-
۲۶۱
استغفار ميكنند.
«وَكَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي ظِلِ الْعَرْشِ حَتَّى يَفْرُغَ اللهُ مِنْ حِسَابِ الْخَلَائِق» در روز قيامت در سايه عرش الهي (یعنی در آسایش و راحتی کامل و در عین حال محو جمال حق تعالی بودن و بهرهمندي از توجه خاص خداوند) قرار ميگيرد تا خداي تبارك و تعالي از حسابرسي به امور خلائق فارغ شود.
اينجا سؤال مهمي مطرح است كه چطور براي يك اذان كه در چند دقيقه گفته ميشود خداي تبارك و تعالي اين همه ثواب قرار ميدهد؟
در پاسخ چند نكته را بايد مورد توجّه قرار بدهيم؛ اولين نكته اين است كه ثوابي كه خدا در مقابل عمل ميدهد به ازاء عمل نيست بلكه فضل خدا و لطف او است، لذا ممکن است در مورد يك عمل به فردي يک ثواب بدهد و به فرد ديگري چندين برابر آن ثواب را بدهد چون ملاك در باب ثواب فضل و لطف خداست، و مسئلة اندازهگيري در اين باب مطرح نيست.
در مورد عقاب به مقداري كه انسان گناه ميكند به همان مقدار بايد جزا و عقاب داده شود، اما در مسئلة ثواب بستگي به فضل و رحمت خدا دارد.
نكتة دوم اين است كه اين ثواب به هر مؤذّني داده نميشود. مشروط به قید «وجه الله» است که بسيار شرط مهمي است و معلوم نيست اين شرط به آساني محقق شود، نكتة سوم اينست كه نزد ما رقم هزار و صد هزار و يك ميليون تفاوت ميكند اما نزد خداي تبارك و تعالي اينها هيچ فرقي نميكند! براي او به وجود آوردن يك شيء جزئي با به وجود آوردن جميع عالم فرقي نميكند، همين مقدار کافي است که اراده ايجاد آن را بنمايد اينطور نيست كه به وجود آوردن اين عالم سختتر از بوجود آوردن يک جزء از آن باشد، «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»(1) اراده حق نسبت به همة افعال خداي تبارك و تعالي يکسان است. برخلاف اين كه نزد ما يكي و صد تا فرق ميکند؟ حال با وجود
1. سوره يس: آيه 82 .
-
۲۶۲
چنين خداي بزرگي که اينطور بذل و بخشش ميكند، آيا انصاف است يا صحيح است كه نمازگزار چنين عنايتي را از دست بدهد، عمري بر او بگذرد و يك اذان و اقامه براي نماز خود نگفته باشد.
-
۲۶۳
81ـ سرّ شهادت به رسالت و ولايت در اذان
عبدالله بن سنان از امام صادق(عليه السلام) نقل ميكند كه پيامبر به بلال فرمود وقتي وقت نماز فرا ميرسد روي ديوار مسجد برو و صدايت را به اذان بلند كن «فَإِنَّ الله قَدْ وَكَّلَ بِالْأَذَانِ رِيحاً تَرْفَعُهُ إِلَى السَّمَاءِ» خدا در ميان اين بادها كه باد هم از جنود و مأموران الهي است، يك باد را مأمور و موظف كرده كه اذان مؤذّن را به آسمان بالا ببرد.
«وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ إِذَا سَمِعُوا الْأَذَانَ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ قَالُوا هَذِهِ أَصْوَاتُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ(صلي الله عليه وآله وسلم) بِتَوْحِيدِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ» ملائكه وقتي صداي اذان را از اهل زمين ميشنوند، ميگويند اين صداي امت پيامبر است که به توحيد خداوند عزّوجلّ بلند شده است.
«وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِأُمَّةِ مُحَمَّدٍ(صلي الله عليه وآله وسلم) حَتَّى يَفْرُغُوا مِنْ تِلْكَ الصَّلَاة»(1) ملائكه شروع به استغفار بر اين امت مينمايند تا زماني كه نمازگزاران فارغ از نماز شوند.
چرا نمازگزار قبل از نماز بايستي در اذان شهادت به رسالت پيامبر اكرم بدهد؟ امام خميني رضوان الله عليه ميفرمايند «شهادت به رسالت نبي ختمي مرتبت، توسل جستن به مقام مقدّس شفيع مطلق و شفاعت مطلقه است»، چون بر حسب
1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3،ص 307.
-
۲۶۴
آنچه که در قرآن کريم بيان شده پيامبر عنوان شفيع مطلق را دارد و انسان مصاحبت با رسولي پيدا ميكند كه ولايت مطلقه دارد، يعني چه؟ يعني در اين نماز كه خود يك سلوك و طي كردن راه براي معراج و صحبت با خدا است، نمازگزار با شهادت به رسالت، خود را همراه رسول ختمي مرتبت ميكند و با شهادت به ولايت امير المؤمنين عليّ بن ابيطالب صلوات الله و سلامه عليه خود را همراه با صاحب ولايت مطلقه ميکند، ما چه در اذان موفق به شهادت به ولايت عليّ بن ابيطالب بشويم چه نشويم، شهادت به پيامبر متضمن شهادت به ولايت امير المؤمنين است، چون رسالت پيامبر تكميل نشد مگر با ولايت امير المؤمنين عليّ بن ابيطالب(عليه السلام).
امام خمینی رضوان الله عليه در كتاب آداب الصّلاة كلامي را از استاد بزرگ خود، مرحوم شاهآبادي رضوان الله عليه نقل کرده و ميفرمايند(1) شيخ عارف كامل ما روحي فداه ميفرمود «شهادت به ولايت ولي الله متضمن شهادت به رسالت ميباشد، زيرا كه ولايت باطن رسالت است» پس انسان نمازگزار همانطوري كه مصاحب و همراه با مقام نبوي است، مصاحب با مقام مقدّس علوي و ولوي است.
در بعضي از احاديث وارد شده «بعليٍّ قَامَتِ الصَّلَاة»(2) به وجود مبارك امير المؤمنين نماز برپا شد يا در بعضي از روايات در معناي «قد قَامَتِ الصَّلَاة» آمده «أن بعليٍّ قَامَتِ الصَّلَاة» اگر ما علي را حقيقت قرآن ميدانيم كه خود او فرمود حقيقت قرآن و قرآن ناطق علي است، حقيقت صلاة و صوم هم علي عليه السلام است. انشاءالله خداوند قلوب ما را هر چه بيشتر به نور ولايت علي بن ابيطالب منوّر بفرمايد.
1. آداب نماز، ص 141.
2. اسرار العبادات وحقيقة الصلاة: ص23. -
۲۶۵
82ـ نماز بهترين عمل و مايه رستگاري
در مورد اسرار اذان و اقامه ذکر نمودیم که نمازگزار با تكبير اول در اذان عجز همة موجودات عالم را از ثناي حضرت حق تبارك و تعالي اعلام کرده و بعد شهادت به توحيد ذات و توحيد در افعال ميدهد، سپس براي شروع در اين سفر روحاني كه نماز معراج مؤمن است با شهادت به رسالت نبي مکرم و ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) خود را مصاحب با آنها کرده و از همراهي آن بزرگواران مدد ميجويد.
بعد از بيان اين شهادت، آمادگي و مهيا شدن خود را براي نماز اعلام ميكند و با ذکر «حیّ علی الصّلاة» همه را براي شتاب کردن به سوي نماز دعوت ميکند. و بعد از آن با بيان ذکر «حیّ علی الفلاح» سرّ اجمالي نماز را بيان مينمايد که رستگاري فقط در نماز است و بشتابيد براي رستگار شدن. گاهي اوقات انسان قبل از توجّه به معاني اين الفاظ به ذهنش خطور ميکند. خدا که نيازي به نماز من ندارد، پس براي چه آن را واجب کرده است؟ اينکه با خواندن نماز بخواهم شكر خدا و نعمات الهي او را بنمايم هم يك تعبير بسيار سطحي است، پس نماز برای چيست؟ اين ذکر در اذان ميگويد: نماز براي رستگاري است، نماز براي
-
۲۶۶
سعادتمند شدن و تقرّب الي الله است. «حیّ علی الفلاح»، «حیّ علی خير العمل» بهترين عملي كه انسان را رستگار ميكند نماز است، توجّه به اين نکته مهم است. مستحب است دعايي بين اذان و اقامه خوانده شود که از آن به دعاي توجّه تعبير شده است و مرحوم كليني در جلد دوم كافي آن را ذكر فرموده « اللهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلهِ»(1) اينكه در اذان انسان خود را مصاحب با پيامبر و امير المؤمنين قرار ميدهد و در اين دعاي توجّه هم عرض ميكند خدايا با مصاحبت محمّد و آل محمّد توجّه به سوي تو پيدا كردم، به ما ميفهماند كه فقط تنها راه براي تقرّب و توجّه به خدا اينست كه ما پيامبر و آل پيامبر را واسطه قرار بدهيم.
آنها كه نميخواهند حقيقت مذهب شيعه و محتواي معارف بلند این مکتب را بفهمند و با آن عناد ميورزند افرادي کوردل و نافهم هستند. اما قلوب پاك به جهت نورانيتي كه در آن وجود دارد ميفهمند براي رسيدن به خدا بايد پيامبر و آل پيامبر را واسطه قرار بدهند. امروز که وهابيت براي از بين بردن دين به وسيلة كشورهاي استعماري به وجود آمده و به جان اسلام و مسلمين افتاده است، اين مطالب را شرك ميدانند، بايد از آنها پرسيد اگر شما ميگوئيد غير از خدا نبايد چيز ديگري مطرح باشد؟ پس چرا ما بايد در اذان که مقدمه برای مهمترین عبادت است، شهادت به رسالت پيامبر بدهيم؟ اگر بگویند خداوند امر به آن فرموده، در جواب میگوییم همان خدا شهادت به ولايت امير المؤمنين را هم مورد توجّه قرار داده است.
پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) و اوصیاء گرام او حقايقي هستند كه به وسيلة آنها توجّه به خدا پيدا ميكنيم «اللهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلهِ مُحَمَّدٍ وَ أُقَدِّمُهُمْ بَيْنَ يَدَيْ صَلَاتِي» خدايا در نمازهايم محمّد و آل محمّد را پيش روي نماز خود قرار ميدهم و به وسيله آنها به سوي تو تقرّب ميجويم.
1. کافي، چاپ اسلاميه:ج 2، ص 544.
-
۲۶۷
«وصلّ عليهم فَاجْعَلْنِي بِهِمْ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ» خدايا بر آنها درود فرست و مرا به بركت آنها آبرومند در دنيا و آخرت قرار بده و از مقرّبين درگاهت نما.
«مَنَنْتَ عَلَيْنا بِمَعْرِفَتِهِم» منت بر ما نهادي و معرفت آنها را نصيب ما فرمودي. بنابراین، مناسب است مؤمنین و نمازگزاران عزیز، اين دعا را حتماً در نماز خود مدّ نظر داشته باشند.
-
۲۶۸
83ـ اذان دورکننده شيطان
امام صادق(عليه السلام) میفرمایند:
أَذِّنْ فِي بَيْتِكَ فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَان؛(1)
در خانه خود اذان بگو که اذان شيطان را دور ميکند.
از روايات و كلمات بزرگان استفاده كرديم كه مسئلة اذان و اقامه در نماز بسيار مهم است و همانطوري كه در بحث قبله اشاره نموديم وقتي نمازگزار به سوي كعبه ميايستد از بسياري از دامهاي شيطان دور شده و در يك مسير امن معنوي قرار ميگيرد، با اذان هم چنين خواهد بود.
در بعضي از روايات وارد شده است: «و أَذِّنْ فِي بَيْتِكَ فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَان» اذان شيطان را از ساحت انسان دور ميكند، شايد يكي از حكمتهاي استحباب اذان و اقامه در گوش نوزاد اين باشد كه خداوند به این وسیله، شيطان را از وجود او دور کند.
امام خميني رضوان الله تعالي عليه در كتاب شريف خود به نقل از علل
1. کافی، چاپ اسلامیه، ج 3، ص 308.
-
۲۶۹
الشرايع حديث مفصلي را از امام صادق(عليه السلام) در مورد صلاة پيامبر در معراج نقل ميکند که حضرت فرموده است «أَنْزَلَ اللهُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ عَلَيْهِ مَحْمِلًا مِنْ نُورٍ فِيهِ أَرْبَعُونَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ» خداي تبارك و تعالي براي پيامبر بزرگوار محملي از نور فرستاد كه چهل نوع از انواع نور در آن بود.
«كَانَتْ مُحْدِقَةً حَوْلَ الْعَرْش عَرْشُهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تَغْشَى أَبْصَارَ النَّاظِرِين» اين انوار گرداگرد عرش خدا را احاطه كرده بودند، به طوری که چشمهاي بينندگان را خيره ميكرد.
«أَمَّا وَاحِدٌ مِنْهَا فَأَصْفَرُ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ» يكي از آن نورها نور زرد بود و زردي نور زرد از همان جا آغاز شد.
«وَ وَاحِدٌ مِنْهَا أَحْمَرُ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ احْمَرَّتِ الْحُمْرَة» يكي قرمز بود و سرخي سرخ از آنجا آغاز شد.
تا اينكه پيامبر بر آن محمل نور نشستند «فَجَلَسَ عَلَيْهِ ثُمَّ عُرِجَ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَنَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى أَطْرَافِ السَّمَاءِ» وقتي كه پيامبر در معراج خود به آسمان دنيا رسيدند، تمام ملائكه كوچ كردند يا به تعبيري گريختند ـ «ثُمَّ خَرَّتْ سُجَّداً فَقَالَتْ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنَا وَ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ مَا أَشْبَهَ هَذَا النُّورَ بِنُورِ رَبِّنَا» به سجده افتادند و گفتند چقدر اين نور به نور پروردگار ما شبيه است.
«فَقَالَ جَبْرَئِيلُ اللهُ أَكْبَرُ اللهُ أَكْبَرُ» اين تعدّد تكبير در اذان يا در اقامه يادآور آن تعدّد تكبيري است كه جبرئيل از عظمت صحنه ورود پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) و حضور ايشان در آسمان دنيا، و آن سجده ملائكه بيان كرد. اينقدر نور پيامبر عظيم بود كه همة ملائكة آسمان به سجده افتادند و جبرئيل دو بار گفت «أَكْبَرُ اللهُ أَكْبَرُ فَسَكَتَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَة» ملائكه ساكت شدند و دربهاي آسمان گشوده شد و ملائكه اجتماع کردند و گروه گروه خدمت پيامبر آمدند به ايشان سلام كردند و عرض نمودند «يَا مُحَمَّدُ كَيْفَ أَخُوكَ إِنْ أَدْرَكْتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنَّا السَّلَامَ» پرسيدند: اي رسول خدا برادر تو چگونه است؟ فرمود: «بخيرٍ»
-
۲۷۰
آنها گفتند: سلام ما را به او برسان.
پيامبر فرمود: آيا شما او را ميشناسيد؟ «فَقَالَ كَيْفَ لَمْ نَعْرِفْهُ وَ قَدْ أَخَذَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مِيثَاقَكَ وَ مِيثَاقَهُ مِنَّا»(1) ما چطور علي را نشناسيم در حالي كه خداي عزّوجلّ براي تو و او از ما پيمان گرفته است؟
امام رضوان الله عليه بعد از نقل این روایت، ميفرمايند(2) «در اين حديث شريف اسرار و حقايقي است كه دست آمال ما از وصول به آنها كوتاه است» و آنچه به فهم قاصر از آن ادراك ميكنم اگر مذكور كنم حديث طولاني شود و از وصف اين اوراق خارج است. يعني ميفرمايد آنقدر مطالب در مورد اين حديث در ذهنم هست كه نميتوانم اينجا بيان كنم و مقصود از ذكر بعضي از آن استشهاد براي اين مطلب بود كه با ذكر اقامه ملائكة الله مجتمع ميشوند، يعني نمازگزار وقتي اقامه ميگويد همة ملائكه جمع ميشوند و اين نكتهاي است كه در روايات وارد شده.
با گفتن اذان دو صف از ملائكه و با گفتن اقامه يك صف از ملائكه در نماز حضور پيدا ميكنند و آنها كه با چشم دل حضور اين ملائكه را مشاهده کنند، چه نماز خوشي خدا به آنها عنايت کرده است. رزقنا الله إنشاء الله.
1. علل الشرايع: ج 2، ص 312.
2. سرّ الصلاة (معراج السالکين): ص 71.