-
۳۹۱
داشته باشد كه حجاب خودبيني را كنار بگذارد، دنبال اين باشد كه از حقايق آيات قرآن بيشتر استفاده كند.
از ديگر حجابهايي كه بين انسان و آيات قرآن واقع ميشود، افکار و آراي فاسدي است كه از گذشتگان به صورت تقليدي به ارث رسيده است. وجود آراء فاسد، افكار و مسلکهاي باطل، مانع استفاده صحيح انسان از قرآن كريم ميشود. براي اين مطلب نمونههاي فراواني را ميتوان ذكر كرد و امام خميني(ره) به يكي از اين نمونهها، در كتاب آداب الصّلاة(1) اشاره کرده و ميفرمايند ما در قرآن كريم، آيات متعددي مربوط به لقاء الله و معرفت خدا داريم. مثل «إِنَّ الّذين لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا»(2) يا «مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللهِ لَآتٍ»(3) همين طور در احاديث و ادعيه و مناجاتهاي ائمه اطهار(عليهم السلام) مطالب فراواني بيان شده است نظير عبارات عميق مناجات شعبانيه.
حال اگر کسي با ديد سطحي و ظاهربين در كنار كتاب الهي بنشيند، و راه معرفت الله و مشاهدة جمال الهي را به کلي مسدود بداند و به اشتباه و به باطل اين باب از معرفت را با معرفت ذات خدا مقايسه كند، خود را از بسياري از معارف الهي و قرآني محروم ساخته است.گر چه در برخي روايات آمده كه در ذات خدا تفكّر نكنيد اما اين معارف جدا از معرفت ذات است، بحث لقاء خدا و مشاهدة جمال الهي مطلوب اولياء خداست. در مناجات شعبانيه نيز آمده: «هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور» طبق اين مضامين انسان ميتواند با كنار زدن حجابها و کمال انقطاع از غير خدا، جمال الهي را مشاهده كند.
انكار اين مباحث انسان را از بسياري از حقايقي كه در قرآن كريم ذکر شده
1. آداب نماز: ص 197.
2. سوره يونس: آيه 7.
3. سوره عنکبوت: آيه 5. -
۳۹۲
محروم ميکند. نكتة بسيار عجيب و تكان دهندهاي که امام خمینی رضوان الله تعالي عليه بيان ميفرمايند اينست كه چنين افکاري سبب مهجور شدن قرآن ميشود. پيامبر فرمود «يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا»(1) مهجوريت قرآن به اين نيست كه كسي قرآن را نخواند، يا تلاوت نكند و يا به آن عمل نكند، مهجوريت مراتب متعددي دارد که همة ما گرفتار آن هستيم، يکي از اين مراتب، محروم شدن از اين حقايقي است كه در آيات قرآن مربوط به لقاء الله و معرفت خدا ذکر شده، اگر انسان با افكار غير صحيح بخواهد اينها را تکذيب و يا به يك معناي بسيار سطحي تفسير كند اين هم سبب مهجوريت قرآن ميشود.
بنابراين يكي از حجابهايي كه لازم است قاري قرآن از ميان بردارد، اينست كه از عقايد فاسد و مسلكهاي باطل دوري کند تا بتواند به حقايق قرآن نزديک شود.
1. سوره فرقان: آيه 30.
-
۳۹۳
126ـ آداب تلاوت رفع موانع، عدم انحصار تفسير به فهم گذشتگان
سومين حجاب كه امام خمینی رضوان الله تعالي عليه به آن اشاره ميفرمايند(1) اين است که مفسّر قرآن نبايد فكر كند هر آنچه كه پيرامون آيات قرآن ممكن است بيان بشود در تفاسير مفسّرين قبل مطرح شده است و اگر بخواهد غير از آن مطالبي كه مفسرين قبل بيان كردند مطلبي را اضافه كند اين از مصاديق تفسير به رأي است و حقّ بيان آن را ندارد. در قضية حضرت موسي و خضر از كيفيت درخواست تعليم حضرت موسي و جواب خضر، و نحوه سؤال و جواب اين دو پيامبر تا انتهاي ماجرا علاوه بر اينكه اهميّت علم استفاده ميشود، ما ميتوانيم 20 ادب از آداب معلّم و متعلّم را بياموزيم كه در كلمات مفسّرين گذشته شايد به بسياري از اين آداب اشاره نشده است، كسي فكر نكند اين تفسير به رأي است، يا اگر كسي از آية شريفه «الْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» استفاده كرد كه تمام ستايشها، هر ستايشي در هر جايي، از هر كسي و براي هر کسي صورت پذيرد، كُنه آن، حمد و ستايش خداي تبارك و تعالي است، چنين استفادهاي اساساً تفسير نيست
1. آداب نماز: ص 197.
-
۳۹۴
كه بخواهد از مصاديق تفسير به رأي قرار گيرد. اگر تفاسير قرآن را ملاحظه کنيد گاهي اوقات يك مفسّر براي تخطئه كردن مفسر ديگر از عنوان تفسير به رأي استفاده کرده است، اگر مفسّري از يك آيه نكتة عرفانيِ دقيق به دست آورد مفسّر ديگر او را متهم به تفسير به رأي ميكند.
امام خمینی رضوان الله عليه ميفرمايد خود اين يك نوع حجاب است، اينكه يك مفسّر اگر در اثر تفكّر و تدبر در آيات قرآن به حقيقتي دست يافت كه ديگران به آن حقيقت نرسيدهاند، يك نكتة اخلاقي يا سير و سلوك و عرفاني يا يك نكتة هدايتي را از آيات قرآن استفاده كرد نبايد بپندارد كه اين تفسير به رأي است.
علماي ديگر مسئلة تفسير به رأي را در تمام آيات قرآن جاري ميدانند، اما يكي از آراي امام خمینی رضوان الله عليه اينست كه ميفرمايند من بعيد نميدانم و احتمال قوي ميدهم كه اساساً مسئلة تفسير به رأي كه مورد مذمت واقع شده مربوط به آيات الاحكام باشد نه مربوط به جميع قرآن كريم. در آيات الاحكام دست عقل از فهم آيات كوتاه است، دست فكر و درك انسان از تشخيص احكام و حدود الهي كوتاه است، لذا حق ندارد كه در آيات الاحكام از رأي و عقل خود كمك بخواهد، برخلاف ساير آيات که تفكّر و تدبر در آنها از راه همين عقل است، آياتي وجود دارد كه اصلاً براي قوه ديگري غير از عقل مجالي براي به ميدان آمدن نيست، فقط عقل است كه بايد در آن ميدان حضور پيدا كند و بنابراين انسان بايد اين حجاب را كنار بگذارد و فكر نكند كه اگر از آيهاي نكتهاي را برداشت كرد اين تفسير به رأي تلقي ميشود.
-
۳۹۵
127ـ آداب تلاوت موانع دوم و سوم فهم قرآن: حجاب معاصي و حب دنيا
پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:
إِنَ لِلْقُلُوبِ صَدَأٌ كَصَدَإِ النُّحَاسِ فَاجْلُوهَا بِالاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآن؛
دلها نيز همانند فلزات زنگار ميگيرند پس با استغفار و قرائت قرآن دلهايتان را جلا بخشيد.
انسان نمازگزار با قطع نظر از نماز، بايد متوجه اهميّت قرائت قرآن باشد، چنين كسي كه نسبت به قرائت قرآن اهميت قائل است، نمازش يك نماز ديگر خواهد بود. قرائت قرآن آثار بسيار فراواني دارد پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:
«إِنَ لِلْقُلُوبِ صَدَأٌ كَصَدَإِ النُّحَاسِ»؛ ميفرمايد: براي قلوب زنگار وجود دارد، همانطوري كه فلز زنگ ميزند، قلب انسان هم زنگ ميزند و زنگار روي آن را ميگيرد و قلبي كه مبتلاي به زنگار باشد ديگر قلبي نيست كه انسان را به سوي حق هدايت كند.
«فَاجْلُوهَا بِالاسْتِغْفَارِ وَتِلَاوَةِ الْقُرْآن»(1) بعد فرمودند: جلاي اين قلوب زنگار
1. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 74، ص 172.
-
۳۹۶
گرفته دو چيز است: يكي استغفار و ديگري خواندن قرآن.
گفته شد خواندن قرآن آدابي دارد و يكي از آنها اين است كه قاري قرآن حجابهاي موجود بين خود و آيات قرآن را كنار بگذارد، حجاب خودبيني، حجاب عقايد فاسده حجاب اينكه فکر خود را متوقف كند و تفسير قرآن را منحصر به تفاسير پيشينيان کند.
حجاب ديگر، حجاب معاصي است، كسي كه قاري قرآن است بايد از معصيت خدا دور باشد. اعمال انسان اعم از خوب و بد در نفس و باطن او اثر ميگذارد، در روايات آمده اگر كسي معصيتي كند، يك ذره آلودگي در قلبش ايجاد ميشود و اگر معصيت ادامه پيدا كند و اين شخص توبه نكند آلودگي آرام آرام تمام قلب او را فرا ميگيرد و قلبي كه گرفتار آلودگي باشد به تصريح قرآن قلب فهيم و قلب سليم نيست! اين قلب هر چه انسان را موعظه كند، در او اثر ندارد.
برخي مردم متديّن سؤال ميكنند كه چرا موعظه در عدهاي از افراد اثر ندارد؟ گاهي اوقات انسان وارد يك قبرستان ميشود مردگان و قبور را ميبيند و خودش هم توجّه دارد كه آخر کار و عاقبتش همين جاست اما اثري در او نميكند، چرا؟ برای چه وقتي كه آيات بهشت و جهنم را ميخواند در او اثر نميكند؟ جهتش اينست كه زنگار گناه قلب او را فرا گرفته است.
قاري قرآن بايد هر روز قلبش پاكتر و نورانيتر شود تا با اين قلب پاك وارد فهم قرآن شود «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالْأَنْعَامِ»(1) كسي كه قلبش را زنگار گرفته و چشم و گوشش را موانع و حجابها پوشانده متوجه حقايق نميشود، قرآن ميفرمايد اينها مثل چهار پايان و بلكه بدتر از آن هستند. چون آنها اين قوت و قدرت درک را ندارند، اما اينها از اين نعمت برخوردارند و آن را ضايع نمودهاند، پس قاري قرآن بايد حجاب معصيت را كناربگذارد.
1. سوره اعراف:آيه 179.
-
۳۹۷
آخرين حجاب هم حجاب حبّ دنياست كه امام خمینی رضوان الله عليه ميفرمايند: حب دنيا از حُجُب غليظه و از پردههاي ضخيمه است، از حجابهايي است كه انسان به اين آساني نميتواند آن را كنار بگذارد! انسان اگر بخواهد قرآن را بفهمد، و در آن تدبّر كند بايد حبّ دنيا را كنار بگذارد، «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»(1) يكي از قفلهاي مهم حبّ دنياست.
در روايات زيادي وارد شده قاري قرآن اگر قرآن را براي حاكم جائر قرائت كند، اهل نار و آتش ميشود. كساني كه قرآن را براي جلب توجّه و جذب قلوب مردم به سوي خود قرائت کنند، اهل جهنم ميشوند،كساني كه قرآن را براي كسب مال قرائت کنند، مورد مذمت هستند. انسان بايد حبّ دنيا را كنار بگذارد و قرآن را راه و طريقي براي دنياي خود العياذ بالله قرار ندهد، اگر به اين حجابها توجّه كنيم و آنها را كنار بگذاريم اميد ميرود خداوند گوشهاي از حقايق قرآن را به ما عنايت كند، انشاء الله.
1. سوره محمد: آيه 24.
-
۳۹۸
128ـ آداب تلاوت تفکر و تدبر در قرآن و تطبيق بر خود
در بحث از اسرار نماز مطالبي را پيرامون آداب قرائت قرآن ذكر كرديم و بيان كرديم كه اگر انسان نمازگزار به قرائت قرآن در غير نماز اهميّت فراواني بدهد و با همان اهتمام قرآن را در نماز قرائت كند، نمازش چه آثار عجيبي براي او خواهد داشت و رواياتي را ذکر نمودیم كه اگر خواندن يك آيه در غير نماز مساوي با ده حسنه باشد، همان آيه را اگر انسان در نماز بخواند مساوي با صد حسنه است، اين حسنه فقط اجر اخروي نيست بلكه آثار وضعي و معنويِ در همين عالم دنيا براي او نیز دارد.
يكي از آدابي كه شخص قاري قرآن بايد مورد توجّه قرار دهد تفكّر و تدبر در آيات قرآن است. خداوند ميفرمايد: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»(1) چرا در قرآن تدبر نميکنند؟ يا «وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(2) ما قرآن را بر تو نازل کرديم تا براي مردم بيان کني و آنها در آن تفکر کنند. تفكّر
1. سوره محمد: آيه 24.
2. سوره نحل: آيه 44. -
۳۹۹
اختصاص به يك گروه خاص و يا علماء ندارد، هر كس ميتواند در آيات قرآن تفكّر كند، مخصوصاً در آياتي كه قصص قرآن در آن مطرح شده، تفكّر در اين آيات و به دست آوردن نكات مهم علمي، تربيتي، اخلاقي، عرفاني، از قصههاي انبياء براي همه ميسور است. لذا ميفرمايد «فَاقْصُصْ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(1).
در ذيل آية شريفه «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنّهار لَآيَاتٍ لاولی الألباب»(2) در خلقت آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز آيات و نشانههاي الهي براي صاحبان خرد و انديشه وجود دارد، اين روايت وارد شده است كه «وَيلٌ لِمَنْ قَرأَها وَلَمْ يَِتَفَكّرْ فِيهٰا»(3) واي بر كسي كه اين آية شريفه را قرائت كند و در آن تفكّر نكند كه چه آيات و نشانههايي در خلقت آسمانها و زمين وجود دارد. انسان با تفكّر به اين آيات و نشانهها ميرسد. در قرآن كريم آيات زيادي صاحبان عقل و انديشه را دعوت به تفکر در آفرينش کرده است تا از اين طريق متوجه عظمت و قدرت پروردگار عالم شده و اعتقاد و ايمان خود را محکمتر کنند.
بنابراين يكي از آداب قرائت قرآن تفكّر در هر آيه است و آن هم براي همگان ميسّر است. «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»(4).
آخرين عنوان ادب در قرائت قرآن مسئلة تطبيق است، يعني انسان هر آيهاي را كه ميخواند ملاحظه کند كه آيا اين آيه منطبق بر او ميشود يا نه؟ جايگاه خود را نسبت به آن آية شريفه بسنجد؟ وقتي آيات بهشت يا جهنم را ميخواند، هنگامي که آيات مربوط به ايمان و خصوصيات مؤمنين را قرائت ميكند، ببيند كه آيا در صف اهل بهشت و مؤمنين قرار دارد يا نه؟ اگر آيات مربوط به كفر و نفاق و شرك و ضلالت و گمراهي را ميخواند، ببيند كه مبادا خداي ناكرده برخي از
1. سوره اعراف: آيه 176.
2. سوره آل عمران: آيه 190.
3. تفسير نور الثقلين: ج 1،ص 350.
4. سوره قمر: آيه 17. -
۴۰۰
اين آيات انطباق بر او پيدا كند! مسئلة تطبيق يكي از نكات بسيار مهم است كه قاري قرآن بايد به آن توجّه كند.
در ذيل آية شريفه «الّذين آتَيْنَاهُمْ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ»(1) امام صادق(عليه السلام) فرمود «حَقُّ تِلَاوَتِهِ هُوَ الْوُقُوفُ عِنْدَ ذِكْرِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ يَسْأَلُ فِي الْأُولَى وَ يَسْتَعِيذُ مِنَ الْأُخْرَى»(2) وقتي آية بهشت را ميخواند توقف کند و از خدا بهشت را مسئلت كند، وقتي آية جهنم را ميخواند اشك او جاري شود و از عذاب جهنم به خداي تبارك و تعالي پناه برد.
در مورد پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) روايت شده که روزي به ابن مسعود فرمودند «اِقَرأ عَلَیّ» براي من قرآن بخوان، ابن مسعود ميگويد(3) «فَفَتَحْتُ سُورَةَ النِّسَاءِ» شروع به خواندن سورة نساء کردم، وقتي رسيدم به اين آيه «فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ» چگونه خواهد بود حال مردم در آن روزي كه ما براي هر أمّتي شاهدي ميآوريم «وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيداً»(4) و تو را به عنوان شاهد بر اين امت خواهيم آورد، ابن مسعود ميگويد: «رَأَيْتُ عَيْنَاهُ تَذْرِفَانِ مِنَ الدَّمْعِ فَقَالَ لِي حَسْبُكَ الْآن» گويا پيامبر خود را حاضر در روز محشر ديد چشمهاي مباركش شروع به اشك ريختن كرد، پيامبر بزرگواري كه خودش اين كتاب را آورده وخداوند به او وعدههاي فراوان در آخرت داده، اما شروع به گريه كردن ميکند و ميفرمايد خواندن دیگر کافی است.
بنابراين تطبيق آيات قرآن بر خود نكتهاي است که بايد به آن توجّه داشته باشيم.
1. سوره بقره: آيه 121.
2. وسائل الشيعه: ج 6، ص 217.
3. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 16، ص 294.
4. سوره نساء: آيه 41.