-
۱۳
مـقدمـه
بسم الله الرحمن الرحيم
در میان عبادات، نماز از اهمیت و ویژگی خاصی برخوردار است. بهترین و مؤثرترین راه برای وصول و رسیدن به حق تعالی نماز است. نماز اقرار به توحید و کبریایی و عظمت خداوند و مالکیت او نسبت به روز جزا و پاداش است. نماز تنزیه خداوند از هر نقص و عیبی است و همة ستایشها و حمدها را مخصوص او میدانیم. با نماز به این باور میرسیم که هیچ وجودی جز خدای بزرگ سزاوار حمد نیست. تمام ستایشها به ستایش او برمیگردد. نماز رسیدن به توحید جامع و دور شدن و برائت از هر شرکی است. نماز اقرار به عظمت و بزرگی خداوند است و اینکه موجود دیگری قابلیت بزرگی را ندارد. نماز بهترین راه برای تسلط بر نفس و مادیات و شهوات است.
روشن است که یک نماز خوب و مفید آن است که نمازگزار تا حدی با اسرار و رموز آن آشنا باشد. این کتاب گوشهای از این اسرار را بر طبق آیات شریفة قرآن کریم و روایات ائمة معصومین(عليهم السلام) آشکار نموده است.
نکتة مهم آن است که همة مؤمنین و نمازگزاران باید همیشه این اسرار را مرور کنند. باید لااقل در هر سال یک بار این اسرار را مرور کنند و مجدداً بخواند و اساساً در امور تربیتی و سیر و سلوک، باید مبانی و توصیهها را تکرار کرد تا نفس با آن خو بگیرد و ملکه آن گردد که نتیجه آن خلق اسرار جدید توسط همین نفس مهذب است.
-
۱۴
آنچه که در این مجموعه پیش روی خوانندگان است، مباحث و مطالبی است که در سالهای گذشته در مورد نماز و اسرار آن به صورت جلسههای مختصر مطرح و از صدای معارف جمهوری اسلامی ایران پخش گردیده است. روشن است که در اینگونه از بحثها، تصمیم بر بسط و گستردگی و تعمیق و اشاره به همة ابعاد علمی و معنوی نبوده است و تنها به صورت واضح و روان به گوشهای از اسرار نماز اشاره شده است. ضمناً در این کتاب از تصرف و تغییر در عبارات و الفاظ حتیالامکان خودداری شده است تا به همان سبک و روشی که القاء شده در اختیار قرار داده شود.
از مسئولین محترم مرکز فقهی ائمه اطهار(عليهم السلام) و نیز جناب مستطاب حجتالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ ماشاءالله استاد میرزا دامت تأییداته که در تدوین و تنظیم این کتاب همکاری نمودند، تشکر میکنم. امید آن است که این کتاب در اوج بخشیدن به این عبادت بسیار مهم مؤثر باشد، ان شاء الله.
محمدجواد فاضل لنکرانی
28/8/1392 -
۱۵
فصل اول: کلّياتي در مورد اسرار نماز
-
۱۶
-
۱۷
1ـ ضرورت آشنايي با اسرار نماز
يكي از موضوعات بسيار مهم و مؤثر در مباحث علمي و معنوي، بحث از اسرار نماز است. توجّه به اين بحث و تعمق در آن براي نمازگزار مراتب و مقامات و منازلي را محقق ميسازد. متأسفانه غفلت از اسرار نماز سبب شده است كه بسياري از نمازهاي ما فاقد تأثير شايسته در وجود ما و در حيات اجتماعي ما و در مجموعة جامعة مسلمين باشد. اگر به اسرار نماز توجّه كنيم و نماز را با آگاهي از اين اسرار و با توجّه به وجود چنين حقايقي در آن انجام دهيم، بسياري از مشكلات شخصي و اجتماعي ما حل گرديده و حتي به بعضي از سؤالاتي كه در ذهن بسياري از مؤمنين وجود دارد پاسخ داده خواهد شد. اين سؤال معمولاً در ذهن شيعيان اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه افضل صلوات المصلّين ميآيد كه چگونه از يك طرف، وقتي تيري را در حال صلاة از پاي آن حضرت در ميآورند، حضرت چنان غرق در توجّه به خدا و مستغرق در صفات و اسماء الهي هستند که متوجه نميشوند و هيچ احساس نميكنند. اما همين وجود شريف وقتي صداي يك مستمندي را در حال نماز ميشنود انگشتر مبارك خودش را درآورده و به آن شخص ميبخشد.
-
۱۸
ما اگر به اسرار نماز مقداري توجّه و ورود پيدا كنيم، پاسخ اين سؤالها را مييابيم، اين سؤالها و اين شبهات وقتي لاينحل باقي ميماند كه ما نماز را در حد همين مرحلة ظاهري آن تفسير كنيم و وراي اين مرحلة ظاهر، براي آن باطن و حقيقت و سري قائل نباشيم. اگر نگاه به ظاهر كنيم از نظر ظاهر اين سؤال قابل جواب نيست، اما اگر نگاه به باطن كنيم در باطن، آن كسي كه غرق توجّه به خداوند تبارك و تعالي و در مقام شهود عظيم است، هيچ منافاتي ندارد كه نياز بندة او را هم در همان حال اجابت كند، چون اين اجابت و صدقه دادن در همان مسير قرار دارد و موجب تقرّب بيشتر او به خداوند تبارك و تعالي است. اساساً چون حضرت محو جمال حق تعالي است، بايد آنچه را كه مورد رضاي خداست انجام بدهد و اجابت يك مستمند و صدقه دادن به او از همين مقوله است. بنابراين ملاحظه ميفرماييد كه اگر ما به اسرار نماز توجّه كنيم، اينگونه پرسشها هم كه در رابطه با نماز مطرح ميشود پاسخ داده خواهد شد، اسرار نماز مقولهاي است كه نميتوان در لحظات كم و مختصر به آن بسنده و حتي گوشهاي از آن را بيان كرد. اسرار نماز يك معارف و حقايق محدود نيست كه بتوان آن را در چند جلسه يا در چند جلد كتاب تدوين كرد، بلكه ميتوان گفت نماز داراي اسراري است كه به اختلاف اشخاص، به اختلاف قلوب و به اختلاف ضمائر انسانها مراتب مختلف و حقايق متعددي دارد. ما در اين بحث كوشش خواهيم كرد كه زوايايي از اين بحث را مطرح كنيم و اميدوارم به فضل و عنايت حق تعالي بتوانيم گوشهاي از اين اسرار را بفهميم و اين نمازي را كه خداوند به ما عنايت كرده آن چنان با لذت بخوانيم كه هيچگاه از خواندن آن خسته نشويم، آن چنان اين نماز مورد رضايت خداوند تبارك و تعالي قرار بگيرد كه خداوند به ملائكة خود مباهات كند و انشاء الله توجّه به اسرار نماز زندگي ما را متحول كند، فكر و روح و روان و ارتباطات اجتماعي و همة امور ما را تحت تأثير قرار بدهد.
-
۱۹
2ـ ادله وجود اسرار نماز
در بحث گذشته بيان شد كه نماز داراي اسراري است. يكي از سؤالهایی كه در بدو امر براي هر كسي مطرح ميشود اين است كه به چه دليل نماز داراي اسرار است؟ ما ابتداءً بايد اين را روشن كنيم كه آيا خارج از اين فعل و وراء اين عمل ظاهري (اين قيام و ركوع و سجود و تشهّد و تسليم)، اسراري وجود دارد يا نه؟ قبل از پاسخ به اين سؤال بايد توجّه داشته باشيم كه مقصود ما از سرّ نماز، باطن نماز است. اسرار نماز يعني بواطن نماز. همانطور كه در مورد قرآن كريم ما بر طبق رواياتي كه وارد شده قائل هستيم كه قرآن داراي ظاهر و باطن است، مراد از «سرّ» در اينجا همان باطن است، سرّ به معناي نهان نيست، حتي باید بگویيم در اينجا سرّ به معناي راز هم مراد نيست! مقصود از سرّ نماز آن حقيقتي است كه ماوراي اين نماز در عالم ديگر تجلّي پيدا ميكند.
سؤال اين است كه چه دليلي وجود دارد بر اينكه نماز داراي اسرار است؟ براي پاسخ به اين سؤال سه مطلب را بيان ميكنيم:
مطلب اول وجود دليل عقلي است مبني براين كه هر شيئي در اين عالم داراي سرّ است، «لکلّ ظاهرِ باطنٌ»، بر حسب براهين عقلي كه بزرگان ما در کتب
-
۲۰
فلسفي مطرح كردهاند هر وجود طبيعي در اين عالم داراي يك وجود مثالي در فوق اين عالم است و فوق هر موجود مثالي هم يك موجود عقلي است. حتي بر حسب مبانيِ حكمت متعاليه، و قاعدة «بسيطُ الحقيقةِ كلّ الأشياء» يك عالم چهارم را ميتوان به نام عالم «إله» تصوير كرد. اما اين سه عالم معروف (عالم طبيعت، عالم مثال و عالم عقل) مراتبشان طولي است، به اين معنا كه آنچه در اين عالم وجود دارد اعم از انسان، خاك، جماد، نبات و ... ، يك وجود مثالي و يك وجودي مافوق اين وجود و يك حقيقت برتري دارد، البته هر يک در حد مرتبة خود. اساساً عقل ميگويد هر داني و فرو مرتبهاي مسبوق به يك وجود عالي است، هر شهودي مسبوق به يك غيبي هست، تا عالي نباشد داني محقق نميشود، تا غيب نباشد شهود معنا پيدا نميكند، هر ظاهري بر حسب حكم عقل داراي باطن و حقيقتي است، بر مبناي اين دليل عقلي، اموري كه انسان در اين عالم انجام ميدهد، حركات و افعال او، چه افعال خوب و چه افعال بد داراي يك باطن و حقيقتي است كه اين حقيقت در عالم ديگر وجود دارد و روز قيامت و چه بسا در عالم برزخ همان حقيقت ظهور ميكند، در روايات موضوعي وجود دارد به عنوان تجسّم اعمال، تجسّم اعمال حقيقت و باطن هر عملي است كه انسان آن را ایجاد میکند. كوچكترين عملي كه در اين عالم انجام ميگيرد يك حقيقت و باطني از آن در عالم برزخ ظهور و تجسم پيدا ميكند، چه اعمال خوب باشد چه بد، چه گناه باشد چه حسنات.
بر حسب همين برهان عقلي كه هر ظاهري، باطني دارد و هر شهودي يك غيبي دارد، نماز هم باطني دارد. ما فكر نكنيم اعمالي که به حسب ظاهر انجام ميدهيم جدا و منفك از عوالم ديگر است و غير از اين هيچ چيز ديگري وجود ندارد. عقل ميگويد اين عمل حقيقتي دارد كه وراي اين عمل و باطن آن است، و اساساً اين ظاهر براي رسيدن به آن باطن است، ظواهر عبادات براي رسيدن به بواطن و حقايق آنها است.