-
۳۱۱
نماز نايست، اين ادب قيام است.
انسان وقتي ميخواهد در برابر خداي تبارك و تعالي بايستد، احساس كند كه واقعاً خدا او را ميبيند، تمام فكر و وجودش معطوف به خداي تبارك و تعالي باشد، نبايد كسالت به خود راه دهد، نبايد با عجله بايستد. هنوز از زمين برنخاسته و بدنش سکون نيافته و کامل نايستاده الله اكبر گفتن كار درستي نيست!
حضرت ميفرمايند: «وَ لَكِنْ تَأْتِيهَا عَلَى السُّكُونِ وَ الْوَقَارِ وَ التُّؤَدَةِ» اين نماز را بايد با آرامش و وقار انجام دهي.
«وَ عَلَيْكَ الْخُشُوعُ وَ الْخُضُوعُ مُتَوَاضِعاً لِلَّهِ عزّوجلّ مُتَخَاشِعاً» نماز خود را با حالت تواضع در برابر خدا و خضوع و خشوع انجام بده «عَلَيْكَ خَشْيَةٌ وَ سِيمَاءُ الْخَوْفِ رَاجِياً خَائِفاً بِالطُّمَأْنِينَةِ عَلَى الْوَجَلِ وَ الْحَذَرِ» ميفرمايد در نماز خشيت داشته باش و آثار خوف در سيماي تو ظاهر باشد.
در عبارت قبل فرمود بايد با خضوع و خشوع و تواضع باشي و اينجا ميفرمايد حالت ترس و خشيت بايد در چهرهات ظاهر باشد. هم اميد به خدا داشته باشيد و هم خوف. انسان بايد پيوسته نگران باشد كه آيا خداوند اين عبادت را از او ميپذيرد يا نه؟ آيا خدا به او توجّه ميكند يا نه؟
«فَقِفْ بَيْنَ يَدَيْهِ كَالْعَبْدِ الْآبِقِ الْمُذْنِبِ بَيْنَ يَدَيْ مَوْلَاهُ» ميفرمايد وقتي به نماز ميايستي مثل يك بندة گناهكار فراري که نزد اربابش قرار گرفته ترسان و نگران باش، انسان بايد در پيش خدا اين چنين بايستد.
واقعاً وقتي كه ميخواهيم به نماز بايستيم بفهميم، تا به حال دور بوديم و فراري، حالا ما را برگرداندهاند لذا بايد با يك حالت شرمندگي و ندامت و خوف، و در عين حال با اميد به مغفرت و رحمت پرورگار به نماز بايستيم.
«فَصُفَّ قَدَمَيْكَ وَ انْصِبْ نَفْسَكَ وَلَا تَلْتَفِتْ يَمِيناً وَ شِمَالًا»؛ پاهاي خودت را كنار هم قرار بده و قامتت را راست نگه دار و به راست و چپ نگاه نكن، اينكه
-
۳۱۲
ميگويند در نماز نبايد به اين طرف و آن طرف نگاه كرد علتش همين است كه انسان در پيشگاه خدا ايستاده و بايد تمام حواس و چهرهاش را متوجه او بكند.
«وَتَحْسَبُ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ» فكر كن كه تو او را ميبيني و اگر تو او را نميبيني، او تو را ميبيند. اين حالتي است كه انسان بايد وقتي به نماز ايستاده كاملاً آن را رعايت كند.
1. فقه الرضا: ص 101.
-
۳۱۳
98ـ حقوق نماز در کلام امام سجّاد(ع)
امام سجاد(عليه السلام) میفرمایند:
وَأَمَّا حُقُوقُ الصَّلَاةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى الله؛
اما حق نماز آن است که بدانی نماز ورود به محضر پروردگار است.
نمازگزار اگر به اسرار قيام در نماز توجّه كند و آداب آن را رعايت نمايد، نماز براي او بسيار لذتبخش خواهد بود و احساس ميكند كه واقعاً از آلودگيهاي دنيا جدا ميشود. احساس خستگي در نماز نميكند، و ميخواهد دائماً به نمازش ادامه بدهد.
در برخي از روايات در مورد امام هشتم(عليه السلام) وارد شده كه آن حضرت در يك شبانهروز هزار ركعت نماز ميخواند، دليل آن اين است كه از ايستادن در نماز لذت ميبردند و اگر در لحظات اول روز قبل از طلوع خورشيد يا قبل از غروب نمازهاي مستحب را تعطيل ميكردند و در مصلاي خود نشسته و با خدا مناجات ميكردند. براي اين بود كه اسرار، فوايد و ارزش نماز را ميدانستند، در روايتي امام سجّاد(عليه السلام) مواردي را به عنوان حقوق نماز ذكر كردهاند، يعني اگر نمازگزار
-
۳۱۴
اينها را رعايت نكند حقّ نماز را اداء نكرده و آن را ضايع كرده است.
ميفرمايند «وَأَمَّا حُقُوقُ الصَّلَاةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى الله»(1) دو مورد را به عنوان حق نماز بیان میفرماید، حق اول نماز اين است كه بدانيم نماز ورود به محضر خداي تبارك و تعالي است، کسي كه قصد دارد نماز را شروع كند بداند كه ميخواهد وارد بر محضر خاص خداي تبارك و تعالي شود. به عبارت دیگر، نماز ورود است، اما ورود به محضر حق تبارک تعالی. شخص نمازگزار باید بداند بهوسيله نماز چه موجودی وارد میشود. روشن است که هر ورودی مستلزم خروجی است، یعنی باید از دنیا و تعلقات آن، از تمنّیات نفسانی و شهوانی خارج شده و بر نور مطلق وارد شویم.
حق دوم آن است که بدانیم در پیشگاه خداوند ایستادهایم، این حق زمانی ادا میشود که انسان نمازگزار نسبت به حق اول، وظیفة خود را انجام داده باشد.
«وَأَنَّكَ فِيهَا قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ» بايد بداني كه در مقابل خداي تبارك و تعالي ايستادهاي.
«فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِكَ كُنْتَ خَلِيقاً أَنْ تَقُومَ فِيهَا مَقَامَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ الرَّاغِبِ الرَّاهِبِ الْخَائِفِ الرَّاجِي الْمُسْتَكِينِ الْمُتَضَرِّعِ الْمُعَظِّمِ» هنگامي که اين دو حق را دانستي، شايسته آن خواهي شد که در مقام عبد خوار و ذليل و درمانده قرار بگيري. يعني انسان خود به خود نميتواند به اين مقام برسد. بلکه بايد از قبل بداند كه در محضر خداست، بدون توجّه به اين حضور، چنين حالتي براي او پيش نخواهد آمد «مَقَامَ مَنْ يَقُومُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِالسُّكُونِ وَ الْوَقَارِ وَ خُشُوعِ الْأَطْرَافِ وَ لِينِ الْجَنَاحِ» با آرامش و وقار و خشوع در جوارح و اعضاي بدن.
«وَحُسْنِ الْمُنَاجَاةِ لَهُ فِي نَفْسِهِ وَالطَّلَبِ إِلَيْهِ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِهِ الَّتِي أَحَاطَتْ بِهَا خَطِيئَتُهُ وَاسْتَهْلَكَتْهَا ذُنُوبُهُ» با فروتني و با حال مناجات خيلي خوب دائماً از خدا ميخواهد از همة گناهان و خطاهايي كه او را احاطه کردهاند آزاد کند، گناهاني
1. آداب الصلوة: امام خميني، ص 150.
-
۳۱۵
كه او را هلاك و نابود كردهاند
«وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله» و در آخر هم ميفرمايد هيچ نيرو و قوه و قدرتي نيست مگر قدرت خداي تبارك و تعالي، اگر انسان بخواهد از گناهان و خطاهايي كه او را احاطه كرده نجات پيدا كند فقط بايد با ارادة حق تبارك و تعالي باشد. بنابراين براي رهايي از آلودگيها بايد در نماز خود را در مقام عبد ذليل قرار بدهيم تا حالت خشوع و وقار و حال حُسن مناجات پيدا كنيم.
-
۳۱۶
99 ـ 100ـ حدود نماز در حديث رزام
مسئلة قيام در نماز جماعت مسئلة بسيار مهمی است و جلوة زیادی دارد. نمازگزاران وقتي همه با صفوف يکپارچه در پيشگاه خداي تبارك و تعالي ميايستند، بايد بدانند چه عناياتي از طرف خدا به آنها ميشود. سرّ اينكه براي نماز جماعت ثواب بسيار زيادي ذکر شده است در رعايت همين آداب و توجّه به اين اسرار نهفته است. بنابراين بايد به نحوه ايستادن خود توجّه كنيم؛ و ببينيم آدابش را درست رعايت ميكنيم يا خير؟
مرحوم سيد ابن طاووس در كتاب فلاح السائل روايتي را از امام صادق(عليه السلام) ذكر كرده، كه عنوانش خصوصيّات نمازي است كه بازدارنده از فحشاء و منكر است، «في صفة الصّلاة التي تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» نقل ميكند كه ابوجعفر منصور در يك روز جمعه در حالي كه به دست مبارك امام صادق(عليه السلام) تکيه داده بود، مردي به نام رزّام از او سؤال كرد اين کسي كه به او تكيه دادهاي كيست؟ به او گفته شد جعفر بن محمّد فرزند رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) است، آن مرد گفت «إِنِّي وَ اللهِ لَوَدِدْتُ مَا عَلِمْتُ أَنَّ خَدَّ أَبِي جَعْفَرٍ نَعْلٌ لِجَعْفَر» حقش اين است كه گونه و صورت منصور نعل كفش امام صادق باشد.
-
۳۱۷
با اين مقدمات رزام از امام صادق(عليه السلام) سؤال ميکند از نماز و حدود آن به من خبر بدهيد «أَخْبِرْنِي عَنِ الصَّلَاةِ وَ حُدُودِهَا».
حضرت ابتدا فرمود: «لِلصَّلَاةِ أَرْبَعَةُ آلَافِ حَدٍّ لَسْتَ تُؤَاخَذُ بِهَا» نماز چهارهزار حد دارد كه تو نميتواني به آن عمل كني و تمام اين حدود را رعايت نمايي. و اين خود نكتة بسيار مهمي است كه امام صادق ميفرمايد نماز چهارهزار حد دارد، مراد از حد در اينجا يعني آنچه كه در تحقق حقيقت نماز مدخليّت دارد.
رزام عرض كرد «أَخْبِرْنِي بِمَا لَا يَحِلُّ تَرْكُهُ وَ لَا تَتِمُّ الصَّلَاةُ إِلَّا بِه» عرض كرد يابن رسول الله حالا كه من نميتوانم اين حدود نماز را رعايت كنم به آنچه كه بايد انجام بدهم و ترکش جايز نيست و تماميت نماز به آن است، آگاهم سازيد.
جوانهای عزیز توجه کنند اشخاصي كه در زمان ائمة معصومين(عليهم السلام) بودند وقتي به محضر ائمه ميرسيدند چه مطالبي را سؤال ميكردند. امروز كه متأسفانه دست ما از ساحت وجود مقدس حضرت ولي عصر(عج) كوتاه است ـ از بزرگاني كه در وادي فقاهت و معرفت، در وادي فهم كتاب خدا و تشخيص حلال و حرام آن عمري را سپري كردهاند غافل نباشيم. سعي كنيد دسترسي به آنها پيدا كنيد و چنين سؤالاتي را از محضر آنها داشته باشيد تا بتوانيد اعمال خود را صحيح انجام دهيد. مبادا عمري بر ما بگذرد و بعد تأسف بخوريم كه چرا ما به مسئلة قيام در نماز توجّه نكرديم، چرا آداب قيام را رعايت نكرديم؟ چرا در حال نماز آن طور که سزاوار ايستادن در محضر خداي تبارك و تعالي است قيام نكرديم.
رزام از امام صادق(عليه السلام) سوال ميكند آن اموري را كه اگر در نماز رعايت كنم گوشهاي از حقيقت و حدود نماز را انجام دادهام براي من بيان كنيد. حضرت فرمودند: «لَا تَتِمُّ الصَّلَاةُ إِلَّا لِذِي طُهْرٍ سَابِغٍ» حضرت فرمود، حقيقت نماز محقق نميشود، مگر براي کسي كه طهارت كامل داشته باشد، يعني طهارتي كه همة وجود او را فرا گرفته باشد، یعنی مجموعهاي از طهارت ظاهري و طهارت باطني و طهارت از فرق سر تا انگشتان پا، انساني كه به نماز ميايستد بايد تمام
-
۳۱۸
وجودش طاهر باشد، مراد از اين طهارت فقط وضو نيست كه شرط براي نماز است. سپس فرموده باید نمازگزار «تَمَامٍ بَالِغٍ» باشد، یعنی به يك تماميّت جامع و نافذ رسيده باشد. بالغ معاني متعددي دارد كه يكي از آنها به معناي رسيدن است، بچهاي كه به حدّ بلوغ ميرسد را بالغ ميگويند يا به ميوة رسيده ثمرة بالغه ميگويند. بنابراین، معنی اینچنین میشود که نمازگزار باید به تمامیت کامل رسیده باشد، اما معناي دوم بالغ نافذ است «امر بالغ» يعني مطلب نافذ، يعني نمازگزار بايد داراي يک تماميت نافذ باشد. به نظر ما معناي نافذ أولي از معنای رسیدن است، بايد مطالب و عباراتي را كه بيان ميكند عباراتي نباشد كه از حد لسان او تجاوز نكند بلكه بايد نفوذ كند. سپس فرموده است شرط سوم برای حقیقت نماز آن است که «غَيْرِ نَازِعٍ» در بعض از نسخ «غَيْرِ نَازِعٍ» آمده که تعبير بسيار زيبايي است و بدين معناست كه كمترين حركت از او صادر نشود، همين كه قبلاً از بعضي روايات ذكر شد كه امام سجّاد وقتي براي نماز ميايستاد گويا مانند يك درخت بود و به هيچ وجه حركتي از او مشاهده نميشد مگر حرکت عباي آن حضرت که آن هم به وسيلة باد بود. «غير نازغٍ» يعني كمترين حركت و تكاني از او صادر نشود.
خصوصیت چهارم آن است که «وَ لَا زَائِغٍ» كمترين انحرافي در او نباشد، زائغ از زيغ به معناي انحراف از راه حق است، این کلمه به معناي خميدگي و كجي هم آمده، يعني در حال نماز كاملاً مستقيم باشد و هيچ کجي و انحرافي در او نباشد. بنابراین، خصوصیاتی را که امام صادق(عليه السلام) در این حدیث بیان میفرمایند:
الف) انسان نمازگزار باید طهارت کامل داشته باشد، همه انواع طهارت را دارا باشد.
ب) باید دارای تمامیت جامع و نافذ باشد.
ج) باید کمترین حرکت خارج از نماز از او سر نزند، با سر و صورت و اعضاء خود بازی نکند.
د) باید مستقيم بوده و در وجود ظاهری او انحرافی نباشد.
-
۳۱۹
101ـ حدود و خصوصيات نماز در حديث امام صادق(ع)
در ادامه روايت رزام، امام صادق(عليه السلام) پس از بيان برخي از آن چهارهزار حد و خصوصيات نماز به نُه ویژگی دیگر اشاره فرمودهاند:
1 و 2. «عَرَفَ فَوَقَفَ»، «وَأَخْبَتَ فَثَبَتَ»: خدا را بشناسد و با معرفت و شناخت در برابر خدا به نماز بايستد اخبات و خشوع پيدا ميکند، با يافتن خشوع و تواضع، ثبات در اين عمل پيدا ميکند.
3. «وَهُوَ وَاقِفٌ بَيْنَ الْيَأْسِ وَالطَّمَعِ وَالصَّبْرِ وَالْجَزَعِ» اين كه در برابر خدا ايستاده از يك طرف يأس بر او حاکم است، زيرا نگاه به ضعف خود ميكند، عمل خود را در برابر خدا قابل عرضه نميبيند. ما بايد در نماز چنين حالتي داشته باشيم. مبادا يك وقت اگر نماز ما ده دقيقه طول كشيد فكر كنيم کار كارستاني كردهايم! بايد يأس از شايستگي و مقبوليت اعمال و عبادات خود داشته باشيم و از آن طرف به لطف و فضل و رحمت خدا طمع داشته و اميدوار به آن باشيم .
از يك سو بايد در انجام وظايف و تکاليف خود صبور و شکيبا باشيم و از طرف ديگر به درگاه خداي تبارك و تعالي ناله، جزع و التماس كنيم، مبادا از درگاه او دور بمانيم و اعمال ناچيز ما مورد قبول قرار نگيرد. «كَأَنَّ الْوَعْدَ لَهُ صُنِعَ»
-
۳۲۰
چقدر زيباست اين تعبير! كسي كه در نماز برابر خداي تبارك و تعالي ايستاده باور كند تمام وعدههاي خدا در مورد او انجام شده است. يقين داشته باشد وعدههايي كه خدا به نمازگزاران داده، پاداشهايي كه براي آنها در نظر گرفته، تمام اين وعدهها محقّق شده است. «وَ الوَعِيدَ بِهِ وَقَعَ» از آن طرف خود را مستحق مجازات و عقابهايي بداند که براي افراد سهلانگار و کاهل در نماز قرار داده شده است، كه اين حالت، حالت بسيار عجيبي است! انسان هم خود را مستحق وعدهها و پاداشهاي الهي، و هم مستحق وعيدها و عقوبتهاي الهي بداند.
4. «بَذَلَ عِرْضُهُ وَ يمثّل غَرَضَه» «عروض» در لغت به معناي مال و متاع و دارايي است، حيات و وجود مهمترين سرمايه و دارايي يك انسان است، هر چه که دارايي اوست به پيشگاه خداي تبارك و تعالي عرضه كرده است.
5. «و تَمَثَّلَ غرضه» غرض و مقصود خود را از اين نيايش و راز و نياز متمثّل کرده و در نظر آورد.
6. «وَ بَذَلَ فِي اللهِ الْمُهْجَةَ» جان و قلب در راه خدا نهاده و وجود خود را نثار او كند.
7. «وَ تَنَكَّبَ إِلَيْهِ الْمَحَجَّةُ» فقط راه و طريق الهي را برگزيند، راهي غير از راه خدا را نپذيرد.
8 . «غَيْرَ مُرْتَعِمٍ بِارْتِغَامٍ» از اينکه بيني خود را در حال سجده بر خاك ميگذارد هيچ كراهتي نداشته باشد، نگويد اين کار براي من سخت است، چرا بايد پيشانيِ خود را روي خاك بگذارم! بلكه از اين كار لذت ببرد.
9. «يَقْطَعُ عَلَائِقَ الِاهْتِمَامِ بِعَيْنِ مَنْ لَهُ قَصَدَ وَ إِلَيْه وَفَدَ وَ مِنْهُ اسْتَرْفَدَ» تمام علايق و دلبستگيهاي به غير خدا را در وجودش قطع كند، توجّه و اهتمام خود را فقط براي ارتباط با خدا بگذارد، اين شخصي كه ايستاده و نماز ميخواند، بداند كه چه كسي را قصد كرده و در محضر چه كسي وارد ميشود؟ از چه كسي عطا و پاداش ميخواهد؟