و رسالت حضرت ختمي مرتبت مورد شهادت نمازگزار قرار گيرد. بايد در اين مطلب تأمّل كنيم. آيا بين اين اول و آخر يك ارتباط عميق وجود ندارد؟ آيا متضمّن چنين مفهومي نيست که انجام اين عمل براي اينست كه ما را به مراتب بالاي توحيد برساند.

    سرّ تکليف بندگان به نماز اينست که خواندن نماز در هر روز توحيد آنها را قوي‌تر و پيروي از پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) را كامل‌تر نمايد. نماز بايد انسان را هر آن و هر لحظه در درجات توحيد بالا ببرد. اگر کسي بخواهد بداند آيا نمازش درست

  • ۴۹۳

    است يا نه؟ بعد از نماز ملاحظه کند توحيدش در چه مرحله‌اي قرار دارد؟ آیا از اين جهت بالا رفته يا نه؟

    آيا هواها، هوس‌ها، آرزو‌ها و تمام آنچه را كه به عنوان يک بُت در نفس خود جاي داده، با هر نماز يكي پس از ديگري از بين مي‌برد يا نه؟ نماز براي رسيدن به مرتبة عالية توحيد است، نماز براي اينست كه انسان وحدانيّت خدا را هر چه بيشتر بفهمد و درك كند و در وجود خود قرار بدهد، بنا بر قول عرفا هيچ لذتي بالاتر از درك توحيد نيست!

    اگر انسان بداند كه هيچ خدايي غير از خدايي كه او را عبادت مي‌كنيم وجود ندارد، همه چيز به دست اوست، عزّت و ذلّت به دست اوست، غنا و فقر به دست اوست، سلامتي و بيماري به دست اوست، آسايش و مشكلات به دست اوست، آنگاه در لحظه ارتباط و قرب به او چه لذت و انبساط خاطري براي انسان پيدا مي‌شود؟

    امام خمینی رضوان الله تعالي عليه مي‌فرمايند بين شهادت به توحيد در اول نماز و شهادت به توحيد در آخر نماز، در عين اينكه يك ارتباط عميقي حاکم است، اما يک فرق از نظر مرتبه و درجه هم وجود دارد. شهادت به توحيد در اول نماز شهادت قبل از سلوك، قبل از عمل، قبل از معراج است و شهادت در آخر نماز در پايان اين سفر و معراج الهي است.

    شهادت قبل از نماز را تعبير مي‌کنند كه يك شهادت تعبّدي يا تعقّلي است، ما بر اساس تعبد به دستورات الهي يا تعقل و انديشه خود شهادت به توحيد مي‌دهيم، اما شهادت در تشهّد و در آخر نماز يك شهادت تحققي و حضوري است يعني بعد از اينكه در رکعت اول و دوم حمد را خوانديم، ركوع و سجده را انجام داديم و مراحل سلوک را تا درجه قرب الهي در سجده دوم طي کرديم، وقتي که در تشهّد شهادت به توحيد مي‌دهيم يعني اين توحيد را در وجود خود محقّق كرده‌ايم. دو مرتبه که به اين عالم دنيا برمي‌گرديم زاد و توشه ما از اين

  • ۴۹۴

    سفر و عروج الهي توحيد است و لذا تعبير مي‌كنند شهادت در آخر نماز يك شهادت حضوري است و در اين شهادت خطر عظيمي است زيرا در آن ادعاي حصول توحيد مطرح است اما در شهادت اول نماز اين عنوان و ادعا وجود ندارد(1). بنابراين بايد به اين سرّ شهادت در تشهّد بيشتر پي ببريم و نسبت به تحقق توحيد در همة وجود خود بيشتر توجّه داشته باشيم انشاء الله.


    1. آداب نماز: ص 363.

  • ۴۹۵

    164ـ حقيقت تشهد

    در كتاب مصباح الشريعه از امام صادق(عليه السلام) روايت بسيار خوبي مشتمل بر آداب قلبيه و حقايق و اسرار تشهّد ذكر شده است. حضرت مي‌فرمايند: «التَّشَهُّدُ ثَنَاءٌ عَلَى اللهِ تَعَالَی» تشهّد ستایش خداي تبارك و تعالي است «فَكُنْ عَبْداً لَهُ فِي السِّرِّ خَاضِعاً لَهُ فِي الْفِعْلِ كَمَا أَنَّكَ عَبْدٌ لَهُ بِالْقَوْلِ وَ الدَّعْوَى» ما وقتي شهادت به توحيد مي‌دهيم، توحيد در عبادت، توحيد در ذات، توحيد در فعل. همان طور كه در مقام قول و ادعا خود را عبد خداي تبارك و تعالي مي‌دانيم، بايد در باطن و سرّ نيز خود را عبد خدا بدانيم، بايد در مقام عمل و فعل در مقابل خداي تبارك و تعالي خضوع داشته باشيم.

    «وَ صِلْ‏ صِدْقَ‏ لِسَانِكَ‏ بِصَفَاءِ صِدْقِ سِرِّكَ» صدق و راستگويي زبان را بايد به صفاي صدق باطن متصل کنيم، يعني همانطور كه در ظاهر بندگي و عبادت مي‌كنيم، بايد در باطن هم اين بندگي و عبادت و عبوديّت وجود داشته باشد.

    «فَإِنَّهُ خَلَقَكَ عَبْداً وَ أَمَرَكَ أَنْ تَعْبُدَهُ بِقَلْبِكَ وَ لِسَانِكَ وَ جَوَارِحِكَ» خدا انسان را عبد و بنده خود قرار داده و امر كرده كه خدا را با قلب، زبان و تمام اعضا و جوارح عبادت كنيم.


    1. مصباح الشريعه: ص 68، باب هفدهم، تشهد.

  • ۴۹۶

    گاهي اوقات براي بعضي از افراد اين شبهه مطرح مي‌شود كه عبادت براي خداست، پس همان توجّه دل و قلب انسان براي آن كافي است و نيازي به ذکر زبان و فعل اندام و جوارح نيست، جواب اين است كه انسان مركب از ظاهر و باطن است، انسان همان طور كه باطن دارد ظاهر هم دارد. خداي تبارك و تعالي اراده كرده كه ظاهر و باطن هر دو در مسير عبادت و بندگي قرار بگيرد. وقتي انسان در ظاهر تمام وجود خود را محو حق تبارك و تعالي قرار دهد كشف از اين مي‌كند كه در باطن هم اين چنين است اما کسي كه در ظاهر اعضا و جوارحش مشغول به دنيا و دنياطلبي است، چشم او، دست او، فكر او و... يعني جسم او در طلب دنيا و در مسير غير خداست، چطور امكان دارد كه قلبش متوجه خداي تبارك و تعالي باشد؟! زبانِ ذاكر ذكر را وارد قلب انسان مي‌كند.

    بايد همة اجزاء و جوارح و جوانح و تمام ابعاد وجودي انسان با توحيد ارتباط پيدا كند، در ادامه مي‌فرمايد:

    «وَ أَنْ تُحَقِّقَ عُبُودِيَّتَكَ لَهُ بِرُبُوبِيَّتِهِ لَكَ» مي‌فرمايد بنده بايد از حقيقت عبوديّت خود طلب ربوبيت خدا را كند يعني تا بندگي و عبوديّتش را كامل نكند قُرب به مقام ربوبي پيدا نمي‌كند! اگر انسان بخواهد قُرب به حق پيدا كند، و خداي تبارك و تعالي را در وجود خود حاکم کند بايد بندگي‌اش را قوي كند.

    «وَتَعْلَمَ أَنَّ نَوَاصِيَ الْخَلْقِ بِيَدِهِ» بداند امور مخلوقات تماماً به دست حق تبارك و تعالي است.

    «فَلَيْسَ لَهُمْ نَفَسٌ وَ لَا لَحْظَةٌ إِلَّا بِقُدْرَتِهِ وَ مَشِيَّتِهِ» هيچ نفسي، هيچ نگاه كردني امكان ندارد مگر با قدرت خدا و مشيّت حق تبارك و تعالي.

    «وَ هُمْ عَاجِزُونَ عَنْ إِتْيَانِ أَقَلِّ شَيْ‏ءٍ فِي مَمْلَكَتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ إِرَادَتِهِ» همة بندگان عاجزند از اينكه کوچکترين عمل را در حيطة مملكت و قدرت خدا بدون اجازه او انجام بدهند!

  • ۴۹۷

    «قال الله عزّوجلّ وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ»(1)ترجمة اجمالي‌ اين است كه پروردگار تو آنچه را كه بخواهد مي‌آفريند و اختيار مي‌كند و مردم هيچ اختياري در كار خدا ندارند و پروردگار منزه است از آنچه که بدان شرک مي‌ورزند، همة اينها آثار توحيد است، اين كه انسان بداند «يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ» آفرينش به دست خداست و مردم در آنچه خدا اختيار و انتخاب مي‌كند نقشي ندارند، اين تشهّد و اين نماز براي اينست كه ما توحيد خود را هر چه بيشتر كامل كنيم ان شاء الله.


    1. سوره قصص: آيه 68.

  • ۴۹۸

    165ـ ادب تشهد

    بیان شد تشهّد بيانگر اين است که اين سفر و معراج الهي براي رسيدن به مرتبة توحيد است، براي اينكه نمازگزار همة اقسام توحيد را در وجود خود جاري و آن را از معارف توحيدي و حقيقت توحيد سيراب كند. ادب تشهّد اينست كه انسان وقتي سر از سجده برمي‌دارد و به تشهّد مي‌نشيند، بايد يك خوف و نگراني تام بر وجودش سايه افکنده باشد. حال که اين چند ركعت نماز را خواندي و با خداي خود راز و نياز كردي، مبادا چيزي از اين كلمات و اعمال مقبول درگاه خدا نباشد، بايد با حالت خوف و حيا و ترس بنشيند. و آنچه را كه تا به حال براي عبادت حق تبارك و تعالي انجام داده در مقابل عظمت پروردگار و الطاف و عنايات او هيچ و بي‌ارزش بداند!

    بازگشت نمايد به آنچه اصل و اساس دين است، که همان كلمة توحيد است «أشهد أن لا إله إلاّ الله» يعني اين قيام، ركوع و سجود ما اصلاً ارزش پرستش ذات مقدّس حق تبارك و تعالي را ندارد! برمي‌گرديم به كلمة توحيد كه خود خدا بر حسب آن حديث قدسي فرموده «كَلِمَةُ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللهُ‏ حِصْنِي فَمَنْ‏ دَخَلَ‏ حِصْنِي‏ أَمِنَ‏ مِنْ‏ عَذَابِي‏»(1) ما در مسير عبادت بايد خود را داخل اين حصن الهي كنيم تا ايمن از


    1. بحار الأنوار: ج 3، ص 13 و ج 90 ص 192.

  • ۴۹۹

    عذاب خدا بشويم، بايد شهادت به وحدانيت خدا و شهادت به عبد بودن و رسالت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) بدهيم، چون تمام امور هستي به همين دو شهادت برمي‌گردد. يكي شهادت به توحيد و ديگري شهادت به رسالت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم).

    مرحوم شهيد ثاني در مورد اين دو شهادت مي‌فرمايد «فإنّهما أولُ الوسائل و أساس الفواضل»(1) اولين و اساسي‌ترين و مهم‌ترين وسيلة انسان براي رسيدن به خدا اين دو چيز است.

    انسان اگر بخواهد باب گفتگو و ارتباط با خدا را باز كند و خود را در حصن و حفظ خداوند قرار دهد دو کار بايد انجام دهد، يکي اعتقاد و باور قلبي به توحيد و ديگر اعتقاد به رسالت نبي مکرّم اسلام. اينكه در مورد اذكار نقل شده هيچ ذكري مهم‌تر از ذكر لا اله إلاّ الله نيست به همين جهت است، بهترين چيزي كه باب ارتباط بين انسان و خدا را باز مي‌كند اينست كه انسان در مرتبة توحيد قرار ‌گيرد و بعد توجّه به آن كس پيدا کند كه محبوب‌ترين و شريف‌ترين خلايق است، رسالت و عبوديّت او را در كنار کلمه توحيد ذكر كند، يعني ما پيامبر اكرم را در حدّ عبد و بنده خدا و رسول او مي‌دانيم، هر چند شهادت به او در كنار شهادت به توحيد آمده است.

    اما قبلاً گفتيم اساساً در بطن شهادت به توحيد شهادت به رسالت و نبوّت نهفته است، کما اينکه در بطن شهادت به رسالت و نبوّت، شهادت به توحيد نهفته است. همچنانکه در بطن شهادت به ولايت شهادت به توحيد و رسالت هر دو نهفته است، اين خصوصيّتي است كه در تشهّد وجود دارد.

    بنابراين نمازگزار بايد توجّه به اسرار و آداب تشهّد داشته باشد. آداب تشهّد را در نماز رعايت کند تا اگر نماز او بعد از طي مراحل قيام، رکوع و سجود تا لحظة تشهد، مورد نظر و توجّه خداوند قرار نگرفته باشد، با رعايت آداب تشهّد مورد قبول درگاه حق قرار گيرد. لذا در تشهّد با حالت شرمندگي بنشيند و خجالت زده


    1. التنبيهات العليه علي وظايف الصلوة القلبيه،‌ ص 127.

  • ۵۰۰

    باشد که نتوانسته است عبادت و فعل با ارزشي را تحويل خدا بدهد، حال مي‌خواهد با شهادت به توحيد و رسالت آن را جبران كند و باب رحمت الهي را به روي خود باز كند.

۲۱۸,۷۹۲ بازدید