-
۳۴۱
شد از دايرة اخلاص خارج ميشود. اگر انسان تأمّل كند نكات ديگري هم از این روایت استفاده ميكند. نماز يکي از مصاديق عملي هجرت واقعي است، آن هجرتي كه مورد نظر خداي تبارك و تعالي هست و در برخي ديگر از آيات قرآن به آن اشاره شده مثل «وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ»(1) ، نماز هجرت و حرکت به سوي خداست، و اگر إلي الله نباشد ديگر هجرتي وجود ندارد! حقيقتي به عنوان هجرت در کار نيست، اخلاص در نماز اينست كه همة ما عنوان مهاجر إلي الله را پيدا كنيم انشاء الله.
1. سوره نساء: آيه 100.
-
۳۴۲
108ـ اخلاص، مصداق هجرت به سوي حق
هجرت در آية شريفه «وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ» كسي كه از خانه خود خارج شود در حالي كه به سوي خدا و رسول او هجرت ميکند، چنانچه در اين مسير فوت کند اجر و پاداش او با خداست. (كنايه از اين كه اجرش خيلي زياد است) مراد فقط معناي ظاهری هجرت نيست که به وسيله اين جسم و بدن از يک جا به جايي ديگر نقل مکان کند، اگر انسان در محل سکونت يا کار خود ميبيند فسق و فجور وجود دارد، از آنجا به محل ديگري برود که مردمش اهل عبادت هستند، اين هجرت ظاهري است اما هجرت يك معناي دقيقتر و باطني دارد «وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ» مراد واقعی از اين بيت، خانه و شهر و مكان ظاهري نيست! مراد از اين بيت خانة نفس است، كسي كه از خانة نفس خود و از آن هواهاي نفساني و آمال و آرزوهاي شيطاني مهاجرت به سوي خدا و رسول كند، آن آمال و هواهاي نفساني را كنار بگذارد، ببيند خدا چه ميخواهد؟ به سوي خدا و آنچه كه خدا اراده كرده برود اين ميشود يك مسافرت دروني. در معناي اول، هجرت او يك مسافرت ظاهري است، اما برطبق اين معناي دوم يك مسافرت و هجرت معنوي
-
۳۴۳
است، مبدأ اين مسافرت خانة دل و نفس و آرزوهاي نفساني و آمال و هواهاي نفساني است و غايتش رسيدن به حضرت حق تبارك و تعالي است.
اگر انسان از منزل نفس مهاجرت كند اساساً خود را كنار بگذارد و به تعبير بسيار لطيف امام خميني رضوان الله تعالي عليه و حشره الله مع اجداده الطاهرين در كتاب آداب الصّلاة(1) در اين هجرت باطني بايد «إنّيت و منيّت و خوديّت» خود را هم كنار بگذارد و اصلاً چيزي را به نام خودش نشناسد، حتي نسبت به اين كه ميخواهد به سوي خدا حركت كند نگويد من ميخواهم به مقامات معنوي برسم، اين منيّت و يا وصول به مقامات معنوي هم نبايد در كار باشد، كسي كه محو خداي تبارك و تعالي ميشود اصلاً براي خود که منيت اوست نبايد ارزشي قائل باشد! همين منيّت سبب ميشود که گرفتار قفس نفس باشد، همين منيّت و إنانيت سبب ميشود كه اين فرد از نفس خود به سوي همان نفس سفر کند نه به سوي خدا، و گويا از گوشهاي به گوشة ديگر حركت كرده و مسافر در جوف و باطن بيت نفسش است، اين فرد مسافر إلي الله نيست. معناي مسافر الي الله و اخلاص اين است كه انسان تمام امور دنيوي حتي همة اين جهات ذکرشده را كنار بگذارد.
بنابراین، اخلاص جايي است كه هجرت إلي الله صدق كند، و فرد كار را براي خدا انجام بدهد و هيچ شائبة غير خدايي در كار نباشد .
1. آداب نماز: ص 162.
-
۳۴۴
109ـ اخلاص، مانع تسلط شيطان
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، إلاّ عِبَادَكَ مِنْهُمْ الْمُخْلَصِينَ؛(1)
شيطان گفت به عزّت تو قسم همگي آنها را اغواء خواهم نمود، مگر بندگان اخلاص يافتهات.
نمازگزار بايد در نيّت خود اخلاص داشته باشد و نماز را فقط براي خدا بخواند، اين اخلاص دست شيطان را كوتاه و طمع او را از انسان قطع ميكند. اگر در بين نماز وسوسههاي شيطاني، افكار غير خدايي، افكار مادّي و دنيوي ما را احاطه ميكند علّتش اين است كه اخلاص در نيّت نداريم، براي اينكه اگر واقعاً اخلاص داشته باشيم، شيطان نسبت به ما طمع نميورزد و اين تصريح خود او است. بعد از آنکه خداوند شيطان را از درگاه خود راند، شيطان عرض كرد «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» به عزت تو قسم، عزت مظهر توانايي خداست، اين قسم براي اظهار توانايي خود شيطان است، اينكه به عزت خدا سوگند ميخورد، دالّ بر اين است كه من اين توانايي را دارم که همة بندگانت را گمراه كنم، مگر انسانهاي بااخلاص.
1. سوره ص: آيات 82 و 83.
-
۳۴۵
در این آیه چند تأكيد وجود دارد كه اين تأكيدها بايد انسان را بيدار كند. قسم، فعل مضارع همراه با «لام» و «ن» تأکيد و لفظ أجمعين، تمام اينها دالّ بر تأكيد است، يعني شيطان يك لحظه از وسوسه و منحرف كردن انسان فروگزاري نميکند و دائماً در تلاش است. در شب و روز، در جواني و پيري، در همة حالات دست از تلاش بر نميدارد، گمراه کردن كار شيطان است، اما همين شيطان يك استثناء ذکر ميکند «إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمْ الْمُخْلَصِينَ» مگر بندگان مخلَص تو، يعني فقط يک گروه است كه من نميتوانم آنها را فريب بدهم و از آنها مأيوس هستم که در دام من قرار گيرند و آن بندگان مخلَص تو هستند. اگر انسان در همين نمازهاي روزانه، واقعاً اخلاص داشته باشد و از بندگان مخلِص و مخلَص خدا شود شيطان از او دور و مأيوس ميگردد و نميتواند او را فريب بدهد.
اخلاص در نماز اين مقدار مهم و تأثيرگذار است. بايد از خدا استمداد بجوئيم که اخلاص در نيت را به ما عنايت فرمايد تا اعمالمان را با قصد قربت کامل انجام دهيم.
-
۳۴۶
110ـ آثار اخلاص
رسول اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) میفرمایند:
مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَة مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِه.(1)
هیچ بندهای برای خداوند چهل روز اخلاص نورزید، مگر اینکه چشمههای حکمت از قلب او بر زبان او جاری گردید.
نکته عمدهاي که در روايات ما تأکيد فراوان شده آن است که نماز و همه عبادات ما بايد با اخلاص انجام شود و اولين اثر اخلاص ايجاد قابليت در عمل است تا آن عمل قابل عرضه به درگاه خداوند شود، عمل بدون اخلاص هيچ و كالعدم است و قابليت تقديم به محضر خدا را ندارد.
دومين اثر اخلاص اين است كه شيطان را از انسان مأيوس ميكند و سومين اثر كه واقعاً اگر انسان نمازگزار يا انجام دهنده هر عبادتي بايد به آن آگاه باشد اين است که اخلاص فقط در خود آن عمل اثر نميکند، اينطور نيست كه بگوئيم
1. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 67، ص 242.
-
۳۴۷
اين اخلاص فقط اين عمل را قابل عرضه بر خداي تبارك و تعالي ميكند، اما بعد همه چيز تمام ميشود.
نه! اين اخلاص باعث ميشود عمل آثار خود را نمايان کند، هم آثاري كه بر نماز و نفس عمل مترتّب است و هم آثاري كه بر خود اين اخلاص مترتّب است. از اينرو لازم است نمازگزار بداند بر قصد قربت و اخلاص او چه آثاري مترتب ميشود.
روايت معروف «مَن أَخلَصَ للهِ أَربعين صَباحَاً جَرَتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلبِهِ عَلى لِسٰانه»(1) بيان يکي از آثار اخلاص در نماز و ساير اعمال است اگر اعمال شخصي چهل روز با اخلاص باشد، يعني چهل روز مخلصاً لله براي خداي تبارك و تعالي بخوابد، بشنود، بگويد، بنويسد، عبادت كند، كار كند، نگاه كند، هر كاري انجام ميدهد براي خدا باشد، حتي اگر اشارهاي ميكند! يا معاملهاي انجام ميدهد، اگر با فرزندانش صحبت ميكند، اگر غذا ميخورد، همه امورش براي خدا باشد. بر حسب اين روايت چشمههاي حكمت از قلب او بر زبانش جاري ميشود.
اين روايت مطالب بسيار مهم و نكات بسيار عميقي دارد. باید ملاحظه شود که ينابيع الحكمة چشمههاى حکمت چيست و چگونه از قلب بر زبان جاري ميشود؟ این مطلب خود بحث مستقلي است و جداي از بحث اسرار نماز بايد به آن پرداخته شود.
اما نكتهاي كه از آن استفاده ميكنيم اينست كه نمازگزار بداند اخلاصي كه در نماز از او محقق ميشود، آثار فراواني در زندگي او دارد، اين چنين نيست كه فقط سبب شود نماز او مقبول درگاه خداي تبارك و تعالي واقع شود و بعد از آن اثر ديگري نداشته باشد، بعد از اينكه اخلاص محقق شد تازه آغاز راه و ابتداي كار است، ثمرات و آثار آن تازه ميخواهد ظاهر شود. که يکي از آنها ايجاد نورانيت در وجود انسان است معمولاً نمازگزار بعد از انجام نماز احساس يك حالت نوراني در خود مينمايد و بايد هنر او اين باشد كه آن حالت را حفظ كند.
1. مصباح الشريعه مصطفوي: ص 355.
-
۳۴۸
تا این قسمت مختصري از مطالب پيرامون حقيقت اخلاص و آثار آن را ذکر نمودیم، اما راجع به مراتب اخلاص، امام خميني رضوان الله تعالي عليه در كتاب شريف آداب الصّلاة براي اخلاص در نماز هفت مرتبه ذكر فرمودهاند،(1) كه به تمام اين مراتب اشاره ميكنيم، ابتدا بايد دانست مراتب اخلاص کدام است؟ و بعد از علم به اين مراتب لازم است به آنها عمل کنيم. توجّه به اين مراتب در نماز موجب لذتبخش شدن آن براي نمازگزار خواهد شد و رسيدن به مراتب بالاتر، عنايات خاص خداوند را در پي خواهد داشت.
1. آداب نماز:ص 164 و 165.
-
۳۴۹
111ـ مراتب اخلاص
1. تصفيه عمل از رضايت مخلوقين
2. وسيله قرار ندادن عمل برای اهداف دنيوی
اولين مرتبه اخلاص اينست كه وقتي ميخواهيم عملي را براي خدا انجام بدهيم بدانيم آنچه كه براي ما بايد اهمیت داشته باشد رضاي خداي تبارك و تعالي است، نبايد براي خوشحالي ديگران، کسب رضاي مخلوقين، و جلب توجّه آنها نماز بخوانيم، چيزي كه متأسفانه گاهي اوقات گرفتار آن هستيم، گاهي اوقات انسان در حضور ديگران نمازش را طور ديگري ميخواند، قرائت نمازش را به نحو ديگري ميخواند، اگر ديديم نماز ما آن هنگام كه در منزل خود تنها هستيم با زماني كه فرد ديگري در حال تماشاي ماست، فرق ميکند و ما براي جلب نظر او به نوع دیگری نماز را ميخوانيم معنايش اين است كه اخلاص نداريم، اين همان معناي ريا است كه باطلکننده عمل است، اگر انسان براي جلب نظر ديگران عمل عبادي خود را انجام دهد، مثلاً نماز بخواند كه بگويند مسلمان است، یا نماز بخواند كه با او معامله كنند و ارتباط خوب داشته باشند و به او احترام بگذارند! اين با اخلاص سازگاري ندارد.
-
۳۵۰
اولين مرتبة اخلاص اين است كه انسان عمل خود را از اينكه آلودة به رضايت ديگران بشود پاک کند، كاري به ديگران نبايد داشت، چه ديگران از عمل انسان خوششان بيايد و چه بدشان بيايد؟ چه توجّه بكنند و چه نكنند! انسان بايد نمازش را بخواند، گاهي اوقات انسان در جايي حضور دارد، وقت هم گذشته و نماز نخوانده، ميگويد اگر بلند شوم جلوي اين افراد نماز بخوانم آبرويم ميرود، اين فرد كاهل در نماز است، خود همين يك مشكل است، وقتي انسان ملاکش جلب رضايت خدا باشد نبايد به اين جهات توجّه کند! هر کس هر حرفي ميخواهد راجع به انسان بزند، انسان بايد طرف حساب خود را خدا قرار دهد، اين اولين مرتبة اخلاص است.
دومين مرتبه اخلاص اينست كه انسان نماز يا ساير امور عبادي را با هدف رسيدن به خواستهها و حاجات دنيوي انجام ندهد! اگر كسي نماز بخواند براي آنکه خدا به او روزي دهد، يا بگويد من نماز اول ماه را ميخوانم براي اينكه بدنم در طول اين يك ماه سالم باشد، اين کار با اخلاص سازگاري ندارد. درست است که عبادات هر يك آثار خاصي دارد؛ نماز شب در توسعة رزق، در عزت، در نورانيّت ظاهر و باطن اثر ميگذارد، اما اگر کسي همين نماز شب را بخواند براي اينكه چهرهاش نوراني شود و يا خداوند وسعت رزق به او بدهد، اين فرد نماز را با اخلاص نخوانده است و برخي از فقها چنين نيّتي را مُخلّ به صحت عمل ميدانند. اگر كسي بگويد من نماز ميخوانم اما هدفم اين است كه رزقم زياد شود، يا روزه ميگيرم براي اينكه بدنم سالم باشد، اين مخلّ به صحت عمل است! و در پيش اهل معرفت چنين عملي عنوان معامله و تجارت دارد، چون براي خدا نماز نخوانده بلكه براي وسعت رزق نماز خوانده يا براي سلامتی جسم روزه گرفته است! اين يك تجارت است و براي خدا عملي انجام نشده است. اين مرتبة دوم از مراتب اخلاص است. پس در مرتبة اول انسان عمل خود را از رضاي مخلوقين تصفيه ميكند و در مرتبة دوم عمل را طريق رسيدن به مقاصد و اهداف دنيوي قرار نميدهد که هر يك از اينها مخلّ به اخلاص است.