pic
pic
  • ۴۵۱

    کمر خود را به ركوع خم کند و سر بردارد اما چيزي از اين مواهب الهي نصيب وي نشود.

    ركوع وقتي اثر بخش خواهد بود که قلب نمازگزار توجّه و باور به عظمت و بزرگي خدا و عزّت و علوّ او داشته باشد و بداند كه او از هر عظيمي عظيم‌تر است، اصلاً عظمت مال اوست، در اين صورت خود بخود زبانش به ذکر حق گويا مي‌شود و مي‌گويد «سُبْحَانَ‏ رَبِّيَ‏ الْعَظِيمِ‏ وَ بِحَمْدِه»، اين تسبيح و اين بيان عظمت خدا بعد از آن است كه قلب انسان عظمت خدا را باور کرده، و عظمت خدا همة وجود او را فرا گرفته باشد، اگر عظمت خدا همة وجود انسان را فرا بگيرد انسان خائف مي‌شود كه مبادا از اين بساط سلطنت و كبرياي الهي چيزي نصيب او نشود يا او را از اين درگاه بيرون كنند.

    البته كنار اين خوف بايد رجاء و اميد و اطمينان به فضل و رحمت و عنايت خدا هم باشد، بگويد من با عنايت خدا، و توفيق او ركوع مي‌كنم و امکان ندارد خداي مهرباني كه بنده‌اش را به سوي خود دعوت كرده و اين بنده هم دعوت او را اجابت نموده و با او مناجات مي‌كند، محروم از وعده‌هاي خود کند. نمازگزار بايد اميدوار باشد که خداوند او را مزيّن به نور بهاء خود کند. بعد از اينكه در ركوع چنين حالي پيدا كرد و با اين اميد ذكر رکوع را گفت، آن وقت از ركوع برمي‌خيزد و با اطمينان مي‌گويد «سَمِعَ‏ اللهُ‏ لِمَنْ حَمِدَه‏» كسي مي‌تواند اين جمله را با اطمينان بگويد كه واقعاً ركوعش ركوع صحيح باشد، خداوند محكم جواب او را مي‌گويد « سَمِعَ‏ اللهُ‏ أَي أَجابَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه وَ شُكْرُهُ» كسي كه حمد و ستايش خدا کند خدا حمد او را مي‌شنود و جوابش را خواهد داد.

  • ۴۵۲

    150ـ کيفيت رکوع

    حالت ذلت و خضوع، عدم شتاب و عجله، وقار و آرامش در برخاستن

    تاکنون گفته شد اگر انسان نمازگزار توجّه داشته باشد كه به وسيلة ركوع به چه مقاماتي مي‌رسد و ركوع حقيقي چه آثاري دارد؟! هيچ گاه اين ركوع را با سرعت انجام نمي‌دهد، و با عجله سر از ركوع برنمي‌دارد.

    مرحوم سيد ابن طاووس در كتاب فلاح السّائل در ذيل باب ادب ركوع و سجود(1) مي‌فرمايد: «يَنْبَغي أَنْ يَرْكَعَ بِذُلٍّ و اِسْتِکانةٍ وَ خُضوعٍٍ» سزاوار است نحوة ركوع رفتن به حالت ذلّت باشد تا انسان عملاً ذلت و خشوع خود را اظهار كند، نوع مردم توجّه ندارند كه براي چه به ركوع مي‌روند؟ و در ركوع چه خضوع فوق‌العاده‌اي را نمايان مي‌کنند! فردي که عظمت و قدرت پروردگار و نهايت ضعف و ذلت خود را مشاهده کند بي‌ترديد در مقابل خداوند سر تعظيم فرود آورده و سرخم کرده و مي‌گويد:

    «اللهُم‏ لَكَ خَشَعْتُ وَبِكَ آمَنْتُ وَلَكَ أَسْلَمْتُ‏ وَعَلَيْكَ‏ تَوَكَّلْتُ‏ وَأنتَ رَبِّي‏» خدايا


    1. فلاح السائل: ص 109.

  • ۴۵۳

    براي تو خشوع مي‌كنم، به تو ايمان آوردم و تسليم تو شدم و بر تو توكل كردم.

    «خَشَعَ لَكَ سَمْعِي وَبَصَرِي وَشَعْرِي وَعَصَبِي وَمُخِّي وَعِظَامِي‏» همة وجود من براي تو خشوع و خضوع مي‌كند، گوش من، چشم‌من، دست من، استخوان من، عصب من، همة وجودم از سر تا قدم در برابر تو خشوع مي‌كند، اين مي‌شود حالت استكانت و ذلّت.

    کسي که بداند در مقابل خدايي قرار دارد كه مالك حقيقي است براي او خشوع و خضوع مي‌كند.

    اگر اين حالت وجود نداشته باشد وقتي مي‌گويد «سُبْحَانَ‏ رَبِّيَ‏ الْعَظِيمِ‏ وَ بِحَمْدِه‏» نمي‌تواند خود را گوينده اين کلام بداند، اگر قلب خاضع و خاشع نباشد، هزار بار هم اين ذكر تسبيح را در ركوع بگويد فايده‌اي ندارد.

    يكي ديگر از آداب ركوع، در کلام مرحوم سيّد ابن طاووس اين است: «أَنْ لا يَسْتَعْجَلَ بِرَفْعِ رَأسِه قَبْلَ استيفاءِ اَقْسامِ ذُلِّ العُبوديّهِ لِمُولاهُ» عجله نکند و قبل از انجام تمام اقسام ذلت و فروتني، سرش را بلند نكند، اين مطلب كجا و ركوع‌هاي ما كجا؟ كه اصلاً هيچ توجّهي به ذلّت، حقارت، ضعف، عجز، جهل، بيچارگي و نيستي خود نداريم و لذا هنوز به ركوع نرفته سر برمي‌داريم.

    از آداب ركوع اين است كه انسان عجله نكند. لذا امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «كَانَ عَلِيٌّ(عليه السلام) يَرْكَعُ‏ فَيَسِيلُ‏ عَرَقُهُ‏ حَتَّى‏ يَطَأَ فِي عَرَقِهِ مِنْ طُولِ قِيَامِه» آنقدر ركوع امير المؤمنين طولاني مي‌شد كه عرق از وجود مباركش سرازير گشته و بر زميني كه روي آن ايستاده بود می‌ریخت، و این مطلب افسانه نيست! اينها واقعيّتي است كه در عبادت بزرگان، ائمه و انبياء ما بوده و متأسفانه ما از آنها محروميم.

    از ديگر آداب ركوع اينست كه «إَذٰا رَفَعَ رَأسَه فَلْيَكُنْ رَفْعَ رَأسِه لِوَقارٍ وَ سَكينةٍ فَإِنَّ مُولاهُ يَراهُ» وقتي مي‌خواهد سرش را از ركوع بردارد با عجله بلند نکند بلكه با وقار و آرامش و طمأنينه سر بردارد. چرا؟ چون خدا او را مي‌بيند و سپس بايستد بگويد «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه» بنابراين يكي از نكات مهمي كه نمازگزاران

  • ۴۵۴

    عزيز بايد در آن بسيار دقت كنند اينست كه با چه حالي به ركوع بروند و با چه حالي از ركوع سر بردارند، اگر واقعاً اين حالاتي كه در روايات ذکر شده و بزرگان هم فرموده‌اند، رعايت شود آن وقت مزة نماز را مي‌چشد و خداوند لذت نماز و شيريني و حلاوت عبادت را در وجود او قرار مي‌دهد. اين خم شدن و ايستادن آن چنان روح او را اوج داده و عروج مي‌دهد که نمي‌خواهد لحظه‌اي از آن جدا بشود.

    خداوند همة ما را اهل ركوع واقعي قرار بدهد، انشاء الله.

  • ۴۵۵

    151ـ آثار طول رکوع و ذکر آن

    حالت‌هاي موجود در نماز (قيام، ركوع، سجود، جلوس) تماماً بر اساس دستور خداي تبارك و تعالي است. در روايت معراج پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) مي‌فرمايد: «أَمَرَنِي‏ جَبْرَئِيلُ‏ أَنْ‏ أَقْرَأَ الْقُرْآنَ قَائِماً» جبرئيل از طرف خدا به من امر كرد كه در حال ايستاده قرآن بخوانم.

    «وَأَنْ أَحْمَدَهُ رَاكِعاً وَ أَنْ أُسَبِّحَهُ سَاجِدا»؛(1) در ركوع حمد او را نمايم و در حال سجده تسبيح‌گوي او باشم.

    مناسب است به اين مطلب اشاره كنيم كه علماي عرفان بيان مي‌كنند خداي تبارك و تعالي انسان را يك كون و وجود جامع خلق کرده است، يعني جميع حالاتي كه در ساير موجودات عبادت كننده امكان دارد در انسان هم قرار داده.

    در جمع ملائكه گروهي هميشه ايستاده در حال عبادت هستند، گروهي ديگر دائماً در حال ركوع و گروهي هم دائماً در حال سجودند اما خداي تعالي بر اساس عنايتي كه به انسان داشته در نماز هر سه حالت قيام، رکوع و سجود را قرار داده است تا هر انسان در عبادت خود هم قيام کند، هم رکوع نمايد و هم


    1. بحار، چاپ بيروت، ج 90 ص 3013، باب آداب دعا و ذکر ـ مستدرک الوسايل ج 4 ص 427.

  • ۴۵۶

    سجده رود. يكي از نكاتي كه بايد به آن دقت كنيم طول ركوع و سجده است.

    مرحوم کليني در كافي شريف(1) اين روايت را دارد «عَلَيْكُمْ‏ بِطُولِ‏ الرُّكُوعِ‏ وَ السُّجُودِ فَإِنَ‏ أَحَدَكُمْ‏ إِذَا أَطَالَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ هَتَفَ إِبْلِيسُ مِنْ خَلْفِهِ وَ قَالَ يَا وَيْلَهُ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْت‏» اگر انسان بخواهد شيطان را از خود مأيوس و او را عاجز سازد، ركوعش را طولاني كند، نمازگزاري که ركوعش را طولاني كند، شيطان از پشت سرش فرياد مي‌زند كه واي بر من، اين فرد از خدا اطاعت كرد و مرا از خود مأيوس نمود، اين فرد اطاعت از خدا مي‌کند و من معصيت اورا كردم، اين فرد سجده مي‌کند و من از آن ابا كردم.

    در روايت ديگر اسحاق بن عمّار از امام صادق(عليه السلام) نقل مي‌كند «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ(عليه السلام) يَعِظُ أَهْلَهُ‏ وَ نِسَاءَهُ وَ هُوَ يَقُولُ لَهُنَّ» شنيدم امام صادق خانواده‌ خود را موعظه ‌فرمودند «لَا تَقُلْنَ فِي رُكُوعِكُنَّ وَ سُجُودِكُنَّ أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثِ تَسْبِيحَاتٍ» فرمود كمتر از سه ذکر تسبيح در ركوع و سجده‌تان نگوئيد، يعني ركوع‌ و سجده شما حداقل اين مقدار طول بکشد.

    «فَإِنَّكُنَّ إِنْ فَعَلْتُنَّ لَمْ يَكُنْ أَحْسَنَ عَمَلًا مِنْكُن‏»(2) اگر چنين کرديد بدانيد عملي نيکوتر از آن نيست! ما بايد در نماز خود يك مقدار مقيّد باشيم، چرا ركوع‌ و سجود را مختصر مي‌كنيم، بعضي به مقدار اقلّ ذکر اکتفاء مي‌کنند در حالي که با طولاني كردن ركوع انسان مي‌تواند به مقامات معنوي دست يابد.

    يكي از ذکرهاي مستحب در رکوع و سجود ذكر صلوات بر محمّد و آل محمّد است. امام باقر(عليه السلام) فرمود: «مَنْ‏ قَالَ‏ فِي‏ رُكُوعِهِ‏ وَ سُجُودِهِ‏ وَ قِيَامِهِ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَتَبَ اللهُ لَهُ بِمِثْلِ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ وَ الْقِيَام‏»(3) همان آثار و ثوابي كه بر ركوع، سجود و قيام مترتب است خداوند به گوينده اين ذكر مي‌دهد.


    1. کافي، چاپ دار الکتب الأسلاميه:‌ج 2، ص 77 باب الورع.
    2. بحار الأنوار چاپ بيروت، ج 82، ص 120.
    3. کافي چاپ اسلاميه، ج 3، ص 324.

  • ۴۵۷

    بايد به ركوع اهميّت بدهيم، قرآن كريم وقتي مي‌خواهد سفارش به نماز کند گاهي اوقات از آن به صلوة ياد مي‌کند مثل «أَقِيمُوا الصّلاة» و در بعضي از موارد به رکوع و سجود. مثل «يَا أَيُّهَا الّذين آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا»(1) يا «وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ»،(2) اين امر اهميّت ركوع و سجده را براي ما روشن مي‌كند.

    اميدواريم كه خداوند همة ما را بهره‌مند از اسرار ركوع و حقيقت ركوع بفرمايد.


    1. سوره حج: آيه 75.
    2. سوره بقره: آيه 43.

  • ۴۵۸

    152ـ معناي رکوع در کلام اميرالمؤمنين(ع)

    در مورد ذكر ركوع از اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل شده كه مردي از ايشان سؤال كرد «مَا مَعْنَى‏ الرُّكُوعِ»(1) معناي ركوع چيست؟ از جواب حضرت مشخص مي‌شود که مقصود اين شخص معناي لغويِ ركوع نبوده بلكه در صدد فهم حقيقت و اسرار ركوع بوده است. چون حضرت مي‌فرمايند: «فَقَالَ مَعْنَاهُ آمَنْتُ بِكَ وَلَوْ ضَرَبْتَ عُنُقِي» معنايش اين است كه خدايا من به تو ايمان آوردم ولو گردنم با شمشير زده شود! يعني ركوع نمايانگر اوج ايمان فرد نسبت به خداي تبارك و تعالي است، انسان با اين عمل و به اين شكل و خصوصيت مي‌خواهد اعلام كند كه خدايا اگر دشمنانت بخواهند گردنم را بزنند تا مرا از ايمان به تو بازدارند و منصرف كنند، هرگز چنين كاري نخواهم كرد.

    حضرت در ادامه فرمود «وَمَعْنَى قَوْلِهِ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ فَسُبْحَانَ اللهِ أَنَفَةٌ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ» معناي ذکر رکوع اينست كه خدا دور و منزه از هر عيب و عار و ننگ و نقصان است، اصلاً هيچ عيب و نقصي در حريم او راه نداشته و تصور نمي‌شود «وَ رَبِّي خَالِقِي» رب من خالق من است.


    1. مستدرک الوسايل: ج 4، ص 442 باب نوادر.

  • ۴۵۹

    «وَ الْعَظِيمُ هُوَ الْعَظِيمُ فِي نَفْسِهِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ بِالصِّغَرِ وَ عَظِيمٌ فِي مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ» وقتي خدا را به عظمت ياد مي‌كنيم يعني آن موجودي كه هم در ذاتش عظيم است و هم در سلطنت و حکمراني‌اش بر هستي عظيم است، آن موجودي كه هيچ صغارت و كوچكي در وجود او راه ندارد، اصلاً موجودي است كه عظمت در همه ابعاد وجهات مال اوست.

    «وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ» خدا بزرگتر از آن است كه امثال ما بندگان و ديگر مخلوقات عالم بتوانند او را توصيف كنند، هيچ موجودي در عالم قدرت توصيف خداي تبارك و تعالي را ندارد و آنچه كه به عنوان توصيف بيان مي‌كنيم فقط اشاره‌اي به گوشه‌اي از آن صفات واقعيّة خداي تبارك و تعالي است و إلاّ كسي نمي‌تواند صفات واقعي او را درك كند.

    حال اگر نمازگزار هنگام بيان ذكر «سبحان ربّي العظيم و بحمده» همان طور كه امير المؤمنين(عليه السلام) فرموده با دقت در كلمة سبحان، در قلب خود توجّه كند در مقابل موجودي ركوع كرده، كه هيچ نقص و عيبي ندارد، هيچ احتياجي به ركوع و عبادت ما ندارد، بلکه ما به او احتياج داريم، ما با ركوع يك گام به سوي تقرّب او برمي‌داريم و حجاب‌ها را كنار مي‌زنيم، با بيان كلمة ربّي توجّه پيدا كند ربّ ما همان خالق ماست که ما را خلق کرده و تا نهايت نيز مربي و پروردگار ما خواهد بود.

    وقتي به كلمة عظيم مي‌رسد توجّه كند به عظمت ذات خدا، عظمت مُلك و سلطنت خدا و اينكه او بزرگتر از آن است که توصيف شود. اگر چنين توجّه کند در اين صورت ذکر رکوع روح و حال و لذت وصف ناپذيري به او خواهد داد.

    سپس حضرت فرمودند: «قَوْلُهُ سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ فَهُوَ أَعْظَمُ الْكَلِمَاتِ» وقتي از ركوع برمي‌خيزد و عرض مي‌كند « سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ فَلَهَا وَجْهَانِ فَوَجْهٌ مِنْهُ مَعْنَاهُ سَمِعَه» اين ذکر اعظم كلمات است که دو معنا دارد. يك معنا اين است كه خدا تسبيح او را مي‌شنود «وَالْوَجْهُ الثَّانِي يَدْعُوا لِمَنْ حَمِدَ الله فَيَقُولُ اللهُمَّ اسْمَعْ لِمَنْ حَمِدَك‏»،

  • ۴۶۰

    معناي دومش اين است كه دعا و درخواست مي‌كند كه خدايا بشنو کلام كسي كه تو را حمد و ستايش مي‌کند.

    اميدواريم كه خداي تبارك و تعالي همة ما را موفق به درک حقيقت ركوع بفرمايد و حقيقت و اسرار نماز را در قلوب ما قرار بدهد.

۲۱۸,۷۴۷ بازدید