-
۲۲۱
وقتي براي نماز صبح برميخيزند نگاهي به آسمان اندازند و ببينند ملائكة الهي را، ملائكة شب كه فوج فوج به سوي آسمان ميروند و ملائكة روز كه گروه گروه به سوي زمين ميآيند، به آنها سلام كنند. اين ارتباط را با آنها برقرار كنيم تا انشاء الله از نماز خود لذت ببريم.
-
۲۲۲
67ـ سرّ اوقات نماز در پاسخ پيامبر(ص) به عالم يهودي
مرحوم صدوق از امير المؤمنين(عليه السلام) نقل ميفرمايد:(1) «جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْيَهُودِ إِلَى النَّبِيِّ(صلي الله عليه وآله وسلم) فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ عَنْ مَسَائِلَ» گروهي از يهوديها خدمت پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) رسيدند. عالمترين فرد اين گروه سوالهايي از پيامبر پرسيد در ضمن آنها اين سؤال بود.
«أَخْبِرْنِي عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ لِأَيِّ شَيْءٍ فَرَضَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ هَذِهِ الْخَمْسَ الصَّلَوَاتِ فِي خَمْسِ مَوَاقِيتَ عَلَى أُمَّتِكَ فِي سَاعَاتِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ» به چه دليل خداي تبارك و تعالي اين پنج نماز را در پنج وقت بر امّت تو واجب كرده است؟
«فَقَالَ النَّبِيُّ(صلي الله عليه وآله وسلم): إِنَّ الشَّمْسَ عِنْدَ الزَّوَالِ لَهَا حَلْقَةٌ تَدْخُلُ فِيهَا» حضرت فرمودند: هنگام زوال حلقهاي است كه خورشيد داخل آن حلقه ميشود، (شايد اين اشاره به همان دايرة نصف النّهار باشد كه وقتي خورشيد به اين دايرة نصف النّهار ميرسد، هنگام نماز ظهر ميرسد).
«فَإِذَا دَخَلَتْ فِيهَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَيُسَبِّحُ كُلُّ شَيْءٍ دُونَ الْعَرْشِ بِحَمْدِ رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ» پيامبر فرمود در آن زمان ـ يعني زمان نماز ظهر و زمان زوال شمس ـ هر
1. من لا يحضره الفقيه، ج 1 ص 211.
-
۲۲۳
چيزي كه تحت العرش و دون العرش است، همة موجودات خدا را تسبيح ميكنند.
«وَ هِيَ السَّاعَةُ الَّتِي يُصَلِّي عَلَيَّ فِيهَا رَبِّي» هنگام زوال و وقت نماز ظهر آن زماني است كه خداي متعال بر من درود ميفرستد. «فَفَرَضَ اللهُ عَلَيَّ وَ عَلَى أُمَّتِي فِيهَا الصَّلَاةَ وَ قَالَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ» خداوند در اين زماني كه خودش بر من درود ميفرستد و موجودات تحت العرش همه در حال تسبيح او هستند، بر من و امّتم نماز ظهر را واجب فرمود، اين خصوصيت نماز ظهر و وقت نماز ظهر است.
بنابراين تصور نشود وقت نماز ظهر يك بخش از تقسيمي است كه خدا نسبت به 24 ساعت شبانهروز نموده است و در وقت زوال شمس نماز ظهر و در طلوع فجر نماز صبح را قرار داده است، خير.، در تمام اين اوقات حكمتها وجود دارد، اگر انسان بداند هنگام نماز ظهر وقتي است كه خداي تبارك و تعالي به پيامبر درود ميفرستد، همة موجودات آن زمان خدا را تسبيح ميكنند، اين انسان هم همراه اين قافله شده و خود را در درياي تسبيح كنندگان و خيل عشاقان و مسبّحين قرار ميدهد.
ميفرمايد: «وَ هِيَ السَّاعَةُ الَّتِي يُؤْتَى فِيهَا بِجَهَنَّمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُوَافِقُ تِلْكَ السَّاعَةَ أَنْ يَكُونَ سَاجِداً أَوْ رَاكِعاً أَوْ قَائِماً إِلَّا حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّار» آن وقتي كه شب به نهايت تاريكي خود ميرسد كه همان نيمة شب است ميفرمايد اين ساعتي است كه در قيامت جهنم را حاضر و مجرمين را به جهنم ميبرند. هيچ مؤمني در اين ساعات در حال سجده يا ركوع يا قيام نميباشد إلاّ اينكه خداي تبارك و تعالي جسد او را بر آتش جهنم حرام ميكند.
-
۲۲۴
68ـ سرّ تعيين وقت نماز عصر
اميرالمؤمنين(عليه السلام) در ادامه روايتشان از پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) پيرامون اسرار اوقات نماز ميفرمايند: «وَأَمَّا صَلَاةُ الْعَصْرِ فَهِيَ السَّاعَةُ الَّتِي أَكَلَ آدَمُ(عليه السلام) فِيهَا مِنَ الشَّجَرَةِ فَأَخْرَجَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْجَنَّةِ» اينكه در وقت عصر نماز عصر واجب شده براي اين است كه در اين زمان حضرت آدم از آن شجرة ممنوعه خورد، حضرت آدم از اين كار نهي شده بود، لذا خدا او را از بهشت اخراج كرد.
«فَأَمَرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُرِّيَّتَهُ بِهَذِهِ الصَّلَاةِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ اخْتَارَهَا لِأُمَّتِي فَهِيَ مِنْ أَحَبِّ الصَّلَوَات إِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَوْصَانِي أَنْ أَحْفَظَهَا مِنْ بَيْنِ الصَّلَوَات» سپس خداي تبارك و تعالي نماز عصر را در اين وقت براي ذريّة آدم تا روز قيامت واجب كرد. «وَ اخْتَارَهَا لِأُمَّتِي» و اين نماز را براي امت من برگزيد و اين نماز از محبوبترين نمازها نزد خداوند متعال است به طوري كه پيامبر ميفرمايد خداوند به من سفارش فرموده كه در ميان نمازها بر اين نماز محافظت بيشتري داشته باشم.
در اين حديث حکمت تعيين وقت نماز عصر واضح و روشن گرديده است، يعني انسان به هنگام عصر بايد به ياد آورد چگونه آدم ابوالبشر(عليه السلام) مرتكب آن
-
۲۲۵
ترك اولي شد و از بهشت رانده گشت و بر ذريه و اولاد اوست که در اين وقت با خواندن نماز عصر در حقيقت آن نقيصه را جبران کرده و خود را از آثار آن خطا دور کنند و از اين جهت است كه نماز عصر محبوبترين نمازها در نزد خداي تبارك و تعالي است. يعني ما ميخواهيم در وقت نماز عصر به خداوند عرض كنيم كه اگر آدم چنين ترك اولايي را مرتكب شد ما با خواندن اين نماز ميخواهيم اطاعت و بندگي، انقياد و عبوديّت خود را ابراز كنيم، اگر آدم آن خطا را كرد ما با عبادت و بندگي اعلام ميکنيم كه نميخواهيم با حضرت حق مخالفت و عصيان كنيم، يعني اين نماز عصر يك رنگ خاص دارد و يك امتثال مضاعف است، نفس نماز امتثال امر و اطاعت خداست اما با توجّه به آن سابقة تاريخي كه نسبت به حضرت آدم وجود دارد، ما كه ذريّة آدم هستيم ميخواهيم با خواندن نماز عصر علاوه بر امتثال، به خداي تبارك و تعالي عرض كنيم كه خدايا ما نميخواهيم مرتكب خطا شويم و از دايرة انقياد و عبوديّت و بندگي تو خارج شويم.
-
۲۲۶
69ـ سرّ تعيين وقت نماز مغرب و عشاء
در روايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) در مورد تعيين وقت نماز مغرب دانستیم كه وقت مغرب وقتي است كه خداوند توبه آدم را پذيرفت، اصولاً همين که انسان به خاطر آورد كه در اين وقت جدّ ما آدم ابوالبشر و آن نبيّ بزرگ توبهاش پذيرفته شده، ما هم به ياد توبه ميافتيم. فلذا نماز ما حقيقت ديگري پيدا کرده و به عنوان يك توبة عملي واقع ميشود ولو اينكه هر نمازي توبه است، اما در وقت نماز مغرب، وقتي انسان به ياد اين خصوصيت ميافتد عملاً توبه تحقق پيدا ميكند. توبة آدم هم به اين نحو انجام شد كه سه ركعت نماز خواند، يك ركعت به خاطر خطايي كه خود مرتکب شده بود، يك ركعت به خاطر خطايي كه حوا كرده و يك ركعت هم به عنوان توبهاي كه بايد انجام ميداد.
«فَفَرَضَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ هَذِهِ الثَّلَاثَ رَكَعَاتٍ عَلَى أُمَّتِي» خداي تبارك و تعالي اين سه ركعت را بر امّت من واجب کرد. البته در برخي از روايات ديگر آمده كه اين ركعت سوم ركعتي است كه وقتي ولادت فاطمه زهرا سلام الله عليها به پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) بشارت داده شد خود پيامبر اضافه فرمودند. و اين منافاتي ندارد، ممكن است كه خود آدم(عليه السلام) سه ركعت خوانده باشد و بعد خداي تبارك و تعالي
-
۲۲۷
تخفيفاً بر امت آنرا دو ركعت قرار داده باشد، چون خدا علم داشت كه آن يك ركعت را مجدداً پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به عنوان فرض النّبي اضافه خواهد فرمود و لذا بر اين ركعت سوم، هم عنوان توبة آدم و هم عنوان شكرانة ولادت فاطمة زهرا، هر دو عنوان منطبق است و از اين جهت اشكالي ندارد.
نكتة بسيار مهم اين است كه پيامبر ميفرمايد «وَ هِيَ السَّاعَةُ الَّتِي يُسْتَجَابُ فِيهَا الدُّعَاءُ فَوَعَدَنِي رَبِّي عَزَّوَجَلَّ أَنْ يَسْتَجِيبَ لِمَنْ دَعَاهُ فِيهَا» وقت نماز مغرب وقتي است كه وقت استجابت دعاست، خدا به پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) وعده فرموده است كه در وقت نماز مغرب دعاي او را مستجاب ميكند و نه فقط دعاي پيامبر، بلکه هر كسي كه در وقت مغرب دعا كند و خدا را بخواند خدا دعاي او را مستجاب ميكند. نماز مغرب همان نمازي است که خداوند متعال در آيه کريمه «فَسُبْحانَ اللّهِ حينَ تُمْسُونَ وَ حينَ تُصْبِحُونَ»(1) بدان اشاره فرموده است. «وَ هِيَ الصَّلَاةُ الَّتِي أَمَرَنِي رَبِّي بِهَا فِي قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: فَسُبْحانَ اللهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ».
«وَ أَمَّا صَلَاةُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ فَإِنَّ لِلْقَبْرِ ظُلْمَةً وَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ظُلْمَةً» هم در قبر ظلمت و تاريكي وجود دارد و هم در روز قيامت. خدا امر به نماز عشاء فرموده به جهت آنکه نماز عشاء سبب روشن شدن قبر ماست و تاريكي آن را از بين ميبرد. اينها نكاتي است كه انسان را براي نماز آماده ميكند، هر چند نيّت انسان بر نماز بايد همان اطاعت پروردگار تبارك و تعالي باشد، اما بدانيم اين مصداق از اطاعت ظلمت قبر و قيامت را هم از بين ميبرد.
«أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ وَ أُمَّتِي بِهَذِهِ الصَّلَاةِ لِتُنَوِّرَ الْقَبْرَ وَ لِيُعْطِيَنِي وَ أُمَّتِيَ النُّورَ عَلَى الصِّرَاطِ» حقيقت نماز عشاء در روز قيامت نور است براي عبور از صراط و نجات از ظلمات قبر و قيامت. حال با توجّه به اين خصوصيات، آيا به خود اجازه ميدهيم نماز عشاءمان را با توجّه و حضور قلب نخوانيم؟ و اين وقت عزيز را ضايع كنيم و از بين ببريم؟
1. سوره روم: آيه 17.
-
۲۲۸
«وَمَا مِنْ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَى صَلَاةِ الْعَتَمَةِ(1) إِلَّا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَسَدَهَا عَلَى النَّارِ وَ هِيَ الصَّلَاةُ الَّتِي اخْتَارَهَا اللهُ تَعَالَى وَ تَقَدَّسَ ذِكْرُهُ لِلْمُرْسَلِينَ قَبْلِي» هيچ گامي به سوي نماز عشاء برداشته نميشود مگر آنکه خداوند متعال آن قدم را بر آتش جهنم حرام ميکند و عشاء نمازي است که خداوند براي انبياء گذشته بيان فرموده است.
پس بدانيد تعيين اوقات نماز هر كدام جهت خاصي دارد، نماز صبح مشهود ملائكه است و زمان آن طلوع فجر است که ملائکه شب و روز هر دو شاهد بر آن هستند، نماز ظهر هنگامی است كه خدا درود به پيامبر ميفرستد و همه موجودات تسبيح حق ميگويند. نماز عصر در وقتي است كه آدم مرتكب آن خطا و ترك اولي شد و توبه کرد. هنگام نماز مغرب وقت پذيرفته شدن توبة آدم است وقت نماز عشاء يادآور ظلمت قبر و قيامت است، و نماز عشاء براي نجات از آن ظلمت است.
خداوند همة ما را از نمازگزاران واقعي قرار بدهد، انشاء الله.
1. صلاة العتمه همان نماز عشاء است.
-
۲۲۹
70ـ عقوبت بيتوجهي به وقت نماز
دقت در آيات شريفه سوره ماعون، ضرورت و اهميت توجّه به وقت نماز را بيشتر نمايان ميکند، در آياتي از اين سورة شريفه آمده: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» خداي تبارك و تعالي در اين آيه در مقام تهديد عظيم و شديدي برآمده و ميفرمايند «ويلٌ للمصلّين» ويل يا به عنوان عذاب شديد است و يا به معناي مكاني است كه عذاب شديد در آن مكان وجود دارد. قبل از اين آية شريفه خداوند ميفرمايد «أَرَأَيْتَ الَّذي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ * فَذلِكَ الَّذي يَدُعُّ الْيَتيمَ * وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ المسکين» كثيري از مفسرين در اين مقام برآمدند كه آية «فويلٌ للمصلّين» را مرتبط با آيات قبل كنند، در حالي كه خداي تبارك و تعالي بعد از اينكه در اول اين سوره با تکذيب کنندگان روز قيامت و کساني که يتيمان را از خود ميرانند و مساکين را از طعام محروم ميکنند برخورد بسيار شديدي ميکند، سپس مطلب مستقلي را بيان ميكند كه اين خود حاكي از اهميت آن مطلب است و محققين در علوم قرآن معتقدند كه آيات اول سورة ماعون مكي است و از فويلٌ للمصلّين تا آخر مدني ميباشد كه ميفرمايد واي برنمازگزاران «الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» كساني كه در نمازشان سهلانگاري ميكنند و
-
۲۳۰
براي وقت نماز ارزش و اهميتي قائل نيستند و آن را به تأخير مياندازند، اول وقت اگر صداي اذان را بشنوند پيش خود ميگويند فعلاً كارهاي مهمتري داريم نماز را بعداً خواهيم خواند و توجهي به وقت نماز نميكنند. حالا يا آنرا از اول وقت تأخير مياندازند و يا خداي نکرده به طور كلي ميگويند اگر در وقت نخوانديم خداوند قضاي نماز را قرار داده و خارج از وقت ميخوانيم، در حالي كه بايد به اين نكته توجّه داشته باشند اگر كسي نماز خود را عمداً به تأخير افکند و خارج از وقت نماز بخواند، ولو اينكه نمازش قضا ميشود و بايد قضاي آن را انجام بدهد ولي خود اين كار يك معصيت بزرگ است. و در آية شريفه «الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» نفرموده كساني كه در بين نماز يا در هنگام نماز سهل انگاري ميكنند، فرموده كساني كه از نماز سهو ميكنند، سهو از نماز يعني ترك نماز در اول وقت يا ترك نماز در اصل وقت، يا اساساً خداي نكرده به طور كلي كسي بخواهد در برخي از روزها، در برخي از زمانها و مناسبتها نمازش را ترك كند، بگويد حالا جشني وجود دارد، عروسي وجود دارد، به اين مناسبت يك روز آنرا تأخير بيندازيم و بعداً قضا آن را خواهيم خواند.
ملاحظه ميفرماييد كه در اين آية شريفه خداي تبارك و تعالي ميفرمايد «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ» ويل براي نمازگزاراني كه اين گونه نسبت به نماز برخورد ميكنند و مع الأسف در ميان مسلمانها و مؤمنين افرادي هستند که گاهي هم ممكن است اول وقت نماز بخوانند اما بیشتر اوقات بيمبالاتي کرده و به وقت نماز اهميت نميدهند. اين آية شريفه سورة ماعون را بايد هميشه در نظر داشته باشيم، مبادا در همان حالي كه نماز ميخوانيم مشمول اين آية شريفه بشويم كه «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» البته نكات دقيق تفسيري ديگري هم در اين آية شريفه وجود دارد كه در جاي خود بيان شده است.
بنابراين بايد مسلمانها و خصوصاً شيعيان توجّه داشته باشند كه يكي از أمّتيازات و ويژگيهاي شيعه بايد اين باشد كه نسبت به مواقيت نماز اهتمام