pic
pic
  • ۱۹۱

    «وَفَتَحَ أَبوَابَ التَّوبَةِ وَالإِنَابَةِ لِيَستُرَ بِهَا العَورَاتِ البَاطِنَةَ» و دربهاي توبه و انابت را گشود تا عورت‌هاي باطني‌ات را بپوشاني. مراد از عورت‌هاي باطني چيست؟

    امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «مِنَ الذُّنُوبِ وَأَخلَاقِ السُّوءِ»؛ گناهان و اخلاق بسيار بد.

    «وَلَا تَفضَح أَحَداً حَيثُ سَتَرَ اللهُ عَلَيكَ مَا هُوَ أَعظَمُ مِنهُ» هيچ وقت دنبال اين نباشيد كه كسي را رسوا كنيد! برادران و خواهرانی که این سطور را با دقت دنبال می‌کنید، ملاحظه کنید انسان، چگونه از طريق رعايت ستر عورت خود با حفظ حيثيت و آبروي ساير مخلوقين خدا ارتباط برقرار مي‌كند. قبلاً تذکر داده شد حقيقت عبادت به اين است كه انسان غافل از بندگان خدا و آنچه كه خدا نسبت به رعايت حال آنها مورد توجّه قرار داده نباشد، خدا نمي‌خواهد انسان عيوب بندگانش را فاش كند، اگر كسي اطلاع از عيب ديگري دارد مي‌فرمايد: وَلَا تَفضَح أَحَداً، حق ندارد او را رسوا کند «حَيثُ سَتَرَ اللهُ عَلَيكَ مَا هُوَ أَعظَمُ مِنهُ» به ياد آور كه خدا عيب‌هاي بزرگتر از عيب آن فرد را که در تو وجود دارد مستور نموده و آبروي تو را حفظ كرده است.

    «وَاشتَغِل بِعَيبِ نَفسِكَ» به عيب خودت نگاه کن و مشغول برطرف کردن آن باش.

    «وَاصفَح عَمَّا لَا يَعنِيكَ حَالُهُ وَأَمرُهُ» توجّه نکن به آن‌چه كه کمکی به تو نمی‌کند و ارتباطي با تو ندارد، یعنی توجه به عيوب ديگران چه ربطي به تو دارد؟

    «وَاحذَر أَن يَفنَى عُمُرُكَ بِعَمَلِ غَيرِكَ» از اينكه عمر خود را صرف توجّه به کار ديگران و عيوب آنها کني برحذر باش. بسيار پستي و بدبختي است كه انسان عمر گرانبهاي خود را صرف تجسّس از عيوب ديگران کند که بسيار مورد مذمّت واقع شده است. متأسفانه در جامعة امروز ما اين رفتار ناپسند وجود دارد. مي‌گوئيم چرا نمازهاي ما اثر ندارد؟ براي اينكه در نماز بايد از ستر عورت ظاهري استفاده کرده و مراقب ستر عيوب ديگران باشيم، نگذاريم كه عيوب آنها

  • ۱۹۲

    آشكار و فاش شود، اما متأسفانه بسياري از افراد توجّه به اين نكته ندارند. حضرت مي‌فرمايند عمر خود را به خاطر عمل ديگران از دست مده و تباه نكن، ديگري اگر عيب و اشتباه و زشتي‌هايي دارد تو چرا زبان و فكر و وقت خود را به آن مشغول مي‌كني؟ همه بايد بدانيم اگر کسي درصدد بازگو كردن عيب ديگران باشد عمرش را تلف مي‌كند و ثانياً برملا ساختن عيوب ديگران موجب خواهد شد خدا خوبي‌هاي تو را در نامة عمل او ثبت ‌كند و در نتيجه آن فرد با اعمال خوب و سرماية تو تجارت خواهد نمود و حال آنکه تو نفس خود را هلاك کرده‌اي.

    بعد مي‌فرمايد: «فَإِنَّ نِسيَانَ الذُّنُوبِ مِن أَعظَمِ عُقُوبَةِ اللهِ فِي العَاجِلِ وَأَوفَرِ أَسبَابِ العُقُوبَةِ فِي الآجِلِ» فراموشي گناهان از جمله بزرگترين عقوبت‌هاي الهي در دنيا و بيشترين اسباب كيفر در آخرت است چرا كه انسان در دنيا اگر گناهان خود را فراموش نماید، موفق به توبه نمي‌شود.

    «وَمَا دَامَ العَبدُ مُشتَغِلًا بِطَاعَةِ اللهِ تَعَالَى وَمَعرِفَةِ عُيُوبِ نَفسِهِ وَتَركِ مَا يَشِينُ فِي دِينِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ فَهُوَ بِمَعزِلٍ عَنِ الآفَاتِ»؛ تا هنگامي كه بنده مشغول طاعت خدا و شناخت عيوب خود و ترک اموري است که چهره دين خدا را زشت و نازيبا جلوه مي‌دهند، اين فرد از آفات و آسيب‌ها و بلاها به دور است. يعني اگر انسان بخواهد از آفت‌ها به دور باشد راهش اين است كه مشغول به طاعت خدا و در صدد شناخت عيوب خود باشد و آنچه را كه موجب ناپسندي و زشت نماياندن دين خدا مي‌شود، ترك كند.

    «غَائِصٌ فِي بَحرِ رَحمَةِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ يَفُوزُ بِجَوَاهِرِ الفَوَائِدِ مِنَ الحِكمَةِ وَالبَيَانِ» چنين فردي هم از آفات دور است و هم در درياي رحمت خدا فرو مي‌رود و گوهرهاي حكمت و بيان را به دست مي‌آورد، يعني اگر انسان مشغول شناخت عيوب خود شود، كاري به عيوب ديگران نداشته باشد، و به طاعت پروردگار بپردازد، خدا گوهرهايي از حكمت و بيان نصيب او مي‌كند.

  • ۱۹۳

    «وَمَا دَامَ نَاسِياً لِذُنُوبِهِ جَاهِلًا لِعُيُوبِهِ رَاجِعاً إِلَى حَولِهِ وَقُوَّتِهِ لَا يُفلِحُ إِذاً أَبَداً»؛(1) و در مقابل اگر کسي گناهان خود را به فراموشي بسپرد و در صدد شناخت عيوب خود برنيايد و نسبت به آنها جاهل باشد و در انجام امور به جاي تکيه بر خدا به قوت و نيروي خود تکيه کند، اين انسان هرگز رستگار نمي‌شود.

    پس ملاحظه مي‌فرماييد آشنايي با اسراري كه در ستر عورت وجود دارد چه ابوابي را براي انسان باز مي‌كند، يعني از ستر عورت ظاهري به دُرها و جواهرهاي حكمت و بيان، مي‌رسيم. اگر انسان اين امور را رعايت كند به نتايج بزرگي نائل مي‌شود.

    از مجموع این بحث و مطالب گذشته نتیجه می‌گیریم که تاکنون دو فایده مهم برای لزوم ستر عورت در نماز را فراگرفته‌ایم:

    1. ستر عورت ظاهری موجب توجه به لزوم پوشانیدن عیوب باطن است.

    2. ستر عورت انسان در نماز موجب این می‌شود که انسان بداند که باید عیوب دیگران را بپوشاند.

    اميدوارم كه خداوند همة ما را موفق به حقیقت این اعمال بفرمايد.


    1. مصباح الشريعة، ترجمه مصطفوي: ص 33 ـ 32.

  • ۱۹۴
  • ۱۹۵

    باب سوم: اسرار وقت نماز

  • ۱۹۶
  • ۱۹۷

    59ـ سرّ تعيين وقت براي نماز

    يكي ديگر از مواردي كه در بحث اسرار نماز بايد به آن توجّه كنيم مسئلة وقت نماز است. همة ما مي‌دانيم كه براي نمازهاي واجب اوقات معيّني تعيين و در فقه ما و رساله‌هاي عملية مراجع بزرگوار اين اوقات ذكر شده است. براي نماز صبح يك وقت خاصي هست، براي نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء هم همينطور. علاوه‌ بر نمازهاي واجب براي نوافل يوميه هم زماني معين و مقرر شده‌ است. نتيجه اين مي‌شود كه نماز آن گاه صحيح و مؤثر واقع مي‌شود كه كاملاً رعايت اوقات را نموده و حافظ مواقيت آن باشيم. در این بحث اين سؤال مطرح مي‌شود كه آيا نمي‌شد خداوند تبارك و تعالي براي نماز وقت خاصي را معين نكنند و تعيين آن را به عهدة خود مردم بگذارند؟ یعنی هر زمان انسان خواست او را عبادت كند و هرگاه آمادگي خواندن نماز را داشت برخيزد و نماز بخواند. اساساً چه حكمتي در اين امر وجود دارد كه خداي تبارك و تعالي براي هر نماز وقت معيّني را قرار داده، به طوري كه اگر انسان اين نماز را قبل از آن وقت بخواند، اين نماز نمازي نيست كه تكليف را از او بردارد و به اصطلاح مسقط تكليف او باشد. اين نماز نمازي نيست كه داراي اثر باشد.

  • ۱۹۸

    پاسخ به اين سؤال روشن مي‌کند مسئلة وقت در باب نماز يك عنايت خاصي است كه خداوند بر بندگان مؤمن خود نموده است. هر چند در همة اوقات مي‌توان خدا را عبادت کرد، اما اين اوقات خاص زمان‌هايي است كه خداي تبارك و تعالي در اين ظرف زماني نسبت به بندگانش عنايات خاصي را مبذول و توجّه بيشتر به نمازگزاران مي‌کند، لذا يک دعوت خاص است و از آن طرف هنگامي كه انسان بداند براي نماز و مناجات با خدا، خودِ خداوند تبارك و تعالي زمان خاصي را معين كرده است، قبل از فرا رسيدن آن زمان خود را آماده و مهيا کرده، شوق مناجات و راز و نياز با خداي تبارك و تعالي پيدا مي‌کند، شوقي كه در غير از اين فرض معنا ندارد و تصوير نمي‌شود.

    بزرگان ما اين مطلب را در قالب يک مثال در كتب خود مطرح كرده‌اند كه اگر يك شخصيت بزرگ، يا رئيس يك مملكت، از فردي دعوت کند تا در يک وقت خاص به ملاقات او رود، و بخواهد به اين فرد هم عنايت و توجّه ويژه‌اي داشته باشد و بگويد که در اين وقت حرفهايت را مي‌شنوم و درخواست‌هايت را اجابت مي‌کنم، در اين صورت طبيعي است كه انسان خود را آماده اين ديدار کرده و لحظه‌شماري مي‌كند تا زمان حضور و ميقات موعود فرا رسد.

    خداي تبارك و تعالي هم به انسان چنين فرموده است؛ اگر اول طلوع فجر برخيزي و نماز صبح را اقامه كني، در اين قطعه از زمان عنايت و توجّه بهتري به شما کرده و خواسته‌هاي بيشتري را اجابت مي‌کنم، وعده‌اي كه هيچ گونه تخلفي در آن نيست، بنابراين اين اوقات نماز چنين خصوصيتي دارند که يك ضيافت خاص براي انسان نمازگزار بر پا مي‌نمايند.

    مرحوم شهيد ثاني رضوان الله عليه در كتابي كه پيرامون اسرار نماز دارند مي‌فرمايند: زماني که وقت نماز فرا مي‌رسد بدان اين ميقاتي است كه خدا براي تو قرار داده و دعوتت کرده تا به خدمتش قيام کني و آماده درک محضر ربوبي‌اش شوي. «واما الوقت فاستحضر عند دخوله أنّه ميقاتٌ جعله الله تعالی لك

  • ۱۹۹

    لتقوم فيه بخدمته وتتاهل للمثول في حضرته والفوز بطاعته»(1) قبلاً گفته شد ما هميشه و در همه حالات در محضر خداي تبارک و تعالي هستيم، در حال بيداري، خواب، گفتگو و ... اما هنگامي که وقت نماز فرا مي‌رسد گويا خداوند در انتظار شنيدن صحبت بندة خودش است، منتظر مناجات و راز و نياز اوست، اگر انسان به اين مفاهيم توجّه کند اين معنا بيشتر در ذهنش تجلي پيدا مي‌کند و با حضور قلب بيشتر به نماز مي‌ايستد.

    نمازگزار هنگام رسيدن وقت نماز بايد وجد و سرور همة وجودش را فرا بگيرد، آيا ما براي نمازمان چنين حالي داريم؟ آيا وقتي كه اذان مؤذّن به گوش مي‌رسد قلب ما احساس انبساط و سرور و بهجت دارد يا نه؟ از علائم انسان مؤمن اين است كه هنگام فرا رسيدن وقت نماز سرور و شادي وجود او را فرا بگيرد، احساس كند كه وقت ملاقات و مناجات با خداست، و به اين جهت است كه در سيرة اشرف مخلوقات پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) وارد شده است:

    «کان النبي(صلي الله عليه وآله وسلم) ينتظر وقت الصّلاة و يشتدّ شوقه و يترقّب دخوله و يقول لبلال مؤذّنه أرحنا يا بلال»(2) آنچنان منتظر رسيدن وقت نماز بود که هنگام دخول وقت، شدت شوق مناجات با خدا وجود مبارکش را فرا گرفته به بلال مي‌فرمود: اي بلال زودتر اذان بگو ما را راحت کن، که مي‌خواهيم نماز را شروع و با خدا مناجات کنيم. اين حالت بايد در امّت پيامبر هم وجود داشته باشد، همه ما بايد دائماً منتظر باشيم ببينيم چه زماني وقت نماز فرا مي‌رسد؟ وقت نماز همانند گمشده‌اي براي ما باشد و دائماً از اين و آن سؤال کنيم که چه زماني اين وقت مي‌رسد؟ و انتظار وقت نماز آثار بسيار عظيمي براي ما خواهد داشت.


    1. التنبيهات العليه:‌ ص 102.
    2. التنبيهات العليه: ص 103.

  • ۲۰۰

    60ـ حالت نمازگزار هنگام فرا رسيدن وقت نماز

    تاکنون بیان شد توجّه به وقت نماز، نمازگزار را آماده ورود به نماز و تحقق حقيقت نماز مي‌کند.

    در عبارتي که از شهيد ثاني رضوان الله تعالي عليه در كتاب التنبيهات العلية(1) نقل شد فرمودند هنگام فرا رسيدن وقت نماز انسان بايد بداند اين زمان ميقاتي است كه خدا براي او تعيين نموده، لذا سرور و بهجت قلب و چهره‌اش را فرا مي‌گيرد. ایشان در ادامه می‌فرماید:

    «ثم استشعر بعد هذه البهجة خشية الله تعالی في الوقوف بين يديه»؛ بعد از پيدايش بهجت و سرور كه حاصل از دخول وقت مناجات با خدا است، توجّه به اين مطلب كه چنين موجود حقيري با داشتن تيرگي‌هاي فراوان نفساني در مقابل عظيم‌ترين موجود و قدرت هستي قرار گرفته و مي‌خواهد با او مناجات و صحبت كند. خوف و خشيت وجودش را فرا مي‌گيرد. مي‌فرمايد «فإنّ استشعار الخوف شعار الكاملين» يکي از علائم انسان‌هاي كامل و وارسته، وجود خوف و خشيت از خدا در قلب آنهاست، كما اينكه غفلت علامت مطرودين است، آنها كه


    1. التنبيهات العليه: ص 104.

۲۱۸,۷۷۳ بازدید