pic
pic
  • ۴۶۱

    153ـ حديث معراج و توجّه به عظمت حق در رکوع

    مرحوم صاحب وسائل(1) روايت مفصلي را که به حديث معراج معروف است از امام صادق(عليه السلام) نقل مي‌کند. در اين روايت مسئله از اذان شروع مي‌شود كه جبرائيل امر خداي تبارك و تعالي را به پيامبر ابلاغ كرد كه چگونه اذان بگو، چگونه اقامه بگو و چگونه نماز را شروع كن تا به مسئلة ركوع مي‌رسد.

    وقتي به مسئلة ركوع مي‌رسد از جانب ربّ العالمين به پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) خطاب مي‌رسد «فَانْظُرْ إِلَى عَرْشِي» به عرش من نظر كن.

    «قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) فَنَظَرْتُ‏ إِلَى‏ عَظَمَةٍ ذَهَبَتْ‏ لَهَا نَفْسِي‏ وَغُشِيَ عَلَيَّ» نظر به عرش خدا کردم، عظمت خدا آنچنان مرا از خود بي‌خود كرد كه گويا جان من خارج شد و بي‌هوش شدم. كسي قدرت نظر به عظمت خدا را ندارد، پيامبري كه اشرف مخلوقات، كامل‌ترين انسان‌ها و عقل اول است، او هم نمي‌تواند عظمت خدا را ببيند، وقتي امر مي‌شود به عرش خدا نظر كن و او نظر مي‌كند، ديدن عظمت خدا همان و از هوش رفتن همان.

    «فَأُلْهِمْتُ أَنْ قُلْتُ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ لِعِظَمِ مَا رَأَيْتُ» در همان حال


    1. وسائل الشیعه، ج 5، ص 466.

  • ۴۶۲

    بي‌هوشي به من الهام شد كه ذكر رکوع را به خاطر بزرگي آنچه كه مشاهده کردم، بر زبان جاري سازم.

    «فَلَمَّا قُلْتُ ذَلِكَ تَجَلَّى الْغَشْيُ عَنِّي حَتَّى قُلْتُهَا سَبْعاً أُلْهِمَ ذَلِكَ فَرَجَعَتْ إِلَيَّ نَفْسِي كَمَا كَانَت» وقتي اين ذگر را گفتم آن حالت بيهوشي از من دور شد و من هفت بار اين ذکر را تکرار کردم تا نفس من به حالت اوليه خود برگشت.

    بنابراين آنچه که در حال رکوع بايد بدان توجّه داشته باشيم عظمت حق و ناچيز بودن غير او است تا بدين وسيله قلب ما در برابر پروردگار خاضع و خاشع شود و بتوانيم به حقيقت رکوع نائل شويم.

  • ۴۶۳

    154ـ رکوع نيکو وحشت قبر را از بين مي‌برد

    يكي از آثار رکوع صحيح در کلام امام باقر(عليه السلام) اين است که حضرت فرمودند «مَنْ‏ أَتَمَ‏ رُكُوعَهُ‏ لَمْ‏ تَدْخُلْهُ‏ وَحْشَةٌ فِي الْقَبْر»(1) اگر كسي ركوع خود را به تمام و كمال با رعايت آداب و مستحباتش انجام بدهد، نحوة خم شدن و سر بلند كردن را آن طور كه در فقه ما ذكر شده رعايت کند، به آرامي و طمأنينه خم بشود و با وقار و سكينه و طمأنينه سر از رکوع بردارد گويا سر خود را در برابر ديدگان مولايش بلند مي‌كند.

    يكي از آثار مهم چنين ركوعي اينست كه اين نمازگزار گرفتار وحشت قبر نمي‌شود، انساني كه در دنيا در برابر عظمت خدا خود را در منزل وحشت قرار داده باشد و واقعاً از عظمت خدا مدهوش شده باشد از وحشت در عالم قبر مصون مي‌ماند. تقاضا مي‌كنم در حال رکوع به اين روايت توجّه داشته باشيم كه پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند وقتي به عرش خدا و عظمت او نظر كردم مدهوش شدم و اين ذکر «سُبْحَانَ‏ رَبِّيَ‏ الْعَظِيمِ‏ وَ بِحَمْدِه‏» را که خدا به من الهام كرد هفت بار خواندم تا به حالت عادي برگشتم.


    1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 321.

  • ۴۶۴

    امام خميني; در عبارت بسيار پرمغز و نوراني مي‌فرمايند نظر كن اي عزيز به مقام و عظمت سلوك سرور كل و هادي سُبُل(صلي الله عليه وآله وسلم)، كه در حال ركوع كه نظر به مادون خود است نور عرش را مي‌بيند. پيامبر در حال ركوع نور عرش خدا را ديد و چون نور عرش در نظر اولياء جلوة ذات است بي‌مرآت و بدون واسطه، اينجا بايد نفس انسان و تعيّنات نفساني او كنار و از بين برود و حالت غَشوِه به انسان دست بدهد، در اين حالت غشوه که فرد از خود بي‌خود مي‌شود خداي تبارك و تعالي با عنايات خود از او دستگيري مي‌كند، هفت بار اين ذكر را كه مشتمل بر تسبيح و تعظيم و تحميد است به او الهام مي‌كند كه در جاي خودش هم در روايات و هم در كلمات عرفا وارد شده كه اين هفت بار به عدد حُجُب و حجاب‌هاي هفتگانه است.

    امام راحل مي‌فرمايند حالا كه براي پيامبر عظيم الشأن ما چنين مسئله‌اي هست اكنون كه ما را به خلوت اُنس راهي نيست و در مقام قُدس جايگاهي نداريم خوب است عجز و ذلّت خود را سرماية وصول به مقصد و دستآويز وصول مطلوب قرار داده، دست از دامن مقصود برنداريم تا كام دل برآريم، و لااقل اگر خود مرد اين ميدان نيستيم از مردان راه هدايت طلبيم و از روحانيّت كمّل اعانت جوييم، شايد بويي از معارف به مشام جان ما برسد و نسيمي از لطايف به كالبد مُردة ما بوزد».(1)

    ببينيد اين مرد الهي چگونه متواضعانه و ملتمسانه به دنبال اينست كه معارف را در تمام اعماق وجود شريف خود قرار بدهد و لطايف الهي را در كالبد جان عزيز خودش مستقر کند كه به ديگران هم چنين توصيه‌اي دارد و مي‌فرمايد عادت حق تعالي احسان و شيمه‌ او تفضّل و انعام است، خدا اهل احسان است. امکان ندارد بنده‌اي با تمام وجود طالب و جوياي معارف و لطايف و اسرار باشد اما چيزي نصيب او نكند و عنايتي به او ننمايد.


    1. آداب نماز: ص 352.

  • ۴۶۵

    155ـ سر خم کردن و کشيده قرار دادن گردن در رکوع

    يكي از مستحبات ركوع اينست كه ركوع کننده بايد هنگام خم شدن کمر خود را راست و گردنش را كشيده قرار بدهد، استيفاء و تحقق ركوع به مساوي قرار داشتن کمر است، اندازه اين حالت خم شدن نه بايد ناقص باشد و نه بيش از حد خم بشود که هيچ يک صحيح نيست. بلکه بايد به صورت استواء باشد.

    در برخي از روايات آمده كه: «كَانَ رَسُولَ الله(صلي الله عليه وآله وسلم)‏ إِذَا رَكَعَ‏ لَوْ صُبَ‏ عَلَى‏ ظَهْرِهِ مَاءٌ لَاسْتَقَر»(1) پيامبر وقتي به ركوع مي‌رفتند اگر يك مقدار آب بر پشت پيامبر ريخته مي‌شد اين آب تكان نمي‌خورد و روي كمر مبارك پيامبر باقي مي‌ماند.

    در همان روايتي كه از مصباح الشريعه نقل شد، امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد:(2) «وَ اسْتَوْفِ‏ رُكُوعَكَ‏ بِاسْتِوَاءِ ظَهْرِك‏» يعني استيفاء كامل ركوع و كمال ركوع به اينست كه پشت خود را به صورت مساوي قرار دهي و در ادامه همين مطلب موضوع كشيدنِ گردن و مدّ العنق را بيان مي‌فرمايد كه امير المؤمنين(عليه السلام) فرمود معنا و تأويلش اين است كه خدايا به تو ايمان آوردم ولو اينكه گردنم را بزنند.


    1. بحار الأنوار، چاپ بيروت:‌ج 73، ص 345.
    2. مصباح الشريعه: ترجمه مصطفوي ص 62.

  • ۴۶۶

    مرحوم كليني در كافي شريف(1) بابي به عنوان باب رکوع و ذکر تسبيحي که در آن گفته مي‌شود، آورده و در آن از امام باقر(عليه السلام) نقل مي‌كند «إِذَا أَرَدْتَ‏ أَنْ‏ تَرْكَعَ‏ فَقُلْ‏ وَأَنتَ‏ مُنْتَصِبٌ اللهُ أَكْبَرُ» وقتي مي‌خواهي به ركوع بروي در حالي كه ايستاده‌اي الله اكبر بگو، اين روايت دليل روشني است بر اينكه الله اكبر قبل از رکوع از مقدّمات ركوع است نه از متمّمات قرائت.

    «ثُمَّ ارْكَعْ وَ قُل...» تا اينكه به اين تعبير مي‌رسد «وَ تَصُفُ‏ فِي‏ رُكُوعِكَ‏ بَيْنَ قَدَمَيْكَ» قدم‌هاي خود را در ركوع به صورت دو صف كاملاً منظم قرار بده.

    «تَجْعَلُ بَيْنَهُمَا قَدْرَ شِبْرٍ» در حال ركوع بين پاها به اندازة يك وجب فاصله باشد.

    «وَتُمَكِّنُ رَاحَتَيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ» دو كف دست خود را روي زانوهايت قرار ده.

    «وَتَضَعُ يَدَكَ الْيُمْنَى عَلَى رُكْبَتِكَ الْيُمْنَى قَبْلَ الْيُسْرَى» قبل از اينكه دست چپ را روي زانوي چپ قرار بدهي اول دست راست را روي زانوي راست بگذار.

    «وَبَلِّعْ بِأَطْرَافِ أَصَابِعِكَ عَيْنَ الرُّكْبَةِ» و با اطراف انگشتان كاملاً زانوي خود را بپوشان.

    «وَفَرِّجْ أَصَابِعَكَ إِذَا وَضَعْتَهَا عَلَى رُكْبَتَيْكَ» بين انگشت هايت فاصله قرار بده.

    «وَأَقِمْ صُلْبَكَ وَمُدَّ عُنُقَكَ وَلْيَكُنْ نَظَرُكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ» نگاهت هم بين دو پايت باشد.

    «ثُمَّ قُلْ سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ وَ أَنْتَ مُنْتَصِبٌ قَائِم‏» بعد از گفتن ذکر تسبيح به آرامي بايست و بگو: «سَمِعَ‏ اللهُ‏ لِمَنْ‏ حَمِدَه» اين آداب رکوع است. کسي که مي‌خواهد ركوع درست و کامل انجام دهد بايد اين آداب را رعايت كند تا مصداق آن روايت امام باقر(عليه السلام) گردد كه فرمود «مَنْ أَتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تَدْخُلْهُ وَحْشَةٌ فِي‏ الْقَبْر» اگر انسان ركوع خود را کامل با رعايت آداب و مستحباتش انجام بدهد از وحشت قبر مصون مي‌ماند، ما نمازگزاران بايد در نماز خود تأمّل كنيم ببينيم


    1. کافي چاپ اسلاميه: ج 3 ،‌ص 319.

  • ۴۶۷

    اين ركوعي را كه روزي چند مرتبه انجام مي‌دهيم آيا با آداب صحيحش انجام مي‌دهيم؟ آيا تمام خصوصياتي كه در فقه و روايات ما وارد شده را انجام مي‌دهيم يا اينكه متأسفانه از بسياري از نكات مثل نحوة ورود به ركوع، بلند کردن سر و گفتن ذكر و طولاني كردن ركوع، غافل و دور هستيم.

    آيا نبايد تأسف خورد كه عمري از ما گذشته و هنوز يك نماز آن هم با رعايت شرايط و آداب و مستحبات از ما صادر نشده است. اين چه خسران بزرگي است كه به هيچ وجه قابل جبران نيست!

    انشاء الله خداوند عنايت كند در باقيمانده عمر موفق شويم نمازي را با آداب و شرايطي كه خداي تبارك و تعالي از ما انتظار دارد انجام بدهيم.

  • ۴۶۸

    156ـ درک عظمت خدا، خضوع مي‌آورد

    امام صادق(عليه السلام) در فراز ديگري از روايت منقول در مصباح الشريعه مي‌فرمايند «وَ انْحَطَّ عَنْ هِمَّتِكَ فِي الْقِيَامِ‏ بِخِدْمَتِهِ‏ إِلَّا بِعَوْنِه‏» مي‌فرمايد مبادا شخص در حال ركوع خيال كند كه با همّت و اراده خود به اين عبادت قيام كرده و در مسير سلوک به سوي حق با حول و قوه خود به منزل رکوع وارد شده است. وقتي به منزلي وارد شده كه مي‌خواهد صحبت از عظمت خدا کرده و تسبيح او را نمايد، بايد از خود بي‌خود شود، ديگر نبايد خود را ببيند و خوديت و إنيّتي براي خود قائل باشد. نبايد براي خود تدبيري قائل باشد و فكر كند با تدبير خود ركوع مي‌كند، «إِلَّا بِعَوْنِه» را باور كند كه اين كمك و توفيق و دستگيري خدا است كه وي را به اين منزل رسانده است! اگر كسي چنين فكر كند مي‌تواند حقيقت ركوع را انجام بدهد.

    بعضي از بزرگان كه در مورد اسرار نماز کتاب نوشته‌اند مي‌فرمايند «حَقيقةُ الرُّكوعِ أَنْ يَكوُنَ قَلبُ الْعَبْدِ عَلیٰ صِفَة التَوَكُّلِ وَعَمَلُهُ عَمَلَ الْمُتَوَكِّلين ولا يَریٰ مُدَبِّراً ولا فاعِلاً بِالاِسْتِقْلالِ إلاّ الله» حقيقت ركوع اينست كه قلب عبد بر صفت توكّل و عملش عمل متوكلين باشد و در عالم مدّبر و فاعلي غير از خدا نشناسد.

    در ادامه مي‌فرمايد: «وَفِرَّ بِالْقَلْبِ مِنْ‏ وَسَاوِسِ‏ الشَّيْطَانِ‏ وَ خَدَائِعِهِ وَ مَكَايِدِه» و

  • ۴۶۹

    قلب خود را از چنگ وساوس شيطان، نيرنگ‌ها و خُدعه‌هاي او فراري دهد. خيلي نكتة عجيبي است؛ يعني شيطان در حال ركوع تمام خُدعه‌هايش را به ميدان مي‌آورد، اگر شيطان در حال قيام با برخي از خُدعه‌ها و مكرهايش به ميدان آمده اما در حال ركوع و بيشتر از آن در حال سجده، تمام خدعه‌هايش را به ميدان مي‌آورد و نمازگزار بايد از اين وسوسه‌ها و خدعه‌ها فرار کند. گاهي اوقات شيطان در ركوع وسوسه مي‌كند كه خدا چه نيازي به اين تسبيح و تعظيم ما دارد! چرا اينقدر نماز بخوانيم، و از اين طريق راهزن مسير سلوک بنده مي‌شود.

    يا شيطان کارهاي ديگر انسان را به ذهن او مي‌آورد و وسوسه‌اش مي‌کند که اينقدر نماز را طول نده آن را زودتر تمام كن و سراغ كارهاي ديگري برو، خدا نيازي ندارد، اينها همگي وسوسه‌هاي شيطان است که امام صادق مي‌فرمايد از اين وسوسه‌ها فرار كن «فَإِنَّ الله تَعَالَى يَرْفَعُ عِبَادَهُ بِقَدْرِ تَوَاضُعِهِمْ لَهُ» خداي تبارك و تعالي به اندازه تواضع بندگانش آنها را بالا مي‌برد. هر اندازه انسان در مقابل او خود را ذليل‌تر و خوارتر و حقير‌تر و پست‌تر ببيند، با تمام وجود ذلت و پستي‌ خود را در مقابل عظمت خدا باور كند، خداي تبارك و تعالي به اندازة تواضع بنده‌اش او را بالا مي‌برد «وَ يَهْدِيهِمْ إِلَى أُصُولِ التَّوَاضُعِ وَ الْخُضُوعِ بِقَدْرِ اطِّلَاعِ عَظَمَتِهِ عَلَى سَرَائِرِهِم» تواضع را از كجا پيدا كنيم؟ در مقابل خدا چگونه خضوع کرده و به اصول خضوع چطور دسترسي پيدا كنيم؟ مي‌فرمايد: هر انساني به مقدار علمش به عظمت خدا خضوع بيشتر پيدا مي‌كند، خدا هم نظر به باطن بندگانش مي‌کند ببيند آنها در باطن خود چه مقدار عظمت خدا را باور دارند، آن کسي كه فكر گناه مي‌كند براي خدا عظمت قائل نيست، تا چه برسد به آن فردي كه نعوذ بالله مرتکب گناه مي‌شود. انسان گناهكار نمي‌تواند بگويد من براي خدا عظمت قائل هستم.

    اگر انسان عظمت خدا را درك كند هيچ گاه به خود اجازة فكر گناه هم نمي‌دهد و هر انساني كه عظمت خدا در دلش بيشتر باشد تواضع او بيشتر است و خدا به انساني كه تواضعش بيشتر باشد رفعت مي‌دهد، و حجاب‌ها را از جلوي او برمي‌دارد. خداوند عظمت خودش را در درون همة ما قرار بدهد، انشاء الله.

  • ۴۷۰

    فصل هشتم: اسرار سجده

۲۱۸,۷۵۶ بازدید