-
۲۰۱
از درگاه خدا طرد شدهاند در ذهن و وجودشان هيچ خشيتي از خدا نيست. اگر کسي كه در وجود خود اثري از خوف و خشيت از خدا نديد بداند از مطرودين است، اما اگر هنگام وقت نماز احساس کرد در عين اينكه سرور و بهجت پيدا ميكند خشيت از خدا هم بر قلبش حاکم ميشود بداند كه در رديف انسانهاي كامل ميباشد. ميفرمايد عظمت خدا را بر خودت حاکم كن. نقصان و ضعف خود را به ياد بياور و به عظمت خدا توجّه كن.
در سيرة پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) بعضي از همسران حضرت حالات ايشان را هنگام رسيدن وقت نماز، اين گونه نقل كردهاند « كَانَ رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) يُحَدِّثُنَا وَنُحَدِّثُهُ فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَكَأَنَّهُ لَم يَعرِفنَا وَلَم نَعرِفهُ شغلاً بالله عن کلّ شيء»(1) گاهي اوقات مشغول صحبت با پيامبر بوديم، همين كه وقت نماز ميرسيد در آن هنگام حالتي به ايشان دست ميداد که گويا نه او ما را ميشناسد و نه ما او را ميشناسيم! ياد خدا توجّه او را از هر چيزي بازميداشت،يعني چهرة او يك چهرة ديگر ميشد، اين پيامبر ديگر آن فردي كه قبل از وقت نماز با آنها صحبت ميكرد نبود. پس چرا ما بايد بيتوجه به وقت نماز باشيم وقتي صداي مؤذّن بلند ميشود هنوز مشغول كار خود باشيم آيا اين بياعتنايي به خداي تبارك و تعالي و بيتوجهي به دستور او نيست؟ آيا آن وقت توقع داريم كه خدا دعاي ما را مستجاب كند، ما كه دائماً نسبت به او بياعتنايي ميكنيم و حق او را رعايت نميكنيم! مگر پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) كه نسبت به همة امور دقت لازم را داشتند، هنگامي که با نزديكترين افرادش در حال صحبت و مكالمه بود اگر وقت نماز ميرسيد صحبت را رها نميكرد، چرا ما نبايد تبعيت كنيم؟ چرا ما نبايد موقع فرا رسيدن وقت نماز، كسب و كار، درس و بحث، جلسات خود را رها كنيم! هيچ چيزي مهمتر از مناجات با خدا و صحبت با خدا نيست. نگوئيم وقت نماز وسيع است و خدا خودش اجازه داده، درست است که وقت نماز موسّع است، اما اساس نماز همين
1. عوالي اللئالي: ج1، ص324.
-
۲۰۲
نماز اول وقت است، صورت حقيقي و کامل نماز در نماز اول وقت تحقق پيدا ميکند، حتي اگر داخل ماشين و در حال سفر هستيم، وقت نماز كه رسيد يك جا بايستيم نماز خود را بخوانيم و نگذاريم نماز اول وقت از دست ما برود.
در كتاب عوالي اللئالي اين حديث نقل شده كه «إن علياً(عليه السلام) إذا حَضَرَ وَقتُ الصَّلاةِ يَتَمَلْمَلُ وَ يَتَزَلْزَلُ وَ يَتَلَوّن» امير المؤمنين(عليه السلام) هنگامي كه وقت نماز نزديك ميشد به خود ميپيچيد و آرام نداشت و رنگ چهرهاش تغيير ميکرد، منتظر بود، همة وجودش را انتظار فرا گرفته بود.
«فَيُقالُ لَه مٰا لَكَ يا اَميرَ الْمُؤمنين فَيقولُ جٰاءُ وَقتُ الصّلاةِ وَقْتَ أَمانةٍ عَرَضَهَا الله عَلَی السَّمٰاوٰات وَالارضِ وَالجِبال فَأَبَيْنَ اَنْ يَحْمِلْنها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها»(1) به حضرت عرض ميكردند شما را چه شده، چرا حال طبيعي نداريد؟ ميفرمود: وقت آن امانت رسيد كه خداوند بر آسمانها و زمين و کوهها عرضه كرد و آنها از پذيرش آن ابا كردند. يعني نماز و مناجات با خدا امانت سنگيني است كه فقط انسان ميتواند عهدهدار آن شود. اين يك موهبتي است كه خدا به بندگانش عنايت كرده. سعادتمند کسي است كه از اين موهبت هر چه بهتر و بيشتر استفاده كند. ما بايد براي وقت نماز و اينكه نماز در اول وقت خوانده شود خيلي اهميّت قائل بشويم و نگذاريم نماز اول وقت از دست ما برود.
از امام سجّاد(عليه السلام) نقل شده: «كَانَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ(عليهم السلام) إِذَا حَضَرَ لِلوُضُوءِ اصفَرَّ لَونُهُ فَيُقَالُ لَهُ مَا هَذَا الَّذِي يَعتَوِرُكَ عِندَ الوُضُوءِ» (در بعضي از نسخهها يعتادك يا يعترضك عند الوضوء آمده)، وقتي امام سجّاد وضو ميگرفتند رنگشان زرد ميشد، سؤال ميكردند كه اين چه حالتي است كه شما پيدا كرديد؟ «فَيَقُولُ مَا تَدرُونَ بَينَ يَدَي مَن أَقُومُ»(2) ميفرمود: شما نميدانيد كه ميخواهم در مقابل چه شخصي بايستم و صحبت كنم، بيائيد در زندگي نسبت به وقت نماز خيلي
1. عوالي اللئالي: ج 1، ص 324.
2. بحار الانوار: چاپ بيروت، ج77، ص347. -
۲۰۳
اهميت بدهيم، اين حالت را در خود، در خانواده و جامعة خودمان ايجاد كنيم كه همه از منتظرين وقت نماز شويم، قبل از اينكه وقت نماز برسد از يكديگر سؤال كنيم چه زماني وقت نماز و زمان وصال حق فرا ميرسد؟ که براي همين كار هم ثواب زيادي وارد شده است. در بعضي روايات آمده: يکي از عبادات آن است که بنده در مسجد بنشيند و منتظر وقت نماز باشد، خود اين جلوس عبادت است. قال رسول الله(صلي الله عليه وآله وسلم) «الجُلُوسُ فِي المَسجِدِ انتِظَاراً لِلصَّلَاةِ عِبَادَة».(1)
انشاء الله خداوند همة ما را از حافظين اوقات نماز قرار بدهد.
1. بحار الانوار: ج80، ص380.
-
۲۰۴
61ـ ايام داراي حقيقت مستقل هستند
مطلب مهمي كه بايد به آن توجّه داشته باشيم و خصوصاً در نماز اينست كه زمان داراي نقش بسيار اساسي در اعمال انسان است، به طوري كه اگر عملي در غير زمان خود واقع شود چه بسا اثر مورد انتظار را از دست بدهد. بالاتر از آن اينکه نفس زمان اعم از شب يا روز با قطع نظر از اعمالي که انسان در آن انجام ميدهد يك حقيقتي دارد که متأسفانه ما از اين نكته غافل هستيم، عقول ضعيف و ناقص ما به اين حقيقت توجّه نميكند كه هر زمان داراي يك حقيقت است، روز يك حقيقت و شب حقيقت ديگر دارد، روز جمعه يك حقيقت و روزهاي ديگر هر يک حقيقت ديگري دارند. با مطالعه روايات ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين اين مطلب به خوبي روشن ميشود.
در بحار الانوار از امام صادق(عليه السلام) اين روايت وارد شده كه «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ بَعَثَ اللهُ الْأَيَّامَ فِي صُوَرٍ يَعْرِفُهَا الْخَلْقُ أَنَّهَا الْأَيَّامُ» در روز قيامت، خداوند روزها را در قالب صورتهايي مبعوث ميكند، همة مردم متوجه ميشوند كه اين صورتها مربوط به ايام است، يکي صورت روز شنبه است، ديگري صورت روز
1. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 86، ص 353.
-
۲۰۵
يكشنبه و همينطور... .
«ثُمَّ يَبْعَثُ اللهُ الْجُمُعَةَ أَمَامَهَا يَقْدُمُهَا كَالْعَرُوسِ ذَاتَ جَمَالٍ وَ كَمَالٍ تُهْدَى إِلَى ذِي دِينٍ وَ مَالٍٍ» پيشاپيش اين ايام صورت روز جمعه همانند عروسي زيبا و صاحب کمال قرار دارد، زيباترين چهره در بين ايام متعلق به روز جمعه است. که به فرد متدين و صاحب مال اهداء ميشود.
«قَالَ فَتَقِفُ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ الْأَيَّامُ خَلْفَهَا يَشْهَدُ» پس كنار درب بهشت ميايستد و تمام ايام پشت سر او قرار ميگيرند، آنگاه شروع ميکند به شهادت دادن و شفاعت کردن و به خدا عرض ميكند اين انسان در دنيا توجّه به من داشت. براي نماز و ذكر و مناجات در روز جمعه اهميّت قائل بود.
«وَ يَشْفَعُ لِكُلِّ مَنْ أَكْثَرَ الصَّلَاةَ فِيهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ سپس کساني را که در اين روز بر پيامبر و آل پيامبر صلوات زياد فرستادهاند شفاعت ميکند.
راوي از امام ميپرسد: «وَ كَمِ الْكَثِيرُ مِنْ هَذَا وَ فِي أَيِّ أَوْقَاتٍ أَفْضَلُ» درود زياد به پيامبر چه مقدار است؟ و انجام آن در کدام وقت از روز جمعه فضيلت بيشتري دارد؟
امام فرمود: «مِائَةَ مَرَّةٍ وَ لْيَكُنْ ذَلِكَ بَعْدَ صَلَاةِ الْعَصْرِ» كسي كه در روز جمعه بعد از نماز عصر صد مرتبه بگويد: «اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم».
روايات ديگري نيز داريم كه بيانگر اين نکته مهم هستند که در روز قيامت ايام و ليالي در مورد انسان شهادت ميدهند، همچنانکه مکانها و همه اجزاء هستي شهادت ميدهند انشاء الله در بحث مكان بيان خواهيم كرد مكاني كه در آن نماز خوانده ميشود، روز قيامت به نفع انسان شهادت ميدهد، همچنین نیز زمان شهادت ميدهد.
در امالي صدوق در مجلس سيوسوم اين روايت از امير المؤمنين(عليه السلام) نقل شده: «مَا مِنْ يَوْمٍ يَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَالَ لَهُ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ وَ
-
۲۰۶
أَنَا عَلَيْكَ شَهِيد» هيچ روزي نيست كه بر فرزند آدم بگذرد مگر اينكه آن روز خطاب به آنها ميگويد اي فرزند آدم من يك روز جديد هستم و در قيامت بر تو شهادت خواهم داد، «فَقُلْ فيه خَيْراً وَ اعْمَلْ فيه خَيْراً» اين زمان را از دست نده و در آن حرف خوب بزن و عمل خوب انجام بده تا من در روز قيامت به نفع تو شهادت بدهم. بر حسب اين روايت ايام داراي حقيقتي هستند که در قيامت نسبت به اعمال انسان شهادت ميدهند. كسي كه اول وقت منتظر وقت نماز است، آن اول وقت در روز قيامت به عمل او شهادت ميدهد و آثار بسيار فراواني بر اين امر مترتب خواهد شد. بنابراين ما بايد توجّه كنيم كه زمان يك اثر خاص در حقيقت نماز و عبادات واقع در آن دارد و از اين جهت اگر نمازگزار ميخواهد تمام آثار و بركات نماز را بدست آورد خصوصاً به حقيقت کامل آن برسد بايد اوّل وقت نماز بخواند تا تمام اين امور بر آن مترتّب شود.
«اَوّلُ الوَقتِ رِضْوانُ الله و آخِره غُفرانُه» خشنودي و رضوان خدا در اول وقت است و آخر وقت غفران و بخشش خداست، يعني كسي كه نمازش را به تأخير اندازد و آن را در آخر وقت بخواند، نماز او ديگر آن صورت حقيقي و نوراني را که موجب رضای خداوند شود، نخواهد داشت و وي را به مراتب بالا نمیرساند، فقط سبب بخشش و عفو خداوند میشود. اما آنچه که موجب رضوان خداست و آن حقايق و اسرار که در عنوان نماز نهفته است مربوط به نماز اول وقت است.
بيائيم با خداي خود عهد کنيم که هميشه نماز خود را اول وقت بخوانيم، تا چنانچه در پايان عمر نگاهي به گذشته افکنديم ببينيم اوقات خود و نمازمان را ضايع نكردهايم. واي به حال آن انسان بيچارهاي كه بگويد صبح خواب ماندم و نمازم قضا شد، چنين فردي هر چند قضاي نمازش را بخواند اما نميداند چه بلايي سر خودش آورده و چه نعمت بزرگ و موقعيت والايي را از دست داده است؟ نميداند خودش را از چه انوار و فيوضاتي محروم كرده است. اگر يك روز صبح خداي ناكرده، ببينيم طلوع خورشيد نزديک شده و موفق نشديم
-
۲۰۷
نمازمان را اول وقت بخوانيم، بايد به حال خود گريه كنيم و اشک بريزيم و به خود بگوييم چه بلايي بر سر خود آورده و چه کار ناپسندي كرده بوديم كه از اين توفيق بزرگ خدا محروم شديم، همه ما به يكديگر سفارش كنيم كه نماز را در اول وقت بخوانيم و مراقب باشيم كه نماز اول وقت ما فوت نشود انشاء الله تعالی.
-
۲۰۸
62ـ نداي اذان يادآور قيامت
يکي از علائم مؤمن اين است كه از رسيدن وقت نماز خوشحال ميشود، مرحوم شهيد ثاني تعبيري دارند كه توجّه به آن بسيار مهم است، ميفرمايد «إذا سِمعتَ نِداء المؤذّنِ فَأَحضِر في قَلبِك هول النِّداءِ يَومَ القيامة» ميفرمايند: وقتي نداي مؤذّن بلند ميشود و انسان را دعوت به نماز ميكند، قلبت را متوجه قيامت و آن هول و وحشتي کن كه با نداي آن روز همة موجودات عالم را فرا ميگيرد.
«وتَشَمّر بظاهِرك وباطِنك لِلمُسارَعَة وَالاجابةِ» پس ظاهر و باطنت را آماده اجابت نداي مؤذّن کن، «فَإنّ المُسارعين إلیٰ هذا النّداء هُم الّذينَ يُنادَونُ بِاللُّطف يَومَ العَرض الأَكبَر» زيرا كساني كه در دنيا زودتر از ديگران به نداي مؤذّن پاسخ گويند و خودرا براي نماز آماده كنند، در روز قيامت زودتر از ديگران مورد لطف و توجّه قرار ميگيرند.
«فَأَعرِضْ قَلبَك عَلیٰ هذا النِداءِ فَإِنْ وَجَدتَه مَملُوّاً بِالفَرحِ وَالأَستِبْشٰارِ وَمُستَعِدّاً بِالرَّغبةِ إلیَ الابتِدارِ فَأَعْلَم أنّه يَأتيكَ النّداءُ بالبشري والفوزِ يَومَ القَضاءَ»(1) پس قلب خودت را بر اين نداء عرضه کن، اگر قلبت را سرشار از شادماني و آماده استقبال
1. التنبيهات العليه: ص 104.
-
۲۰۹
از نماز يافتي، بدان كه از جمله افرادي هستي كه در روز قيامت نداي بشارت و رستگاري به سراغت ميآيد.
بر طبق اين کلام، مراقبت از اوقات نماز و استقبال نيکو از آن موجب نجات انسان از وحشت و اضطراب حاکم بر روز قيامت است.
البته در مورد هر يک از اوقات نماز نكات ديگري هم در روايات ذكر شده است، مثلاً در مورد وقت نماز ظهر بيان فرمودهاند وقتي پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) به معراج رفت، نمازي كه آنجا اقامه كرد نماز ظهر بود و اينجا يك بحث مهمي مطرح ميشود كه معراج حضرت در شب واقع شده است، پس چطور آن نمازي كه خوانده شد نماز ظهر بود؟ آيا در آن عالم صباح و مساء، روز و شب در کار نيست؟ همينطور نكات ديگري كه اهل فن در جاي خود به آن پرداختهاند. نماز ظهر نمازي است كه پيامبر در معراج خواند، وقت نماز عصر هنگامي است كه آن خطا و ترک اولي از آدم ابوالبشر سر زد و تمايل به شجرة طبيعت پيدا كرد، و وقت نماز مغرب زماني است كه آدم توبه كرد و سه ركعت نماز خواند، ركعت اول را به جهت خطاي خود و ركعت دوم را به جهت خطاي حوا و ركعت سوم را به عنوان توبه خود خواند. و وقت نماز عشاء يادآور ظلمت و تاريکي قبر و قيامت است و نماز عشاء نوري است كه آن تاريکي قبر و ظلمت در قيامت را برطرف ميكند، بر اساس اين نکاتي كه در برخي از كتب روايي ما آمده، اين چنين نيست كه اوقات نماز صرفاً يك امر اعتباري محض باشند، بلکه وقت نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء، تماماً مناسبات واقعيه و حقيقيه دارند. اگر انسان نماز خود را در اين اوقات بخواند، آن وقت است كه به فوز عظيم نائل ميشود. خصوصاً نسبت به اوّل وقت که در روايات تأكيد بسيار شده است.
از امام صادق(عليه السلام) وارد شده كه فرمودند: «إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْآخِرِ كَفَضْلِ الْآخِرَةِ عَلَى الدُّنْيَا»(1) مثل فضيلت اول وقت با آخر وقت، مثل فضيلتي است
1. کافي، چاپ اسلاميه: ج 3، ص 274.
-
۲۱۰
كه آخرت بر دنيا دارد، آيا آخرت قابل مقايسه با دنياست؟ اگر فردي اين روايت را بشنود و متوجه شود اول وقت اينقدر مهم است كه نسبتش با آخر وقت مثل نسبت آخرت به دنياست؟ آيا باز به خود اجازه ميدهد كه اين سرمايه عظيم فضيلت اول وقت را به راحتي از دست بدهد و نسبت به آن بياعتنا باشد؟
از وجود مبارك پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) وارد شده كه فرمود: «إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ مِنَ الْخَيْرِ مَا يُعَجَّل»(1) خدا از کارهاي خير آنرا بيشتر ميپسندد که زودتر انجام شده باشد «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ»؛ «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»(2) خداوند رحيم در قرآن کريم نسبت به کار خير و رسيدن به مغفرت الهي، امر به سرعت و شتاب در انجام آن فرموده است.
بنابراين اصل در نماز و نماز کامل، نماز اول وقت است، در عين حال خداوند براي کساني که به جهت ضرورتي موفق به درک فضيلت اول وقت نشوند، زمان نماز را توسعه داده است و آن فرد ميتواند نمازش را با تأخير بخواند، اما در حالت عادي اگر اول وقت از دست برود، انسان دچار خسارت بسيار عظيم خواهد شد.
انشاء الله خداوند همة ما را از حافظين وقت صلاة قرار بدهد.
1. کافي، چاپ اسلاميه ج 3، ص 274.:
2. سوره آل عمران: آيه 133.