-
۳۵۱
112ـ مراتب اخلاص
مرتبه سوم: به دنبال اجر و ثواب نبودن
مرتبه سوم اخلاص اينست كه عبادت به قصد رسيدن به بهشت و اينكه خداي تبارك و تعالي در قيامت حور و قصور و باغ و نهر و درخت نصيبش كند نباشد. نماز نخواند براي اينكه خدا در ازاي هر نماز يك قصر در عالم قيامت نصيبش کند يا باغهايي كه در ميان آن نهرها جاري است نصيبش كند، به عبارت ديگر اين نماز با عظمت را براي رسيدن به بهرههاي ظاهري ولو در عالم قيامت قرار ندهد! چه فرقي است بين اين كه انسان نماز را به قصد رسيدن به اهداف مادي در اين دنيا يا در آن دنيا بخواند! از اين نظر هر دو عنوان تجارت و كاسبي را دارد. اين نحوه عبادت عبادت تجّار است.
در روايتي امام سجّاد(عليه السلام) فرمودند: «فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ، وَ إِلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الْإِحْسَانِ وَ الْإِنْعَام»(1) خدا را ستايش ميكند بر نعمتهاي بزرگي که ابتداءً خلق فرمود و شكر بر احسان را به انسان الهام نمود. در اين مرتبة از اخلاص نمازگزار به اجر و ثوابهاي مادّي و ظاهري مثل حور و قصور
1. صحيفه سجاديه: ص 152 (دعاي 32).
-
۳۵۲
و ميوهها و درختان و نهرهاي بهشتي نبايد توجّه كند، كه اين توجّه ناشي از کمي معرفت او به خداي تبارك و تعالي است.
انسان در حال خواندن نماز بايد توجّه داشته باشد اين توفيقي است كه خدا به او عنايت كرده و نماز ميخواند، با اين توجّه و باور ديگر خود را مستحقّ اجر نميداند. واي به حال کسي كه بعد از نماز خيال کند استحقاق اجر پيدا كرده و از خدا طلب ثواب بكند.
در باب 76 كتاب مصباح الشريعة در بحث اخلاص ميفرمايد: «أَدْنَى حَدِّ الْإِخْلَاصِ بَذْلُ الْعَبْدِ طَاقَتَهُ» كمترين حد اخلاص اين است كه بنده هر چه در طاقت دارد را به ميدان بياورد.
«ثُمَّ لَا يَجْعَلُ لِعَمَلِهِ عِنْدَ اللهِ قَدْراً فَيُوجِبَ بِهِ عَلَى رَبِّهِ مُكَافَأَةً بِعَمَلِه»(1) بعد براي عمل خود نزد خداوند ارزشي قائل نباشد. اگر فردي پيش خود تصور کند که حالا بايد خداوند يك ثواب و اجري به من بدهد، معنايش اين است كه براي عمل خود ارزش قائل شده، در حالي كه انسان مخلِص کسي است كه ميگويد من كاري انجام ندادم، هر چه هست از توفيق و عنايت اوست.
اگر شبانهروز براي کسي که علاقمند او هستيد كار بكنيد باز هم ميگوئيد من كاري انجام ندادم، چطور ميشود در مورد خداوندي كه اين همه عنايت به انسان كرده، چنانچه کسی دو ركعت نماز بخواند خود را طلبکار و مستحق اجر و ثواب بداند! اصلاً نبايد براي عمل خودش ارزشي قائل باشد، «لَا يَجْعَلُ لِعَمَلِهِ عِنْدَ اللهِ قَدْراً».
نمازگزاران عزيز و بندگان عابد و متهجد اگر بخواهند ميزان و درجة عبادتشان بالاتر برود، هر روز بايد باورشان بيشتر بشود كه ما كاري نكرديم! و عملي در خور توجّه انجام نداديم.
بنابراين مرتبة سوم اخلاص اين است كه انسان دنبال اجر و ثواب و بهشت
1. مصباح الشريعه مصطفوي: ص 337.
-
۳۵۳
جسماني و ميوه و باغ و قصر نباشد، اي نمازگزار حيف نيست كه انسان نماز را براي رسيدن به ميوة ظاهري در عالم آخرت بخواند؟! ارزش نماز خيلي بالاتر از اين است. اخلاص موجب ميشود انسان به مقامات و درجات بالاي بهشت برسد.
-
۳۵۴
113ـ مراتب بالاي اخلاص
تاكنون به سه مرتبه از مراتب اخلاص اشاره كرديم، بعضي از اين مراتب اگر تحقق نيابد نماز باطل است اما نسبت به برخي ديگر از مراتب، درجه و ارزش نماز پايين ميآيد. از باب مثال اگر کسي در نماز ريا کند نمازش باطل است، اگر نماز را به قصد وصول به حاجات دنيوي بخواند برخي از فقها اين نماز را هم باطل ميدانند، مرتبة سوم اين بود كه نماز نبايد به قصد طلب اجر از خداي تبارك و تعالي باشد، البته اگر كسي چنين قصدي داشته باشد نمازش باطل نيست، اما چون اين مرتبة از اخلاص را ندارد ارزش عبادت او پائين است.
مرتبه چهارم تصفيه عمل از طمع به بهشت و ترس از جهنم بدين معني كه انسان عمل خود را از مسئلة عقاب و عذاب جسماني در قيامت تصفيه كند، گروهي نماز ميخوانند براي اينكه به جهنّم نروند و از آتش جهنم ميترسند، البته اين به صحّت نماز ضرر نميرساند اما مخلّ به اخلاص است، نمازگزار نبايد به اين دليل نماز بخواند که گرفتار عذاب جهنم نشود، گاهي برخي از پدران يا مادران جهت تشويق فرزندان خود به نماز ميگويند اگر نماز نخواني به جهنم ميروي! بله، در قرآن كريم آمده در قيامت به اهل جهنم خطاب ميكنند
-
۳۵۵
«مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ»(1) كه چه چيزي باعث شد در جهنم قرار بگيريد؟ آنها ميگويند «لَمْ نَكُن مِنَ الْمُصَلِّينَ»(2) هر چند كسي که نماز نخواندقطعاً اهل جهنم است ولي ما نبايد به آن كسي كه تازه ميخواهد نماز بخواند ياد دهيم كه براي فرار از عقاب و رهايي از آتش جهنم نماز بخواند! نمازي كه بر پاية ترس خوانده شود نمازي نيست كه انسان را رشد بدهد و معراج او باشد! نمازي كه يك عمر بر پاية ترس و خوف از جهنم خوانده شود، اين مقدار اثر دارد كه فرد را از جهنم ظاهري نجات ميدهد اما او را عروج نميدهد و بالا نميبرد.
مرتبه پنجم تصفيه عمل از رسيدن به سعادت عقلي و لذّات روحاني دائمي و ازلي است(3) كه در كلمات امام خميني رضوان الله تعالي عليه بدان اشاره شده است. از آيات و روايات به خوبي استفاده ميشود که در آخرت مرتبهاي بالاتر از بهشت ظاهری و مادی وجود دارد که لذّت آن عقلي و روحاني است، آن لذّت فوق لذتهاي ظاهري و مادي است، ايشان ميفرمايند گر چه اين مقام يك مقام بسيار والايي است و رسيدن به آن انسان را در زمرة كروبيّين قرار ميدهد، اما انسان مخلص حتّي براي اينكه در زمره اين گروه قرار بگيرد نماز و اعمال عبادي خود را انجام نميدهد. زيرا در نزد سالکين الي الله چنين قصدي خود يك نقص به شمار ميرود و يك معامله محسوب ميشود، چون نماز ميخواند براي اينكه وصول به آن مقامات پيدا كند و در زمره کروبين قرار گيرد.
مرتبه ششم تصفيه عمل از خوف عدم وصول به لذات عقلي است: كه با مرتبة پنجم رابطه نزديك دارد، نماز ميخواند چون اگر نماز نخواند، ترس از این دارد که خدا اين لذّات عقلي را در قيامت نصيبش ننماید، كه خود اين هم يك نوع عذاب است.
1. سوره مدثر: آيه 42.
2. سوره مدثر: آيه 43.
3. آداب نماز: ص165. -
۳۵۶
مرتبه هفتم تصفيه عمل از وصول به لذات جمال الهي: که باز در کلمات امام رضوان الله تعالي عليه به زيبايي بيان شده است. ايشان در مورد تصفية عمل از وصول به لذّات جمال الهي و رسيدن به بهجتهاي انوار سبحات غير متناهي ميفرمايند اين همان جنّت لقاء است كه از آيات و روايات استفاده ميشود و نهايت آرزوي اهل معرفت و اصحاب قلوب است و دست نوع بشر از اين مقام كوتاه است و انگشت شماري از اهل معرفت ميتوانند به آن برسند، اينكه در دعاي شعبانيّه ميفرمايد: «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْك» اين كمال انقطاع آن ميوه و حور و قصور و اشجار و انهار بهشتي نيست، نميتوان كمال انقطاع را به اين امور ظاهري تفسير کرد كه البته فهم اين مرتبه براي امثال بنده بسيار بسيار مشكل است اما همين مقدار را اجمالاً ميتوانيم بفهميم كه نبايد نمازمان را براي رسيدن به يك امور مادّي انجام بدهيم. بلکه بايد خود را از ماديّات دنيا و بهرههاي آخرت جدا كنيم و بالا ببريم. و يك مقدار به ارزش وجودي خود و ارزش عبادات بيشتر توجّه كنيم و اين سرماية عمر را از دست ندهيم و اين عبادات را همينطور بدون فهم و درك و تأمل انجام ندهيم، كه خسارت بزرگي به دنبال دارد. انسان به وسيلة اين عبادات به بسياري از مقامات ميتواند برسد.
-
۳۵۷
114ـ راه رهايي از عجب و غرور انسان هميشه خود را مقابل خداوند مقصّر بداند
يكي از نكاتي كه نمازگزار در مسئلة اخلاص بايد به آن توجّه كند اينست كه مبادا نسبت به اعمال و كثرت آن بهجت و سرور زياد در درونش بوجود بيايد، البته گاهي انسان خدا را شكر ميکند که 50 سال است نماز ميخواند و نمازش قضا نشده، يا 50 سال است نماز شب ميخوانم، براي شكر خدا مانعي ندارد. اما اگر پيش خود سرور و بهجتي ايجاد كند و بگويد اين من هستم كه اين همه نماز خواندم، ديگران كجا و من كجا؟ اين امر ضربة كاري به اخلاص وارد ميكند. چه بايد کرد تا اين حالت در فرد بوجود نيايد؟ امام كاظم(عليه السلام) دستوري فرمودهاند که در بيانات ديگر ائمه(عليهم السلام) هم وجود دارد و آن اينست كه انسان هميشه بايد در برابر پروردگار خود را مقصر بداند، اگر کسي خود را هميشه مقصر بداند ميگويد اين عمل من چيزي نيست! انساني كه خود را مقصّر ميداند بين عمل يك روز و صد روز و صد سالش فرقي نميگذارد، اما آنکس كه خود را مقصر نداند ميگويد من زياد نماز خواندم و يك فرق بين خود و ديگران قائل ميشود!
در اصول كافي(1) در باب الاعتراف و التقصير روايتي از موسي بن جعفر(عليه السلام)
1. اصول کافي: ج3، کتاب ايمان و کفر.
-
۳۵۸
تقل ميکند که به يكي از فرزندانش فرمود «يَا بُنَيَّ عَلَيْكَ بِالْجِدِّ» در عمل به عبادت كوشش كن.
«وَلَا تُخْرِجَنَّ نَفْسَكَ مِنَ حَدِّ التَّقْصِيرِ فِي عِبَادَةِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ طَاعَتِه» نگذار نفست از حالت مقصّر بودن خارج شود، يعني هيچ گاه احساس نكن كار خود را درست انجام دادهاي و تمام شده! اگر اين حالت براي انسان بوجود بيايد به اخلاص و عبادت او ضربه ميزند، وي بايد هميشه خود را در پيشگاه خداي تبارك و تعالي مقصّر بداند، چرا؟
امام كاظم(عليه السلام) ميفرمايند: «فَإِنَّ الله لَا يُعْبَدُ حَقَّ عِبَادَتِه» براي اينكه خدا را هر چه عبادت كنيم، اين عمر كوتاه پنجاه ـ شصت ساله ما كه چيزي نيست! اين ملائكهاي كه از ازل تا ابد خدا را عبادت ميكنند، نميتوانند بگويند ما حقّ عبادت خدا را بجا آورديم!
اگر عبادت همة انبياء را روي هم جمع كنند باز حقّ عبادت خدا اداء نميشود! خود نمازگزار به اين معنا توجّه داشته باشد، اين همه ملائكه که از ازل تا ابد خدا را عبادت ميكنند، نميتوانند ادعا کنند حق عبادت خدا را به جاي ميآورند، حال عبادت ما كه در مقابل عبادت ملائکه چيزي نيست! آن گاه که نماز تمام ميشود واقعاً احساس شرم کرده و به خدا عرض كنيم خدايا ما نميتوانيم و قدرت نداريم تو را درست عبادت كنيم، اگر تمام شب و روز را به عبادت سپري كنيم باز اقرار ميكنيم که نميتوانيم تو را آن گونه که شايستهاش هستي عبادت كنيم، اگر اين حالت تقصير در عبادت در انسان به وجود آيد ديگر حساب نميكند كه چند سال نماز شب خوانده و خدا را عبادت کرده، چند سال است كه نوافل يوميه را ميخواند، اصلاً به خودش اجازه نميدهد اينها را محاسبه كند و اين يكي از مراتب مهم اخلاص است كه انسان در اخلاص به اين مرتبه برسد كه نسبت به كثرت عمل خود خشنود نشود، گر چه بايد نسبت به آن شاكر باشد و آن را لطف بزرگ خداي تبارك و تعالي بداند.
-
۳۵۹
فصل ششم: آداب و اسرار قرائت
-
۳۶۰