-
۲۵۱
77ـ اسرار اذان و اقامه
يكي از مسائلي كه در مورد نماز و اسرار آن بايد مورد توجّه قرار بگيرد، مسئلة اذان و اقامه قبل از نمازاست. شايد بتوان گفت اسراري كه در اذان و اقامه وجود دارد مقدمهاي است براي درک حقايق نماز، و انسان را براي رسيدن به حقيقت نماز آمادهتر ميكند و اين از خصوصيات عبادت مسلمين است، که در امتهاي گذشته و ديگر اديان نبوده است. البته اصل نماز در اديان گذشته بوده، اما مسئلة اذان و اقامة قبل از نماز از اختصاصات و ويژگيهايي است كه خداي تبارك و تعالي براي امت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) قرار دادهاند.
در مسئلة اذان و اقامه چند مطلب مورد توجّه قرار ميگيرد، اولاً در روايات آثار و ثوابهاي بسيار و تعجبانگيز براي اذان و اقامه بيان شده که توجّه به آن انسان را نسبت به حقيقت اين عمل آگاهتر ميكند. قبلاً بايد عرض كنيم كه در مورد اذان و اقامه فقهاي ما نه تنها قائل به رجحان و استحباب آن هستند بلكه آنرا از مستحبّات موكّد ميدانند و حتي برخي از فقهاي گذشته قائل به وجوب آن در تمام نمازها بودند، برخي فقط در خصوص نماز صبح و مغرب و برخي در مورد نماز جماعت قائل به وجوب هستند. در هر صورت از نظر فقهي اذان و
-
۲۵۲
اقامه در حدّ بسيار بالايي مورد توجّه قرار گرفته است به طوري که نماز نبايد بدون اذان و اقامه باشد، نماز بدون اذان و اقامه را نميتوان يك نماز كامل دانست، بنابراين نمازگزاران عزيز توجّه داشته باشند كه حتماً در نماز خود مسئلة اذان و اقامه را رعايت نمايند.
در روايتي بلال نقل ميكند « سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) يَقُولُ مَنْ أَذَّنَ عَشْرَ سِنِينَ أَسْكَنَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَ إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ فِي قُبَّتِهِ أَوْ فِي دَرَجَتِه»(1) كسي كه ده سال اذان بگويد خداوند او را در قبه يا در درجة حضرت ابراهيم ساکن ميسازد. آن پيامبر بزرگي که بناي بيت الله يا تعمير آن به دست او بود، خداوند مقام مؤذّن را در رتبه و درجه آن حضرت قرار داده است.
در برخي از روايات كه بزرگان ما فرمودهاند اين روايات از حدّ خبر واحد متجاوز است و فوق حدّ استفاضه و نزديك به تواتر است. وارد شده «مَنْ أَذَّنَ وَ أَقَامَ وَ صَلَّى خَلْفَهُ صَفَّانِ مِنَ الْمَلَائِكَة»(2) هر كسي نماز با اذان و اقامه بخواند با گفتن اين اذان و اقامه دو صف از ملائكه با او نماز ميخوانند.
نكتة مهم اين است كه در برخي از روايات مقدار اين صف هم بيان شده و فرمودهاند «أَقَلُّهُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ أَكْثَرُهُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْض» کمترين فاصله اين صف از ملائكه فاصلة بين مشرق و مغرب است و اكثرش فاصلة بين آسمان و زمين است. وقتي خداي تبارك و تعالي در نماز که حضور بنده در محضر پروردگار ميباشد، اين مقدار به مسئلة اذان و اقامه اهميت ميدهد، اين امر بايد ما را وادار كند كه فكر كنيم در حقيقت اذان چه اسراري نهفته است؟ در شروع و پايان اذان چه نكات عجيبي وجود دارد؟ اساساً انسان با اذان و اقامه به چه مرتبهاي از مراتب توحيد و به چه مرحلهای از مراحل عبوديّت و بندگي ميرسد؟ با يافتن پاسخ اين سؤالها وقتي نمازگزار چنين عملي را به عنوان
1. تفسير عياشي: ج 2، ص 324؛ بحار، چاپ بيروت: ج 81، ص 124.
2. دعائم: ج 1، ص 146. -
۲۵۳
مقدمه نماز انجام بدهد، روح او در عبوديّت و بندگي و مراتب توحيد تکامل پيدا ميکند. سپس آماده ورود به محضر حق تبارك و تعالي ميشود كه همان نماز باشد و صلاحيّت و قابليت پيدا ميكند براي اينكه به معراج رود و حركت اصلي به سوي خداي تبارك و تعالي را آغاز كند.
به عبارت ديگر اذان و اقامه دو عامل بسيار محرّك و مهم هستند براي اينكه نماز انسان آن طور كه شايسته است شروع بشود.
-
۲۵۴
78ـ اذان؛ دعوت همه قواي ملک و ملکوت براي حضور
در اذان و اقامه كه مشتمل بر تكبير و تهليل و شهادت به رسالت و ولايت و دعوت به سوي فلاح و رستگاري است و در آخر هم با تكبير و تهليل تمام ميشود، اسرار بسيار مهمي وجود دارد.
برخي بزرگان از علماي عرفان و اخلاق ميفرمايند نداي مؤذّن يادآور آن ندايي است كه در روز قيامت كبرا همه را براي حضور در محشر فرا ميخوانند، مرحوم ملا محسن فيض كاشاني، در كتاب حقايق ميفرمايد «و إذا سمعت نداء المؤذّن فاحضر في قلبك هول نداء يوم القيامة» وقتي كه نداي مؤذّن را شنيدي، نداي روز قيامت را در قلب خود به ياد آور.
«وتشمّر بظاهرك وباطنك للمسارعة والاجابة» ظاهر و باطن خودت را براي پاسخگويي به آن ندا آماده ساز «فإنّ المسارعين إلی هذا النّداء هم الّذين ينادون باللطف يوم العرض الاكبر» آنها كه در دنيا، وقتي صداي اذان را ميشنوند اين ندا را به سرعت پاسخ گفته و براي حضور در نماز آماده ميشوند، كساني هستند كه در روز قيامت مورد لطف خداي تبارك و تعالي قرار ميگيرند. و اساساً مرحوم فيض اينجا يك ظرافت و لطافتي را مورد توجّه قرار داده و آن اينست كه
-
۲۵۵
ميفرمايد اگر انسان بخواهد ببيند در روز قيامت وقتي كه خداي تبارك و تعالي همة انسانها را براي حساب و كتاب دعوت ميكند، چه مقدار آمادگي دارد؟ آيا آن روز، روز سرور و خوشحالي اوست يا روز پريشاني او؟
ميفرمايد در اين عالم دنيا ببيند از شنيدن اذان آيا وجود او سرور پيدا ميكند يا نه؟ آيا وقتي مؤذّن شروع به اذان ميکند دل و قلب او نشاط پيدا مينمايد و مملو از سرور و فرح ميشود يا آنکه خداي نكرده تغييري در آن بوجود نميآيد و پناه بر خدا اگر كسي از شنيدن صداي مؤذّن دلگير شود و فكر كند اوقات بزم و زندگي او بهم خورد كه واي به حال چنين انساني باشد.
ايشان ميفرمايند نوع عکس العمل و واکنش افراد در اين عالم دنيا نسبت به صداي مؤذّن نمايانگر آن است که به نداء روز قيامت که حشر و نشر عموم است پاسخ مناسب خواهد داد يا نه. سپس ايشان اين تعبير پيامبر را که فرمودند: «أرحنا يا بلال» مرتبط با همين معنا قرار ميدهد و ميفرمايد:
«أرحنا بها و بالنّداء إليها» مؤذّن مؤمنين را به مجلس حضور و صحبت با خدا و معراج به سوي او فرا ميخواند و اگر بر حسب اينكه «الانسان يموت علی ما يعيش ويحشر علی ما يموت ويحصد ما زرعه في أرض قلبه» انسان بر همان حالاتي كه در اين عالم زندگي ميكند، از دنيا ميرود و بر همان چه که از دنيا رفته بر همان صورت و نيّات و بر همان كيفيات در روز قيامت محشور ميشود، و آنچه را در زمين قلبش کاشته است درو خواهد کرد.
حال اگر انساني با شنيدن نداي مؤذّن واقعاً مسرور و خوشحال شود كه بزم نماز و مجلس ملاقات با خدا برپا شد، حضور در محضر حق براي اينكه انسان از افاضات حق تبارك و تعالي استفاده كند آغاز شد، اگر انسان در هنگام نداي مؤذّن اين حال شوق و پرواز را داشته باشد با همين حال از دنيا ميرود و روزي هم كه ميخواهد محشور بشود همين حالات و ملكات در نفس او به فريادش ميرسد و به او كمك ميكند.
-
۲۵۶
تعبير عميقتري را امام رضوان الله عليه بيان ميفرمايد(1) که اذان نزد اهل معرفت اعلام قواي ملك و ملكوت در انسان كبير و صغير، براي مهيا شدن براي حضور در محضر حق تبارك و تعالي است. اذان فقط براي اين نيست كه افراد به مسجد بيايند و به نماز بايستند، بلکه اذان دعوت جميع قواي عالم است، به وسيله اذان انسانها؛ چه انسان کوچک و چه انسان بزرگ، قواي ملكيه و ملكوتيه، همه براي حضور در محضر حق تبارك و تعالي دعوت ميشوند. از اين جهت است كه بايد به مسئلة اذان و اقامه که بسيار امر مهمي است توجّه نمائيم.
1. سرّ الصلاة (معراج السالکين): ص67.
-
۲۵۷
79ـ سرّ تکبيرات اربعه و شهادت به وحدانيت خدا در اذان
مرحوم كليني در كافي شريف از امام باقر(عليه السلام) نقل ميکند که حضرت فرمودند: «لَمَّا أُسْرِيَ بِرَسُولِ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) إِلَى السَّمَاءِ» وقتي كه پيامبر به معراج برده شد «فَبَلَغَ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ وَ حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَأَذَّنَ جَبْرَئِيلُ وَ أَقَامَ» در بيت المعمور وقت نماز فرا رسيد جبرائيل اذان و اقامه گفت.
«فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) وَصَفَّ الْمَلَائِكَةُ وَالنَّبِيُّونَ خَلْفَ مُحَمَّد(صلي الله عليه وآله وسلم)»(1) پيامبر جلو ايستادند و ملائكه و تمام انبياء پشت سر پيامبر صف کشيدند و نماز را برپا داشتند.
از اينكه جبرئيل اذان و اقامه گفت معلوم ميشود حقيقت نماز بدون اذان و اقامه ميسر نيست. بايد تأسف بخوريم كه بسياري از نمازهاي ما بدون اذان و اقامه برپا ميشود، چنين نمازي كامل نيست، اين نمازي نيست كه انسان بتواند مرتبة عالي حضور قلب را در آن داشته باشد و اين نمازي نيست كه معراج انسان باشد، نماز بدون اذان و اقامه بسيار ناقص است.
عبارتي از امام رضوان الله عليه قبلاً ذکر شد كه ايشان ميفرمايند: اذان دعوت
1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 302.
-
۲۵۸
از قواي عالم، قواي ملك و ملكوت براي حضور در محضر حق تبارك و تعالي است، اين اذان چيست؟ در اذان چهار مرتبه الله اكبر گفته ميشود، که اسرار و حقايقي در اين تكبيرات نهفته است. با اين تكبيرات که اعلام عجز موجودات از قيام به ثناي حق است، نمازگزار ميخواهد بگويد هيچ موجودي نميتواند خدا را حمد و ستايش كند، هنگام شروع نماز با اين تكبيرات در اذان و با ذکر مجدد آن در اقامه، اعتراف ميكنيم كه اصلاً هيچ موجودي و هيچ انساني قدرت ثناء و حمد و ستايش خدا را ندارد، وقتي چهار بار الله اكبر ميگوئيم يعني خدا بزرگتر از اين است كه كسي قدرت حمد و ستايش او را داشته باشد. اعلام قصور از قابليت حضور است؛ انسان عاجز اعتراف ميكند به اينكه قابليّت حضور در محضر حق تبارك و تعالي را ندارد، بعد از اعتراف به عجز و قصور، آماده اظهار خوف و خشيت و خضوع ميشود. و بعد شهادت به وحدانيت خداي تبارك و تعالي ميدهد «اشهد أن لا إله إلاّ الله» دو مرتبه اين شهادت ذكر ميشود، شايد جهتش اين باشد که شهادت اول، شهادت به توحيد در ذات است، يعني خداوند در ذات شريكي ندارد. شهادت دوم شهادت به توحيد در فعل است يعني هر فعلي که در عالم انجام ميشود فعل خداست و فاعلي غير از خدا وجود ندارد، به اين نكته نيز برخي از بزرگان ديگر مثل مرحوم فيض اشاره فرمودهاند.
توجّه كنيد شروع اذان با تكبير و ختم آن هم با تكبير است، اين چه پيامي دارد؟ آيا جز اين است که انسان را به اين نكته ميرساند «هُوَ اْلأَوَّلُ وَ اْلآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ»(1) همه چيز خداست، انسان وقتي به اين نكات در اذان و اقامه توجّه پيدا كند در مييابد، چه قدمهاي بزرگي بايد بردارد تا قابليت ورود به محضر خدا را پيدا كند، مبادا سريع برخيزيم و بلا فاصله الله اكبر گفته و وارد نماز شويم، چنين کاري قدر ناشناسي از اين عبادت مهم خدا و ضايع كردن آن است، اين عبادت بايد با مقدماتش انجام شود. آن مقدمات بسيار زيبا كه خدا
1. سوره حديد: آيه 3.
-
۲۵۹
منت گذارده و به ما ياد داده و ما را به آن آگاه كرده است، امتحان كنيم، با توجّه به اين مطالب نماز خود را با اذان و اقامه بخوانيم. ببينيم اين نماز چه تحوّلي در زندگي ما بوجود ميآورد.
-
۲۶۰
80ـ ثواب اذان
برادران و خواهران نمازگزار مقيّد باشند كه نمازشان را با اذان و اقامه برپا كنند، ثواب نماز همراه با اذان و اقامه با نماز بدون اذان و اقامه بسيار متفاوت است، غير از مسئله ثواب در خودِ حقيقت و روح نماز هم فاصلة زياد وجود دارد.
از مواردي كه در روايات براي فعل انسان ثواب بسيار زيادي ذکر شده همين مسئله است، به طوري که علماي بزرگ ما به تلاش افتادهاند كه چگونه اين ثواب را توجيه و تفسير كنند، مرحوم صدوق در کتاب امالي مجلس 66 از امام صادق(عليه السلام) و امام صادق هم از آباء بزرگوار خودشان صلوات الله عليهم اجمعين از پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) نقل ميکنند که حضرت فرمود: «أَلَا وَ مَنْ أَذَّنَ مُحْتَسِباً يُرِيدُ بِذَلِكَ وَجْهَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ أَعْطَاهُ اللهُ ثَوَابَ أَرْبَعِينَ أَلْفَ شَهِيدٍ وَ أَرْبَعِينَ أَلْفَ صِدِّيقٍ وَ يَدْخُلُ فِي شَفَاعَتِهِ أَرْبَعُونَ أَلْف مُسيء» اگر كسي براي خدا اذان بگويد (به قصد وجه الله باشد)، خدا ثواب چهل هزار شهيد و چهل هزار صديق به او ميدهد و شفاعت او شامل چهل هزار انسان گناهكار ميشود.
«وَإِنَّ الْمُؤَذِّنَ إِذَا قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ صَلَّى عَلَيْهِ تِسْعون أَلْفَ مَلَك» وقتي مؤذّن شهادت به توحيد ميدهد نود هزار ملك بر او درود فرستاده و براي او