-
۳۷۱
قوسين أو أدني دنواً قرار گرفته، او ميتواند دسترسي به امّ الكتاب داشته باشد اما بشر عادي نميتواند.
پس وقتي در محضر قرآن نشستهايم توجّه پيدا كنيم كه اين قرآن مرتبه نازلة امّ الكتاب است، اين قرآن تنزّل يافتة آن حقيقت عظيمي است كه فهم بشر از درک عظمت آن عاجز است و اگر نتوانيم توجّه به عظمت قرآن پيدا کنيم، روشن است كه حقّ تعظيم قرآن را آن طور كه شايسته است نميتوانيم اداء كنيم.
امام خمینی رضوان الله عليه در بحث تعظيم قرآن به عنوان يکي از آداب قرائت ميفرمايند(1) منشأ عظمت هشت چيز است، عظمت يك كتاب گاهي به عظمت متكلّم و صاحب كتاب است و گاهي به عظمت مطالب و مقاصد است، سوم به عظمت نتايج و آثار آن كتاب است، چهارم به عظمت آورنده آن يعني جبرائيل امين و آن روح اعظمي است كه اين كتاب را آورده. (اگر روح اعظم را همان جبرائيل بدانيم)، پنجم عظمت خود پيامبر كه اين قرآن بر قلب مبارک پيامبر عظيم الشأن نازل شده، ششم: عظمت كساني كه حافظ اين قرآن هستند، هفتم: عظمت افرادي كه شارح اين كتاب هستند و هشتم: عظمت زماني كه اين كتاب در آن نازل شده.
1. آداب نماز:ص 182.
-
۳۷۲
119ـ وجوه عظمت قرآن
قبل از توضيح موارد هشتگانه تعظيم، مناسب است اين روايت را ذکر نمائيم «إِنَّ أَكْرَمَ الْعِبَادِ إِلَى اللهِ بَعْدَ الْأَنْبِيَاءِ الْعُلَمَاءُ ثُمَ حَمَلَةُ الْقُرْآنِ»(1) گراميترين بندگان در نزد خدا، اول انبياء و بعد ائمه معصومين(عليهم السلام) و علما هستند و در مرحلة بعد حاملين قرآن هستند يعني آنها كه قرآن را قرائت نموده و به آن عمل كرده و آنرا منتشر ميكنند.
«يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا كَمَا يَخْرُجُ الْأَنْبِيَاءُ» همانطور كه روح انبياء قبض ميشود، روح اين افراد به همان نحو قبض ميشود.
«وَ يُحْشَرُونَ مِنْ قُبُورِهِمْ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ» روز قيامت و روز حشر همراه با انبياء محشور ميشوند.
«وَيَمُرُّونَ عَلَى الصِّرَاطِ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ» از پل صراط هم كه بخواهند عبور كنند در معيّت و همراهي انبياء عبور ميكنند.
«وَيَأْخُذُونَ ثَوَابَ الْأَنْبِيَاء»، خدا ثواب انبياء را به اين افراد ميدهد.
قاري قرآن هم در دنيا و هم در آخرت در مرتبة انبياء قرار ميگيرد، در روايت
1. بحار الأنوار: چاپ بيروت، ج 89، ص 19.
-
۳۷۳
سابق نيز بيان شد كسي كه يك ثلث قرآن را بخواند «فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ ثُلُثَ النُّبُوَّة» گويا يك سوم نبوت و پيامبري به او داده شده، انساني كه دو ثلث قرآن را ميخواند، دو ثلث نبوت را دارد، انساني كه تمام قرآن را ميخواند گويا تمام نبوت به او داده شده. و اين روايت ميفرمايد: خداوند قاري و حملة قرآن را آنقدر بالا ميبرد كه در دنيا و آخرت او را به منزلة انبياء و هم رتبه و همنشين آنها قرار ميدهد.
چنانچه در حين قرائت قرآن به اين نكته توجّه داشته باشيم عظمت قرآن قلب ما را احاطه ميکند و هيچ گاه در ذهن ما خطور نميکند كه خواندن قرآن فقط براي اين است كه خدا ثوابي به ما بدهد كه چشم ما به آن روشن شود.
اما توضيح منشأ و مراتب هشتگانه تعظيم؛
اولين منشأ تعظيم قرآن، عظمت فرستنده و صاحب آن است. قرآن عظيم است چون آن كسي كه آنرا نازل فرموده عظيم است، يكي از اوصاف بزرگ خداي تبارك و تعالي عظيم است، «يا عليّ يا عظيم».
امام خميني رضوان الله تعالي عليه تعبيري دارند كه بسيار قابل تأمّل است و واقعاً در برخي از سطرهاي کتاب ايشان بايد ساعتها فكر كرد. ميفرمايند(1): تجلّي حق به جلوه عظمت براي احدي از موجودات ممكن نيست بلكه از پسِ هزاران حُجُب تجلي ميكند، يعني خداي تبارك و تعالي اگر بخواهد با صفت عظيميه، با مبدأ عظيميت و بزرگي خود تجلّي كند هيچ موجودي، تحمّل اين تجلّي را ندارد و در نتيجه تجلّي عظمت خدا بايد از پس هزاران پرده باشد. خود همين قرآن تجلّي ذات خداي تبارك و تعالي است، اينقدر تنزل كرده تا اينكه به صورت اين الفاظ عربي به بشر رسيده است.
در روايتي كه هم مرحوم مجلسي در بحار آن را آورده و هم در كتب عامه ذکر شده چنين ميفرمايند: «أَنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَبْعِينَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنْ نُورٍ وَ ظُلْمَةٍ»
1. آداب نماز: ص182.
-
۳۷۴
هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت بين خدا و ما سوي الله است.
«لَوْ كُشِفَتْ لَأَحْرَقَتْ سُبُحَاتُ وَجْهِهِ مَا دُونَه»(1) اگر اين حجابها برداشته بشود روشني و فروزاني روي او آتش ميزند به آنچه كه بر آن تجلّي شده است.
يكي از فرقهايي كه بين قرآن و ساير كتب آسماني وجود دارد اينست كه قرآن كريم از ناحيه خداي تبارك و تعالي با جميع شئون ذاتيّه و فعليه و صفاتيه و با جميع تجلّيات جماليّه و جلاليّه صادر شده، يعني تجلّي تجلّيِ اعظم است، خداوند با همة ذات و افعال و صفاتش و با تمام صفات ثبوتيّه و سلبيّه، جماليّه و جلاليّه در قرآن کريم تجلي فرموده، كه در ساير كتب آسماني اين چنين نيست و اين مطلب عظمت اين كتاب را بيشتر مينماياند.
بنابراين اولين منشأ براي درک عظمت قرآن و تعظيم در برابر آن اينست كه توجّه كنيم اين کتاب الهي از يك موجود عظيم صادر شده است.
دومين منشأ اينست كه اين قرآن كريم توسط جبرائيل امين آورده شده و جبرائيل امين ملكي است كه اشرف ملائكه و موكَّل علم و حكمت و ساير ارزاق معنوي است.
سوم اينکه بر چه كسي نازل شده؟ بر اشرف انسانهاي روي زمين که وجود مبارك پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) ميباشد.
و چهارم اينکه خودِ خداي تبارك و تعالي فرمود «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»(2) ما قرآن را نازل کرديم و حافظ اين كتاب هم خود ما هستيم، كتابي كه خدا ميفرمايد ما حافظ آن هستيم، هيچ فرد و گروهي قدرت از بين بردن اين كتاب را ندارند و اين كتاب تا روز قيامت باقي است.
پنجم: چه كساني شارح و مبين اين كتاب هستند، وجود شريف ائمة معصومين صلوات الله عليهم اجمعين شارح و مفسّر اين كتاباند.
1. بحار الأنوار، ج 55، ص 45.
2. سوره حجر: آيه 9. -
۳۷۵
ششم: در چه وقتي نازل شده؟ در شب قدر كه برترين زمانها نزد خداي تبارك و تعالي است، «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر» انسان اگر در حين خواندن قرآن توجّه به اين جهات داشته باشد به اندازة ظرفيت وجودي خود عظمت قرآن كريم را درک ميكند و اين سبب نزديك شدن به باطن قرآن ميشود، انشاء الله.
-
۳۷۶
120ـ عظمت محتواي مطالب قرآن
برحسب آنچه امام خميني رضوان الله تعالي عليه در کتاب آداب الصّلاة بيان فرمودهاند هشت منشأ براي عظمت قرآن، اين كتاب الهي وجود دارد که يكي از آنها محتوا و مطالب قرآن كريم است.
انسان اگر كتابي را بخواند ولي به عظمت مطالب كتاب و مقاصد آن توجّه نداشته باشد نميتواند قائل به تعظيم آن شود. قرآن كريم از حيث مطالب عظيمترين كتاب است، كتابي را سراغ نداريم كه از حيث مطالب به مثل قرآن كريم باشد. قرآن كريم در درجة اول كتاب هدايت است «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» يعني اگر كسي بخواهد هدايت بشود بدون ارتباط با قرآن كريم موفق نميشود، اگر كسي بخواهد به مراتب عالية هدايت برسد بايد از قرآن كريم استمداد جويد، اگر كسي بخواهد سير و سلوك إلي الله داشته باشد بايد از قرآن كريم مدد بگيرد، افرادي که در دار دنيا گرفتار غل و زنجيرهاي دنيوي شدهاند به وسيله قرآن ميتوانند خود را نجات بدهند، با قرائت قرآن كريم است كه انسان ميتواند خود را از اين مرتبه نازله ماديّت و حضيض پست حيوانيّت به مرتبه اعلاي معنويّت و انسانيت و كمال برساند. از مجاورت و همراهي شيطان خود را به همنشيني و مصاحبت با
-
۳۷۷
ملائكة الهي برساند. اين يكي از خصوصيات بسيار مهم است كه در قرآن كريم وجود دارد.
مطلب دوم اينست كه اين كتاب كتابي است كه هر فرد به اندازة استعداد و ظرفيت خود ميتواند از آن بهره بگيرد، هم آن عالمي كه برخوردار از مرتبه بالاي علمي است که هر آيهاي از قرآن براي او خزائن علم است، هم آن كسي كه بهره و حظّي از علم ندارد ميتواند از ظواهر قرآن استفاده كند. در روايات آمده كه برخي از سورههاي قرآن مثل سورة مباركة توحيد و برخي از آيات قرآن، مثل آيات اول سورة حديد، براي متعمّقين و انديشمندان ژرف نگر در آخر الزّمان نازل شده است.
اين بدين معنا نيست كه سورة توحيد فقط براي آنهاست بلكه آنها توانايي دارند بسياري از حقايق و معارف و دُرَر را از اين سورة مباركه استخراج كنند كه نسلهاي گذشته قدرت استفادة آن را نداشتند، البته گذشتگان و پيشينيان هم به فراخور ظرفيت وجودي خود از اين سوره استفاده كردهاند. كدام كتاب را سراغ داريم كه يك عبارت و يك سطر آن هم براي افرادي كه در درجة بسياربالاي علمي قرار دارند مفيد باشد و هم براي آن كسي كه حظّي از مطالب علمي ندارد! و قرآن كريم چنين خصوصيتي دارد و اين يكي از جنبههاي اعجاز آن است.
پس مطلب دوم اينست كه قرآن كريم داراي اين ويژگي است كه هر كس به فراخور استعداد خود ميتواند از آن بهرهمند شود و كسي نبايد بگويد قرآن متعلق به يك طبقه و گروه خاصي است، اين كتاب الهي كتابي براي همة بشر است و هر فرد به اندازة استعداد خود ميتواند از آن استفاده كند. در نتيجه هر كسي به اندازة ظرفيت و به مقدار آشنايي خود با قرآن به عظمت اين کتاب الهي پي ميبرد.
-
۳۷۸
121ـ رعايت حق تلاوت قرآن
ترتيل، تقفه و تدبر، عمل به آيات، عبرت از قصص، توجه قاری به تعليمی بودن قرآن
خداي تبارك و تعالي در آية شريفه «الّذين آتَيْنَاهُمْ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ»(1) ميفرمايد كساني كه ما قرآن را به آنها داديم آنرا تلاوت کرده و حق تلاوت را ادا ميكنند، حق تلاوت قرآن چيست؟ از آية شريفه استفاده ميشود ممكن است كسي قرآن را بخواند ولي حقّ تلاوت قرآن را رعايت نكند، تلاوت مسئلهاي است و حقّ تلاوت مسئلهاي ديگر، همانطور كه عبادت امري است و حق عبادت امر ديگر. معرفت خدا امري است و حق معرفت امر ديگر. براي دانستن حقّ تلاوت كه ميتوانيم از آن به آداب قرائت هم تعبير كنيم. امام صادق(عليه السلام) در ذيل اين آيه ميفرمايد:
«يُرَتِّلُونَ آيَاتِهِ وَ يَتَفَقَّهُونَ فِيهِ» آيات قرآن را با ترتيل بخوانند و در آن تفقّه و تفكّر كنند. يعني خواندن با ترتيل يكي از آداب و تفقّه يكي ديگر از آداب قرائت و تلاوت است، «وَ يَعْمَلُونَ بِأَحْكَامِهِ» عمل به احکام قرآن نيز ادب سوم از شئون
1. سوره بقره: آيه 121.
-
۳۷۹
حقّ تلاوت است، عمل به قرآن يعني انسان هر آيهاي را که ميخواند در زندگياش به آن عمل كند.
قاري وقتي اين آيات را تلاوت ميکند که ميگويد خداي تبارك و تعالي، عليم، شنوا، آگاه و بصير است، حال اگر بخواهد در زندگي خود به اين آيه عمل كند بايد توجّه داشته باشد، خدا به هر كاري از كارهاي او آگاه است و آن را ميبيند.
«وَ يَرْجُونَ وَعْدَهُ وَ يَخَافُونَ وَعِيدَهُ وَ يَعْتَبِرُونَ بِقِصَصِهِ» به آيات بهشت كه ميرسد اميد به بهشت و وعدة الهي داشته باشد، به آيات جهنم كه ميرسد از عذاب خدا بترسد و اشكش جاري شود. ائمه ما وقتي آيات جهنم را تلاوت ميفرمودند اشكشان جاري ميشد و گريه ميكردند. وقتي قصص قرآن را ميخوانند از قضاياي آن عبرت بگيرند، طرح اين قصهها در قرآن فقط براي اين نيست كه خداي تبارك و تعالي بخواهد سرگذشت پيشينيان و اقوام گذشته را به عنوان نقل تاريخ براي پيامبر و امت آن حضرت بيان كند بلكه براي عبرت و پنداموزي است. حتي آن قضايايي كه در قرآن تكرار شده در حقيقت تكرار نيست، در هر مورد يك نكتة دقيق عرفاني، اخلاقي، تربيتي يا علمي وجود دارد كه در مورد ديگر وجود ندارد.
«وَ يَأْتَمِرُونَ بِأَوَامِرِهِ وَ يَتَنَاهَوْنَ عَنْ نَوَاهِيهِ» اوامر قرآن را بپذيرد، و به نواهي قرآن توجّه كند، سپس امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «مَا هُوَ وَ اللهِ حِفْظَ آيَاتِهِ» گويا در زمان خود آن حضرت هم مثل زمان ما عدهاي قرآن را فقط در حفظ آن خلاصه كرده بودند که حضرت ميفرمايند:
«مَا هُوَ وَ اللهِ حِفْظَ آيَاتِهِ وَ دَرْسَ حُرُوفِهِ وَ تِلَاوَةَ سُوَرِهِ وَ دَرْسَ أَعْشَارِهِ وَ أَخْمَاسِهِ» به خدا سوگند مراد از تلاوت فقط قرائت سورهها و حفظ ظاهري قرآن و توجّه به الفاظ و حروف و قرائتهاي مختلفي كه در آيات وجود دارد نيست.
«حَفِظُوا حُرُوفَهُ وَ أَضَاعُوا حُدُودَهُ» گروهي از مسلمانها كه به حسب ظاهر خيلي هم به قرآن توجّه دارند، حروف قرآن را حفظ كردند اما حدود و حقايق آن را ضايع كردند!
-
۳۸۰
«وَإِنَّمَا تَدَبُّرُ آيَاتِهِ وَالْعَمَلُ بِأَحْكَامِه»(1) بعد حضرت ميفرمايد: حق تلاوت تدبر در آيات قرآن و عمل به احکام آن است. پس ما بايد توجّه كنيم قاري قرآن بايد حقّ تلاوت آن را رعايت كند و يكي از جهات رعايت حق تلاوت اينست كه ما توجّه به مطالب و محتواي قرآن كنيم
1. إرشاد القلوب ديلمي: ج 1، ص 78.