pic
pic
  • ۱۳۱

    الدّنيا»(1) مظاهر دنيا براي نوع مردم به صورت زيبا جلوه مي‌كند، قلوب مردم نسبت به اين امور شهواني مزيّن شده است؛ اموال، اولاد، زن، زراعت و امور ديگري كه در اين آية شريفه ذكر شده. وقتي مي‌فرمايد «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ» حب دنيا براي مردم به صورت يك امر زيبا قرار داده شده و در قلوب آنها موجود است از اين رو اگر انسان بخواهد قلب خود را از حبّ دنيا و مظاهر آن دور كند، تنها با ارادة خودش نمي‌تواند. او نمي‌تواند بگويد من فقط با ميل و قصد و ارادة خودم مي‌توانم اين كار را انجام بدهم بلکه در اين کار بايد خداي تبارك و تعالي به وي نظر كند. ورود در اين وادي ارادة انسان را مي‌خواهد اما استقرار و ثبات آن به نحوي که قلب او يك قلب حضوري و به دور از مظاهر دنيا شود، بايد با عنايت حق تبارك و تعالي باشد.

    قبلاً اين حديث قدسي را بيان كرديم كه خداي تبارك و تعالي به عزت و جلالش، به نور و علوّ و عظمت و كبريايش قسم ياد كرده كه هر انساني كه ميل خودش را بر ميل خدا مقدم كند قلبش را مشغول به دنيا مي‌كند. تقاضا مي‌كنم همة عزيزان دقت كنند اين تعابير خيلي مهم است، يعني اينطور نيست كه اگر ما بر يك دو راهي قرار گرفتيم و ميل خود را بر ميل خدا مقدّم كرديم مسئلة كوچك، ساده و پيش پا افتاده‌اي باشد! يك انتخاب و يك اختيار همة وجود انسان و حيات و عمر او را متحوّل مي‌كند. اگر انسان ميل خودش را بر ميل خدا مقدّم كرد همان است كه خوانديم، خدا مي‌فرمايد قلب او را مشغول به دنيا مي‌كنم، تا همة امورش را متشتت و زندگي‌اش را مضطرب کند. و لذا مي‌بينيد افراد دنياطلب افراد آرامي نيستند بر خلاف افراد خداجو و موحّد. اهل عبادت افرادي هستند كه باطن كاملاً آرامي دارند ـ در ادامه اين حديث مي‌فرمايد: «لَا يُؤثِرُ عَبدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ» اگر انسان ميل مرا بر ميل خودش مقدم كند، در جايي كه مي‌تواند آبروي يك انساني را ببرد، يا رازي را فاش كند اما به خاطر خدا آن


    1. سوره آل عمران: آيه 14.

  • ۱۳۲

    کار را نكند، در جايي كه آبروي خودش در خطر است براي حفظ دين و اطاعت امر خدا فرياد بزند، اگر بر سر اين دو راهي‌ها كه در زندگي انسان زياد هم اتفاق مي‌افتد ميل خدا را بر ميل خود مقدم كند، مي‌فرمايد:

    «إِلَّا استَحفَظتُهُ مَلَائِكَتِي» ملائكة خودم را حافظ او قرار مي‌دهم، چقدر اين مهم است! انسان مؤمن هميشه بداند كه ملائكه‌اي از جانب خداوند محافظ و مراقب او هستند و او را كمك مي‌كنند، براي او دعا و استغفار مي‌كنند.

    «وَكَفَّلتُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرَضِينَ رِزقَهُ»، آسمان‌ها و زمين رزق او را متكفّل مي‌شوند « وَكُنتُ لَهُ مِن وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ وَأَتَتهُ الدُّنيَا وَهِيَ رَاغِمَةٌ»(1) اين انسان دائماً از دنيا فرار مي‌كند اما دنيا به سراغش مي‌آيد. اينها مهم است، اگر انسان مشاهده کرد در نماز حضور قلب و حال خوشي دارد، بداند از جمله افرادي است كه مورد عنايت خدا قرار گرفته است اما اگر از اول تا آخر نماز هيچ حضور قلب نداشت، بداند مشكل دارد و بنشيند ببيند مشكلش چيست و چه چيزي باعث شده كه او گرفتار دنيا بشود و از توجّه به خدا غافل باشد، انساني كه در غير نماز به ياد خداست، امكان ندارد در نماز به ياد خدا نباشد، انساني كه در ساير حالات مراقب هست كه فقط امر خدا را اطاعت كند و آنچه را كه مطابق نظر خداي تبارك و تعالي است انجام بدهد در نماز به طريق اولي توجّه به خدا پيدا مي‌نمايد.

    خداوند همة ما را موفق به حضور قلب در نماز بفرمايد، انشاء الله.


    1. کافي: ج 2، ص 335.

  • ۱۳۳

    فصل سوم: اسرار مقدمات و شرایط نماز


    باب اول: اسرار طهارت

  • ۱۳۴
  • ۱۳۵

    41ـ مـراتب طهـارت

    يكي از مباحثي كه در اسرار نماز بايد به آن توجّه كنيم اسراري است كه در مقدّمات نماز وجود دارد، امام رضوان الله تعالي عليه در كتاب سرّ الصّلاة مي‌فرمايند(1): همانطور كه خود نماز داراي مراتبي هست، مقدمات و شرايط نماز هم مراتب دارند. يعني همچنانکه حقيقت نماز مراتب فراواني دارد. شايد بتوان گفت دو نمازي كه از يك انسان صادر مي‌شود از حيث مرتبه و حقيقت با يكديگر تفاوت دارد، مقدّمات نماز هم از قبيل طهارت و ساير امور داراي مراتبي هستند كه انسان نمازگزار بايد به آن توجّه كند.

    ایشان مي‌فرمايد طهارت ظاهري مقدّمه است براي نماز صوري و ظاهري. يعني به حسب ظاهر كسي كه مي‌خواهد نماز بخواند بايد يك طهارت صوري داشته باشد و لذا وضوء مقدمه مي‌شود براي اين نماز ظاهري كه او مي‌خواند. اما طهارت داراي مراتب ديگري هم هست؛ طهارت اهل ايمان، طهارت اهل باطن، طهارت اصحاب حقيقت، طهارت صاحبان قلب سليم، طهارت اصحاب سر، طهارت اصحاب محبّت و مجذوبين، و طهارت اصحاب ولايت، اينها مراتبي از


    1. سر الصلاة (معراج السالکين): ص34.

  • ۱۳۶

    طهارت است.

    بعد از طهارت ظاهری، مرتبة دوم طهارت اهل ايمان است، یعنی از معاصي و گناهان دور باشند، از اخلاق رذيله و شهوات و تمايلات نامشروع دور باشند، انسان مؤمن كسي است كه اجازه نمي‌دهد حرام در وجودش راه پيدا كند و آلودة به حرام بشود. از اين معنی تعبير به طهارت اهل ايمان می‌شود.

    مرتبة سوم طهارت اهل باطن است؛ يعني باطن او و درون او از قذارات معنوي و اخلاق مذموم و كثافت‌هاي اخلاقي دور باشد.

    مرتبة چهارم طهارت اصحاب حقيقت است؛ يعني خود را به مرحله‌اي برساند كه اجازه ندهد در حريم قلب او وسوسه‌هاي شيطاني راه پيدا كند، اجازه ندهد افكار باطل يا شک‌ها و شبهات در ذهنش خطور پيدا كند.

    مرتبه پنجم، طهارت صاحبان قلب سليم است، طهارت از تقلبات است و اينكه ذهن انسان مشغول به مفاهيمي بشود كه بين او و خدا حجاب شود!

    مرتبه ششم، طهارت اصحاب سرّ است و همچنين تا مرحله‌‌هاي بالاتري كه براي طهارت ذكر كرده‌اند. در آية شريفه‌ «لَا يَمَسُّهُ إلاّ الْمُطَهَّرُونَ»(1) بايد گفت همانطوري كه مس ظاهر قرآن نياز به طهارت ظاهري دارد و انسان بايد با وضو ظاهر قرآن را مس كند، براي رسيدن به باطن قرآن هم طهارت باطني لازم است، براي رسيدن به سرّ قرآن طهارت اصحاب سرّ لازم است. بنابراين نماز هم همينطور است.

    اگر انسان فقط بخواهد به نماز ظاهري اكتفا كند يك وضوي ظاهري مي‌گيرد و طهارت ظاهري پيدا مي‌کند اما بايد بدانيم براي همين نماز علاوه بر طهارت ظاهري نياز به طهارت باطني هم داريم. اگر ما بخواهيم اهل باطن باشيم و نماز اهل باطن را داشته باشيم اين امر متوقف بر طهارت باطني است.


    1. سوره واقعه: آيه 79.

  • ۱۳۷

    بنابراين طهارت ظاهري أقلّ مراتب طهارت و كم‌ترين و ضعيف‌ترين مرتبة آن است كه انسان به دست مي‌آورد و اين مقدمه است براي رسيدن به طهارت باطني.

    خداوند ما را شايسته همة مراتب طهارت قرار بدهد، انشاء الله.

  • ۱۳۸

    42ـ طهارت ظاهر و طهارت باطن

    بیان نمودیم در اين‌كه شخص نمازگزار بايد براي نماز طهارت داشته باشد، اسرار و نكات فراواني وجود دارد. طهارت مراتبي دارد و انسان نمازگزار بايد بداند طهارت ظاهري که پائين‌ترين مرتبه طهارت است مقدمه‌اي براي نماز ظاهري است. انسان بايد در زندگي به دنبال تحصيل آن طهارت‌هاي مهمتر و بالاتر از جمله طهارت اهل ايمان، طهارت اهل باطن، طهارت اصحاب حقيقت و اصحاب سرّ باشد.

    اگر نماز انسان با طهارت باطني مقرون شود نمازش نماز اهل باطن مي‌شود. انجام طهارت ظاهري براي آن است كه انسان توجّه پيدا كند و به دنبال تحصيل طهارت باطني باشد. همانطور كه در آية شريفة «لَا يَمَسُّهُ إلاّ الْمُطَهَّرُونَ» خداي متعال نسبت به قرآن كريم فرموده است، اگر کسي بخواهد به قرآن دست بزند و آن را لمس كند بايد طهارت ظاهري داشته باشد. بزرگان بيان كرده‌اند كه از همين آية شريفه استفاده مي‌شود كه همچنين اگر انسان بخواهد به باطن قرآن راه پيدا كند بايد طهارت باطني داشته باشد.

    امام بزرگوار در كتاب سرّ الصّلاة به نکته مهمي توجّه داده و فرموده‌اند: «ما

  • ۱۳۹

    بايد بدانيم كه اسلام به طهارت ظاهري اهميت مي‌دهد، خداي تبارك و تعالي به طهارت لباس و بدن هنگام نماز توجّه كرده و امر فرموده انسان نمازگزار لباس و بدنش پاك باشد، يا اين تعبير مشهور كه نظافت يكي از شرايط و علائم ايمان و يا جزئي از ايمان است، بنابراين نمي‌شود خداي تبارك و تعالي كه در مورد طهارت ظاهري اين مقدار اهتمام به خرج داده و تأکيد فرموده است، نسبت به طهارت باطني و طهارت قلب انسان توجهي نكرده و آن را مهمل گذاشته باشد، نمي‌شود نسبت به تطهير قلب از كثافت‌هاي معنوي و آلودگي‌ها و رذالت‌هاي اخلاقي بي‌توجه باشد.

    اگر دست انسان نجس شود خداوند امر مي‌فرمايد با يك مقدار آب نجاست آن را از بين ببرد، آن وقت چه طور ممکن است بگوئيم خداوند نسبت به برطرف کردن كثافت‌هاي دروني که موجب هلاك ابدي و فشار دائمي بر انسان است، ظلمت و كدورت هميشگي براي انسان بوجود مي‌آورد توجهي ننموده باشد و در مسئلة طهارت فقط همين طهارت ظاهري را مورد توجّه قرار داده باشد؟ هرگز. تمام طهارت‌هاي ظاهري مقدمه است براي توجّه به طهارت واقعي و اينكه انسان به اين طهارت باطني برسد.

    در سورة مباركة احزاب آيه 33 خداوند مي‌فرمايد‌؛ «إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» خدا اراده كرده كه رجس و ناپاكي و پليدي را از اهلبيت عصمت و طهارت دور كند. خداوند مي‌خواهد شما را به يك مرتبة بسيار بالايي از طهارت برساند، عبارت يطهركم تطهيرا دلالت بر اين دارد كه طهارت مراتب بسيار زيادي دارد و نبايد ما فكر خود را محدود به همين طهارت ظاهري كنيم.

    طهارت اهل ولايت و اصحاب ولايت، آخرين مرتبة طهارت است. ائمة طاهرين(عليهم السلام) تمام مراتب طهارت و كامل‌ترين مراتب آن را داشتند كه انسان حتي از اين يطهركم تطهيرا مراتب عصمت آنها را مي‌تواند استفاده كند. طهارت از هر

  • ۱۴۰

    گناه، طهارت از هر پليدي، طهارت از هرگونه فكر باطل، در نفوس آنها يك لحظه هم وسوسه يا شرک به خدا راه پيدا نمي‌كند.

    بنابراين بايد توجّه داشته باشيم طهارت بدن و لباس و همچنين وضو، طهارت از حدث و خبث كه از مقدمات نماز است، مقدمه است براي يك طهارت بالاتر. با اين طهارت فقط نمي‌خواهيم يك نماز ظاهري داشته باشيم بلكه از طريق آن مي‌خواهيم به طهارت باطني هم برسيم كه خود آن طهارت باطني منشأ حركت‌هاي معنويِ بالاتر است.

    خداوند مراتب بالاي طهارت را نصيب همة ما بفرمايد.

۲۱۸,۷۸۷ بازدید