-
۳۶۱
115ـ فضيلت قرائت قرآن در نماز و غير نماز
پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:
مَنْ قَرَأَ خَمْسِينَ آيَةً فِي يَوْمِهِ أَوْ لَيْلَتِهِ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِين؛
کسي که روز يا شب پنجاه آيه از قرآن را بخواند، در زمره غافلين محسوب نخواهد شد.
از جمله مباحث مهم در بحث اسرار نماز مسئله قرائت است، اينکه نمازگزار در رکعت اول و دوم نماز سوره فاتحة الکتاب و بعد از آن يکي از سُوَر قرآن را بايد بخواند. چه اسراري در اين قرائت قرآن وجود دارد؟ همانطور که ساير اجزاء و اذکار و افعال نماز داراي اسرار است خود اين قرائت قرآن هم اسرار دارد. نکتهاي که بايد به آن توجّه پيدا کنيم فضيلتهاي زيادي است که بر خود قرائت قرآن در متون ديني و روايات ما ذکر شده است.
مسئله قرائت قرآن بسيار مهم است و اهميت آن فقط به اين نيست که هر کسي قرآن بخواند ثوابي به او داده ميشود. بلکه آثار بسيار مهم دنيوي و اخروي بر قرائت قرآن مترتب است از اين رو لازم است اشارهاي به آداب قرائت قرآن داشته باشيم. در روايتي که انس بن مالک از پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) نقل ميکند ميگويد
-
۳۶۲
«سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) يَقُولُ: مَنْ قَرَأَ خَمْسِينَ آيَةً فِي يَوْمِهِ أَوْ لَيْلَتِهِ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِين»(1) اگر کسي در روز يا شب لااقل پنجاه آيه از آيات قرآن را تلاوت کند از غافلين محسوب نميگردد. به عبارت ديگر خواندن قرآن انسان را جزء ذاکرين قرار ميدهد، غفلت منشأ براي بسياري از خلأها، گناهان، آلودگيها و ظلمتهاست. با خواندن قرآن از زمره غافلين خارج ميشود.
در روايت ديگري حضرت حسين بن علي(عليهم السلام) ميفرمايد: «مَنْ قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فِي صَلَاتِهِ قَائِماً يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِائَةُ حَسَنَة»(2) اگر کسي آيهاي از قرآن کريم را در نماز خود در حال ايستاده بخواند، در مقابل هر حرفي از اين آيه، خداوند صد حسنه براي او ثبت ميکند.
در روايت ديگري امام باقر(عليه السلام) قريب همين مضمون ميفرمايد: وقتي انسان نمازش را به صورت ايستاده ميخواند، در ازاي هر حرفي از آيات قرآن که بخواند خدا صد حسنه براي او قرار ميدهد، و اگر نمازش را به صورت نشسته بخواند در ازاي هر حرفي 50 حسنه براي او ثبت ميکند و اگر قرآن را در غير نماز بخواند، در ازاي هر حرفي براي او ده حسنه نوشته ميشود.
در ادامه روايتي که از امام حسين(عليه السلام) نقل شد حضرت ميفرمايد «و إن استمع القرآن» اگر کسي قرآن را بشنود، خداوند براي او در مقابل هر حرفي يک حسنه قرار ميدهد، براي آن قاري ده حسنه و براي مستمع يک حسنه است.
«وَإِنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ لَيْلًا صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ حَتَّى يُصْبِحَ وَ إِنْ خَتَمَهُ نَهَاراً صَلَّتْ عَلَيْهِ الْحَفَظَةُ حَتَّى يُمْسِيَ وَ كَانَتْ لَهُ دَعْوَةٌ مُجَابَة» اگر قاري قرآن را در شب ختم کند ملائکه تا صبح بر او درود ميفرستند و اگر روز ختم قرآن کند حفظة قرآن تا شب بر او درود ميفرستند و دعايش مستجاب است، يعني يکي از کساني که دعايش مستجاب ميشود قاري و ختمکننده قرآن است.
1. مستدرک الوسائل: ج 4، ص 263.
2. کافي، چاپ اسلاميه: ج 2، ص 611. -
۳۶۳
پس اجمالاً روشن شد که قرائت قرآن چه فضيلت و آثاري دارد و بين کسي که قرآن را در نماز ميخواند و آن کسي که قرآن را در غير نماز ميخواند فرق وجود دارد و بايد نمازگزاران از همين روايت استفاده کنند و در نمازهايشان از قرائت قرآن غافل نباشند.
-
۳۶۴
116ـ ارزش و اهميت قرائت قرآن
پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا قَرَأَ الْقُرْآنَ نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَة؛(1)
هنگامي که انسان مؤمن قرآن بخواند خداوند نظر رحمت به او مينمايد.
قرائت قرآن يكي از سفارشات اكيد پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به اميرالمؤمنين(عليه السلام) است. پيامبر به اميرالمؤمنين فرمود «أُوصِيكَ فِي نَفْسِكَ بِخِصَالٍ فَاحْفَظْهَا» چند خصلت را به تو سفارش ميكنم مراقبت كن و به آنها عمل نما. «وَعَلَيْكَ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ عَلَى كُلِ حَال»(2) بر تو باد به قرائت قرآن در تمام حالات.
اين سفارش را هم اميرالمؤمنين(عليه السلام) و هم ديگر ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين مورد توجّه قرار دادهاند. وقتي سيره امامان بزرگوار را بررسي کنيم مييابيم بخش بسيار مهم و روشن و نوراني زندگي آنها مسئلة قرائت قرآن بوده است.
اين مطلب ما را متوجه ميكند كه انسان نبايد از قرائت قرآن در هر روز غافل
1. جامع الأخبار: ص 39.
2. کافي، چاپ اسلاميه: ج 8، ص 79. -
۳۶۵
باشد. در تفسير ابوالفتوح اين روايت از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) نقل شده است كه حضرت فرمود «مَنْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ ثلث النُّبُوَّة» كسي كه يك سوم از قرآن را قرائت كند گويا يك سوم از پيامبري و نبوت به او داده شده است.
«مَنْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ ثُلُثَيِ النُّبُوَّة» اگر كسي دو ثلث از قرآن را قرائت كند گويا دو ثلث از نبوت به او داده شده است.
«وَ مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّهُ فَكَأَنَّمَا أُوتِيَ تَمَامَ النُّبُوَّةِ» كسي كه تمام قرآن را بخواند گويا تمام نبوّت به او داده شده است. در روايات آمده عدد درجات بهشت به عدد آيات قرآن كريم است، در قيامت انسان هر مقدار از آيات قرآن را در وجود خود ثبت كرده و همراه خود برده باشد آن آيات را ميخواند و با هر آيه يك درجه در بهشت بالا ميرود.
«ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ بِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةً فَيَرْقَى فِي الْجَنَّةِ بِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَةً حَتَّى يَبْلُغَ مَا مَعَهُ مِنَ الْقُرْآنِ» در قيامت به او خطاب ميشود كه بخوان و بالا برو. با هر آيه يک درجه بالا ميرود تا آن مقداری که از قرآن با اوست.
«ثُمَّ يُقَالُ لَهُ اقْبِضْ فَيَقْبِضُ» سپس به او گفته ميشود بگير و او ميگيرد، دو مرتبه گفته ميشود «اقْبِضْ فَيَقْبِضُ».
«ثُمَّ يُقَالُ لَهُ هَلْ عَلِمْتَ مَا فِي يَدِكَ» به او گفته ميشود، ميداني ما چه چيز در دست تو قرار داديم و در اختيار تو است؟ « فَيَقُولُ لَا» عرض ميكند نه! « فَإِذَا فِي يَدِهِ الْيُمْنَى الْخُلْدُ وَ فِي الْأُخْرَى النَّعِيم»(1) در دست راست او خلود و جاودانگي در بهشت و در دست ديگر او حواله و رمز تمام نعمتهاي بهشتي قرار گرفته است.
پس بهشت اساساً با آيات قرآن درجهبندي شده و با قرائت قاري قرآن درجات آن تنظيم ميشود، جاوادنگي در بهشت مربوط به قرائت قرآن است. نعيم
1. مستدرک الوسائل: ج 4، ص 262.
-
۳۶۶
بهشت هم فقط نعمتهاي ظاهري نيست، همه نعمتهايي كه در بهشت هست، حتي رضوان خدا كه در جنّت و بالاتر از جنت هست «و رضوانٌ من الله اكبر» همه متوقف بر انس انسان در دنيا با قرآن كريم است. ما بايد ارزش قرائت قرآن را بدانيم تا موفق به درک اسرار قرائت قرآن در نماز شويم و نماز خود را با قرآن كريم مزّينتر نمائيم.
-
۳۶۷
117ـ فضيلت قرائت سوره توحيد
در زندگي مسلمانان و خصوصاً شيعيان مؤمن بايد قرائت قرآن جزء برنامههاي اصلي باشد، همانطور كه نماز جزء برنامههاي اصلي آنهاست در کتاب کافي شريف اين روايت از حضرت موسي بن جعفر(عليه السلام) وارد شده.
حضرت به شخصي فرمودند «أَتُحِبُ الْبَقَاءَ فِي الدُّنْيَا؟» ميخواهي در دنيا باقي باشي؟ «فقال نعم» عرض كرد بله، «فَقَالَ وَ لِمَ» حضرت فرمود به چه اميدي و براي چه ميخواهي در دنيا بماني؟ «قَالَ لِقِرَاءَةِ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» دلم ميخواهد خدا به من مهلت بدهد، ولو يك دقيقه هم كه شده در دنيا بمانم و سورة توحيد را قرائت كنم. «فَسَكَتَ عَنْهُ» حضرت ساكت شد، قبل از بيان ادامه اين روايت باز در يك روايت ديگر از امام باقر(عليه السلام) وارد شده كه اگر كسي در روز يك مرتبه سورة توحيد را بخواند، خداوند بركتي را بر او قرار ميدهد، اگر دو بار بخواند بر او و خانوادهاش بركت و رحمتي را قرار ميدهد، اگر سه بار بخواند خداوند بر همسايههاي او هم رحمت و بركتي را قرار ميدهد. اگر در شبانهروز دوازده بار بخواند خدا دوازده قصر در بهشت براي او قرار ميدهد، اگر در شبانهروز صد بار بخواند، خداوند گناه 25 سال او را مورد بخشش قرار ميدهد مگر آن گناهاني كه در مورد دِماء و اموال باشد، يعني اگر خداي ناكرده خون كسي را به ناحق ريخته باشد، بر كسي جراحتي وارد كرده باشد، ديه يا
-
۳۶۸
قصاصي بر عهده او باشد، يا ضامن باشد مال كسي را بپردازد، اين گناهان مربوط به دماء و اموال بخشيده نميشود اما ساير گناهاني كه حق الله محض است خدا آنها را به بركت سورة توحيد ميبخشد. اگر در شبانهروز چهارصد بار بخواند خدا ثواب چهارصد شهيد را به او ميدهد، و اگر در شبانهروز هزار مرتبه سورة توحيد را بخواند او نميميرد مگر اينكه جايگاه خود را در بهشت ميبيند.
خواندن سورة توحيد بسيار مورد سفارش واقع شده است. در روايت اول آن شخص گويا از پدران حضرت موسي بن جعفر(عليه السلام) ثواب خواندن سورة توحيد را شنيده بوده و لذا وقتي حضرت از او سؤال ميكند چرا ميخواهي در دنيا بماني؟ عرض كرد براي اينكه سورة توحيد را بخوانم. بعد حضرت سكوت كردند و بعد از مدتي به حفص خطاب كردند و فرمودند:
«يَا حَفْصُ، مَنْ مَاتَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا وَ شِيعَتِنَا وَ لَمْ يُحْسِنِ الْقُرْآنَ، عُلِّمَ فِي قَبْرِهِ لِيَرْفَعَ اللهُ بِهِ مِنْ دَرَجَتِهِ» هر کس از مواليان و دوستان ما بميرد و قرآن را ياد نگرفته باشد، در عالم قبر قرآن را به او ياد ميدهند. تا به سبب آن خداوند درجات او را بالا ببرد. چون درجات بهشت به قدر آيات قرآن است به او گفته ميشود قرآن بخوان و بالا برو.
بر حسب روايات اين از مختصات شيعيان اهلبيت و شيعة اثني عشر است كه اين عنايت به آنها ميشود و بقية مسلمين مشمول این عنایت نميشوند.
حفص ميگويد: «فَمَا رَأَيْتُ أَحَداً أَشَدَّ خَوْفاً عَلى نَفْسِهِ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(عليه السلام) وَ لَا أَرْجَى النَّاسِ مِنْهُ، وَ كَانَتْ قِرَاءَتُهُ حُزْناً، فَإِذَا قَرَأَ فَكَأَنَّهُ يُخَاطِبُ إِنْسَانا»(1) كسي را مثل موسي بن جعفر(عليه السلام) در شدت خوف و رجا، اميد به رحمت خدا و خوف از عذاب نديدم، موسي بن جعفر(عليه السلام) قرآن را با حُزن ميخواند، گويا كسي را مورد خطاب قرار داده است، اين چنين قرآن را تلاوت ميكرد. ما بايد اين ادب تلاوت را از حضرت بياموزيم.
1. کافي، چاپ دار الحديث:ج 4، ص 611.
-
۳۶۹
118ـ آداب قرائت قرآن توجه به عظمت اين کتاب الهی و توجه به ام الکتاب
در روايات پيرامون قرائت آيات قرآن، آثار بسيار فراواني ذكر شده است، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به سلمان فرمودند «عَلَيْكَ بِقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فَإِنَّ قِرَاءَتَهُ كَفَّارَةُ الذُّنُوبِ وَ سُتْرَةٌ مِنَ النَّارِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْعَذَاب»(1) قرائت قرآن كفارة گناهان گذشته و سپري براي عذابهاست.
در بحث قرائت قرآن يکي از نکات مهم، مسئلة آداب قرائت است. جامعترين و دقيقترين بحث در مورد آداب قرائت را امام خميني رضوان الله تعالي عليه در كتاب آداب الصّلاة(2) عنوان فرموده و براي آن چند ادب را ذكر كردهاند كه به برخي از آنها به طور اجمال اشاره خواهيم كرد. اولين ادب كه قاري قرآن بايد در حين قرائت مورد توجّه قرار دهد، تعظيم است. يعني توجّه به عظمت اين كتاب الهي كند، بداند كتابي را که قرائت ميكند يك كتاب معمولي نيست، بلکه بزرگترين كتاب آسماني است، توجّه به تعظيم و اكرام قرآن موجب نورانيّت قلب
1. جامع الأخبار:ص 39.
2. آداب نماز: ص 180. -
۳۷۰
و حيات باطني ميشود. تعظيم متوقف بر اين است که انسان بفهمد قرآن كتاب عظيمي است، و اين كتاب الهي محصور به اين الفاظ ظاهري نيست! بلکه ماوراي اين الفاظ، حقيقت ديگري وجود دارد كه دست بشر، دست عالمان، حتّي دست اهل باطن و اهل شهود و مكاشفه از آن حقيقت كوتاه است. نبايد تصور شود حقيقت قرآن همين الفاظ است که در مقابل ما قرار دارد.
خداوند ميفرمايد: «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(1) ما قرآن را عربي قرار داديم كه شما بتوانيد در آن تأمل كنيد «وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ»(2) اصل و حقيقت قرآن در امّ الكتاب است که در نزد ما است، بشر به همين قرآن ظاهري دسترسي دارد، اما به امّ الكتاب و به آنچه که نزد ما (لدينا) است كسي دسترسي ندارد، از اين آيه شريفه معلوم ميشود كه قرآن قبل از اينكه به صورت عربي بر قلب مبارك پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) نازل بشود در امّ الكتاب بوده است، ظاهر آية شريفه ميرساند كه قرآن به همين صورت كه هست، حقيقتش، شايد به صورت بسيار گستردهتر و وسيعتر در امّ الكتاب و در نزد خدا بوده، از آن عوالم به اين عالم مُلك و عالم ماده تنزّل داده شده و به صورت الفاظ عربي درآمده است، فكر نكنيم كه قرآن شامل يك سري كلمات و الفاظ است كه ساير كتب هم اين عبارات و الفاظ را دارند، كساني كه قرآن را كلام بشري ميدانند، چرا به اين آية شريفه توجّه نميكنند. ما اگر قرآن را منحصر در همين الفاظ ظاهري كنيم زمينه ايجاد اين توهّمات باطله را به وجود ميآوريم اما اگر حقيقت قرآن را در وراي اين عالم ماده و در امّ الكتاب، نزد خداي تبارك و تعالي بدانيم، به آن حقيقت أحدي از بشر با اين علوم رسمي و ظاهري، و با اين معارف قلبي و مكاشفات غيبي نميتواند دسترسي پيدا كند، فقط يك استثناء وجود دارد و آن وجود مقدّس خاتم الانبياء پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) است آن هم وقتي در محفل انس قاب
1. سوره زخرف: آيه 3.
2. سوره زخرف: آيه 4.