pic
pic
  • ۳۰۱

    مي‌دهد كه با همة قوا آمادگي براي نماز پيدا ‌كنند.

    در قسمت اول اذان جنبة اعتقادي آن مطرح است، اما در قسمت دوم جنبة عملي اذان، و توجّه به اينكه چه كساني، چه موجودات و قوايي مي‌خواهند در محضر حق تبارك و تعالي حضور پيدا كنند، بيان مي‌شود و چقدر لذّت دارد وقتي كه انسان «حیّ علی الصّلاة» مي‌گويد توجّه كند به اينكه نه فقط وجود ظاهري خود و دوستانش را ترغيب و تشويق به نماز مي‌كند، بلكه قلبش را، دست و چشمش را، نفس و قواي مُلك و ملكوت و همه را دعوت براي حضور در اين محضر مي‌کند.

  • ۳۰۲

    95ـ سرّ تکرار حيّ علي الصلاة

    بيان كرديم با «حیّ علی الصّلاة» انسان به تمام وجود و اعضا و جوارح خود خطاب مي‌کند كه آماده براي نماز شوند و بشتابند به سوي نماز، و نه فقط وجود خودش بلكه همه قُوايي كه در مُلك و ملكوت وجود دارد نيز دعوت به نماز مي‌کند. يعني حال كه خدا عظيم است، و حال كه خدا واحد است، و حال كه ما رسالت و ولايت را قبول داريم پس بايد خدا را ثنا بگوئيم و او را عبادت و پرستش كنيم و نبايد درنگ و توقف كنيم، نمي‌شود آن شهادت‌ها باشد اما نسبت به نماز درنگ شود، اگر در خواندن نماز و انجام اين فريضه الهي مسامحه وجود داشته باشد خداي نكرده، ريشه در اين دارد كه اين شهادت‌ها ناقص است، اين شهادت‌ها قلبی و واقعی نيست. اما اگر اين شهادت‌ها شهادت‌هاي كاملي باشد، چطور انسان مي‌تواند شهادت به توحيد و رسالت و ولايت بدهد، اما خود را از قافلة پرستش عقب بيندازد، بلکه بايد بلا فاصله شروع به پرستش خداي تبارك و تعالي کند.

    بعضي سؤال مي‌كنند كه چرا «حیّ علی الصّلاة» يا فصول ديگر دو بار بايد تكرار ‌شود؟ جواب كلي‌ كه براي اين تكرارها وجود دارد اينست كه معمولاً در

  • ۳۰۳

    دفعه اول انسان توجّه كامل پيدا نمي‌كند، فطرت انسان بيدار نمي‌شود. اين تكرار براي اينست كه يك بيداريِ كامل براي فطرت ايجاد شود، انسان وقتي يك بار مي‌گويد ممكن است توجّه عميق نكند، اما براي توجّه عميق و تنبّه كامل و بيداريِ تام که فطرت را كاملاً بيدار كند كه بايد نماز خواند و خدا را پرستش كرد، دو مرتبه آن را می‌گوید. وجه دومی هم در كلمات امام رضوان الله تعالي عليه ذکر شده که مي‌فرمايند(1) ممكن است بار اول خطاب به قواي داخل باشد، قوايي كه داخل در مملكت وجود انسان است، مثل قلب، گوش، دست، چشم و...، و بار دوم خطاب به قواي خارج از مملكت انسان است. انسان در اين پرستش تنها نيست بلكه با تمام موجودات عالم همراه است، مي‌خواهد خدا را در كنار موجوداتي كه دائم در حال تسبيح و عبادت او هستند، عبادت كند و بعد توجّه پيدا مي‌كند به حكمت، و آن اثر مهم نماز که رستگاري و فلاح است.

    فطرت هر انساني خواهان رسيدن به سعادت است، از هر کسي سوال كنيد مي‌گويد مي‌خواهم خوشبخت شوم، البته گاهي اوقات در تشخيص مصداق‌هاي خوشبختي اشتباه مي‌كند، يكي مصداق خوشبختي را پول و ديگري مقام مي‌داند، يكي شهوت و ديگري خوراك مي‌داند، اما خدا مي‌فرمايد مصداق مهم خوشبختي، سعادت و رستگاري براي انسان، نماز است. هر کس مي‌خواهد در زندگي‌ خوشبخت باشد بايد دنبال نماز باشد، كسي كه دنبال نماز باشد ابواب آسمان‌ها به روي او باز مي‌شود خداوند ابواب رحمت و درهاي حکمت خود را به روي او باز مي‌كند.

    قبل از شروع نماز در اذان و اقامه دو بار مي‌گويد فلاح و رستگاري در نماز است، و تكرار در اين جا هم باز براي بيدار كردن فطرت و تحكيم و تثبيت اين مطلب در نفس است كه اي انسان حواست جمع باشد فلاح و رستگاري در همين نماز است و بس.


    1. آداب نماز: ص 142.

  • ۳۰۴

    سپس مي‌گويد «حیّ علی خير العمل» اگر مي‌خواهي بهترين اعمال را انجام بدهي، اگر مي‌خواهي عملي انجام بدهي كه بهتر از آن تصور نشود آن عمل نماز است. «حیّ علی خير العمل» و در ادامه ذکر تکبير و لا إله إلاّ الله را بيان مي‌كند «الله اكبر، الله اكبر، لا إله إلاّ الله، لا إله إلاّ الله» كه نكتة خيلي مهم اين است، هم در اذان و هم در اقامه شروع و پايان با لفظ الله است كه اين لفظ الله به گفتة اهل فن يك اسم و عنواني است كه همة شئون الهيه در آن وجود دارد.

    تا این بخش، اسرار و حکمت‌های اذان پایان می‌یابد، در دنباله بحث حکمت‌های موجود در نماز را مورد بحث قرار می‌دهیم.

  • ۳۰۵

    فصل چهارم: سرّ قیام در نماز

  • ۳۰۶
  • ۳۰۷

    96ـ سرّ قيام در نماز: قيام نمايانگر توحيد و قيّوميّت حق

    بعد از بيان نکات مختصري پيرامون اذان و اقامه، وارد بحث خصوصيات نماز مي‌شويم؛ مجموعاً از نظر شکل و هيئت، نمازگزار در اين عبادت سه حالت را دنبال مي‌كند، يكي حالت قيام و ايستادن است، بر انساني كه مريض نيست و قدرت بر ايستادن دارد واجب است نماز را ايستاده بخواند، همين نماز را اگر او نشسته بخواند ولو صد ساعت هم طول بدهد هيچ ارزشي ندارد، بايد در حال قيام باشد. حالت دوم ركوع و حالت سوم هم سجده است.

    در هيچ عبادتي مجموع اين سه حالت را در يک جا همراه با هم ملاحظه نمي‌كنيم، بزرگان اهل معرفت از اين سه حال، سه مرتبة از توحيد را استفاده كرده‌اند و گفته‌اند وقتي نمازگزار مي‌ايستد و شروع به نماز مي‌كند حالت قيام او اشاره به توحيد افعالي و حالت ركوع او اشاره به توحيد صفاتي و حالت سجده كه مهم‌ترين و عميق‌ترين حالت پرستش در نماز است اشاره به مهمترين مرحلة توحيد دارد كه توحيد در ذات است. حال بايد ديد چه نكاتي در قيام نماز وجود دارد و چه آدابي بايد در موقع قيام رعايت شود.

  • ۳۰۸

    امام خمینی رضوان الله عليه در مورد قيام مي‌فرمايند وضعيت اين قيام و الفاظي كه در قرائت آن وجود دارد، اشاره به مقام توحيد افعالي است و مقصود از توحيد افعالي اين است كه ما قائل به فاعليت خداي تبارك و تعالي در همة افعال باشيم، حتي كوچكترين فعلي كه از انسان سر می‌زند، مثل يك نشستن و برخاستن، همه افعال مرتبط با ارادة حق تبارك و تعالي است، و تا ارادة او نباشد برگي از درخت نمي‌افتد، بادي نمي‌وزد و هيچ فعلي در عالم نه از انسان و نه از غير انسان صادر نمي‌شود.

    البته در مورد افعال انسان در جاي خود توضيح داده مي‌شود كه توحيد فعلي منافات با اختيار انسان ندارد. لکن اين انسان مختار بايد بداند كه هر فعلي را كه انجام مي‌دهد مسبوق به ارادة حق تبارك و تعالي است، ولو آن را از روی اختیار انجام می‌دهد.

    پس مقصود از توحيد افعالي اين است كه انسان غير از خدا هيچ چيز را در عالم فاعل و مؤثر نداند و اين حالت قيام در نماز اشاره به قيّوميت حق تبارك و تعالي دارد و اگر بندگان حرفي مي‌زنند يا كاري انجام مي‌دهند تحت عنوان قيّوميت حق تبارك و تعالي است.

    انسان بايد به قلب خود يادآوري كند كه تعيّنات نفسانيّه را كنار بگذارد و بداند از خود استقلالي ندارد. اگر به عبادت ايستاده اين خداست كه اراده كرده ولو اختيار هم در كنارش وجود دارد اما اگر ارادة خدا نباشد اين امر محقق نمي‌شود. بايد به قلب و باطن خود اين مطلب را بفهماند؛ ادب قيام اين است كه نمازگزار خود و همه عالم را در محضر خدا حاضر بداند.

    انسان وقتي مي‌خواهد به كسي احترام كند و يا با كسي مواجه مي‌شود ادب ظاهري و فطري هر انسان اين است كه جلوي پاي او مي‌ايستد، اين ايستادن بدين معناست كه من با همة وجود در محضر تو هستم، چنين انساني بايد خواه ناخواه عظمت حق تبارك و تعالي را باور كرده باشد، آن كسي كه بدون هيچ

  • ۳۰۹

    گونه عذري نشسته يا خوابيده نماز بخواند، نمي‌توان گفت عظمت معبود را باور كرده و پذيرفته است، ولي وقتي با وقار و با خصوصياتي كه ذکر خواهد شد مي‌ايستد، ادب پرستش از او به خوبي صادر مي‌شود و اين حالت حالتي است كه بايد از فرد عابد و سالك ظاهر ‌شود.

  • ۳۱۰

    97ـ آداب قيام

    امام رضا(عليه السلام) فرمود:

    إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَقُومَ إِلَى الصَّلَاةِ فَلَا تَقُومُ‏ إِلَيْهَا مُتَكَاسِلا...؛

    هنگامي که مي‌خواهي به نماز بايستي با کسالت و تنبلي به نماز نايست.


    گفته شد اولين حالت نمازگزار در نماز قيام و ايستادن است، حالت دوم ركوع و حالت سوم هم سجده است. طبق بيان اهل معرفت اين سه حالت و سه هيئت به سه مرتبه از مراتب توحيد اشاره دارد. در حالت قيام و ايستادن، انسان با تمام وجود طرف مقابل خود را درك و معبود خود را مشاهده مي‌كند. حالتي كه در حال نشسته يا خوابيده هرگز براي انسان حاصل نمي‌شود.

    در كتاب فقه الرضا(1) اين روايت آمده كه: «فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَقُومَ إِلَى الصَّلَاةِ فَلَا تَقُومُ‏ إِلَيْهَا مُتَكَاسِلًا وَ لَا مُتَنَاعِساً وَ لَا مُسْتَعْجِلًا وَ لَا مُتَلَاهِياً» وقتي براي نماز قيام مي‌كني با حالت كسالت و خواب آلودگي و چُرت نايست، با شتاب و عجله به نماز نايست، با حالت لهو و سرگرم بودن و بازي با سر و گوش و ... خود به


    1. فقه الرضا، ص 101.

۲۱۸,۷۸۸ بازدید