-
۴۰۱
129ـ آداب تلاوت قلب خاشع، جسم فارغ، مکان خلوت
در كتاب مصباح الشريعه از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده كه حضرت فرمودند «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلَّهِ وَلَمْ يَرِقَّ قَلْبُهُ وَلا يَكْتَسِي حُزْناً وَوَجَلًا فِي سِرِّهِ فَقَدِ اسْتَهَانَ بِعَظِيمِ شَأْنِ اللهِ تَعَالَى وَخَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً» حضرت فرمود كسي كه قرآن را بخواند و نسبت به كلام الهي خضوع نداشته باشد و رقّت قلب پيدا نكند، يعني وقتي آيات مربوط به عذاب را، آيات مربوط به عظمت و قدرت الهي را، آيات مربوط به صفات و اسماء خدا را ميخواند، قلب او تأثّري نسبت به آن پيدا نكند و هيچ اثري در قلبش ايجاد نشود، قبل و بعد از خواندن آيه هيچ تفاوتي براي او نداشته باشد، اندوه و شادي در قلب او ايجاد نشود، چنين فردي شأن عظيم خداي تبارك و تعالي را كوچك و خوار نموده است و اين يك خسارت بسيار بزرگ براي اوست كه قرآن را قرائت كند اما در قلب او حزن و تأثر و خوفي از عظمت خداي تبارك و تعالي ايجاد نشود.
«فَقَارِئُ الْقُرْآنِ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ بَدَنٍ فَارِغٍ وَ مَوْضِعٍ خَالٍ» هنگام قرائت قاري قرآن سه چيز نياز دارد: اول قلب خاشع، قلب اگر خاشع گردد، شيطان
-
۴۰۲
از آن دور ميشود، اينكه خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد: «فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلْبُهُ فَرَّ مِنْهُ الشَّيْطَانُ الرَّجِيم»(1) اين استعاذه و پناه بردن به خدا از شر وسوسههاي شيطان براي اينست كه خدا شيطان را از قلب انسان دور كند، قلبي كه در مقابل خدا خضوع و خشوع پيدا كند، آماده دريافت نور الهي ميگردد. بدين معنا كه مانع بزرگ تجلي نور حق كه شيطان است، از قلب انسان خارج ميشود.
از وجود مبارك پيامبر اكرم(عليه السلام) اين روايت نقل شده كه «لَولاٰ أنَّ الشَّياطينَ يَحومُونَ عَلیٰ قُلوبِ بَنى آدمَ لَنَظَرُوا إِلیَ المَلَكوت»(2) اگر شياطين در اطراف قلب بني آدم طواف و حركت نكنند و حضور نداشته باشند، ميتوانند به باطن و ملکوت نظر كنند، آنچه كه مانع نظر انسان به ملكوت است، گرفتار بودن قلب او دربند شياطين است، شياطين دائماً در اطراف قلب انسان طواف ميكنند و مانع از اين ميشوند كه انوار الهي بر قلب او بتابد. پس اگر قلبي خاضع شد شيطان از او دور ميشود.
دوم؛ بدنِ فارغ است، بايد يك جسمِ فارغ داشته باشد که مشغول به امور ديگر نباشد.
و سوم؛ و موضعٍ خال، محتاج مكان خلوتي است که خود را از شلوغيها، تكثرها، از مجالسي كه مشغول به دنيا و لهو و لعب هستند دور كند تا روحش با خداي تبارك و تعالي انس بگيرد، قاري قرآن هنگام قرائت احتياج شديد به انس و خلوت با خدا دارد تا حلاوت و شيريني خطاب الهي را بچشد و لطف خدا را احساس، و عنايت حق تبارك و تعالي را درك كند. به تعبير برخي از بزرگان اگر به قاري قرآن چنين حالي دست بدهد، هرگز حاضر نيست اين حالت را ترك و مشغول كار ديگري بشود. اينکه از قرائت قرآن خسته ميشويم معنايش اين است كه شرايط قرائت در ما وجود ندارد، فقط زبان ما مشغول خواندن قرآن است اما قلب ما نسبت به آيات قرآن حضور و خشوع ندارد و إلاّ قلب خاشع ، هيچ گاه از قرائت قرآن خسته نميشود.
1. سوره نحل: آيه 98.
2. محجة البيضاء: ج 2، ص 241. -
۴۰۳
130ـ متفاوت بودن قرآن با ساير کتب
وجود مبارك امام صادق(عليه السلام) در ادامه روايت ميفرمايند: «فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتَابَ رَبِّكَ وَ مَنْشُورَ وَلَايَتِكَ» تأمل كن چگونه كتاب پروردگارت را قرائت ميكني؟ خواندن قرآن نبايد مثل خواندن ساير كتب باشد! در ساير كتب کسي به عظمت و قدرت مؤلف و صاحب کتاب توجهي ندارد برخلاف قرآن که بايد بدانيم كلام بزرگي است كه از ناحيه پروردگار با عظمت و آگاه به تمام رموز هستي نازل شده و منشور ولايت حق تبارك و تعالي است. انسان مؤمن براي زندگي سعادتمند خود هيچ منشوري غير از كتاب خداي تبارك و تعالي ندارد، منشور واقعيِ سعادت انسان در همين قرآن كريم است، ما با قرائت قرآن منشور واقعي سعادت و هدايت را مطالعه و تدبّر ميكنيم.
«وَ كَيْفَ تُجِيبُ أَوَامِرَهُ وَ تَجْتَنِبُ نَوَاهِيَهُ» قاري قرآن در برابر آيات مشتمل بر دستورات و امر و نهيهاي الهي خود را بسنجد که چند درصد از اين اوامر را در زندگي خود اجرا و چه مقدار از نواهي را امتثال كرده است.
«وَ كَيْفَ تَتَمَثَّلُ حُدُودَهُ» چگونه حدود الهي را رعايت كرده؟
-
۴۰۴
« فَإِنَّهُ كِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ فَرَتِّلْهُ تَرْتِيلًا وَ قِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِه»(1) قرآن کتاب بزرگي است که باطل در آن راه ندارد و از جانب پروردگار حکيم نازل شده است. پس آنرا با توجّه و آرامش بخوان و در برابر وعده و وعيدهايش درنگ کن.
وعدههاي قرآن اختصاص به بهشت و جهان آخرت ندارد، بلکه نسبت به همين عالم هم وعدهها داده است، «وَعَدَ اللهُ الّذين آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ»(2) يکي از آن وعدهها خلافت بر زمين است براي افراد با ايمان که عمل صالح انجام ميدهند، وقتي اين آيه را ميخوانيم ببينيم آيا صلاحيّت داريم در زُمرة مصاديق اين وعده الهي باشيم يا نه؟ همينطور در مورد آياتي كه مربوط به عذاب الهي است، متذكّر شويم و به خود خطاب كنيم مبادا عمل ما، ما را مستحقّ آتش جهنم قرار داده باشد!
«وَفَكَّرْ فِي أَمْثَالِهِ وَمَوَاعِظِهِ وَاحْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِكَ حُرُوفَهُ فِي إِضَاعَةِ حُدُودِه»(3) امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد: وقتي به امثال و مواعظ قرآن ميرسي در آنها فكر كن، بيان اين قصص نه براي اينست كه قرآن قصهگويي کرده و حادثهاي را براي ما نقل كند، بلکه براي عبرت گرفتن ماست. انسان تا در حالات و سرگذشت گذشتگان فكر نكند و نينديشد كه چرا آنها گرفتار اين عقوبت و عذاب الهي شدند؟ خواندن آيات عبرتي براي او حاصل نميکند و در آخر حضرت ميفرمايد مبادا به فكر اين باشي كه حروف قرآن را صحيح قرائت كني، تجويد قرآن را درست انجام بدهي اما خداي ناكرده حدود و حقايق قرآن را ضايع نمايي!
متأسفانه در زمان ما برخي اين چنين هستند كه همّ و غمّشان فقط تجويد قرآن و اقامة حروف قرآن است، خصوصاً در نماز. گاهي براي اينكه تجويد لفظي را رعايت نمايد، آن کلمه را تکرار ميکند تا حدي که مورد استهزاء ديگران قرار
1. سوره فصلت: آيه 42.
2. سوره نور: آيه 55.
3. مصباح الشريعة: 96، التنبيهات العليه: ص 122. -
۴۰۵
ميگيرد و همين جا اين كلام را از بعض بزرگان مثل مرحوم فيض كاشاني نقل ميکنيم که بيشترين خندة شيطان هنگامي است كه ببيند كسي نماز خود را اين چنين ميخواند. ميخواهد «ولا الضّالّين» را درست اداء كند لذا آن را چند مرتبه تكرار ميكند به طوري كه مورد استهزاء ديگران قرار ميگيرد و امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد مبادا در اثر توجّه بيش از حد به اقامة حروف گرفتارِ تضييع حدود و دوري از معانيِ قرآن شويد.
خداوند انشاء الله حقايق قرآن را در قلب ما قرار بدهد و ما را موفق به اقامة حدود قرآن بفرمايد، انشاء الله.
-
۴۰۶
131ـ آداب قرائت: تعظيم ـ تفکر
برحسب روايتي که مصباح الشريعه از امام صادق(عليه السلام) نقل ميكند، قرائت قرآن مراتبي دارد كه قاري قرآن بايد به اين مراتب توجّه كند. مرتبة اول مرتبة تعظيم است، مرتبة دوم تدبّر، سوم: تخلّي، چهارم: تفهّم و تخصيص، پنجم: تأثّر و ترقي است.
مرحوم ميرزاجواد ملكي تبريزي رضوان الله تعالي عليه در كتاب اسرار الصّلاة اين مراتب را با يك قلم بسيار شيوا بيان ميکند كه حاكي از معنويّت و مرتبت بسيار بالاي اين مرد بزرگ در مسائل عرفاني و اخلاقي است. مرتبة اول که مسئلة تعظيم باشد قبلاً توضيح داده شد. قاري بايد توجّه به عظمت كلام و متكّلم داشته باشد، هم كلام خيلي عظيم است و هم متكلّم و اين توجّه براي انسان خضوع ميآورد.
اما مرتبة دوم كه تفكّر و تدبّر در آيات قرآن است؛ خود قرآن نسبت به اينكه چرا افراد تدبّر در قرآن نميكنند اعتراض کرده «أَفَلا يَِتَدَبَّرونَ الْقُرْآنَِ» در آيات متعدد تدبر در آيات را گوشزد نموده است.
مرحوم ميرزا جواد ملکي در کتاب اسرار الصّلاة ميفرمايند:
-
۴۰۷
«إِذٰا قَرأتَ فِي سُورَةِ الواقِعَةِ أَفَرَأَيْتُمْ الْمَاءَ الّذي تَشْرَبُونَ أَءَنْتُمْ اَنْزَلْتُموهُ مِن المُزنِ أَمْ نَحْنُ المُنْزِلوُن»(1) خدا در اين آيه که ميفرمايد آيا به اين آبي كه مينوشيد دقت كردهايد؟ ميخواهد بفهماند که شما نبايد فکر خود را محدود كنيد به اينکه آب فقط وسيلهاي براي رفع عطش است، بلكه توجّه كن كه هر موجود زندهاي در اين عالم از نباتات، گياهان، حيوانات، همه از آب بوجود آمده و تولّد پيدا كردهاند. انسان بايد تفكّر كند كه اين قطرات آب چگونه در چرخه طبيعت تبديل به غذا ميشود. دانهاي كه در دل خاك است، آن دانه سخت چطور تبديل به گياه ميشود و آن گياه چگونه غذاي حيوانات شده، و آن حيوان غذاي انسان ميشود و وقتي غذاي انسان شد گوشت و پوست و استخوان انسان، تماماً از آن تشكيل ميشود و نه تنها جسم انسان بلکه قوة فهم و ادراک او مثل قواي شنوايي و بينايي و ... و بقية قوا هم از آن به وجود ميآيد. در اين مرحله است که صلاحيّت ورود روح الهي و شعور و فكر و عقل در او بوجود ميآيد. تا آن مراحل گذشته تحقق نيابد صلاحيّت اين مرحله بوجود نميآيد.
«ثُمَّ تَفَكَّرْ فِي حَقيقَةِ الْعَقْلِ وَالْعَظَمَةِ، ثُمَّ تَفَكَّرْ فِي مَراتِبِ الْعُقوُلِ» در حقيقت عقل و عظمت آن فكر كن. ايشان ميفرمايد اگر كسي تدبّر در اين آيه كند «أَفَرَأَيْتُمْ الْمَاءَ الّذي تَشْرَبُونَ» و متوجه شود اين آبي كه مينوشد، فقط يک قطره آب در ظاهر و برطرف کننده عطش او نيست، بلکه در سير تکاملي خود مايه حيات ظاهري موجودات و حيات ظاهري و باطني انسان ميشود، آن وقت است که توجّه به مبدأ اين آب پيدا ميکند.
مثال دومي كه مطرح ميفرمايند آية شريفه «فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللهِ كَيْفَ يُحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(2) است. نگاه كن به آثار رحمت خدا كه چگونه زمين را بعد از مردنش، زنده ميكند؟ وقتي قاري قرآن به اين آيه ميرسد در صفت
1. سوره واقعه: آيه 69.
2. سوره عنکبوت: آيه 50. -
۴۰۸
رحمت خدا فكر كند، در قيّوميت خداي تبارك و تعالي نسبت به عالم فكر كند، وقتي اين آية «اللهُ لَا إِلَهَ إلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ»(1) را ميخواند، فكر كند قيوم يعني چه؟ قيّؤميت خداي تبارك و تعالي نسبت به جميع عالم چگونه است، برپايي سقفها به واسطه استواري و قيوميت ستونهاي آن است، به طوري که اگر ستون ساختمان يك لحظه اعوجاج پيدا كند و بلرزد آن سقف فرو ميريزد، اگر هستي تمام شعاعها به بركت قيوميت نور است، چنانچه آن نور خاموش شود همه شعاعها از بين ميرود، خداوند تبارك و تعالي نسبت به ماسواي خود قيّوميت دارد، اگر يك آن يا كمتر از آن عنايت خود را سلب كند ديگر چيزي باقي نميماند و همه چيز از بين ميرود، پس بايد در آيات الهي تفكّر كنيم.
يكي از مراتب مهم در آداب قرائت مسئلة تفكّر در آيات الهي است كه خداوند همة ما را موفق به اين تفكّر بفرمايد، انشاء الله.
1. سوره بقره: آيه 255.
-
۴۰۹
132ـ آداب قرائت: تخصيص
يكي ديگر از آداب قرائت قرآن تخصيص است، معناي تخصيص اين است كه كسي كه در حال خواندن قرآن است (قاري قرآن) خود را مخاطب و مقصود از خطابات قرآن بداند، گويا خدا فقط با او صحبت ميكند، اگر در آيهاي خطاب امر آمده خود را مأمور به آن بداند و اگر نهي ذکر شده بگويد كسي كه بايد اين نهي را امتثال كند من هستم، اگر در آيهاي وعدة بهشت يا وعيد به عذاب داده شده خود را مخاطب بداند. نبايد فقط آيات بهشت را که ميخوانيم بگوئيم اين مربوط به ماست، اما آنگاه که به آيات جهنم ميرسيم بگوئيم مقصود كفار و فساق و منافقين است. نه! نبايد اين چنين باشد.
اميرالمؤمنين در خطبه متّقين ميفرمايند: «وَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ» متقين آنها هستند که وقتي به آيهاي ميرسند که در آن به عذاب الهي خوف داده شده، گوشهاي قلبشان را باز کرده و شنواي آيه ميشوند و آن را به خوبي در گوش جان و دلشان قرار ميدهند. «وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِم» گويا آتش جهنم لالههاي گوش آنها را نوازش ميکند.
وقتي اين آية شريفة «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ»(1) را ميبيند كه روز قيامت خطاب ميآيد
1. سوره الحاقه: آيه 30.
-
۴۱۰
مجرمين را بگيريد و به غُل و زنجير بكشانيد و به سوي جهنم روانه كنيد، به خود خطاب كند مبادا من هم جزء اين گروه باشم! مبادا اعمالم طوري باشد كه در زمرة اين گروه قرار بگيرم، و از اين جهت، بايد خوف و اضطراب پيدا كند.
از بعضي بزرگان و اولياء خدا نقل شده که در هنگام قرائت اين آيات از شدّت بكاء و گريه حالت غش پيدا ميكردند چون خطاب خُذُوهُ فَغُلُّوهُ را تصوير ميكردند، گويا قيامت در نزدشان مجسّم بود و خود را در زمره اين گناهکاران ميديدند و از شدت خوف و ترس چنان گريههاي شديد ميكردند كه از حال ميرفتند! البته وقتي هم آيات رحمت را ميخواند که «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ الله يَغْفِرُ الذّنوب جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»(1) «از رحمت الهي مأيوس نشويد، خدا همة گناهان را ميبخشد» بايد خيلي خوشحال شود و بگويد انشاء الله من هم جزء كساني هستم كه خدا گناهانم را ميبخشد، و چنان باشد كه از شدّت شوق و خوشحالي ميخواهد بال درآورد و اين همان حال تأثر قلب است که از تخصيص آيات به خود به وجود ميآيد.
از ديگر حالاتي كه قاري قرآن بايد به آن توجّه داشته باشد ترقّي است؛ بدين معنا كه گويا كلام خدا را ميشنود، امام صادق(عليه السلام) فرمودند من طوري قرآن ميخوانم كه گويا آن را از گویندة آن ميشنوم.
1. سوره زمر: آيه 53.