pic
pic
  • ۳۳۱

    فصل پنجم: اسرار نیّت

  • ۳۳۲
  • ۳۳۳

    105ـ نيت همان تصميم بر انجام فعل است

    بعد از بیان اسرار قيام موضوع نيّت در نماز مطرح مي‌شود. در مسئلة نيت چند مطلب بايد مورد توجّه قرار گيرد، اولين مطلب اينست كه حقيقت نيّت چيست؟ حقيقت نيّت عبارت از تصميم و عزم بر انجام يك عمل است، همين قدر كه فرد قصد کند يك عملي را انجام بدهد، نيت تحقق مي‌يابد. لذا حقيقت نيّت متوقف بر تلفّظ نيست كه اگر آن را به زبان نياورد گفته شود نيّت محقق نشده است، حقيقت نيّت به اين است كه انسان در نفس خود تصميم بگيرد کاري را انجام بدهد، مثلاً همين که تصميم مي‌گيرد راه برود، نيّت راه رفتن دارد، اگر تصميم مي‌گيرد بنشيند پس نيت نشستن دارد.

    بنابراين هيچ فعل اختياري خالي از نيّت نيست و امكان ندارد كه فعل و عمل بدون نيّت از انسان صادر شود، در نتيجه هنگامي که انسان براي نماز خواندن مي‌ايستد همين خود نيّت نماز است، همين كه تصميم دارد خدا را عبادت كند خودش نيّت است، نبايد خود را گرفتار وسوسه‌هايي کند كه متأسفانه بعضي از جُهّال و افراد مقدّس مآب دچار آن هستند، مخصوصاً در عبادات و بالاخص در نماز. شيطان براي مقابلة با ايمان انسان حيله‌هاي گوناگون به کار مي‌برد گاهي

  • ۳۳۴

    اوقات او را مأيوس کرده و وادار مي‌كند كه اصل عمل را انجام ندهد، اگر اين حيله مرحله اول در عده‌اي تأثير نکند، در مرحله دوم، در فكر آنها مسئلة ريا، عجب و خودپسندي را به وجود مي‌آورد.

    شیطان در مرحلة سوم به سراغ القاء شک و ترديد و وسوسه مي‌آيد مثل اينكه نيّت كردي يا نه؟ نيّت خود را صحيح انجام دادي يا نه؟ قصد قربت كردي يا نه؟ بنابراين مراد ما از نيّت، قصد انجام نماز و تصميم بر اين است که مي‌خواهد نماز بخواند، كسي كه برخاسته و مي‌خواهد الله اكبر بگويد قصد انجام نماز را دارد و نبايد خود را گرفتار وسوسه كند كه آيا من نيّت كردم يا نه؟ متأسفانه ديده شده گاهي اوقات برخي الله اكبر مي‌گويند، و سپس نماز خود را قطع می‌کند به بهانة اينكه درست نيت نکردم! اين وسوسه‌ها بر حسب آنچه كه در روايات ما آمده، خود يک عمل شيطاني است.

    در روايتي امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايند: «لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ» حضرت فرمود خبيث (یعنی شیطان) را عادت ندهيد كه بر شما غلبه كند و نمازتان را بشكنيد، هر بار كه نماز خود را بشكنيد طمع شيطان بيشتر مي‌شود «فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثٌ يَعْتَادُ لِمَا عُوِّد» چرا‌که او پليد است و نسبت به آنچه كه عادت داده بشود معتاد مي‌شود، شما اگر خود را طوري بار بياوريد كه براي مسئلة «نيت» نمازتان را قطع كنيد، شيطان مجدداً شما را وادار مي‌كند كه نمازتان را بشكنيد.

    «إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ‏ فَإِذَا عُصِيَ‏ لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُم‏» شيطان دنبال اينست كه از او اطاعت بشود، لذا اگر ببيند با او مخالفت مي‌شود مأيوس مي‌شود و كنار مي‌رود. حال اگر در نماز شك كرديد كه نيّت نماز كرديد يا نه؟ چنانچه توجهي به آن نکنيد شيطان مأيوس مي‌شود و ديگر در اين مسئله شما را گرفتار شك و وسوسه نمي‌كند، اما اگر به وسوسه او توجّه كنيد و از او اطاعت كنيد و نمازتان را بشكنيد، شيطان مجدداً در نماز ديگر و يا در همين نماز آنقدر فرد را گرفتار مي‌كند

  • ۳۳۵

    كه گاهي اوقات يك ساعت طول مي‌کشد تا تكبير بگويد دائماً مي‌گويد نيّت از من صادر نشده! چرا ما بايد عمر گرانبها را كه بايد صرف تحصيل حقايق و معنويّات كنيم در اين امور ظاهري که شيطان حاکم و ميدان‌دار آن است تلف کنيم.

    پس در مسئلة نيت نبايد وسوسه به خود راه دهيم، هر عمل اختياري همراه با نيّت است و در نيت لفظ لازم نيست، همين برخاستن براي نماز خود تصميم و عزم بر انجام اين كار است و همين مقدار براي نماز ما كافي است. اين نكته در كلمات امام خميني رضوان الله تعالي عليه مورد تأكيد قرار گرفته كه وسواس در نيّت مضحك‌تر و عجيب‌تر از همة وسواس‌هاست و اگر انسان توجّه نكند و گوش به حرف شيطان بدهد او را به يك سرانجام بد مي‌كشاند، شما ببينيد اگر کسي در طول عمر تمام قواي خود را صرف كند و بخواهد يك عمل اختياري بدون نيّت انجام بدهد از نظر عقلي امكان ندارد كه بتواند چنين كاري را انجام بدهد، چون هر عمل اختياري از روي نيّت صادر مي‌شود، يك نفر بيچارة مريض و ضعيف العقل را مي‌بيني كه در هر نماز مدت‌هاي مديدي خود را معطل مي‌كند كه نمازش با نيّت و عزم انجام شود، اين شخص به آن ماند كه مدت‌ها تفكّر كند كه براي بازار رفتن يا ناهار خوردن نيّت و عزم كند. بيچاره‌اي كه بايد نماز، معراج قُرب و مفتاح سعادتش باشد و با تأدّب به آداب قلبيه و اطلاع بر اسرار اين لطيفة الهيه، تكوين ذات و تأمين نشئة حيات خود كند، از همة اين امور غفلت كرده، اينکه اين امور را لازم نداند سهل است، بلکه همه را باطل شمارد. يعني اصلاً توجهي به اين اسرار و حقايق ندارد و سرماية عزيز خود را صرف خدمت شيطان و اطاعت وسواس خنّاس كند و عقل خداداد را كه نور هدايت است محكوم حكم ابليس كند(1).

    پس ببينيد چقدر مسئلة وسواس مذموم است خصوصاً وسواس در نيّت كه انسان را از اصل عمل باز مي‌دارد و حقيقت عمل را از انسان براي هميشه دور


    1. آداب نماز: ص 158 و 157.

  • ۳۳۶

    مي‌كند و اگر در کسي کوچکترين وسواس وجود دارد بايد با هر زحمت و رياضتي هست، چاره‌اي بينديشد، فكر نكند كه اين کار مقدس مآبي و احتياط در عمل است، يك كسي كه نماز خود را ده بار به بهانة اينكه هنوز نيت نکرده‌ام قطع مي‌کند، مطيع شيطان است فكر نکند كه مقدس مآب است و به اين وسيله اجر بيشتري پيش خدا دارد!

  • ۳۳۷

    106ـ اخلاص و قصد قربت

    يكي از نُكاتي كه در مورد نيّت مطرح است آن است كه نمازگزار بايد عمل عبادي و نماز خود را با اخلاص و قربةً إلي الله، يعني به قصد قربت و نزديک شدن به خداوند تبارک و تعالي انجام دهد.

    به تعبير ديگر نماز را با اخلاص کامل براي خدا بخواند البته توجّه داريد قصد قربت غير از مسئلة نيّت اصل نماز است. اگر در كنار نيّت نماز و تصميم بر انجام آن قصد قربت و تقرّب إلي الله نباشد اساساً اين نماز باطل است. در مورد اخلاص چند جهت قابل تأمل و دقت است. اخلاص يعني چه؟ تقرّب إلي الله به چه معنی است؟ اخلاص چيست و مراتب آن کدام است؟ در کلام اولياي خدا، عرفا، بزرگان و در رأس آن امام خمینی رضوان الله تعالي عليه هشت مرتبه براي اخلاص ذكر شده است. بعد از علم به مراتب اخلاص، راهکار تحقق مراتب عاليه آن خصوصاً کمال اخلاص را در اعمال خود بيابيم.

    حقيقت اخلاص اينست كه در انجام عمل هيچ شائبه‌ و انگيزه غير خدايي وجود نداشته باشد و انسان عمل را فقط براي خدا انجام بدهد، به قصد ريا و نماياندن به ديگران نباشد که ببينند نماز مي‌خواند يا نماز اوّل وقت مي‌خواند،

  • ۳۳۸

    براي جلب نظر و کسب خشنودی مخلوقين نباشد. حتي به منظور عجب و خودپسندي نزد خودش نباشد. مبادا كسي كه نماز مي‌خواند به نفس خود خطاب كند به‌به اين من هستم كه نماز اول وقت مي‌خوانم، اين من هستم كه نماز جماعت مي‌خوانم، اين امور با اخلاص منافات دارد، معناي اخلاص اين است كه فقط براي خدا باشد و غير از خداچيز ديگري مطرح نباشد.

    قرآن كريم مي‌فرمايد:‌ «ألا للَّهِِ الدِّينُ الْخَالِصُ»(1) از اين آية شريفه استفاده مي‌شود كه دينِ خالص براي خداست، يعني ديني كه هيچ جنبة غير خدايي در آن نباشد، ديني كه ابتداء و انتها و ابعاد و ماهيّات و خصوصياتش همه و همه براي خدا باشد. ديني كه هيچ شائبة شيطاني و غير خدايي در آن نباشد، از این آية شريفه استفاده مي‌شود که اساساً خداي تبارك و تعالي آنچه كه صد در صد خالص هست را مي‌پذيرد و براي خود قرار مي‌دهد. دين خالص، قلب سليم و قلب خالص است «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إلاّ مَنْ أَتَى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»(2) در برخي از روايات وارد شده كه قلب سليم يعني قلبي كه در آن غير از خدا چيز ديگري نباشد! اگر بخواهيم نمازي كه مي‌خوانيم در عالم دنيا و آخرت براي ما نافع باشد بايد با اخلاص باشد، هيچ جنبة غير خدايي در آن نباشد.

    از آية شريفه «أَلَا للَّهِِ الدِّينُ الْخَالِصُ» اين استفاده هم مي‌شود كه دين صحيح ديني است که خالص باشد، اگر يك ديني خالص نباشد، افكار و اهداف غير خدايي در آن مطرح بشود آن دين مربوط به خدا نيست و آنرا خدا قبول ندارد.


    1. سورة زمر، آيه 3.
    2. سوره شعراء: آيه 89.

  • ۳۳۹

    107ـ اخلاص، عمل را قابل عرضه به پروردگار مي‌کند

    نسبت به حقيقت اخلاص از آيات قرآن كريم استفاده مي‌شود آنچه كه براي خداي تبارك و تعالي هست دين خالص است، اساساً عمل اگر خالص نباشد، قابليّت عرضه به درگاه خداي تبارك و تعالي را ندارد، نه اينكه بگوئيم خدا آن را قبول نمي‌كند، اصلاً چنين عملي قابل عرضه به محضر خداي تبارك و تعالي نيست.

    انسان نمازگزار و هر فردي كه مي‌خواهد عبادتي انجام ‌دهد بايد توجّه داشته باشد كه اگر عمل او خالص براي خدا نباشد آن عمل يك ظلمت است، نمي‌توان آن را به خداي تبارك و تعالي که نور است عرضه كرد، قرآن که مي‌فرمايد دين خالص براي خداست، يعني اگر مقداري از افكار غير خدايي و نفساني و شيطاني بخواهد در دين باشد، ارتباطي با خداي تبارك و تعالي پيدا نمي‌کند، عمل خالص هم اين چنين است.

    به عبارت ديگر؛ اگر كسي اخلاص در نماز نداشته باشد نمي‌تواند بگويد من نماز خواندم، چون عمل او ديگر عنوان نماز را ندارد تا بخواهد قابل عرضة به خداي تبارك و تعالي باشد، قرآن کريم در آية پنجم سوره بينه مي‌فرمايد:

  • ۳۴۰

    «وَمَا أمِرُوا إلاّ لِيَعْبُدُوا الله مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» خواسته‌ خداي تبارك و تعالي از يهود و نصارا اين بود كه دست از شرك و مشرك بودن بردارند و فقط خدا را عبادت كنند، غير از خدا موجود ديگري را عبادت نكنند، خدا را عبادت كنند و عبادتشان هم از روي اخلاص باشد. اين امر اختصاص به اهل كتاب ندارد، خداي تبارك و تعالي از انسان‌ها عبادت با اخلاص مي‌خواهد.

    در سورة مباركة شوري آية 20 مي‌فرمايد: «مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدّنيا نُؤتِهِ مِنْهَا» كسي كه دنبال محصول دنياست ما از همين دنيا به او مي‌دهيم «وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ» اما او بهره و نصيبي در آخرت ندارد.

    اين تعبير از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) است كه فرمودند: «لكلّ امرء ما نوي»(1) هر آنچه كه انسان نيّت ‌كند به آن مي‌رسد يا براي اوست.

    «فَمَنْ كَانَ هِجْرَتُهُ إِلَى اللهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللهِ وَ رَسُولِهِ» كسي كه به سوي خدا و رسول حركت مي‌كند، حرکت او واقعاً هجرت است و اين فرد حقيقت هجرت را پياده مي‌كند.

    «وَمَنْ كَانَ هِجْرَتُهُ إِلَى الدُّنْيَا يُصِيبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ يَنْكَحُهَا فَهِجْرَتُها إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْه‏» اما اگر كسي براي رسيدن به دنيا يا به دست آوردن زني حرکت کند، هجرت او به سوي همان چيزي است که به قصد آن حرکت کرده است مثل رزمنده‌اي که در جنگ براي دنياطلبي و قدرت طلبي شمشير مي‌زند.

    اين روايت معناي بسيار روشني دارد، نماز يكي از مصاديق هجرت الي الله و الي رسوله است، نماز حركت به سوي خدا و ورود به بارگاه الهي است، آيا ما واقعاً در حين نماز، بعد يا قبل از نماز، به اين معنا توجّه مي‌كنيم كه مي‌خواهيم با اين عمل به سوي خدا هجرت کنيم. آيا بعد از نماز مي‌توانيم به خود بگوئيم ما به سوي خدا هجرت كرديم؟ آيا اخلاص در نماز داشتيم؟ معناي اخلاص همين است كه عمل ما هجرت و حرکت به سوي خدا باشد، اما اگر کار غير خدايي


    1. مستدرک الوسائل: ابواب مقدمه عبادات، باب 5، حديث 5.

۲۱۸,۷۸۰ بازدید