pic
pic
  • ۴۷۲

    157ـ اسرار و آداب سجده

    بعد از بحث در مورد رکوع مطالبي را پيرامون سجده آغاز مي‌كنيم؛ اسرار سجده چيست و در سجده چه آدابي وجود دارد که نمازگزار بايد آنها را رعايت کند تا سجده‌اش سجدة واقعي باشد؟ در ذكر سجده چه نكاتي وجود دارد، از اينكه برخلاف رکوع، سجده در نماز تكرار مي‌شود چه نكته‌اي را مي‌توان از منابع روايي استفاده کرد؟

    به عنوان مقدمه بايد اين را بيان كنيم كه مسئلة سجده قطع نظر از نماز هم مورد ترغيب واقع شده و در روايات فراواني نفس مسئلة سجده ـ اينكه بنده گاهي وضو بگيرد و سر به سجده بگذارد ـ بسيار مورد ترغيب واقع شده و اين يك عمل مستحب است. طول دادن سجده، چه سجدة در نماز و چه سجدة بعد از نماز يا سجده‌هاي مستقلي كه انسان انجام مي‌دهد، از جمله مطالبي است كه در روايات به آن توجّه شده است اما حقيقت سجده چيست؟

    مرحوم شهيد ثاني در مورد سجده چنين فرموده است که:‌«وَهُوَ أَعْظَمُ مَراتِبِ الخُضُوعِ وَأَحْسَنُ دَرَجَاتِ الخُشوعِ»(1) عظيم‌ترين مرتبة خضوع و زيباترين و بهترين


    1. التنبيهات العليه علي وظايف الصلاة القلبية: ص 124.

  • ۴۷۳

    درجات خشوع سجده است. يعني آن كسي كه در برابر خداي تبارك و تعالي به سجده مي‌افتد، از اين بالاتر براي او امكان خضوع وجود ندارد! سجده نهايت درجة خضوع در برابر خداي تبارك و تعالي است، در قيام هم خضوع وجود دارد اما مقدار خضوعي كه به وسيلة قيام ايجاد مي‌شود با خضوعي كه در ركوع است تفاوت دارد.

    در خود ركوع هم خضوع و خشوع وجود دارد اما مرتبة خشوع و خضوع در ركوع هيچ گاه به مرتبة خضوع و خشوع در سجده نمي‌رسد! نمازگزار به وسيله قيام و ركوع خود را آماده مي‌كند براي انجام مرتبة عاليه و درجه اعلاي خشوع و خضوع. «وَأَعليٰ مَرٰاتِبِ الأسْتِكانة» سجده نهايت مرتبة اظهار ذلّت و استكانت و خواري بنده است، از اين جهت است كه در قرآن كريم خداي تبارك و تعالي به پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) امر به سجده مي‌كند، خود سجده مستقل از نماز مطلوب است و مستحب. ولي براي وجود مبارك پيامبر بر حسب ظاهر برخي از آيات شريفه واجب بوده است.

    ما بايد بدانيم كه بهترين حالات در نماز حالت سجده است، بهترين و بالاترين درجة خضوع و خشوع و ذلّت در حالي است كه بنده‌اي در سجده قرار گرفته، ما بايد در سجده عظمت خداي تبارك و تعالي را به ياد آوريم. وقتي انسان سر بر خاك مي‌گذارد و در حال سجده است، قبل از بيان و تلفظ ذكر سجده به عظمت خداي تبارك و تعالي توجّه پيدا کند، آن موجودي كه در برابرش پيشاني خود را بر خاک نهاده‌ايم لايق و سزاوار اين حالت ماست، تنها خداوند سزاوار چنين رفتاري است. سجده چون نهايت درجة خضوع است، مختصّ به خداي تبارك و تعالي است و نمي‌توان آنرا براي غير خدا انجام داد.

    امام خمینی رضوان الله تعالي عليه در آداب الصّلاة مي‌فرمايند: سرّ سجده در نزد اصحاب عرفان ترك خويشتن و چشم بستن از غير خداست.(1)


    1. آداب نماز:‌ص 357.

  • ۴۷۴

    انسان وقتي به سجده مي‌رود ديگر معنا ندارد كه به غير خدا توجّه داشته باشد، واي به حال آن انساني كه به سجده رود و به فكر خود يا به فكر دنيا و غير خدا باشد! انسان وقتي به سجده مي‌رود بايد خويشتن خود را رها كند و چشم از غير خدا ببندد و بداند كه سجده به تعبيري كه در كلمات عرفا آمده معراج يونسي است، انسان خود را در مجموعة ظلمت دنيا ببيند و با ذكر سجده به دنبال نجات خود از اين ظلمت‌ها و تقرّب به سوي خداي تبارك و تعالي باشد.

    اميدواريم كه خداوند سجدة حقيقي را نصيب همة ما بفرمايد.

  • ۴۷۵

    158ـ اهميت سجده

    امام صادق(عليه السلام) فرمود:

    وَجَدَتُ النُّورَ في الْبُکاءِ وَالسَّجْدَة؛

    نور را در گريستن از خوف خدا و در سجده يافتم.


    امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايند:‌ «السُّجُودُ مُنْتَهَى‏ الْعِبَادَةِ مِنْ بَنِي آدَم‏»(1) بني آدم اگر بخواهند عبادت خود را به اوج و به نهايت برساند، تا آنجا که رتبه و درجه‌اي فوق آن تصور نشود تنها راهش سجده است.

    معلوم مي‌شود در ميان تمام عبادات، اين حالت سجده كه نمازگزار دارد، بالاترين عبادت است و با تمام اجزاء و قسمت‌هاي ديگر نماز و با تمام عبادت‌هايي كه در شريعت وجود دارد فرق دارد، امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايند: نهايت بندگي و عبادت در سجده است و نمازگزار نبايد از اين امر غافل باشد، اساساً هنگامي که انسان در نماز به قيام ايستاده به اميد اين است كه مي‌خواهد به ركوع برسد و در ركوع با تواضع و خضوع بيشتر عبادت خود را کامل‌تر كند، در


    1. بحار الأنوار: چاپ بيروت، ج 82، ص 164.

  • ۴۷۶

    ركوع هم به شوق اينست كه مي‌خواهد با رعايت آداب رکوع و توجّه به خدا آماده ورود به سجده شود تا حق بندگي را در نهايت درجة خضوع انجام بدهد.

    از امام صادق(عليه السلام) سؤال كردند «لِمَ‏ اتَّخَذَ اللهُ‏ إِبْرَاهِيمَ‏ خَلِيلا» خداي تبارك و تعالي چرا حضرت ابراهيم را به عنوان خليل خودش قرار داد؟ چطور شد ابراهيم به مقام خلّت و خليل بودن رسيد؟

    حضرت فرمود: «لِكَثْرَةِ سُجُودِهِ عَلَى الْأَرْض‏»(1) براي اينكه ايشان زياد سجده مي‌كرد.

    در روايت ديگري امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايند: نور را در دو چيز يافتم گريه و سجده. «وَجَدَتُ النُّورَ في الْبُکاءِ وَالسَّجْدَة» اگر انسان بخواهد نور الهي وجودش را فرا بگيرد و وجودش ظرف نور الهي شود، دو کار بايد انجام دهد يكي گريه از خوف خدا و دوم سجده براي او است. بنابراين بايد اهميت زيادي به سجده بدهيم.

    از سلمان فارسي نقل شده است:(2) «لَوْ لَا السُّجُودُ لِلَّهِ‏ وَ مُجَالَسَةُ قَوْمٍ يَتَلَفَّظُونَ طَيِّبَ الْكَلَامِ كَمَا يُتَلَفَّظُ طَيِّبُ التَّمْرِ لَتَمَنَّيْتُ الْمَوْت‏» فرمود اگر سجده براي خدا و همنشيني با گروهي كه سخن نيکو دارند نبود که مسير هدايت و سعادت ما در آن است من از خدا آرزوي مرگ مي‌كردم! يعني آنچه كه براي سلمان سبب لذت ماندن در اين دنيا است، لذت سجده براي خدا است.

    سجدة در نماز اهميت فراواني دارد، مبادا غافل از آن شويم. مبادا مردم عزيز و جوان‌هاي عزيز ما خود را از اين نعمت و توفيق الهي محروم كنند، هنوز سر را به مهر نگذاشته آن را بر‌دارند! نبايد در سجده احساس خستگي كنيم، بدانيم اين حالت بهترين زمان براي تقرّب به خداست، بهترين وقتي است كه خداي تبارك و تعالي به انسان عنايت مي‌كند.

    ابن طاوس از حالات امام سجّاد(عليه السلام) نقل مي‌كند(3) «أَنَّهُ‏ بَرَزَ إِلَى‏ الصَّحْرَاءِ فَتَبِعَهُ مَوْلًى لَهُ فَوَجَدَهُ سَاجِداً عَلَى حِجَارَةٍ خَشِنَة»


    1. بحار الأنوار:‌ چاپ بيروت، ج 12، ص 4.
    2. بحار الأنوار:‌ج 6، ص 130.
    3. بحار الأنوار:‌ج 81، ص 166.

  • ۴۷۷

    ديدند امام سجّاد(عليه السلام) در صحرا بر روي يك سنگ بسيار خشن سجده فرمودند، ما دنبال يك مهر بسيار بسيار صاف مي‌گرديم كه به پيشاني ما کوچکترين آسيب و خراشي وارد نكند اما امام سجّاد روي يك سنگ خشن سر به سجده گذارده و هزار بار اين ذكر را فرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ حَقّاً حَقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ تَعَبُّداً وَرِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ إِيمَاناً وَصِدْقاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَه‏» سپس سر از سجده برداشتند. اين سيرة ائمة طاهرين ما بوده. امام سجّاد و امام كاظم(عليهم السلام) در ميان ائمة ما معروف به سجده‌هاي طولاني بودند، ما هم بايد به سجده‌هاي نمازمان توجّه كنيم و هم در غير نماز برخي اوقات، در دل شب، سر به سجده بگذاريم و با خداي تبارك و تعالي مناجات و راز و نياز كنيم.

  • ۴۷۸

    159ـ سرّ سجده بر خاک

    بیان شد سجده عظيم‌ترين مرتبة خضوع و خشوع در برابر خداي تبارك و تعالي است. انسان بايد در سجده عظمت خدا را به ياد بياورد و خودش و ما سوي الله را به طور كلي كنار بگذارد، در کلام عرفا از سجده به معراج يونسي تعبير شده است. حضرت يونس(عليه السلام) وقتي كه در دل ماهي و آن ظلمات قرار گرفت، براي نجات خود ذكري را بر زبان آورد و خداوند او را نجات داد. ما هم به هنگام سجده خود را در مجموع ظلمت‌هاي دنيا ببينيم، در سجده ببينيم كه تمام دنيا و ظلمت‌هاي آن ما را فرا گرفته و اگر بخواهيم از اين ظلمت‌ها نجات پيدا كنيم، بايد در قلب و فکر خود به عظمت و علوّ و بزرگي خداي تبارك و تعالي توجّه نمائيم و بعد ذكر سجده را بر زبان جاري سازيم که سبحان ربّي الأعلي وبحمده.

    در مورد ذكر سجده چنين روايت شده كه وقتي آية شريفه 74 سورة واقعه «فَسَبِّحْ بِسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ» نازل شد پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند اين را در ركوع قرار بدهيد. و وقتي آية اول سوره اعلي «سَبِّحْ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» نازل شد فرمودند اين را در سجده قرار بدهيد. در كافي شريف(1) وارد شده كه اول اسمي كه خداي تبارك و


    1. اصول کافي: ج 1 ، ص 153.

  • ۴۷۹

    تعالي براي خود قرار داد «العليّ و العظيم» است و ما در ركوع و سجده خدا را به اين اسماء ياد مي‌كنيم، مبادا در سجده غافل باشيم كه در چه حالي قرار داريم؟ فكر نكنيم سجده صرفاً يك تكليف ظاهري و قرار دادن پيشاني روي خاک است و لزومي ندارد به چيز ديگري توجّه داشته باشيم! نه. انسان در نماز بهترين و شريف‌ترين موضع بدن را كه پيشاني اوست، جايي كه مرکز فكر و انديشه و تراوشات عقلي‌ او در آنجا قرار دارد، بر پست‌ترين ماده عالم كه خاك است قرار مي‌دهد.

    سرّ اهميت سجده از نظر خضوع و خشوع در همين نکته نهفته است كه انسان شريف‌ترين اعضاي بدن خود را بر پست‌ترين و بي‌ارزش‌ترين شيء عالم كه خاك است قرار مي‌دهد. چرا فقها مي‌فرمايند سجده بايد بر خاك باشد و از چيزي كه خوراکي يا پوشيدني است بايد اجتناب شود؟ چرا بر چيزي كه مأکول يا ملبوس است نمي‌شود سجده كرد؟ براي اينكه آنچه پوشيدني يا خوراکي است عنوان کالا و متاع دنيا را دارد و اهل دنيا به وسيلة همين متاع‌هاي دنيوي است که براي خود عزّت و رتبه‌اي قائل‌اند، لذا در اسلام دستور داده شده كه سجده بايد بر بي‌ارزش ‌ترين چيز باشد كه اين جهات در آن راه نيابد.

    پس توجّه داشته باشيم كه سجده، مهم‌ترين وسيله براي تقرّب به خداي تبارك و تعالي است و انساني كه در مسير سير و سلوك است هر مقدار سجده‌هايش با توجّه بيشتر و طولاني‌تر باشد، نورانيّت نماز او بيشتر مي‌شود و توفيق بيشتري در بهره‌مندي از عنايات خداي تبارك و تعالي مي‌يابد.

    از اين جهت است كه انبياء‌ الهي و ائمه اهلبيت(عليهم السلام) به سجده بسيار بسيار اهميت مي‌دادند، منصور صيقل مي‌گويد «حَجَجْتُ‏ فَمَرَرْتُ‏ بِالْمَدِينَةِ فَأَتَيْتُ‏ قَبْرَ رَسُولِ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ» مي‌گويد آمدم مدينه و کنار قبر مبارك پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) رفته و بر آن حضرت سلام كردم. مشغول زيارت بودم که امام صادق(عليه السلام) را مشاهده کردم در سجده است، «فَجَلَسْتُ حَتَّى مَلِلْتُ» نشستم تا حضرت

  • ۴۸۰

    سجده‌اش تمام بشود، اينقدر سجده حضرت طول كشيد كه من خسته شدم «ثُمَّ قُلْتُ لَأُسَبِّحَنَّ مَا دَامَ سَاجِدا»(1) گفتم من هم اين كار حضرت را براي خودم الگو قرار بدهم و مادام كه حضرت سجده مي‌كند من هم خدا را تسبيح بگويم. راوي مي‌گويد شمارش کردم حضرت ذكر سبحان ربّي العظيم و بحمده، استغفر الله ربّي و أتوب اليه را سيصد و شصت و اندي، بيان فرمودند.

    پس نبايد در سجده خسته شويم و نبايد با گفتن دو يا سه ذکر بار تسبيح در خود احساس خستگي كنيم، سجده‌ها را هر چه بيشتر طولاني كنيم كه همة سعادت‌ها و توفيقها در همين سجده نهفته است.


    1. مستدرک الوسائل، ج 4، ص 473.

    160ـ حقيقت سجده در کلام امام صادق(ع) امام صادق(عليه السلام) در روايت مفصلي كه در كتاب مصباح الشريعه نقل شده مي‌فرمايند: «مَا خَسِرَ وَ اللهِ‏ تَعَالَى قَطُّ مَنْ أَتَى بِحَقِيقَةِ السُّجُودِ وَ لَوْ كَانَ فِي عُمُرِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً» فرمود بخدا قسم اگر كسي در تمام عمرش ولو يك بار حقيقت سجود را انجام دهد، زيانکار نمي‌شود. «وَ مَا أَفْلَحَ مَنْ خَلَا بِرَبِّهِ فِي مِثْلِ ذَلِكَ الْحَالِ شَبِيهاً بِمُخَادِعِ نَفْسِهِ غَافِلًا لَاهِياً عَمَّا أَعَدَّ اللهُ تَعَالَى لِلسَّاجِدِينَ مِنَ الْبِشْرِ الْعَاجِلِ وَ رَاحَةِ الْآجِلِ» رستگار نمي‌شود كسي كه با خداي خود در اين حال ـ حالت سجده ـ خلوت كند در حالي كه خود را فريب مي‌دهد! و غافل است از آنچه خداي تبارك و تعالي براي سجده کنندگان در دنيا و آخرت آماده فرموده است. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد خدا براي ساجدين اُنس در دنيا و راحتي در آخرت را قرار داده، كسي كه در دنيا مي‌خواهد مأنوس با خداي تبارك و تعالي باشد و كسي كه راحتيِ قبر و برزخ و قيامت را بخواهد و در پي رفعت مقام در قيامت است بايد از سجده مدد گرفته و به حقيقت سجده برسد.

۲۱۸,۷۶۱ بازدید