-
۴۸۲
«وَ لَا بَعُدَ عَنِ اللهِ تَعَالَى أَبَداً مَنْ أَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِي السُّجُودِ» آن كسي كه در سجده به نحو نيکو خود را به خدا نزديک ميسازد، هيچ گاه از درگاه خدا دور نميشود.
«وَ لَا قَرُبَ إِلَيْهِ أَبَداً مَنْ أَسَاءَ أَدَبَهُ وَ ضَيَّعَ حُرْمَتَهُ بِتَعْلِيقِ قَلْبِهِ بِسِوَاهُ فِي حَالِ السُّجُودِ» و كسي هم كه اسائة ادب كند و در سجده با توجّه به غير خدا و امور دنيوي حرمت خدا را ضايع كند، هيچ گاه مقرّب درگاه حق قرار نميگيرد و در پيشگاه خدا قُربي ندارد. اين روايت بسيار مهم است، امام رضوان الله تعالي عليه در كتاب آداب الصّلاة ميفرمايند در اين حديث جمع بين اسرار و آداب شده، هم حقيقت و اسرار سجده ذکر شده و هم آدابي که سجده کننده بايد رعايت نمايد.
در ادامه روايت ميفرمايد: «فَاسْجُدْ سُجُودَ مُتَوَاضِعٍ لِلَّهِ ذَلِيلٍ» يكي از آدابي كه در سجده بايد رعايت شود اظهار ذلت و تواضع است، مبادا در سجده براي خود منيّت و خوديّتي قائل باشيم! همان طور كه در ديگر حالات نماز به ناتواني و ضعف و عجز و ناچيز بودن خود توجّه داريم، در سجده بايد اين اظهار ذلت و حقارت به اوج برسد.
«عَلِمَ أَنَّهُ خُلِقَ مِنْ تُرَابٍ...» وقتي كه سر بر خاك ميسائيم توجّه كنيم از همين خاك آفريده شدهايم، كدام خاك؟ خاكي كه مردم روي آن پا ميگذارند!
«أَنَّهُ رُكِّبَ مِنْ نُطْفَةٍ يَسْتَقْذِرُهَا كُلُّ أَحَدٍ» بدانيم چيزي نيستيم. از نطفهاي آفريده شديم كه ناخوشآيند همه افراد است.
«وَ لَقَدْ جَعَلَ اللهُ مَعْنَى السُّجُودِ سَبَبَ التَّقَرُّبِ إِلَيْهِ بِالْقَلْبِ وَ السِّرِّ وَ الرُّوحِ» خدا سجدهاي که با توجّه قلب و روح انجام شود را بهترين سبب براي تقرّب به سوي خود قرار داده است.
«فَمَنْ قَرُبَ مِنْهُ بَعُدَ عَنْ غَيْرِهِ» هر مقدار كه انسان به خدا نزديك گردداز غير خدا دور ميشود.
-
۴۸۳
«أَ لَا تَرَى فِي الظَّاهِرِ أَنَّهُ لَا يَسْتَوِي حَالُ السُّجُودِ إِلَّا بِالتَّوَارِي عَنْ جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ وَ الْإِحْجَابِ عَنْ كُلِّ مَا تَرَاهُ الْعُيُونُ» امام صادق(عليه السلام) در توضيح حال سجده با بيان شيوايي ميفرمايد همان طور که در ظاهر، وقتي انسان سر را بر خاك ميگذارد ديگر چشم او هيچ مظهري از مظاهر دنيا را نميبيند و همه چيز از ديد او پنهان ميگردد «كَذَلِكَ أَرَادَ اللهُ تَعَالَى أَمْرَ الْبَاطِنِ» باطن انسان هم بايد همينطور باشد و قلب او هيچ توجهي به دنيا و آنچه در آن است نداشته باشد.
خداوند همة ما را موفق به سجدة واقعي بفرمايد.
-
۴۸۵
خود نگاه كند اينست كه انسان دائماً به همين مطلب توجه کند، که «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون» ما براي خدائيم و به سوي او برميگرديم.
از امير المؤمنين(عليه السلام) پرسيدند چرا نمازگزار بايد دو سجده انجام بدهد و معناي آن چيست؟ «سَئَلَ اَمير المُؤمِنين مَا مَعْنَى السَّجْدَةِ الأولَى فَقَالَ تَأوِيلُهَا اللهُمَّ إِنَّكَ مِنْهَا خَلَقْتَنٰا وَرَفْعُ رَأْسِكَ وَمِنْهَا أَخْرَجْتَنَا»(1) حضرت فرمودند: باطن و حقيقت سجده اول اين است كه در آن ميخواهيم به خدا عرض كنيم كه خدايا تو ما را از همين خاك آفريدي، وقتي هم سر از سجده برميداريم ميگوئيم خدايا تو ما را يك روزي از همين خاك بيرون آوردي و خارج ساختي.
«وَالسَّجْدَةُ الثَّانِيَةُ وَإِلَيْهَا تُعِيدُنَا» حقيقت سجده دوم اين است که در آن به خدا عرض ميکنيم دو مرتبه يك روزي ما را به همين خاک برميگرداني و وقتي سر از سجده دوم بلند ميكنيم ياد قيامت کرده و ميگوئيم دوباره ما را از اين خاک خارج ميکني. يعني به آية شريفة 55 سورة مباركه طه توجّه پيدا ميکند که ميفرمايد: «مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ» ما شما را از خاك آفريديم «وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ» دوباره به خاك برميگردانيم «وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أخْرَى» و دوباره شما را از خاک خارج ميسازيم، چقدر لذت دارد! حال معلوم شد كه چرا سجده را دو بار انجام ميدهيم، اما ركوع يك بار است، براي اينكه نمازگزار توجّه به مرحلة خلق و مرگ خود در دنيا و مرحلة حشر و معاد و قيامت پيدا کند و در اين دو سجده تمام مراحل زندگي او از بدو خلقتش تا حشر در روز قيامت مجسّم شود و مراقبت کند مبادا عمرش را در دوري از خدا هدر بدهد.
1. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج79، ص 271.
-
۴۸۶
162ـ تأکيد ائمه(ع) بر سجدههاي طولاني
مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي رضوان الله عليه در كتاب اسرار الصّلاة با توصيف استاد خود مرحوم ملا حسينقلي همداني به اينکه استادي داشتم که شيخ جليل القدر و عارف کاملي بود «كان لي شيخٌ جليلٌ عارفٌ كامل ما رأيت له نظيراً» نظيرش را در مراتب عرفاني نديدم. ميفرمايد از استادم درخواست كردم «عن عملٍ مُجرّب يُؤثّر في اصلاح القلب و جَلْبِ الْمَعارِفْ» دستور العمل مجرّب و تجربه شدهاي كه قلب ما را اصلاح كند و آن را ظرف معارف الهي نمايد به ما ياد بدهد.
مرحوم ملا حسينقلي در جواب فرمود «ما رَأَيْتُ عَمَلاً مُؤَثِّراً فِي ذٰلِكَ مِثلَ المُداوِمَةِ عَليٰ السَجْدَة الطَّويلَةِ فِي کُلِّ يَوْمٍ مَرةً وٰاحِدَةً» ايشان كه عارفي بسيار وارسته بوده، در جواب ميگويد من هيچ عملي را مؤثرتر از مداومت بر سجدة طولاني يکبار در هر روز نديدم، در آن سجده هم ذكري را بگويد كه حضرت يونس گفت: «لا إِلَهَ إلاّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنْ الظَّالِمِينَ» و از دل ماهي نجات پيدا كرد.
هر روز اين ذكر را در سجده در حالي بگويد كه: «يَریٰ نَفْسَه مَسجونةً فِي
-
۴۸۷
سِجنِ الطّبيعةِ وَمُقيِّدةً بِقُيودِ الاَخلاقِ الرَّذيلةِ» خود را در زندان دنيا محبوس ببيند كه اخلاق رذيلهاش او را به زنجير کشيده.
«وَمُقِرّاً بِأَنَّك لَمْ تَفْعَلْ ذلك بي وَلَمْ تَظْلِمْني» بگويد خدايا اين كار را تو انجام ندادي، تو به من ظلم نكردي.
«وَأَنَا الّذي ظَلَمتُ نَفْسي وَأَوقَعتُها في هذَا الحالِ» من كسي هستم كه به نفس خود ظلم كردم و اين بلا را بر سر خودم آوردم. اين ذكر را 360 بار تکرار کند.
مرحوم ملا حسينقلي همداني فرموده اگر كسي هر روز بر اين ذكر و سجدة طولاني مداومت داشته باشد خداوند دربهايي از معارف را بر روي او ميگشايد. در زندگي اصحاب ائمه معصومين(عليهم السلام) و روات جليل القدر هم ميبينيم، يكي از كارهاي آنها سجدههاي طولاني بوده است، كشّي در كتاب اختيار معرفة الرجال نقل ميكند «أَنَّهُ وَجَد في كتاب أبي عبدالله شاذاني بِخَطِه سَمعتُ أبا محمّد الفضل بن شاذان» ابي عبدالله شاذاني ميگويد از ابو محمّد فضل بن شاذان شنيدم كه ميگفت:
«دَخَلْتُ العَراقَ فَرأَيتَ واحداً يُعاتِبُ صاحِبَه» وارد عراق شدم ديدم يك كسي رفيقش را سرزنش ميكند.
«ويقول له أَنت رجلٌ عليك عيالٌ» تو صاحب زن و فرزند هستي، بايد بروي كار كني چرا اينقدر سجدة طولاني انجام ميدهي؟ به جاي سجدة طولاني برو سراغ كسب و كار و من نگرانم از اين كه تو با اين سجدة طولاني چشمهايت را از دست بدهي! «فلمٰا أكثر عليه قال لو ذهبت عين أحد من طول السّجود لذهبت عين ابن أبي عمير» وقتي آن مرد سرزنشهايش را كرد در جواب شنيد تو داري مرا سرزنش ميكني و نگران من هستي؟ اگر بنا باشد به خاطر سجده طولاني کسي چشمهايش را از دست بدهد آن فرد بايد ابن ابي عمير باشد، من كه سجدة طولاني ندارم برو محمّد بن ابي عمير را ببين كه چه سجدههاي طولاني دارد!
«ما ظَنَّكَ بِرَجُلٍ سَجَدَ سَجدةَ الشُّكْرِ بَعْدَ صَلاةِ الْفَجْرِ فَمٰا رَفَعَ رَأْسَهُ إلاّ عِنْدَ الزِّوالِ»
-
۴۸۸
ابن ابي عمير نماز صبحش كه تمام ميشود سر به سجدة شكر ميگذارد و تا اذان ظهر سر بر نميدارد.
در روايت ديگر كسي آمد به ابن ابي عمير گفت: شما خيلي سجدههاي طولاني ميكني؟ ابن ابي عمير گفت «لَوْ رَأَيْتَ جَميلَ بنَ درّاج» تو اگر جميل بن درّاج را ببيني چه خواهي گفت؟ اين شخص ميگويد آمدم جميل بن درّاج را ديدم که چه سجدة طولانياي دارد، به او گفتم چه سجدة طولاني داري؟ گفت سجدة من چيزي نيست برويد سراغ معروف بن خربوذ، اين سيره و روش اصحاب ائمه ما بوده است.
هر مسلمان بايد يكي از برنامههاي زندگياش در هر روز سجدههاي طولاني باشد و اگر واقعاً بر اين عمل مداومت داشته باشد بداند كه بسياري از مشكلاتش حل خواهد شد، تقرّب به خدا پيدا ميكند و نورانيّتي در زندگي او بوجود ميآيد كه نميتواند تصوّر كند.
خداوند همة ما را بر سجدة طولاني موفق بفرمايد، انشاء الله.
-
۴۹۰
فصل نهم: اسرار تشهد