pic
pic
  • ۴۴۱

    «شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إلاّ هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُوْلُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ»(1) اين قائم به قسط در اينجا هم مربوط به خداي تبارك و تعالي است و هم مربوط به ملائكه و هم مربوط به اولوالعلم است. نمازگزار با قيام در برابر خدا مي‌خواهد به اين مرتبة بسيار بزرگ كه مختص اولوالعلم و ملائكة الهي برسد.

    امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه در وصف اولياي خدا مي‌فرمايد «بِهِمْ‏ قَامَ‏ الْكِتَابُ‏ وَ بِهِ‏ قَامُوا»(2) كتاب به وسيله اولياي خدا قائم و پابرجاست و اولياء خدا هم با اين كتاب ايستاده‌اند. قيام قرآن يعني چه؟ اينكه مي‌گوئيم قرآن قائم به اولياي خداست، به اين معناست كه قرآن ظهور عملي در قلوب و اذهان، اعضا و جوارح انسان دارد و قيام آنها به قرآن معنايش علم و عمل آنها به قرآن است و اينكه به مردم كتاب خدا و اموري كه آنها را از جهنم دور و به بهشت نزديك كند، ياد مي‌‌دهند و احکام آن را در ميان مردم پياده مي‌نمايند.

    بنابراين بايد به همة اين جهات توجّه كنيم؛ كسي كه در نماز ايستاده توجّه كند كه مي‌خواهد براي هميشه قيام بالله كند، قائم به قسط شود و به اين مرتبه بالا و والا برسد که قرآن قائم به او و او قائم به قرآن گردد. هنگامي که نمازگزار توجّه پيدا کند ايستادن در نماز چنين تأويلاتي را به تعبير بزرگان دارد ديگر به عنوان يك امر تشريفاتي و ظاهري به آن فکر نمي‌کند كه خداوند فرموده باشد حالا بايست حمد و سوره را بخوان و اين ايستادن هم فقط يك امر تعبّدي باشد و هيچ حقيقت و سرّي در آن وجود نداشته باشد!!

    به همين جهت و به خاطر اهميت موضوع قيام است که نسبت به افراد سالم که توانايي ايستادن را دارند در روايات ذکر شده چنانچه نماز خود را ايستاده به جا نياورند نمازشان باطل است «و مَنْ لَمْ يُقِمْ صُلْبَهُ فِي الصَّلَاةِ فَلَا صَلَاةَ لَه»(3).


    1. سوره آل عمران:‌ آيه 18.
    2. بهم علم الکتاب و به علموا و بهم قام الکتاب و به قاموا...، نهج البلاغه:‌صبحي صالح، ص 552.
    3. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 320.

  • ۴۴۲

    فصل هفتم: آداب و اسرار رکوع

  • ۴۴۴

    146ـ آداب و اسرار رکوع

    در مسئلة ركوع چند مطلب وجود دارد:

    1) تكبير قبل از ركوع؛

    2) حالت ركوع؛

    3) ذکر و تسبيح در ركوع؛

    4) اينكه چرا در حال ركوع انسان نمي‌تواند به سجده برود، بلكه بايد مجدداً بايستد و بعد از آن به سجده برود و إلاّ نمازش باطل مي‌شود.

    بايد در بحث رکوع اين چهار مطلب را تا حدّي كه در توان و فهم‌ ما مي‌گنجد روشن كنيم.

    در مورد تکبير قبل از ركوع اين بحث مطرح است كه آيا آن تكبير مربوط به حال قيام و از متعلقات آن است يا مربوط به ركوع است؟ يعني نمازگزار با ذکر اين تكبير بعد از قرائت حمد و سوره اعلام مي‌كند كه آنچه راجع به حمد و عظمت و بزرگي و اوصاف خدا گفت، خدا بزرگتر از آنهاست و ما قادر بر توصيف او نبوده و عاجز از فهم عظمت او هستيم؟

    احتمال دوم اين است كه اين تكبير ارتباط به قرائت ندارد، بلکه از متعلّقات

  • ۴۴۵

    ورود به ركوع و آماده شدن براي آن است، امام خميني رضوان الله تعالي عليه در كتاب آداب الصّلاة(1) همين نظريه را اختيار مي‌كنند و مي‌فرمايند ظاهر آنست كه اين تكبير از متعلّقات ركوع و اعلان آمادگي نمازگزار براي ورود به منزل ركوع است. منزل ركوع بسيار مهم‌تر از منزل قيام است، لذا بايد قبل از ورود به آن تكبير گفته شود. ادب ورود به اين منزل آن است كه انسان از يک طرف مقام عظمت و بزرگي خداي تبارك و تعالي را، مقام ربوبيّت، مالكيت، خالقيت او را در نظر بگيرد و از طرف ديگر به ضعف و ذلت و بيچارگي خود نگاه كند و آن را مورد توجّه قرار بدهد و با ذکر الله اكبر خدا را منزّه از هر توصيف نمايد و اعتراف كند به اينكه خدا قابل توصيف نيست. بعد از آن وارد ركوع بشود.

    مؤید این نظریه امام خمینی; روایتی است که مرحوم کلینی در کافی شریف(2) در باب رکوع آورده است: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَرْكَعَ‏ فَقُلْ‏ وَأَنْتَ مُنْتَصِبٌ اللهُ أَكْبَر». هنگامی که می‌خواهی به رکوع بروی در حالی که ایستاده‌ای بگو الله اکبر. معلوم می‌شود که این ذکر الله اکبر مربوط به ورود به رکوع است.


    1. آداب نماز: ص 348.
    2. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 319.

  • ۴۴۶

    147ـ آثار رکوع مزين شدن به نور بهاء، زير چتر کبريايی خداوند رفتن، پوشيدن لباس خاصان

    در مورد ركوع روايت بسيار خوبي در كتاب مصباح الشريعة(1) از امام صادق(عليه السلام) وارد شده كه در اين روايت به آثار، آداب و اسرار ركوع اشاره شده است. مي‌فرمايد: «لَا يَرْكَعُ‏ عَبْدٌ لِلَّهِ‏ رُكُوعاً عَلَى‏ الْحَقِيقَةِ إِلَّا زَيَّنَهُ اللهُ تَعَالَی بِنُورِ بَهَائِهِ وَ أَظَلَّهُ فِي ظِلَالِ كِبْرِيَائِهِ وَ كَسَاهُ كِسْوَةَ أَصْفِيَائِه» اگر بنده در نماز و معراج خود رکوع حقيقي را انجام بدهد، خداوند او را به سه نور و خصوصيت مزيّن مي‌كند؛ نخست آنکه او را به نور بهاء خود مزّين مي‌کند. يکي از خواسته‌هاي مؤمنين از خداي تبارك و تعالي در سحرها خصوصاً سحرهاي ماه رمضان، بهاء اوست «اَللّهُمَ إِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبهاهٰا وَ كُلُّ بَهٰائِكَ بَهيّ» اين بهاء همان نوري است كه از ذات خداي تبارك و تعالي ساطع مي‌شود. اگر نمازگزار ركوع واقعي انجام دهد خداوند او را مزيّن به نور جمال و نور بهاء خود مي‌كند. در اين مطلب كه نور بهاء چيست، نكات بسيار فراواني دارد اجمالش همين است كه نوري از ذات


    1. مصباح الشريعه، مصطفوي: ص 61.

  • ۴۴۷

    خداي تبارك و تعالي است که وجود انسان را نوراني و ارزشمند مي‌کند. عرفا و بزرگان يكي از مقامات بسيار بالايي كه از خدا طلب مي‌کنند همين مقام نور بهاء است.

    و كسي كه به اين مقام برسد چنين تعبير مي‌کنند كه به مقام اسماء رسيده است. مقام اسماء همان ‌«عَلَّمَ‏ آدَمَ‏ الْأَسْماءَ كُلَّها» است يعني كسي كه مزيّن به نور الهي ‌شود به چنين مقامي دست پيدا مي‌كند، نور الهي مثل نورهاي ظاهري نيست كه شعاع آن فقط ظاهر انسان را فرا ‌گيرد، نه! نور الهي انسان را از ظلمت‌هاي جهل و ناداني و پستي و ذلت خارج و او را موفق به رسيدن و درک مقام اسماء الهي مي‌کند، بزرگان علم کلام گفته‌اند همه صفات ثبوتيه الهيه، عنوان جمال را دارد، در ميان اين صفات ثبوتيه که همگي عنوان جمال را دارند بعضي‌ به عنوان بهاء هستند، مرتبة بهاء مرتبه‌‌اي دقيق‌ و عظيم‌ از مرتبة جمال الهي است.

    بنابراين اولين اثر براي ركوع حقيقي اينست كه خدا رکوع کننده را مزيّن به نور بهاء خود مي‌كند.

    دومين اثر را مي‌فرمايد: «وَ أَظَلَّهُ‏ فِي‏ ظِلَالِ‏ كِبْرِيَائِه» او را زير چتر كبرياي خود قرار مي‌دهد، اهل معرفت فرموده‌اند كه اين سايه و ظلّ كبرياء اسماء قهريّة الهيّه است و اگر کسي به اين مرتبه برسد و در اين مقام جاي گيرد معنايش اين است كه خوديت خود را فراموش کرده، اين افنا، فاني شدن عقل از خويشتن خويش است، وقتي انسان در ظلّ كبرياي الهي قرار بگيرد بزرگي و كبريایی را بر هيچ موجودي حتي براي خودش قائل نمی‌شود و همة بزرگي و كبريايي را براي خدا قائل است، هر مدح و وصف و عظمتي، هر جلال و جبروتي، همه چيز را متعلق به خداي تبارك و تعالي مي‌داند.

  • ۴۴۸

    148ـ رکوع ادب و سجده قرب به پروردگار است

    >امام صادق(ع): «في الرکوع اِدبٌ وفيِ السّجود قُربٌ»

    با وجود آثار بزرگي که رکوع دارد، آيا انصاف است كه برخي از افراد به سرعت آنرا انجام داده و هنوز خم نشده بلافاصله مي‌ايستند! اين چه ركوعي است كه انجام مي‌دهند؟ روشن است كه اين افراد لذتي از ركوع خود نمي‌برند، معلوم مي‌شود كه چنین فردی اين نماز و ركوع را تکلّف بر خود مي‌بيند، در حالي که اگر بداند چه اسراري در ركوع وجود دارد هرگز حاضر نيست سر از ركوع بردارد.

    در مورد ربيع بن خثيم كه يكي از هشت زاهد بزرگ (زهاد ثمانيه‌) است، نقل مي‌کنند كه شب را تا طلوع فجر بيدار مي‌ماند و تماماً در حال ركوع بود، چون از ركوعش لذت مي‌برد! چرا ما از رکوع‌هاي کوتاهي که يك دقيقه كه نه! از ده يا بيست ثانيه‌ هم تجاوز نمي‌كند خسته مي‌شويم، آنها چه كرده و چه ديده بودند كه اگر شب تا صبح در حال ركوع بودند، خسته كه نمي‌شدند هيچ! وقتي صبح مي‌شد سرشان را بلند ‌كرده و با اظهار تإسف مي‌گفتند «آهِ سَبَقَ‏ الْمُخْلِصُونَ‏ وَ قُطِعَ‏ بِنَا»(1) آنها كه مخلًصند سبقت گرفتند و ما ناكام مانديم و چيزي نصيب‌ ما نشد،


    1. مصباح الشريعه، مصطفوي: ص 62.

  • ۴۴۹

    پس بيائيم به ركوع‌ خود اهميت بدهيم. امام صادق(عليه السلام) فرمود: كسي كه ركوع واقعي را انجام بدهد، نخست خدا او را به نور بهاء كه مهم‌تر از جمال است مزيّن مي‌كند. يك نورانيت و زيبايي بر همة اندام او حاكم مي‌شود، نه زيبايي ظاهر بلكه زيبايي وجود، كه مشحون از علم و حيات و درك و همه چيز است. و دوم آنکه او را در ساية كبريايي خود قرار مي‌دهد.

    سومین اثر آن است که «كَسَاهُ‏ كِسْوَةَ أَصْفِيَائِهِ»، لباس برگزيدگان خود را به او مي‌پوشاند، يعني او را جزء برگزيدگان خود قرار مي‌دهد. برگزيدگان خدا كساني هستند كه خدا آنقدر به آنها عنايت دارد كه دست آنها دست خداست، چشم‌ آنها چشم خداست، گوش‌ آنها گوش خداست و همة وجودشان وجود الهي و خدايي مي‌شده. سايه و رشحه‌اي از عنايات حق تبارك و تعالي مي‌شود.

    در ادامه امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «وَ الرُّكُوعُ أَوَّلٌ وَ السُّجُودُ ثَانٍ فَمَنْ أَتَى بِمَعْنَى الْأَوَّلِ صَلَحَ لِلثَّانِي» ركوع اول قرار دارد و سجده دوم. كسي كه اول را درست انجام بدهد آمادگي براي منزل دوم پيدا مي‌كند.

    «وَ فِي الرُّكُوعِ أَدَبٌ وَ فِي السُّجُودِ قُرْبٌ» در ركوع ادب عبادت صورت گرفته اما نهايت تقرّب در سجود واقع مي‌شود.

    «وَ مَنْ لَا يُحْسِنُ الْأَدَبَ لَا يَصْلُحُ لِلْقُرْبِ» كسي كه ادب را درست انجام ندهد صلاحيّت براي قرب ندارد،‌انسان اگر بخواهد به يك عالم بزرگواري تقرّب پيدا كند قبل از آن بايد ادب را رعايت كند! كسي كه ادب را به صورت نيكو رعايت نكند صلاحيت قرب ندارد، در نماز هم همينطور است، بايد اول ادب عبادت ، عبوديّت و بندگي و خضوع را رعايت كند، ركوع در مقابل حق تبارك و تعالي خشوع و خضوع است. بعد از مرحلة قيام انسان به اين منزل مي‌رسد كه بايد در مقابل خدا خضوع كند و بعد از آن صلاحيّت تقرّب واقعي پيدا مي‌كند. اميدوارم كه خداي تبارك و تعالي اسرار نماز را هر چه بيشتر در قلوب ما قرار بدهد، انشاء الله.

  • ۴۵۰

    149ـ رکوع؛ اظهار عجز و فروتني در برابر پروردگار

    امام صادق(عليه السلام) در ادامه روايت مي‌فرمايد: «فَارْكَعْ‏ رُكُوعَ‏ خَاضِعٍ‏ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِقَلْبِهِ» در حال ركوع بايد قلب انسان خضوع داشته باشد. مرحوم شهيد ثاني در كتاب التنبيهات العلية مي‌فرمايد(1) وقتي به ركوع رسيدي در قلب خود عظمت و بزرگي خدا را از يك طرف و ضعف و حقارت و ذلّت ما سوي الله و غير خدا را از طرف ديگر تصوير و باور كن. اگر قلب انسان خاضع نباشد اين ركوع، ركوع درست و حقيقي‌ نيست!

    «مُتَذَلِّلٍ وَجِلٍ تَحْتَ سُلْطَانِهِ خَافِضٍ لِلَّهِ بِجَوَارِحِهِ خَفْضَ خَائِفٍ حَزِينٍ عَلَى مَا يَفُوتُهُ مِنْ فَوَائِدِ الرَّاكِعِينَ»(2) امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد رکوع کسي را به جاي آور که دلش براي خدا خاضع است و تحت سلطة خدا ذليل و بيمناك است و از ترس و اندوه اينکه مبادا از نصيبي كه خداوند براي ركوع‌كنندگان قرار داده است بي‌بهره بماند، سر و اعضاء بدن خود را فرو مي‌آورد. نگران است مبادا هنگام ركوع كه بهترين لحظه‌ براي كسب مقام‌هاي معنوي و مزیّن شدن به نور بهاء خدا است،


    1. التنبيهات العليه: ص 123.
    2. مصباح الشريعه: ص 61.

۲۱۸,۷۴۴ بازدید