-
۳۲۱
«فَإِذَا أَتَى بِذَلِكَ كَانَتْ هِيَ الصَّلَاةَ الَّتِي بِهَا أَمَرَ وَ عَنْهَا أَخْبَرَ» امام صادق ميفرمايد اگر كسي چنين نمازي بخواند، اين همان نمازي است كه به آن امر شده و همان است كه خدا ميفرمايد «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ».
عزيزان؛ چرا نمازهاي ما بازدارندة از فحشاء و منكر نيست؟ براي اينكه اين خصوصيات در آن وجود ندارد! اگر اين خصوصيّات در آن وجود داشته باشد امكان ندارد كه اين نماز ناهي و مانع از فحشاء و منكر نباشد. امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد چنين نمازي انسان را از فحشاء و منكر باز ميدارد. در دنبالة روايت منصور عباسي جملهاي را خطاب به حضرت فرمود كه قابل توجّه است عرض كرد «يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ لَا نَزَالُ مِنْ بَحْرِكَ نَغْتَرِفُ» ما هميشه از درياي وجود شما غرفههاي رحمت را برميگيريم «وَ إِلَيْكَ نَزْدَلِفُ» به تو نزديك ميشويم، هر چه از عمر ما ميگذرد به حقيقتتان نزديكتر ميشويم «تُبَصِّرُ مِنَ الْعَمَى وَ تَجْلُو بِنُورِكَ الطَّخْيَاءَ» با نورتان كوري و عماء و ظلمت شبهاي تاريک را از بين ميبريد، «فَنَحْنُ نُعُومٌ فِي سُبُحَاتِ قُدْسِك» پس ما در انوار و محاسن قدستان غوطهور میگردیم ببينيد منصوري كه در آينده قاتل امام(عليه السلام) شد نسبت به مقام حضرت چه تعابيري بيان ميکند؟
-
۳۲۲
102ـ علت خوف و خشيت انبياء و ائمه(ع)
در كتاب عُدة الداعي اين روايت ذکر شده است: «رُوِيَ أَنَّ إِبْرَاهِيمَ(عليه السلام) كَانَ يُسْمَعُ تَأَوُّهُهُ عَلَى حَدِّ مِيلٍ» وقتي كه حضرت ابراهيم به نماز ميايستاد و با خدا مناجات و راز و نياز ميكرد، صداي زاري و آه و نالة او تا فاصلة يك ميل(1) به گوش ديگران ميرسيد، «حَتَّى مَدَحَهُ اللهُ تَعَالَى بِقَوْلِهِ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ»(2) به طوري که خداوند در قرآن يكي از صفات برجستة ابراهيم را اوّاه بودن يعني كسي كه آه و ناله زياد ميكند ذکر فرموده است.
در حال قيام نماز بايد توجّه داشته باشيم كه اين نماز فقط لقلقة زبان ما نباشد، بلکه با حال انابه و زاري همراه باشد، در حالات بزرگان از عرفا آمده است كه گاهي اوقات از شدّت گريه و زاري از حال ميرفتند و نميتوانستند نماز را تمام کنند.
در ادامه روايت چنين آمده که در نماز صدايي از ابراهيم به گوش ميرسيد مانند صداي ديگ جوشان «وَكَانَ فِي صَلَاةٍ يُسْمَعُ لَهُ أَزِيزٌ كَأَزِيزِ الْمِرْجَلِ وَ كَذَلِكَ
1. يك ميل به اندازه چهار هزار زراع و هر زراع هم هفتاد سانتيمتر است لذا يک ميل مساوي با دوهزار و هشتصد متر است.
2. سوره هود: آيه 75. -
۳۲۳
كَانَ يُسْمَعُ مِنْ صَدْرِ سَيِّدِنَا رَسُولِ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) مِثْلُ ذَلِكَ» نظير همين حالت ابراهيم را پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) ما هم داشت، البته بايد توجّه داشت مقصود آن حالتي نيست كه صداي گريه صورت نماز را بهم بزند، «وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(عليها السلام) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللهِ»(1) روش حضرت فاطمه سلام الله عليها هم همين طور بوده است.
در كتاب آداب الصّلاة امام خميني رضوان الله تعالي عليه92) عبارات بسيار مهمي وجود دارد كه بايد اين عبارات مكرر خوانده شود، اين کلمات يك انسان ربّاني است كه واقعاً نفس خود را تهذيب كرده و مراحل بالايي از سير و سلوك را طي نموده است. امام خمینی ميفرمايد: قدري در حالات عليّ بن الحسين (امام سجّاد(عليه السلام)) و مناجات آن بزرگوار با حضرت حق و دعاهاي لطيف آن سرور كه كيفيت و آداب عبوديّت را به بندگان خدا تعليم ميكند تفکر کن. من نميگويم مناجات آن بزرگواران براي تعليم به بندگان است، يكي از حرفهاي مشهور اينست كه اين مناجاتها و راز و نيازهايي كه ائمة ما انجام ميدادند و آنچنان اظهار گناه و تقصير در پيشگاه خدا ميکردند، براي اينست كه به ديگر بندگان ياد دهند كه خدا را اين چنين عبادت كنند.
امام خميني ميفرمايند اين كلام گفته بيمغز و باطلي است و از جهل به مقام ربوبيّت و معارف اهلبيت صادر شده است. خوف و خشيت آنها از همه كس بيشتر بوده، آن خوف و خشيتي كه امير المؤمنين، امام سجّاد و ساير ائمه(عليهم السلام) داشتند قابل مقايسه با خشيت انسانهاي معمولي و يا علماء ما نيست! عظمت و جلال حق در قلب آنها بيشتر از ديگران تجلي نموده، آنچنان تجلياي كه ما قدرت درك آن را نداريم، لكن بايد كيفيت عبوديّت و سلوك الي الله را از آنها ياد بگيريم. وقتي نماز امام سجّاد اين چنين است نماز ما هم لااقل يك مقدار شبيه آن باشد، وقتي ابراهيم اين چنين است ما هم يك مقدار مثل او باشيم، ما كه
1. مستدرک الوسائل: ج 4، ص 100 ؛ عدة الداعي: ص 151.
2. آداب نماز: ص 152. -
۳۲۴
ادعا ميكنيم شيعة امير المؤمنين(عليه السلام) هستيم چه مقدار نماز ما به نماز آن حضرت نزديك است؟ از خود سؤال كنيم و به خودمان هم جواب بدهيم، غالباً شرمنده و سرافكنده هستيم. بيائيم تا عمر باقي است و مهلتي وجود دارد ـ هر چند اندك ـ به اين مسئله توجّه كنيم و نمازهاي خود را اصلاح نماییم.
-
۳۲۵
103ـ امام سجّاد(ع) الگوي عابدان
بیان نمودیم كه امام خميني رضوان الله تعالي عليه فرمودند «ما بايد در عبادت و بندگي تأسي و پيروي از عبادات عليّ بن الحسين امام سجّاد(عليه السلام) کنيم. وجود مبارك امام سجّاد(عليه السلام) از بزرگترين نعمتهايي است كه ذات مقدس حق بر بندگان خود به اين وجود منّت گذارده و آن سرور را براي فهماندن روش عبوديت و بندگي از مقام قرب و قدس خود نازل فرموده است. عبادات امام سجّاد(عليه السلام)، دعاها و نمازهاي امام سجّاد(عليه السلام) منّتي است كه خدا بر ساير خلق گذاشته تا الگوي عبادت براي ديگر بندگان باشد. و مراد از نعيم در اين آية شريفة «لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنْ النَّعِيمِ»(1) نعمت ولايت است، که در قيامت از آن سؤال ميشود.
اگر آن روز از ما سؤال شود چرا قدر اين نعمت را ندانستيد و از اين بزرگوار استفاده نكرديد؟ چرا دعاها و نمازتان را مثل نماز امام سجّاد قرار نداديد؟ ما در پيشگاه خدا جواب نداريم». سپس موعظه ميفرمايند «اي عزيز اكنون كه فرصت است و سرماية عمر عزيز در دست است و طريق سلوك الي الله مفتوح است» حالا كه وقت و سرمايه داري و راه هم باز و درهاي رحمت خدا هم مفتوح است
1. سوره تکاثر: آيه 8.
-
۳۲۶
«سلامتی و قوّت اعضا و قوا برقرار است و دار الزرع عالم مُلك برپاست» چه تعابير عميق و جامعي را دارند؛ حالا كه در عالمي قرار گرفتي كه هر لحظهاش وقت زرع و زراعت است، در باب معنويّات زراعت فصل خاصي ندارد.
عالم دنيا همیشه دار الزرع است، در هر آني، چه در شب و چه در روز، در هر لحظه انسان بايد براي عالم آخرت زراعت كند، ميفرمايد حالا كه همة اسباب فراهم است، مخصوصاً براي جوانها كه فرصت بيشتري دارند! قواي آنها كاملاً مهياست و موانع کمتري براي عبادت و بندگي دارند، گرفتاريهاي دنيوي و آلودگيهايشان كمتر و در نتيجه حجابهاي قلبشان کم است.
براي آنها بحمدالله اين راه سير و سلوك امكان بيشتري دارد، آنها بايد همت كنند و قدر اين نعم الهيّه را بفهمند و از آن استفاده كنند و كمالات روحاني و سعادات ازلي و ابدي را تحصيل كنند.
در اين قسمت امام خمینی رضوان الله تعالي عليه به نكتة بسيار مهمي توجّه ميدهند و ميفرمايند «از اين همه معارفي كه قرآن و اهلبيت عصمت(عليهم السلام) به اين طبيعت ظلماني زمين آوردند و بسط دادند، و عالم را به انوار نوراني خودشان روشن كردند، چرا ما نبايد بهرهاي ببريم.
ميفرمايند «بهرهاي بردار و أرض طبيعت مظلمه و تاريک خود را به نور الهي روشن كن» زمين وجودت را به نور خدا روشن كن، چشم و گوش و زبان و قواي ظاهر و باطن را به نور خدا روشن كن. اين أرض تاريك ظلماني را بايد به يك أرض نوراني و آسمان عقلاني تبديل كنيد. با استفادة بسيار لطيف و ظريف از آيات شريفه «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ»(1) و «وَأَشْرَقَتْ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»(2) ميفرمايند بر طبق آيه اول هر انساني بايد وجود و أرض تاريك خود را به نور خدا روشن و آنرا به يك أرض نوراني تبديل كند، و اگر انسان در دنيا اين كار را
1. سوره ابراهيم: آيه 48.
2. سوره زمر: آيه 69. -
۳۲۷
كرد، ديگر روز قيامت گرفتار ظلمتها، سختيها، وحشتها و فشارها، ذلتها و خواريها و عذابها نميشود و قيامت بسيار خوبي را خواهد داشت، اما آنها كه در عالم دنيا أرض ظلمانيِ تاريك خود را روز به روز تاريكتر كردند، قيامت آنها بسيار مشكل است.(1)
1. آداب نماز، ص 152.
-
۳۲۸
104ـ مقصود خدا از واجب کردن نماز بر بندگان: عبادات اجرای توحيد در ملک بدن است
در بحث از اسرار نماز اين نكته روشن ميشود كه هر يک از عبادات ظاهري داراي يك حقيقت ویژه و مخصوص است و مقصود از انجام اين ظواهر رسيدن به آن اسرار و حقايق است. بدون رعايت و انجام اين ظواهر امكان دسترسي به آن حقايق نيست! خيلي از افراد سؤال ميكنند كه مقصود خداي تبارك و تعالي از نماز چيست؟ علت اين سؤال اينست كه ما فكر و درك خود را محدود کردهايم به اينكه هر چه هست همين ظاهر است! همين قيام و قعود و اذكار ظاهري. با وجود اين پيش فرض طبعاً اين سؤال پيش ميآيد كه مقصود خدا چيست و اين ظاهر چه نفعي براي او دارد و همينطور چه فايدهاي براي انسان دارد؟
اما اگر بدانيم اين ظاهر يک طريق است بر اينكه ابوابي از حقايق را بر روي ما بگشايد و غير از اين هم امكان ندارد، نماز حقايق و معارفي دارد که غير از طريق نماز امكان رسيدن به آن حقايق و معارف وجود ندارد. و در رأس اين معارف مسئلة توحيد قرار دارد. انسان براي اينكه بتواند تا اندازهاي به حقيقت توحيد نزديک شود تنها راهش نماز است و هر کسي كه در انجام نماز توفيق بيشتري
-
۳۲۹
داشته باشد، رسيدن به مقام توحيد براي او نزديكتر و آسانتر ميشود. امام رضوان الله عليه در كتاب آداب الصّلاة از استاد عرفان خود مرحوم آیتالله حاج شیخ محمدعلی شاهآبادي رضوان الله تعالي عليه نقل ميكنند كه عبادات اجراي توحيد در مُلك بدن از باطن قلب است، انسان با انجام عبادت ميخواهد توحيد را در تمام مُلك وجود خود جاري كند و بدون اين عبادت و نماز، توحيد در وجود انسان تحقق پيدا نميكند.
نكتهاي كه امام خمینی قدس سره در همين جا تأكيد ميفرمايند(1) اينست كه: مقصد و مقصود خداوند از ارسال انبياء و قرآن و احكام و شرايع و كتابهاي آسماني نشر توحيد و معارف الهيه است، تمام آنها براي اين آمدند كه انسان به مرتبه توحيد برسد و موحّد باشد و كفر و شرك را از درون خود دور كند. سپس ميفرمايند بسيار اشتباه است كه ما بگوئيم تمام اين برنامههاي آسماني: اعم از فرستادن انبياء و كتب، و بيان شرايع، احكام، دستورات و مقررات براي اين است كه انسان بعد از اين عالم وارد بهشت مادي محدود شود! بلکه اينها مقدّمه است براي اينكه انسان به مقامهاي بسيار بالا برسد و ابواب وسيع معرفت را به روي خود بگشايد، اگر کسي از انجام عبادات به چنين نتيجهاي برسد ديگر به ظاهر اكتفا نميكند. اساساً از اين ظواهر عبور ميكند و خود را به آن باطن و حقيقت ميرساند. ما بايد توجّه كنيم كه بسط اين همه از بساط رحمت و انزال كتب و ملائكه و ارسال انبياء براي تحقق بعضي از امور ظاهري و پيش پا افتاده مثل خوردن و آشاميدن و قدم زدن زير درختان باصفا نيست! غايت معارف اينست كه با انجام اين عبادات و خودداري از گناهان انشاء الله به مقامات بسيار بالايي از علم و معرفت و نورانيت در آخرت برسيم. اين نكتة بسيار مهمي است كه بايد به آن توجّه كنيم.
امام خميني; ميفرمايند امثال ما كه از حدّ حيوانيّت تجاوز نكردهايم جز ميل
1. آداب نماز، ص 153.
-
۳۳۰
به بهشت جسماني و ادارة بطن و فرج چيز ديگري نداريم! اما نبايد گمان كنيم كه سعادت منحصر به اين و بهشت حق تعالي محصور به همين بهشت حيواني است، بلكه براي حق تعالي عوالمي است كه هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نكرده و لذا اهل محبت و معرفت اعتنايي به هيچ يك از اين بهشتهاي مادي و حيواني ندارند و براي آنها جنّت اللقاء و بهشت حضور مطرح است.
ببينيد نماز انسان را به كجا ميرساند؟ اين نماز اگر با آداب و خصوصياتش انجام شود، غايتش توحيد و رسيدن به مقامات بسيار بالا فوق اين بهشت ظاهري است که انشاءالله خدا قسمت همة ما بفرمايد.