-
۱۷۱
53ـ اذکار اميرالمؤمنين(ع) هنگام وضو گرفتن
در كتب روايي ما تأكيد فراوان بر استفاده از ادعيه و اذكار در حين انجام وضو شده است. وضوي مقرون با اين دعاها حقيقت ديگري پيدا ميكند و آمادگي انسان را در عبادت خصوصاً نماز در حدّ بالايي قرار ميدهد. روايت صحيحي از امير المؤمين(عليه السلام) در کتاب کافي شريف(1) وارد شده که در آن آداب وضوء بيان گرديده است. عبدالرحمن بن كثير از امام صادق(عليه السلام) نقل ميكند كه امير المؤمنين(عليه السلام) نشسته بودند از فرزندشان محمّد حنفيه خواستند براي ايشان آب بياورند تا وضو بگيرند، وقتي آب را آوردند، ايشان با دست راست كفي از آب را برداشته و روي دست چپ ريختند و در همان حال اين ذكر را فرمودند:
«بِسْمِ الله اَلْحَمْدُ لله الَّذي جَعَلَ الماءَ طَهْوراً وَ لَمْ يَجْعلْهَ نَجِساً» وضوي خود را با نام خدا آغاز و او را حمد و ستايش ميکند که آب را پاک و پاک کننده قرار دادند. مقداري از آب را جهت استنجاء و تطهير استفاده كردند و در آن حال اين دعا را قرائت كردند:
«اَللّهُم حَصِّنْ فَرْجي وَ اَعِفَّهُ وَاسْتُر عَوْرَتي وَ حَرِّمْها عَلَِی النّار» خدايا عورت مرا
1. کافي، ج 3، ص 70.
-
۱۷۲
حفظ کن و عفيف نما و آنرا بپوشان و بر آتش جهنم حرام کن.
بعد مقداري از آب را برداشتند و در بيني مبارك استنشاق كردند و دعا فرمودند:
«اللّهمَ لا تُحَرِّمْ عَليَّ ريحَ الْجَنَّة»؛ خدايا بوي جنت و بهشت را بر من حرام مکن «وَاجْعَلْنی مِمَّن يَشمُّ ريحَها و طَيبَها وَ ريحٰانَها» مرا از افرادي قرار ده كه بو و رايحة جنت را استشمام ميکنند.
سپس مقداري از اين آب را در دهان مباركشان تمضمض و قرقره كردند و عرض كردند «اللّهمّ انْطِق لِساني بِذِكْرِكَ وَاجْعَلْني مِمَّن تَرضي عَنه» خدايا زبان مرا بر ذكر خود گويا کن تا مشغول ذكر تو باشد و مرا از کسانی قرار ده که از او راضی هستی. در بعضي از نسخ به جاي كلمة انطق، اطلق ذکر شده يعني زبانم را رها كن. طوري كن که هميشه مشغول ذكر تو باشد.
اگر وضو با اين اذكار همراه باشد، مخصوصاً از اين ذكر «اللّهمَّ اَنْطِقْ لِساني بِذِكْرِكَ» معلوم ميشود انسان اگر هم بخواهد با خدا راز و نياز كند اختيار زبان او به دست خدا است، خدا بايد زبان او را آماده مناجات كند. در بسياري از اوقات انسان به راحتي به خواندن دعا، قرآن يا نماز ميپردازد، اما گاهي اوقات هم پيش ميآيد که موفق به خواندن يک آيه يا دعاي کوتاه هم نميشود، حوصله نميكند، روحش او را مدد نميكند، معلوم ميشود كه توفيق مناجات را خداوند عنايت ميكند.
هنگام شستن صورت مباركشان دعا کردند: «اَللّهُمَ بَيِّضْ وَجْهی يَومَ تَسوَّدَ فيه الوُجوُه وَلاٰ تُسَوِّدْ وَجْهی يَوم تَبْيَضّ فيه الوُجوهُ» در حين وضو انسان به ياد روز قيامت بيفتد و عرض كند خدايا آن روزي كه در آن همه چهرهها سياه و خوار ميشود، آن روز چهرة مرا روشن و نوراني قرار ده، چهرهاي كه راه بهشت را به من نشان دهد.
وقتي كه دست راستش را شست عرض كرد «اَللّهمَ اعْطِني كتابي بِيَميني وَالْخُلْدَ فِي الجَنٰانِ بِيَساري» خدايا نامه اعمالم را روز قيامت در دست راست من قرار ده و
-
۱۷۳
جاوداني در بهشت را با کمال راحتي به من عنايت نما.
وقتي كه دست چپش را شست عرض كرد: «اَللّهُمّ لا تُعطِنی كِتابی بِشمالی وَلاٰ تَجْعَلْها مَغلوُلَةً إلیٰ عُنُقي» خدايا نامة اعمالم را در قيامت به دست چپم نده، دستهايم را بر گردنم نبند. بعد از اينكه سر مباركش را مسح كرد عرض نمود: «اَللّهمَ غَشِّنی بِرَحْمَتِكَ وَبَرَكٰاتِكَ وَعَفْوِکَ» خدايا مرا در درياي رحمت و عفو و بركات خودت غوطهور ساز.
بعد از مسح پاهاي خود دعا کرد: «اَللّهم ثَبِّتْ قَدَمیَّ عَلیَ الصّراطِ يَومَ تَزِلّ فيه الاقدامُ وَاجْعَلْ سَعيي فيمٰا يُرضيكَ عَنْه» خدايا در آن روز که تمام قدمها ميلغزد دو پايم را بر پل صراط استوار و ثابتقدم نما و تلاش مرا در آنچه که موجب خشنودي و رضايت توست قرار ده. اين دعاهايي است که اميرالمؤمنين(عليه السلام) در حين انجام وضوء خواندند.
-
۱۷۴
54ـ باطن وضوء: تبديل شدن قطرات آب وضو به ملائکه
روايتي را از امير المؤمنين(عليه السلام) به نقل از امام صادق(عليه السلام) بيان كرديم و با محتواي دعاهاي وضو آشنا شديم که لازم است انسان در حال وضو آنرا بخواند تا هم به ياد خدا باشد و هم به ياد معاد و هم به ياد امور اخلاقي که لازمه انسانيت اوست. بعد از تمام شدن وضوء امير المؤمنين به فرزندشان فرمودند: «يَا مُحَمَّدُ مَن تَوَضَّأَ بِمِثلِ مَا تَوَضَّأتُ وَقَالَ مِثلَ مَا قُلتُ خَلَقَ اللهُ لَهُ مِن كُلِّ قَطرَةٍ مَلَكاً يُقَدِّسُهُ وَيُسَبِّحُهُ وَيُكَبِّرُهُ وَيُهَلِّلُهُ وَيَكتُبُ لَهُ ثَوَابَ ذَلِكَإلی يوم القيامة» نكتة بسيار مهمي در پايان روايت هست كه همه بايد به آن توجّه كنيم؛ فرمودند اگر كسي وضويش را مثل وضوي من بگيرد، به همين ترتيبي كه امروز مردم عزيز ما بر حسب آنچه كه از جانب حضرات اهلبيت(عليهم السلام) وارد شده وضو ميگيرند و اين همان وضويي است كه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) ميگرفتند. فرمود اگر مردم مثل اين وضو را بگيرند و به مثل اين دعاهايي كه در حين وضو خواندم، اين دعاها و اذكار را در حال وضو بخوانند، خداوند در ازاي هر قطرهاي از آب اين وضو فرشتهاي خلق ميكند كه تا روز قيامت مشغول حمد و ستايش خدا، تسبيح و تنزيه حق، بزرگ و مقدس
-
۱۷۵
شمردن خداوند است. و ثواب کار اين فرشته را در کارنامه شخض وضوگيرنده ثبت ميکند.
در اين روايت چند نكتة مهم وجود دارد كه بايد به آن توجّه شود:
اولين نكته آن است كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) فقط در مقام بيان ثواب وضو نيست، بلکه در مقام بيان حقيقت وضو است. فقط نميخواهد بفرمايد اگر كسي وضو بگيرد خدا به او ثواب ميدهد بلكه حقيقت اين عمل و باطن اجزاء آن را بيان ميكند، يعني آن آبي كه همراه با نام خدا و اين اذكار به اين کيفيت بر بدن بنده مؤمن جاري شود، حقيقت قطرات اين آب به شکل ملك تمثّل پيدا ميكند. يعني به ازاي هر قطرهاي يك ملك است و کار اين ملائكة فراوان كه در اثر قطرات آب وضو خلق ميشوند تا روز قيامت حمد و ستايش و تقديس خداي تبارك و تعالي است. كسي خيال نكند اين روايت فقط ثواب وضوء را ذكر ميكند، نه! حقيقت قطراتِ آب وضو را بيان ميكند، که تمثّل اين قطرات خلقت آن ملائكه است.
نكتة دوم اين است كه ويژگيهاي اين روايت و تمثّل قطرات آب وضو به ملائكه، اختصاص به امير المؤمنين(عليه السلام) ندارد. حضرت ميفرمايند اگر كسي مثل من وضو بگيرد و اين اذكار را بگويد اين خصوصيّت را دارد كه به ازاي هر قطرهاي از آب وضوي او ملکي خلق ميشود، هر چند نوع بشر از انجام چنين وضوئي با اين کيفيت و خصوصيات عاجزند و لذا برخي از اعاظم و بزرگان قائل به اختصاص اين ويژگي به اميرالمؤمنين(عليه السلام) يا افرادي که تالي تلو و در مقام نزديک به ايشان هستند شدهاند.
شخصيتهايي که تمام وجودشان نور است و دور از هر گونه رجس و گناه و پليدي ميباشند. چنين شخصي كه وجودش از هر گناه و پليدي پاك است اگر وضو بگيرد وضويش چنين خصوصيتي دارد، اما شايد بتوان گفت از اين روايت استفاده ميشود كه خداوند به فضل و كرم و لطف خود چنين آثاری را براي همه بندگان که موفق به انجام چنين وضوئي بشوند قرار داده، وضويي كه امير
-
۱۷۶
المؤمنين به اين ترتيب و با رعايت آدابش انجام داد و آن اذكار و ادعيه را با توجّه و اعتقاد به معنايش قرائت فرمود. يعني وقتي ميگويد « اللهُمَّ ثَبِّت قَدَمَيَّ عَلَى الصِّرَاطِ يَومَ تَزِلُّ فِيهِ الأَقدَام» واقعاً قيامت را ببيند و پل صراط را مشاهده كند و نگران باشد و بترسد از اينکه چه وضعي براي او در آن روز پيش خواهد آمد. رعايت آداب وضو و توجّه به معاني اين اذکار و اعتقاد به اين دعاها ممكن است براي عدهاي اتفاق بيفتد.
اساساً اگر ما بگوئيم چنين خصوصيتي يعني خلق ملائکه از قطرات آب وضوء اختصاص به امير المؤمنين و فعل آن حضرت دارد، پس چرا ميفرمايند: «مَن قالَ مِثلَ قولي وَ تَوَضَّأَ مِثلَ وُضُويي» اگر واقعاً ديگران عاجز از اين حقيقت باشند، بيان اين حقيقت چه ثمره و نتيجهاي دارد؟ اينکه حضرت بفرمايند اين امر فقط اختصاص به من دارد برخلاف ظاهر حديث است. ما وقتي روايات باب وضو را بررسي كنيم ملاحظه خواهيم کرد كه چه آثار و بركاتي را خداوند بر چنين وضويي مترتب ميكند.
پس به نظر ميرسد كه اين امر مختص به اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيست، بلکه اين مراتب طهارت است که با يكديگر فرق ميكنند، قطعاً آن ملكي كه از قطرات آب وضوي امير المؤمنين(عليه السلام) خلق ميشود با آن ملكي كه از قطرات آب وضوي يك انسان معمولي خلق ميشود فرق بسيار خواهد داشت. درجات ملائكه به حسب اختلاف مراتب طهارت افراد مختلف است، البته اينها در جاي خودش ثابت است پس اين چنين نيست كه بگوئيم ديگران از رسيدن به اين مرتبه محروم هستند.
نكتة سوم که از اين روايت استفاده ميشود اين است كه حتي اگر وضو به نيت خواندن نماز نباشد، بلکه بنده مؤمن براي طاهر بودن با اين شرايط وضو بگيرد وضوي او اين آثار را خواهد داشت.
چون اين روايت دلالت بر این ندارد كسي که براي نماز وضو بگيرد، از اين امتياز برخوردار خواهد شد. در اين روايت قيدي به عنوان نماز ذكر نشده لذا
-
۱۷۷
مؤمنين توجّه كنند و اين حقايق را مغتنم بشمارند، تا ميتوانند با طهارت و با وضو باشند، بدانند كه چه آثار بسيار بزرگي بر وضو مترتب است، اين دعاهايي را كه هنگام خواندن وضو وارد شده حتماً مراعات كنند و مبادا اين عنايت بزرگ خدا از دست برود و خود را از درک اين لطف و عنايت بزرگ حق تعالي، محروم سازند.
-
۱۷۸
55ـ آثار و فوايد وضو
يکي از آثار وضو ايجاد نورانيت در باطن انسان است و حقيقت آن خلق شدن ملائكهاي است كه تا روز قيامت مشغول تسبيح و تكبير خداي تبارك و تعالي هستند، شايد در ذهن بعضي افراد خطور کند كه وضو چون مقدمه و يکي از شرايط نماز است اهميت چنداني ندارد، در حالي که بايد توجّه داشته باشيم كه وضو در عين اين كه شرط براي نماز است خودش هم في نفسه بسيار مهم است و آثار قابل توجهي دارد. در روايتي كه در كافي شريف(1) وارد شده، محمّد بن قيس ميگويد:
«سَمِعتُ أَبَا جَعفَرٍ(عليه السلام) يَقُولُ وَهُوَ يُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَكَّةَ» امام باقر در مكه مشغول گفتگو با مردم بودند و فرمودند: «صَلَّى رَسُولُ اللهِ الفَجرَ» پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) نماز صبح را خواندند و با اصحابشان نشستند تا اينكه خورشيد طلوع كرد، اصحاب يكي يكي بلند شدند و رفتند «حَتَّى لَم يَبقَ مَعَهُ إِلَّا رَجُلَانِ» فقط دو نفر باقي ماندند، يكي از گروه انصار و ديگري از ثقفيها بود، پيامبر به اينها فرمود:
«قَد عَلِمتُ أَنَّ لَكُمَا حَاجَةً وَتُرِيدَانِ أَن تَسأَلَا عَنهَا فَإِن شِئتُمَا أَخبَرتُكُمَا بِحَاجَتِكُمَا
1. کتاب الطهارة: باب النوادر، حديث 7.
-
۱۷۹
قَبلَ أَن تَسأَلانِي» پيامبر فرمود: من ميدانم كه شما با من كاري داريد، اگر بخواهيد به شما خبر ميدهم كه براي چه نشستهايد و از من چه سؤالي داريد؟ آنها عرض كردند كه يا رسول الله «فَإِنَّ ذَلِكَ أَجلَى لِلعَمَى وَأَبعَدُ مِنَ الِارتِيَابِ وَأَثبَتُ لِلإِيمَانِ» بله، ما سؤال داريم، اما شما بفرماييد سؤال ما چيست که موجب ثبات ايمان و از بين رفتن شك و ترديد از قلوب ما خواهد شد. پيغمبر فرمود:
« أَمَّا أَنتَ يَا أَخَا ثَقِيفٍ فَإِنَّكَ جِئتَ أَن تَسأَلَنِي عَن وُضُوئِكَ وَصَلَاتِكَ مَا لَكَ فِي ذَلِكَ مِنَ الخَيرِ» به آن ثقفي فرمودند كه تو ميخواهي از وضو و نماز خود سؤال كني و بپرسي كه چه خير و فايدهاي در وضو و نماز وجود دارد؟ سپس به آن انصاري فرمودند سؤال تو راجع به حج و عمره است؛ آنچه كه در اين بحث بايد به آن اشاره كنيم كلامي است كه پيامبر در جواب سؤال آن ثقفي در مورد وضو فرمودند.
حضرت نكاتي را بيان فرمودند: يکي آنکه «أَمَّا وُضُوؤُكَ فَإِنَّكَ إِذَا وَضَعتَ يَدَكَ فِي إِنَائِكَ ثُمَّ قُلتَ بِسمِ اللهِ تَنَاثَرَت مِنهَا مَا اكتَسَبَت مِنَ الذُّنُوبِ» هنگامي كه دستت را داخل آب ميبري و بسم الله ميگوئي، گناهاني که تاکنون به وسیله دست مرتکب شدهاي ريخته ميشود.
«فَإِذَا غَسَلتَ وَجهَكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِي اكتَسَبَتهَا عَينَاكَ بِنَظَرِهِمَا وَفُوكَ» وقتي با اين آب صورت خود را ميشويي، گناهاني كه با دو چشمت يا با زبان و دهانت انجام دادهاي بخشيده ميشوند.
«فَإِذَا غَسَلتَ ذِرَاعَيكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَن يَمِينِكَ وَشِمَالِكَ» وقتي كه دست راست و چپ خود را ميشويي، گناهاني كه به وسيله اين دو دست انجام شده از تو جدا ميشود.
«فَإِذَا مَسَحتَ رَأسَكَ وَقَدَمَيكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِي مَشَيتَ إِلَيهَا عَلَى قَدَمَيكَ» وقتي كه سر و دو پاي خود را مسح ميكني، گناهاني كه به وسيلة سر و دو پاي تو انجام شده است محو و پاك ميشود.
-
۱۸۰
ای انسان، تأمل کن که چقدر وضو اثر دارد؛ انسان با يك وضو كاملاً از آن گناهاني كه جوارح و اعضاي او انجام داده پاك ميشود، در برخي ديگر از روايات اينطور آمده كه پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: « إِن قَالَ فِي آخِرِ وُضُوئِهِ و و غُسلِهِ سُبحَانَكَ اللهُمَّ وَبِحَمدِكَ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ أَستَغفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيكَ وَأَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبدُكَ وَرَسُولُكَ وَأَشهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّكَ وَخَلِيفَتُكَ بَعدَ نَبِيِّكَ علی خَلْقِک وَأَنَّ أَولِيَاءَهُ خُلَفَاؤُكَ وَأَوصِيَاؤُهُ أَوصِيَاؤُك» اگر كسي در آخر وضويش اين ذكر را گفته و حمد خدا، تسبيح خدا، شهادت بر توحيد، شهادت بر نبوت، شهادت بر ولايت امير المؤمنين و اولاد طاهرينش صلوات الله عليهم اجمعين بگويد، «تحاطت عنه ذنوبه كلّها کما تحاط ورق الشّجر»(1) تمام گناهانش مثل برگ درخت ميريزد و بخشيده ميشود.
ملاحظه ميفرمائيد چقدر اين وضو در نزد خداي تبارك و تعالي مهم است و چه تحوّلي در وضو گيرنده به وجود ميآورد و چه اسرار و حقايقي در اين وضو هست كه متأسفانه از آن بياطلاعيم و بسياري از ما از اين حقايق دور هستيم.
گاهي برخي افراد به علت جهل و ناداني ميپرسند يعني چه كه براي خواندن نماز بايد صورت و دستهايمان را بشوييم؟ اين افراد نميدانند آن خداي حكيم علي الاطلاق كه وضوء را براي نماز واجب نموده است، کاملاً آگاه به حقيقت و اسرار اين وضو هست. لذا سعي كنيم هميشه با وضو باشيم، گر چه وضو شرط براي نماز است، اما از اين معنا غافل نباشيم و فقط براي نماز وضو نگيريم بلكه در همه حالات وضو داشته باشيم تا انوار اين وضو و طهارت همه وجود ما را فرا بگيرد، انشاء الله.
1. بحار الانوار: چاپ بيروت، ج77، ص316.