pic
pic
  • ۲۱

    بنابراين ما وقتي به عقل مراجعه مي‌كنيم، عقل يك قاعدة كلي به ما ارائه مي‌دهد كه هر ظاهري داراي باطني است و بر اين اساس بايد توجّه كنيم. نماز ما داراي باطني هست و با تعمق از فكر خود استفاده کنيم که ماوراي هر فعلي كه از ما سر مي‌زند چه حقيقتي وجود دارد که ما مي‌خواهيم به وسيلة اين ظاهر به آن باطن برسيم. خداوند قلوب همة ما را هر چه بيشتر به نور ايمان و عبادت و بندگي منوّر بفرمايد.

  • ۲۲

    3ـ اهميت درک باطن نماز

    فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكوت كُلِّ شَيْءٍ؛(1)

    منزه است آن‌که باطن و ملکوت هرچيز به دست اوست.


    بيان نموديم عقل ادراك مي‌كند كه هر ظاهري داراي باطني است، اما غير از دليل عقلي. قرآن کريم هم در آيات متعددي براي هر شيئي در اين عالم طبيعت، ملكوتي را بيان فرموده است. آنجا كه مي‌فرمايد: «فَسُبْحَانَ الّذي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»؛ منزه است خدايي كه ملكوت هر چيزي در قبضة قدرت اوست. اين آيه دلالت دارد هر شيئي كه در اين عالم وجود دارد داراي ملكوت است، ملكوت يعني همان باطن شيئ، هر انساني ملكوتي دارد، زمين ملكوت دارد، آسمان ملكوت دارد، اعمال انسان ملکوت دارد، از جمله اموري كه داراي ملكوت مي‌باشد نماز است، نماز يكي از كارهايي است كه انسان انجام مي‌دهد لذا داراي صورت ملکوتي است.


    1. سوره يس: آيه 83.

  • ۲۳

    در سورة مباركه مؤمنون آيه 88 مي‌فرمايد: «قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ» از اختصاصات خداوند تبارك و تعالي اينست كه باطن هر چيزي در اختيار اوست، اگر ما به حسب ظاهر چنين تصور کنيم که، عمل ظاهريِ ما با قدرت تدبير و اختيار انسان انجام مي‌شود (كه در همين عمل ظاهري هم ما به طور قطع محتاج عنايت و لطف و ارادة حق تعالي بوده و بدون او هيچ هستيم)، اما در باطن عمل هيچ قدرت و اراده‌اي غير از قدرت حق تعالي اثر ندارد. اوست كه مي‌تواند در باطن اعمال تصرف كند و آن را توسعه يا ضيق بدهد، باطن را نسبت به افراد و اعمال مختلف كم و زياد كند، چرا که باطن و ملكوت هر چيزي در تحت قدرت حق تعالي است.

    آية ديگر مي‌فرمايد: «وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»؛(1) يعني ما به ابراهيم ملكوت آسمان و زمين را نشان داديم، براي اينكه او اهل يقين بشود.

    «وَإِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إلاّ عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»؛(2) خزانه اصلي هر چيزي در نزد خداوند تبارك و تعالي است، يعني همين نمازي كه الآن ما به حسب ظاهر انجام مي‌دهيم يك فعلي است كه در چند دقيقة زماني انجام مي‌شود، كوتاه است و انسان فكر نمي‌كند كه قبل و بعدش با چيزي مرتبط باشد، اما اين اعمال مرتبط به يك حقيقتي است ماوراي اين ظاهر و آن حقيقت در نزد خداوند تبارك و تعالي است و ما به وسيلة اين ظاهر مي‌خواهيم به آن باطن و حقيقت برسيم.

    بنابراين غير از دليل عقل، قرآن كريم به خوبي دلالت دارد كه تمام امور اين عالم داراي ملكوت است و ما بالخصوص در باب نماز روايات زيادي داريم كه تمام جزئيات آن را به لطف و عنايت خداوند ـ آن مقداري كه براي ما در كتب


    1. سوره انعام: آيه 75.
    2. سوره حجر:‌ آيه 21.

  • ۲۴

    بزرگان نقل شده ـ اشاره خواهيم كرد از مقدمات نماز گرفته مثل وضو و مقارنات (امور همراه نماز) و منافيات نماز تا تعقيبات نماز، تمام حالات نماز داراي اسرار هستند، اسراري براي تكبيرة الاحرام بيان شده، اسراري براي نيّت بيان شده، اسراري در قرائت است، چه سرّي در اين قيام انسان در برابر حق تعالي نهفته است؟ چه اسراري در ركوع و سجده وجود دارد؟ خود این روایات براي ما دليل روشني است، يعني اگر ما دليل عقلي را نداشتيم، اگر اين آيات قرآن كه مي‌فرمايد هر چيزي داراي يك باطن و سرّ است را نداشتيم، از همين روايات معتبري كه در كتب ما وجود دارد و اسرار نماز را بيان كرده به خوبي پي مي‌بريم كه نماز داراي اسرار است.

    در اين بحث به اين حديث شريف اشاره كنم كه امير المؤمنين(عليه السلام) فرمود: «مَن تَوَضَّأَ مِثلَ وُضُوئِي وَقَالَ مِثلَ قَولِي خَلَقَ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى مِن كُلِّ قَطرَةٍ مَلَكاً يُقَدِّسُهُ وَيُسَبِّحُهُ وَيُكَبِّرُهُ فَيَكتُبُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ ثَوَابَ ذَلِكَ لَهُ إِلَى يَومِ القِيَامَةِ»(1) اين خود يكي از اسرار طهارت است، انسان كه وضو مي‌گيرد، قطرات آب وضو از دست او جاري مي‌شود، امير المؤمنين مي‌فرمايد اگر كسي بتواند مثل وضوي من وضو بگيرد و مثل اقوال و اذكاري كه من در حال وضو مي‌گويم را بگويد خداوند در ازاي هر قطره‌ از آب وضوي او ملكي را خلق مي‌كند كه اين ملك خدا را تقديس و تسبيح مي‌كند و «يكبّره» خدا را تكبير مي‌گويد. ببينيد چه نتيجه‌اي بر اين باطن مترتب است كه اين ملك تا روز قيامت تسبيح خدا مي‌گويد و ثوابش را براي اين شخصي كه وضو گرفته است مي‌نويسد و ثبت مي‌كند.

    پس بدانيم همة اجزاء نماز و آنچه كه مرتبط با نماز است، از شرايط نماز، مقدمات، مقارنات، منافيات، تعقيبات، داراي اسرار است و بايد از خداوند تبارك و تعالي مسئلت كنيم كه آن حقايق و اسرار را به ما عنايت بفرمايد.


    1. من لا يحضره الفقيه: ج 1، ص 431.

  • ۲۵

    4ـ موارد اختلاف باطن اعمال

    لازم به ذکر است در اين بحث كوتاه و اجمالي‌ مقصود از «اسرار نماز» يك معناي عام است و شامل آنچه که به عنوان آداب نماز در كتب اخلاقي و عرفاني مطرح است نيز مي‌شود و چه بسا شامل حكمت‌هايي هم كه در روايات براي نماز بيان شده بشود. بر اهل فن پوشيده نيست كه ما مي‌توانيم بين اسرار و آداب و حكمت فرق بگذاريم، حكمت آن غاياتي است كه بر نماز مترتب مي‌شود، مانند اینکه نماز معراج مؤمن و ناهي از فحشاء و منكر است، اينها به عنوان فوايد، غايات و حكمت نماز مطرح است. گرچه در نماز بحث از اخلاق و توجّه عميق به خداوند تبارك و تعالي و نيّت خالص بدون هيچگونه ريا و مهمتر از آن حضور و خشوع قلب، به عنوان آداب نماز مطرح است و سرّ و اسرار معنايي فوق اينها دارد، اما در اين بحث، ما مشي بزرگاني مثل مرحوم شهيد ثاني رضوان الله تعالي عليه را دنبال و معناي عام از سرّ را ارائه مي‌كنيم.

    مطلب درخور اهميت اين است اسرار نماز به اختلاف افراد و به اختلاف زمان‌ها مختلف است، نمازي كه از يك فرد جاهل صادر مي‌شود سرّ و باطن و حقيقتش قابل مقايسه با نمازي كه يك عالم انجام مي‌دهد نيست، باطن و سرّ

  • ۲۶

    نمازي كه اول وقت از انسان مؤمن صادر مي‌شود با نمازي كه او آخر وقت مي‌خواند فرق دارد و لذا در روايات وارد شده:

    «إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارتَفَعَت فِي أَوَّلِ وَقتِهَا رَجَعَت إِلَى صَاحِبِهَا وَهِيَ بَيضَاءُ مُشرِقَةٌ تَقُولُ حَفِظتَنِي حَفِظَكَ اللهُ وَإِذَا ارتَفَعَت فِي غَيرِ وَقتِهَا بِغَيرِ حُدُودِهَا رَجَعَت إِلَى صَاحِبِهَا وَهِيَ سَودَاءُ مُظلِمَةٌ تَقُولُ ضَيَّعتَنِي ضَيَّعَكَ اللهُ» نمازي كه انسان در اول وقت مي‌خواند به صورت يك نور سفيد و درخشان به عالم بالا مي‌رود و بعد به همين صورت برمي‌گردد و به نمازگزار مي‌گويد «حَفِظتَنِي حَفِظَكَ اللهُ»(1) تو مرا حفظ كردي خدا تو را حفظ كند. اما نمازي كه انسان آخر وقت مي‌خواند به طرف او برگردانده مي‌شود اما نه به صورت يك نور درخشان، و شايد آن نماز را به صورت او بزنند، لذا به نمازگزار مي‌گويد «ضَيَّعتَنِي ضَيَّعَكَ اللهُ» تو مرا ضايع كردي، خدا تو را ضايع كند.

    ما از همين حديث مي‌توانيم بفهميم كه نماز اول وقت يك باطن و نماز آخر وقت باطن ديگري دارد، نماز عالم يك باطن و نماز جاهل باطن ديگر دارد. روايتي از امام سجّاد(عليه السلام) وارد شده است، امام سجّادي كه در عبادت به عنوان زين العابدين و سجّاد ملقب است و بر حسب روايات معتبر در هر روز هزار ركعت نماز مي‌خواندند، ايشان مي‌فرمايند: «رضيت أن يكون جميع هذه الصلوات مقابلةً لركعتين من صلاة أمير المؤمنين(عليه السلام)» حضرت فرمودند من راضي هستم خدا تمام نمازهاي من را مقابل ثواب دو ركعت نماز امير المؤمنين قرار دهد.

    يعني باطن نماز امير المؤمنين حتي با باطن نماز امام سجّاد(عليه السلام) هم مختلف است، باطن نماز اميرالمؤمنين قابل مقايسه با نماز پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) نيست.

    نماز در مسجد يك باطني دارد و نماز در منزل باطن ديگري دارد. نماز در مسجد الحرام يك باطني دارد و نماز در مسجد النّبي باطن ديگري دارد. سرّ اينكه ما در روايات مي‌بينيم اگر كسي در مسجد الحرام نماز بخواند ثواب صد هزار


    1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 268.

  • ۲۷

    ركعت نماز يا در مسجد النّبي ثواب ده هزار ركعت را به او مي‌دهند، اين است كه باطن اين نماز‌ها مختلف است و إلاّ به حسب ظاهر چه فرقي مي‌كند؟ چه بسا آن كسي كه نمازش را در مسجد النّبي بخواند طولاني‌تر و با قرائت بهتري بخواند، سوره‌هاي بزرگ و طولاني قرآن را بخواند اما مع ذلك باطن اين نماز با باطن نماز در مسجد الحرام تفاوت دارد. يعني همان‌طور که اختلاف مكان موجب اختلاف بواطن در نماز است، اختلاف زمان هم موجب اختلاف بواطن در حقيقت صلاة است.

    بنابراين بايد توجّه داشته باشيم كه سرّ و باطن نماز يك امر ثابتي نيست، اينكه توصيه شده كه نماز را به جماعت بخوانيم، چون نماز جماعت باطني جدا از نماز فرادي دارد، يا توصيه شده كه حتماً نمازمان را در مسجد بخوانيم، گرچه بر نماز در مسجد و به جماعت فوايد ظاهري مترتب است مثل اجتماع مسلمين، و وحدت و شکوهي که بين مسلمين ايجاد مي‌شود. اما نماز در خانة خدا، يعني حتي آن كسي كه نمازش را به تنهايي در مسجد بخواند ولو جماعتي هم نباشد، اين نماز فرادي در مسجد با نماز فرادايي كه در منزل مي‌خواند از نظر باطن مختلف است. بايد توجّه كنيم كه خدا چه عنايتي كرده و چه هدية بزرگي را به انسان‌هاي مؤمن عنايت فرموده ما اگر توجّه به اين نعمت كنيم و دريابيم كه چگونه از بهترين مصاديق اين نعمت استفاده كنيم و خود را از بهترين مصاديق نمازگزاران قرار بدهيم مطمئن باشيم كه خداوند حقايقي را بر قلب‌هاي ما آشکار مي‌سازد، مطمئن باشيم كه اگر انسان نماز خود را با توجّه به اسرار و حقايقي كه در نماز است بخواند، بسياري از مشكلات او حل خواهد شد، موجب ترقي و تعالي او خواهد شد، بسياري از انحطاطات فكري از او دور خواهد شد، اما اگر نماز بدون توجّه به اسرار آن انجام شود هم خودمان را ضايع كرده‌ايم و هم نماز را. انشاء الله خداوند همة ما را از نمازگزاران واقعي قرار بدهد.

  • ۲۸

    5ـ نماز راه رسيدن به حقايق

    امام حسن عسکری(عليه السلام) :

    إِنَّ الوُصُولَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ سَفَرلا يُدرَكُ إِلاّ بِامتِطَاء اللَّيل؛(1)

    رسيدن به خداوند عزّ وجّل سفري است که ميسّر نمي‌شود،

    مگر به شب زنده‌داري.


    وصول به حقايق نماز و اسرار آن از غير طريق نماز مقدور و ميسّر نيست. اگر كسي خيال كند براي رسيدن به اين اسرار، غير از نماز راهي براي او هست، در اشتباه و خيال باطل است. براي رسيدن به باطن نماز فقط از اين ظاهر بايد عبور كرد، بايد نماز را با شرايط خود و رعايت تمام احكام و جزئيات و دقايقش انجام داد، از همين جهت است كه امام حسن عسكري(عليه السلام) در روايتي فرموده‌اند: «إِنَّ الوُصُولَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ سَفَرٌ لَا يُدرَكُ إِلَّا بِامتِطَاء اللَّيل»؛ رسيدن به خدا يك سفر است و در حقيقت نماز هم يكي از وسايل اين سفر است.

    در اين روايت وارد شده است كه وصول به خداوند تبارك و تعالي باطن


    1. بحار الأنوار: چاپ بيروت، ج 75، ص 380.

  • ۲۹

    اصليِ نماز و همان شهود جمال معبود و حق‌تعالي است، چرا ما از نمازهايمان احساس خستگي مي‌كنيم؟ براي اينكه غافل از باطن نماز هستيم، چرا نمازها گاهي اوقات موجب رنجش ظاهريِ ما شده و آن را يك تكلّف براي خود حساب مي‌كنيم؟ براي اينكه جداي از اين سرّ و باطن و حقيقت نماز هستيم؟

    اگر به باطن نماز كه همان وصول الي الله است توجّه كنيم، اگر مشاهدة معبود را كه حقيقت نماز است مورد توجّه قرار بدهيم آن گاه انسان از خواندن نماز احساس خستگي نمي‌كند، علت تمام خستگي‌ها و ناراحتي‌ها دور بودن از حقيقت نماز است. گاهي اوقات برخي سؤال مي‌كنند ائمه طاهرين (عليهم السلام)چطور در يك شبانه‌روز هزار ركعت نماز مي‌خواندند اما براي ما همين چند ركعت نماز واجب بسيار سخت است، جوابش در همين نكته است: آنها تمام عيش و لذت خود را، تمام حقيقت و هستي خود را در نماز مي‌ديدند، لذا هيچ احساس خستگي نمي‌كردند. نه تنها ائمة ما بلكه اصحاب ائمه گاهي اوقات به اين مراتب مي‌رسيدند، شما ببينيد «كشي» كه يكي از رجاليين است وقتي زهاد ثمانيه را

    ـ يعني هشت نفري كه به عنوان زهاد هشت‌گانه‌ عالم مطرح هستند ـ مثل اويس قرني، عامر بن عبد قيس و... ذکر می‌کند، يكي از کساني را كه نام مي‌برد ربيع است، در مورد ربيع بن خثيم اين حكايت نقل شده كه «كان يسهر بالليل إلي الفجر في رکوع واحد»(1) از اول نيمه شب تا طلوع فجر در در حال رکوع بود و خداوند را مناجات مي‌كرد، اين فرد يكي از اصحاب امير المؤمنين(عليه السلام) و از تربيت‌شدگان آن حضرت است، وقتي هم كه صبح مي‌شد يك آهي مي‌كشيد و مي‌گفت: «آه سبق المخلصون وقطع بنا» مخلصون از ما سبقت گرفتند و راه وصول به خداوند تبارك و تعالي را طي مي‌كنند و ما عقب مانده‌ايم، اين «آه» بندگان خالص خداست.

    شما مقايسه‌اي كنيد ما در اين زندگيِ دنيوي «آه» را در امور ماديِ زودگذر


    1. مصباح الشريعه، ترجمه مصطفوي: ص 62.

  • ۳۰

    غير قابل بقاء و ناچيز مي‌گوئيم، آه از دست دادن مقام، آه از دست دادن ثروت، آه از دست دادن قدرت، اما بندگان خالص خدا آه را در چه مواردی به کار می‌برند؟ اين آهي است كه از مولاي متقيان امير المؤمنين(عليه السلام) آموختند كه مي‌فرمود «آهِ مِن قِلَّةِ الزَّادِ ، وَطُولِ الطَّرِيقِ، وَبُعدِ السَّفَر»(1)، «آه از کمي توشه و طولاني بودن راه و دوري سفر» اين آهي است كه آن حضرت به اين افراد آموخته است.

    پس وقتي انسان به اسرار نماز توجّه داشته باشد دلش نمي‌آيد نمازش تمام شود، اگر از اول شب تا طلوع فجر، ـ آن زمان مخصوصي که نماز در آن باطن خاص دارد ـ مشغول نماز باشد بعد از اينكه مي‌بيند فجر آمد و ليل تمام شد، آه حسرت سر مي‌دهد كه چرا چنين موقعيتي از دست او رفت. بنابراين توجّه به اسرار نماز است كه انسان را به وصول حق تبارك و تعالي مي‌رساند.

    در روايت امام حسن عسكري(عليه السلام)؛ حضرت مي‌فرمايد: «الوصول إلي الله عزّوجلّ» معنايش اين است كه وصول به خداوند ميسر است، راه دارد، براي ما انسان‌هاي معمولي هم امكان دارد اما «سفرٌ»، اين يک سفر است که بايد با حركت و عمل و تلاش همراه باشد «لا يدركُ إلاّ بامتطاء اللّيل» تنها مركبي كه خيلي به صورت راهوار انسان را به خداوند تبارك و تعالي مي‌رساند شب‌زنده‌داري است و عرض شد هر نمازي يك باطن مخصوص دارد. نماز واجب يك باطن، نماز مستحب باطني ديگر دارد، نماز نافلة شب يك باطن و نافلة روز باطن ديگري دارد، ما نبايد از اين حقايق غافل شويم، نگذاريم عمر ما به پايان برسد و در غفلت از اين حقايق باشيم كه خسارت بسيار عظيمي است.


    1. نهج البلاغة (صبحي صالح): ص 481، بحار الأنوار، چاپ بيروت: ح 34، ص 285.

۲۱۸,۷۵۳ بازدید