-
۱۶۱
سگ هر دو نجس هستند و يا در روايت ديگر ذکر شده: «حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة و ترك الدّنيا رأس كلّ عبادة» علاقه به دنيا منشأ تمام خطاها و ترک تعلق به دنيا اصل هر عبادت است.
اما در مورد اينكه انسان در وضو دستهايش را ميشويد، «غَسلُهما و طَهارتُهما عَمّا في قَبضَتِهما مِن النَّقدِ وَ الجِنسِ وَ الدُّنيا وَ الآخرة» در حقيقت دست شستن و دل بريدن از متاعهاي دنيوي و بلکه اخروي است که در دست و اختيار او است.
«اَمّا مَسحُ الرَأسِ أَنْ يَمسحَ رَأسهُ الْحَقيقي وَ هُو الْعَقلُ أو النَّفْسُ»، انسان وقتي سرش را مسح ميکند، ميخواهد آن رأس حقيقي را كه عقل و نفس او است از آلودگيهاي فکري و شکها و ترديدها و خيالات باطل تطهير كند و مسح پاها براي اينست كه «أنْ يَمنَعَها عَنِ الْمَشيِ لِغَيرِ رِضَا الله» بگويد ديگر در مسيري غير از رضاي حق قدم برنميدارم. چقدر اين طهارت با اين توجهات و دقّتها مؤثر و لذتبخش خواهد بود و خدا چه حالي را نصيب انسان ميكند، چنين فردي نورانيّت را در خود احساس ميكند. چرا افرادي که گرفتار مشکلات و افسردگي روحي هستند براي حل مشکل خود سراغ افكار پوسيده ميروند، بهترين راه حل در دين ما ذكر شده است. انساني كه ناراحت است، انساني كه مضطرب و افسرده است چنانچه با توجّه وضو بگيرد، خود اين وضو و طهارت براي او يك حِصن و حفاظ از نور ايجاد ميكند و به او آرامش ميبخشد چه رسد به اينكه بعد از وضوء دو ركعت نماز با حضور قلب بخواند. که خداوند ميفرمايد: «أَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(1)، با ياد خدا دلها آرامش مييابد.
1. سوره رعد: آيه 27.
-
۱۶۲
50ـ تأثير دعا و ذکر هنگام وضو
در ادامه ذکر روايات مربوط به اسرار طهارت در نماز، اين روايت از اميرالمؤمنين(عليه السلام) در كتاب «جامع احاديث الشيعة» نقل شده كه حضرت فرمودند «ما من مسلم يتوضأ فيقول عند وضوئه» فرمودند هيچ مسلماني نيست كه وضو بگيرد و در هنگام وضو اين جملات را بيان كند:
«سبحانك اللهُمَّ وَبِحَمدِكَ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ أَستَغفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيكَ اللهُمَّ اجعَلنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَاجعَلنِي مِنَ المُتَطَهِّرِينَ إِلَّا كُتِبَ فِي رَقٍّ وَخُتِمَ عَلَيهَا ثُمَّ وُضِعَت تَحتَ العَرشِ حَتَّى تُدفَعَ إِلَيهِ بِخَاتَمِهَا يَومَ القِيَامَةِ»(1) تعابيري كه در اين كلام امير المؤمنين آمده، ارتباط بسيار روشني با فلسفة تشريع وضو دارد. انسان در حال وضو چرا بايد اين جملات را بگويد، چرا بايد شهادت به توحيد بدهد، چرا استغفار كند؟ چون طهارت يك استغفار واقعي براي انسان است، انسان با وضو به سوي خداي تبارك و تعالي برميگردد، همان طور كه در قصة حضرت آدم(عليه السلام) ذكر كرديم.
اميرالمؤمنين ميفرمايد چنانچه انسان در حال وضو اين جملات را بگويد، بعد
1. مستدرک الوسائل: ج 1، ص 321 و جامع احادیث شیعه، ج 2، ص 260.
-
۱۶۳
هم از خدا بخواهد كه او را از جمله توابين و متطهرين قرار بدهد، خدا اين كلمات را در يك كاغذي مينويسد و اين كنايه است از اينکه اين كلمات هدر نميرود بلکه ثبت ميشود و بالا ميرود. مأموريني هستند كه موظفند اين کلمات را ثبت و يادداشت كنند و سپس مهر خورده و محكم شده و زير عرش نگهداري و حفظ ميشود تا روز قيامت آن را تحويل صاحبش دهند. اينكه در روز قيامت انسانهاي مؤمن توسط نوري به بهشت هدايت ميشوند اين نور همان اعمالي است كه خود آنها از اين عالم به آنجا فرستادهاند. بر طبق اين حديث هر وضويي در قيامت نوري است كه راه را براي اينكه انسان سريعتر و راحتتر به بهشت برسد باز ميكند، توجّه داشته باشيم كه حقيقت وضو چه حقيقتي است؟ مخصوصاً آداب و اذكار هنگام وضو را حتي الامكان ياد بگيريم و در حين وضو گرفتن اين اذكار و دعاها را حتماً بخوانيم، اينطور نباشد دهها سال وضوء بگيريم اما نفهميم كه اين وضو به چه دليل بوده؟ و آن احساس نورانيت ناشي از طهارت باطن را نداشته باشيم.
-
۱۶۴
51ـ اسرار وضو در حديث معراج
يكي ديگر از رواياتي كه پيرامون اسرار طهارت وارد شده، روايتي است كه در كتاب علل الشرايع ضمن حديث معراج نقل شده است. پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) ميفرمايد:(1) «قَالَ رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ يَا مُحَمَّدُ(صلي الله عليه وآله وسلم) مُدَّ يَدَكَ فَيَتَلَقَّاكَ مَا يَسِيلُ مِن سَاقِ عَرشِيَ الأَيمَنِ» خداوند به من خطاب فرمود: اي محمّد دست خود را دراز كن تا آبي كه از طرف راست عرش من جاري است به تو برسد و آن را بگيري.
«فَنَزَلَ المَاءُ فَتَلَقَّيتُهُ بِاليَمِينِ فَمِن أَجلِ ذَلِكَ أَوَّلُ الوُضُوءِ بِاليُمنَى» پيامبر ميفرمايد: آب از طرف راست عرش جاري شد و من با دست راست گرفتم و به همين جهت در ابتدا وضو مستحب است انسان آب را با دست راست بردارد.
«ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ خُذ ذَلِكَ فَاغسِل بِهِ وَجهَكَ» سپس خداوند به پيامبر فرمود با همين آبي كه با دست راست از طرف راست عرش گرفتي صورت خود را بشوي «وَعَلَّمَهُ غَسلَ الوَجهِ» خدا ياد حضرت داد كه چگونه صورت خود را در وضوء بشويد. در ادامه به تبيين علت شستن صورت پرداخته و ميفرمايد:
«فَإِنَّكَ تُرِيدُ أَن تَنظُرَ إِلَى عَظَمَتِي وَإِنَّكَ طَاهِرٌ» تو ميخواهي نظر به عظمت من
1. بحار الأنوار، چاپ بيروت: ج 18، ص 357.
-
۱۶۵
كني، كسي كه ميخواهد به عظمت من نگاه كند بايد طاهر باشد.
انسان وقتي اين جمله را ميشنود يا ميخواند، چه حالي به او دست ميدهد؟ ما در وضو صورت خود را ميشوييم براي اينكه ميخواهيم به ملاقات خدا برويم، با او تكلّم کنيم، پس اين صورت بايد طاهر باشد، هم ظاهرش طاهر باشد و هم باطنش. پيامبر كه داراي مقام نبوّت است وقتي در معراج ميخواهد نظر به عظمت خدا کند، بايد طاهر باشد. نماز هم وقتي معراج انسان ميشود كه با يك طهارت صحيح همراه باشد. ما هم در نماز با يك نحوه از معراج مواجه هستيم «اَلصَّلاةُ مِعْراجُ الْمُؤمِنْ» نماز معراج مؤمن است، با نماز انسان به عالم بالا عروج ميکند و سپس به اين عالم برميگردد.
«ثُمَّ اغسِل ذِرَاعَيكَ اليَمِينَ وَاليَسَارَ وَعَلَّمَهُ ذَلِكَ فَإِنَّكَ تُرِيدُ أَن تَتَلَقَّى بِيَدَيكَ كَلَامِي» در ادامه خدا به پيامبر امر فرمود كه دو ذراع راست و چپ را بشوي و کيفيت شستن دستها را به او ياد داد. چرا دستها بايد شسته شوند؟ چون تو با دستهاي خود ميخواهي كلام من را دريافت كني، يعني شستن دستها براي اين است كه ما با دست پاك در محضر خدا حاضر شويم و از او آنچه كه در حدّ توان و ظرفيت ما است دريافت کنيم، امکان ندارد كسي نماز بخواند و با خدا سخن بگويد و از حضرتش درخواست کند ولي چيزي به او داده نشود. پيامبر بزرگوار اسلام براي دريافت كتاب وحي بايد ظاهر دستان مباركشان هم پاك باشد.
«وَامسَح بِفَضلِ مَا فِي يَدَيكَ مِنَ المَاءِ رَأسَكَ وَرِجلَيكَ إِلَى كَعبَيكَ» با همين آبي كه در دست راست تو باقي مانده مسح سر و پا را انجام بده.
«وَعَلَّمَهُ المَسحَ بِرَأسِهِ وَرِجلَيهِ وَقَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَن أَمسَحَ رَأسَكَ وَأُبَارِكَ عَلَيه» جمله بسيار پرمغز و پرمعنايي است، خدا ميفرمايد: اي رسول من سر خود را مسح كن، چرا؟ چون من ميخواهم سر تو را مسح كنم و بر تو مبارک گردانم، اين معنايش چيست؟ يعني خداوند ميخواهد فيوضاتي را بر اين عقل و فكر عنايت كند اما شرط اولية ظاهري آن، اين است كه انسان سر خود را مسح كند،
-
۱۶۶
اين امر نشانگر آن است که ما بايد اين سر و فکر و عقل را فقط براي خدا قرار دهيم، فكر را جايگاه نزول فيوضات خدا قرار دهيم.
بعد ميفرمايد: «فَأَمَّا المَسحُ عَلَى رِجلَيكَ فَإِنِّي أُرِيدُ أَن أُوطِئَكَ مَوطِئاً لَم يَطَأهُ أَحَدٌ قَبلَكَ وَلَا يَطَؤُهُ أَحَدٌ غَيرُكَ فَهَذَا عِلَّةُ الوُضُوء»؛ اما مسح بر دو پا به اين جهت است كه ميخواهم قدمت را در جايي بگذارم كه پيش از تو كسي بر آن گام نگذاشته است. در شب معراج آن هنگام که رسول خدا در مقام قاب قوسين قرار گرفت، «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوسَينِ أَو أَدنى» خداوند فرمود پاهايت را مسح كن براي اينكه ميخواهم پاي تو را در جايي قرار دهم كه غير از تو أحدي در آنجا قدم ننهاده است حتي جبرئيل.
حالا آن مقام، مرتبة عاليهاي است كه پيامر موفق به آن شده است اما ما انسانهاي عادي و معمولي كه لازم است پاي خود را مسح كنيم جهتش اين است كه ما ميخواهيم در نماز قدم در بارگاه الهي بگذاريم، اگر واقعاً چنين توجّه و تنبّهی وجود داشته باشد، خداوند بر اين قدمها بركات و عناياتش را قرار ميدهد. پس ملاحظه ميفرمائيد اين وضو چه اسرار و حقايقي دارد که ما نبايد از آن غافل باشيم. مناسب است كه انسان هنگام وضو اين جملات را به ياد داشته باشد، البته باز هم خدا بايد به انسان توجّه كند تا در حال وضو اين جملات را به ياد بياورد و بتواند در باطن خود تصرفي ايجاد كند و آن نورانيّت حاصل از وضو را در خود بيابد و حس كند و با آن نورانيت يك زندگي سعادتمند را در دنيا و آخرت براي خود رقم بزند.
خداوند همة ما را از اهل حضور در بارگاه قدسياش قرار بدهد، انشاء الله.
-
۱۶۷
52ـ وضوي اهل حقيقت (طهارت سرّ)
تاکنون بیان شد بدون طهارت صحيح امکان ندارد انسان به باطن و حقيقت نماز راه پيدا كند و در خودِ طهارت هم بايد به ملكوت طهارت، حقيقت و باطن طهارت توجّه داشته باشد و بداند وراي اين افعال ظاهري، يعني شستن دستها و صورت، تطهير درون باطن وجود دارد و ما بايد طهارت باطن هم که طهارت قلب، عقل و نفس انسان است داشته باشيم. اگر نمازگزار واقعاً وضوي خود را اين چنين عميق و دقيق انجام بدهد، با اين توجه، نماز او صورت ديگري پيدا کرده و قرب بهتري به خدا پيدا مينمايد.
در اين مورد روايتي به عنوان حديث قدسي نقل شده كه شیعه و سنّی بر آن اتفاق نظر دارند، خداوند متعال ميفرمايد: «لا يَزالُ الْعَبدُ يَتَقَرَّبُ إِلَيّ بِالنَّوٰافِلِ حَتّیٰ أُحِبَّهُ»(1) پيوسته بنده مؤمن از طريق انجام مستحبات به من تقرّب ميجويد تا آنجا که مورد محبت من واقع ميشود. اين تعبير گر چه در خصوص نوافل وارد شده، اما اگر انسان واجباتش را به صورت بسيار دقيق و عميق انجام بدهد قطعاً اين خاصيت و اثر را خواهد داشت. اگر کسي با رعايت کامل شرايط و خصوصيات وضوء به حقيقت آن،
1. روضة المتقين: ج 12، ص 209.
-
۱۶۸
که طهارت نفس و باطن است برسد محبوب خداي تبارك و تعالي ميشود.
«فَإِذٰا أَحْبَبْتهُ كُنتُ سَمعَه وَ بَصَرَهُ وَ لُسٰانَهُ وَ يَدَهُ وَ رِجْلَهُ» حالا اگر فردي محبوب خدا شد چه ميشود؟ نتيجهاش اين است كه خدا ميفرمايد گوش او خواهم شد، من چشم، زبان، دست و پاي او خواهم شد.
«فَبي يَسمَعُ وَ بي يَبْصُرُ وَ بي يَنْطِقُ وَ بي يَبْطُشُ وَ بي يَمْشي» به وسيله من ميشنود يعني هر چه ميشنود يا ميبيند يا به زبان ميآورد آن چيزي است كه من اراده کردهام. کسي که محبوب خدا شود در حقيقت خداوند در وجود او حاکم خواهد شد. در بحث طهارت نيز هنگامي به سرّ و حقيقت طهارت دست مييابيم که اين اثر بر ما مترتب شود.
مرحوم سيد حيدر آملي در كتاب انوار الحقيقة و اطوار الطريقة و اسرار الشريعهدر بحث وضوي اهل حقيقت كه مرتبة سوم و عاليترين مرتبة وضو است. ميفرمايد «طَهارةُ السِرِّ عَنْ مُشاهِدَةِ الْغَيرِ» طهارت اهل حقيقت آن است که فرد به مرحلهاي برسد که سرّ و ضمير او غیر از خدا نبيند، آنچه را كه ميبيند فقط خدا باشد. وقتي صورت خود را ميشويد در حقيقت آن رخ حقيقي را ميشويد و سرّ و نهان خود را از آلودگيِ توجّه به غير خدا تنظيف ميکند و با خود عهد ميكند و خودش را ملزم ميكند كه غير خدا را نبيند، و وجه خود را فقط براي مشاهدة خدا قرار دهد. «أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ»(1)«وَاللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيط»(2) بداند به هر چه توجّه کند، وجه خداست و هر چه كه هست تحت احاطة ربوبي اوست. ایشان ميفرمايد: اين توجّه همان توجهي است كه خداوند از ابراهيم(عليه السلام) حكايت ميكند كه فرمود:
«إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَا مِنْ الْمُشْرِكِينَ»(3)، سپس ايشان به شستن دستها اشاره کرده و ميفرمايد «عبارةٌ عن عدم الالتفات إلی
1. سوره بقره: آِه 115.
2. سوره فصلت: آيه 54.
3. سوره انعام: آيه 79. -
۱۶۹
ما في يديه من متاع الدّنيا و الآخرة» انسان با شستن دستها ميگويد ديگر توجهي به آنچه كه از متاع دنيا و آخرت در دست من است ندارم، متاع دنيا مثل مال و مقام و اهل و اولاد، و متاع آخرت مثل طاعات و عبادات. يعني انسان به جايي ميرسد كه خود را تهيِ محض از دنيا و آخرت ميبيند، حتي اگر عمري عبادت كرده ميگويد اينها چيزي نبوده است. در نزد اهل معرفت رؤيت طاعت و عبادت معصيت است. اينکه بگويد من هستم كه عبادت ميكنم، يا ده سال يا هفتاد سال خدا را عبادت كردم، چنين توجهي خود يك معصيت است. ما نبايد اينها را مورد توجّه قرار بدهيم، چون اولاً توفيق انجام اين اعمال را او به ما عنايت کرده است و إلاّ ما قدرت انجام آن را نداشتيم و ثانياً او بايد به فضل و كرم و لطف خود اين را قبول فرمايد.
اين روايت را ابن ابي جمهور احسايي در عوالي اللئالي نقل ميکند که؛ «الدُّنيا حَرامٌ عَلی أَهلِ الآخِرَة» دنيا براي اهل آخرت حرام است، کساني كه ميخواهند در آخرت به مراتبي برسند دنيا براي آنها سم مهلك است و بايد از آن اعراض كنند.
«وَالآخِرةُ حَرامٌ عَلیٰ اَهلِ الدُّنيا» و آخرت هم بر آنها كه دنبال شيطان و دنياطلبي و جاه طلبي و مال و مقام هستند حرام است.
«وَهُما مَعاً حرامانِ عَلیٰ أَهلِ الله»(1) و هر دو یعنی دنيا و آخرت بر اهل الله حرام است. يعني آنها كه فقط و فقط به خدا توجّه دارند نه به متاع دنيا توجهي دارند و نه به متاع آخرت.
در ادامه مرحوم سید حیدر آملي به مسح رأس كه ميرسد ميگويد: «عبارةٌ عَنْ تَنْزيهِ سِرِّه و تَقْديسِ بٰاطِنه الّذي هُو الرَأسُ الحَقيقي» مسح سر عبارت از اين است كه انسان آن رأس حقيقي را كه باطن او است منزّه كند از آلودگي منيّت و از اين كه غير خدا در نفس او راه پيدا كند! در نزد اهل معرفت كسي كه غير خدا را مشاهده كند و به غير او توجّه داشته باشد مشرک است. «كُلّ من شٰاهَدَ الْغِيرَ
1. عوالي اللئالي:ج 4، ص 119.
-
۱۷۰
فَهُوَ مشرك وَ كُلُّ مشركٍ نَجسٌ و النَّجسُ لَيْسَ لَهُ طَريقٌ إلیٰ عالَمِ القُدسِ» انسان مشرك نجس است و فرد نجس راهي به عالم قدس ندارد. اينها نكاتي است كه تمامش مأخوذ از آيات شريفه قرآن يا روايات است، در وضو اسرار و نكات و رازهاي بسيار وجود دارد كه اگر انسان به آن توجّه كند ميفهمد در چه عالمي وارد ميشود و چه حقايقي بر او مكشوف ميشود و چه پردههايي از او كنار زده ميشود، چنين وضوئي ميتواند براي نمازگزار حضور قلب خاصي ايجاد كند كه خداوند روزي همه ما بفرمايد انشاء الله.