pic
pic
  • ۱۱۱

    33ـ رفع موانع خارجي حضور قلب

    در مورد موانع خارج از وجود انسان براي حضور قلب به اين نتيجه رسيديم كه انسان نمازگزار لازم است در مكاني بايستد که هر آنچه ذهنش را مشغول مي‌كند، از ديدني‌ها و شنيدني‌ها، تماماً كنار بگذارد. يكي از مستحباتي كه فقهاي ما براي نماز ذكر كردند اينست كه نگاه نمازگزار به محل سجده و آن مهر و خاكي باشد كه بر آن سجده مي‌كند. توجّه ‌كند به اينكه به امر خدا بايد بهترين قسمت‌هاي وجود خود را كه پيشانيِ اوست بر روي بي‌ارزش‌ترين شيء عالم كه خاك است قرار بدهد، اين موجب مي‌شود كه انسان بيشتر به بي‌ارزشيِ خود در برابر عظمت پروردگارش پي ببرد، در نتيجه حالت بندگي و عبوديّت او تقويت مي‌شود.

    نکته قابل توجّه اينکه با وجود اين استحباب مرحوم شهيد ثاني در کتاب التنبيهات العليه ص 85 مي‌فرمايد: اگر كسي با همين نگاه به خاك، حضور قلبش را از دست بدهد و ذهنش در جهات ديگري سير کند، اين كار را نكند، اگر مي‌بيند با باز بودن چشم حضور قلب را از دست مي‌دهد چشمان خود را ببندد، اين نكته بسيار مهم است كه اگر يک امر مستحبي مثل نگاه به محل سجده، موجب شود حضور قلب انسان از دست برود، و فكرش به امور ديگري منتقل

  • ۱۱۲

    شود، بهتر اين است كه چشمان خودش را ببندد براي اينكه «لأنّ الفائت من وظيفة الصّلاة وصفتها بتقسم الخاطر أعظم منه مع الاخلال بوظيفة النظر» براي اينكه اگر بخواهد وظيفة نظر به سجده را انجام بدهد يك مطلب خيلي مهمتري از او فوت مي‌شود. آنچه كه در نماز مهم است حضور قلب است. اگر با نگاه به محل سجده اين حضور قلب از دست مي‌رود، چشمش را ببندد چون حفظ حضور قلب اولي است. البته مرحوم فيض كاشاني در كتاب «محجة البيضاء» يك حاشية لطيفي بر اين كلام مرحوم شهيد ثاني دارد. در بعضي از موارد اين كلام شهيد ثاني را پذيرفتند و در بعضي از موارد نپذيرفتند،(1) بنابراين لازم است بررسي کند در کجاي منزل يا مسجد نماز بخواند تا حضور قلبشان حفظ شود، چنانچه بداند اگر در مسجد کنار يکي از دوستان خيلي صميمي بايستد، خاطره‌ها براي او زنده مي‌شود، سعي کند هنگام نماز از او جدا شود و در جاي ديگري به نماز ايستد، بايد سعي کنيم موانع خارجي حضور قلب را بشناسيم و نگذاريم حضور قلب از دست برود.


    1. يمکن ان يقال: «انّ الغض الذي هو من خشوع الجوارح المأموربه يغني عن الغمض فلا حاجة الي ترک السنة من وظيفة النظر». (محجة البيضاء، ج1، ص374)

  • ۱۱۳

    34ـ حب دنيا ريشه خواطر قلبي و افکار پراکنده

    در مسئله موانع حضور قلب آنچه كه مهم است عبارتست از خواطر و مشغله‌هاي قلبي، يعني افکار پراکنده آنچه كه با قطع نظر از امور خارجي، فکر و ذهن را به خود مشغول مي‌کند. حتي وقتي انسان چشمش را ببندد، گوش او هم چيزي را نشنود، با جايي تماسي نداشته باشد، خودش باشد و نفس و قلب او، يك اموري آنقدر قلب او را احاطه و به خود مشغول كرده كه مانع از حضور قلب وي در نماز مي‌شود. امام خميني رضوان الله تعالي عليه و همچنين مرحوم شهيد ثاني و بزرگان ديگر مي‌فرمايند سبب انحصاري يا علت عمدة اين خواطر قلبي علاقه به دنيا و همّت نسبت به آن است. در يك كلام و به صورت خلاصه؛ كساني كه حضور قلب در نماز ندارند علت اصلي‌اش حبّ دنيا و تعلقي است كه قلب آنها نسبت به دنيا دارد. شما ببينيد كسي كه دنبال ثروت اندوزي است، اين فرد در نماز دائماً فکرش درگير يافتن راههايي است که معاملاتش را سودمند انجام بدهد، كسي كه در جايگاه قدرت قرار دارد دائماً فکرش به اين مشغول است که مخالفينش چه كساني هستند و از چه طريقي مي‌تواند آنها را از سر راه خود بردارد، حب دنيا و تعلق به دنيا سبب مي‌شود كه قلب انسان توجّه به خدا نداشته باشد.

  • ۱۱۴

    اين نكته در كلمات امام رضوان الله تعالي عليه(1) است كه مي‌فرمايد اگر همت انسان تحصيل دنيا باشد اساساً قلب او تمايل به دنيا پيدا مي‌كند و دل‌مشغوليِ او فقط دنيا مي‌شود و طوري مي‌گردد كه اگر از يك شاخه‌اي از امور دنيوي منصرف شد بلا فاصله متوجه شاخة ديگر مي‌شود، اگر از مال منصرف شد سراغ اولاد، از اولاد منصرف شد سراغ قدرت، از قدرت منصرف شد سراغ شهوت، از شهوت به چیز دیگر، فكرش دائماً از يك شاخه‌اي به شاخة ديگر مي‌پرد. فرمودند: اگر درخت آرزوي دنيا و حبّ دنيا در قلب يك انسان پابرجا بشود قلب او به مانند پرنده‌اي مي‌شود كه دائماً از شاخه‌اي به شاخة ديگر پرواز مي‌كند. سپس چهار نكته را به عنوان راه حل بيان مي‌فرمايند كه با رعايت اين نکات انسان مي‌تواند درخت حبّ دنيا را از قلب خود بيرون بياورد و دور بيندازد.اگر كسي بخواهد قلب مطمئن و آرام داشته باشد، تا موفق به کسب كمالات نفسانيه بشود بايد واجد اين چهار نکته باشد، اولين مرحله رياضات و مشاهدات است، نسبت به بي‌علاقگي و بي‌اعتنايي به دنيا تمرين نموده و تلاش کند. اگر كسي بخواهد خود را امتحان كند که چه مقدار علاقه به دنيا دارد، ببيند اگر به او بگويند الآن لحظه‌اي است كه بايد از دنيا برود، آيا نسبت به آنچه كه به حسب ظاهر از دست مي‌دهد از مال و مقام و اولاد، حسرت مي‌خورد يا نه؟ مي‌تواند از آنها دل بكند يا نه؟ آيا در هر لحظه آمادگي شنيدن اين خبر را دارد يا نه؟ اين مرحلة رياضات بسيار مرحلة مهمي است، انسان بايد رياضت داشته و با نفس خود مجاهدت كند تا اين علاقة به دنيا از او سلب بشود.

    مرحله دوم تفكّر در عواقب و معايب حب دنيا است. عاقبت افراد دنياطلب را بررسي و فکر کند آنها به كجا رسيدند؟ عاقبت اين همه پادشاهان ستمگر، اين همه حاكمان ظالم، اين همه افرادي كه حقوق مردم را از بين بردند، چه شد؟ چيزي جز ننگ براي خود در تاريخ ثبت نكردند و در اذهان مؤمنين جز لعن


    1. سر الصلاة ( معراج السالکين: ص30.

  • ۱۱۵

    براي خود چيزي قرار ندادند، انسان در عواقب اين دنياطلبي‌ها تفكّر كند.

    سوم: تدبّر در آيات و رواياتي است كه در مورد مذمت دنيا و نکوهش حب به دنيا وارد شده كه ما به آنها اشاره خواهيم كرد ، و چهارم تدبّر در حالات اولياء خدا. اگر انسان به اين چهار مطلب توجّه كند درخت حبّ دنيا را از درون خود ريشه‌كن مي‌كند، اما مادام كه اين درخت در درون او باشد، مانند كسي است که زير يك درخت پر از گنجشك و پرنده مشغول مطالعه بود، هر از گاهي با چوب و عصاي خود شاخه‌ها را تكان مي‌داد تا گنجشك‌ها حركت كنند و بروند، بعد كه مي‌آمد مشغول مطالعه بشود دومرتبه برمي‌گشتند، به او گفته شد كه «إن أردتَ الخَلاصَ فَاقلَعِ الشَّجَر» اگر مي‌خواهي راحت بشوي بايد درخت را از جا درآوري، و إلاّ هر قدر شاخه‌ها را حركت دهي و گنجشك‌ها را از خود دور كني دوباره برمي‌گردند. اگر انسان مي‌خواهد از شرّ دل مشغولي‌ها راحت بشود بايد درخت حبّ دنيا را از دل خود ريشه كن كند كه خداوند اين توفيق را نصيب همة ما بفرمايد، انشاء الله.

  • ۱۱۶

    35ـ حب دنيا بزرگ‌ترين مانع حضور قلب

    بر طبق تصريح علماي بزرگ مانند شهيد ثاني و امام خميني رضوان الله عليهما، آنچه كه موجب عدم حضور قلب انسان نمازگزار در نماز و بلكه در همة عبادات مي‌شود حب دنياست و اين مسئله‌اي است كه بايد انسان نمازگزار خيلي به آن توجّه داشته باشد. به تعبير امام رضوان الله عليه هر مقدار حب دنيا در قلب انسان زيادتر باشد حضور قلب كمتر مي‌شود و هر مقدار حب دنيا كمتر بشود حضور قلب بيشتر خواهد شد. ديلمي در ارشاد القلوب روايتي از امير المؤمنين از وجود مبارك پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) نقل كرده است:(1) «قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَا أَحمَدُ لَو صَلَّى العَبدُ صَلَاةَ أَهلِ السَّمَاءِ وَالأَرضِ وَيَصُومُ صِيَامَ أَهلِ السَّمَاءِ وَالأَرضِ وَيَطوِي عَنِ الطَّعَامِ مِثلَ المَلَائِكَةِ وَلَبِسَ لِبَاسَ العَابِدِينَ» در خبر معراج اينطور وارد شده كه خطاب شد به پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) «اي محمّد اگر بنده‌اي به اندازة اهل آسمان‌ها و زمين نماز بخواند»، (تعداد اهل آسمان قابل مقايسه با تعداد اهل زمين نيست، حالا اين صورت فرضي است يعني از جهت كثرت اين اندازه نماز بخواند، به معناي اينکه بسيار زيادنماز بخواند). و به اندازة همه صائمين آسمان‌ها در زمين


    1. مستدرک الوسائل: ج 12، ص 36.

  • ۱۱۷

    روزه بگيرد و از خوردن طعام اعراض كند همانند اينكه ملائكه از طعام اجتناب مي‌كنند و لباس افراد عابد و زاهد را بپوشد، در نماز، روزه، و خورد و خوراك و پوشاک و لباس اينطور باشد. خدا فرمود:

    «ثُمَّ أَرَى فِي قَلبِهِ مِن حُبِّ الدُّنيَا ذَرَّةً أَو سُمعَتِهَا أَو رِئَاسَتِهَا أَو صِيتِهَا أَو زِينَتِهَا» اما يك ذره از حب دنيا، از رياست طلبي، و زينت دنيا در او ببينم، يعني ذره‌اي علاقة به دنيا داشته باشد.

    «لَا يُجَاوِرُنِي فِي دَارِي وَلَأَنزِعَنَّ مِن قَلبِهِ مَحَبَّتِي وَ لَأُظلِمَنَّ قَلبَهُ حَتَّى يَنسَانِي وَلَا أُذِيقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِي» من اين شخص را در قيامت همسايه مجاور خود قرار نمي‌دهم و محبت خودم را از قلب او جدا مي‌كنم، يعني اجازه نمي‌دهم قلبي كه در آن حبّ دنياست محبّت من در درونش وجود داشته باشد و اينقدر قلبش را تاريك مي‌كنم تا مرا فراموش كند و حلاوت محبتم را نچشد.

    ببينيد چقدر حب دنيا آثار سوء دارد كه خداوند اين مقدار عقوبت بر آن مترتب مي‌كند، اساساً در كتب روايي ما برخي از بزرگان و محدّثين مثل مرحوم شيخ حر عاملي در كتاب وسائل الشيعة بابي را به عنوان باب وجوب اجتناب از دنيا و حرمت محبّت آن گشوده‌اند و روايات زيادي را آورده‌اند. حب دنيا اگر در قلب انسان باشد، ديگر شيريني و حلاوت عبادت خدا را نمي‌چشد، خدا اجازه نمي‌دهد حضور قلب داشته باشد، آن كسي مي‌تواند حضور قلب داشته باشد كه حبّ خدا در قلب او جا بگيرد. قلب او عاشق خداي تبارك و تعالي باشد.

    امام خميني رضوان الله عليه در اين بحث، نكات بسيار مهم ديگري را مورد توجّه قرار داده و مي‌فرمايند حب دنيا خار طريق وصول به كمالات الهيه و كمالات نفسانيه است، و انسان را از توجّه به حق منصرف کرده و او را از لذت مناجات با خدا محروم مي‌كند.

    ما اگر بخواهيم حضور قلب داشته باشيم بايد حب دنيا را از قلب خود دور کنيم. اينكه انسان حسرت بخورد كه چرا خانة بزرگ ندارد؟ چرا ثروت زياد

  • ۱۱۸

    ندارد؟ چرا از مقام بهره ندارد، يا چرا كم دارد؟ چرا زيادتر ندارد؟ حب به دنيا مانع از حضور قلب مي‌شود و اگر بخواهيم نماز ما يك نماز باحال و پرشور باشد بايد حبّ دنيا را در قلب خود كم كنيم، انشاء الله خداوند ما را موفق به اين امر سازد.

  • ۱۱۹

    36ـ دنياي مذموم و نکوهش شده

    الدُّنيَا دُنيَاءَانِ دُنيَا بَلَاغٍ وَدُنيَا مَلعُونَةٍ؛(1)

    دنيا دو گونه است دنيايي که (به سعادت) مي‌رساند و دنيايي که ملعون و مذموم است.


    بیان نمودیم که حب دنيا و اينكه همّ و غم انسان رسيدن به دنيا و مظاهر دنيا باشد عمده‌ترين مانع حضور قلب در نماز است و لذا اگر خواهان حضور قلب در نماز هستيم بايد حب دنيا را از خود دور كنيم، توجّه به اين نكته لازم است مقصود از حبّ دنيا کسب و کار و تحصيل معاش و به دست آوردنِ روزي حلال و تهيه خانه‌اي كه در حدّ شأن و نياز انسان باشد نيست. مقصود از حبّ دنيا اين نيست كه بگوئيم كساني كه ثروت فراواني دارند حبّ دنيا دارند و كساني كه فقيرند حبّ دنيا ندارند. نه! حب دنيا يعني تعلّق و وابستگي، دلبستگي و سرسپردگي نسبت به دنيا، حال انسان از کجا بداند وابسته است؟ اگر انسان چيزي را که از دست داد بنشيند حسرت بخورد، اگر مقامي را از دست داد، مالي


    1. کافي: ج 2، ص 131.

  • ۱۲۰

    را از دست داد، حسرت بخورد و فكر كند كه همه چيز او از بين رفته وي وابسته به آن مال و مقام است، اما اگر بگويد آن خدايي كه آن مال يا مقام را به من عنايت كرد اکنون آن را از من گرفت پس خدا را شاكرم. آن خدا اگر اراده كند دو مرتبه آن مال يا بهتر از آن را به من مي‌دهد و اگر هم نخواهد نمي‌دهد، بايد چنين روحيه‌اي که حاکي از عدم تعلق و وابستگي به امور دنياست بر انسان حاكم باشد.

    حضرت امام رضوان الله تعالي عليه در كتاب اسرار الصّلاة(1) مي‌فرمايند

    دنياي مذموم همان علاقه و حب و توجّه به آن است و إلاّ ـ اين تعبير را دقّت بفرماييد ـ‌ اصل عالم مُلك از يک طرف يكي از مشاهد جمال حق تعالی است، در عالم دنيا انسان تجليّات خداي تبارك و تعالي را مي‌بيند، به هر جا بنگري خدا را مي‌بيني، يعني دنيا آثار عظمت و تجليّات خداست. همه چيز بر وجود و بر وحدانيت او شهادت مي‌دهد، همه چيز عنوان مشهد شهادت خدا را دارد.

    از طرف ديگر عالم دنيا مهد تربيت اولياء، عرفا و علماي بالله است، بالأخره آن كسي كه عارف مي‌شود در همين دنيا عارف مي‌شود، آن كسي كه تربيت و سلوك الي الله پيدا مي‌كند، غير از اين دنيا جاي ديگري براي سلوكش تصور نمي‌شود و لذا مي‌گوئيم دنيا مزرعة آخرت است. امام مي‌فرمايند عالم مُلك از أعزّ مشاهد و منازل نزد اوليا و اهل معرفت است، و بعد در كلام ديگري فرمودند چه بسا كسي باشد كه چيزي از مال دنيا ندارد؛ نه ماشين، نه خانه، نه ثروت، نه قدرت و نه منصب، ولي قلبش مملو از حبّ به دنيا و تعلق به دنياست و اين سبب مي‌شود كه خدا را فراموش کرده و كافر به خدا باشد. اما از آن طرف ممكن است كسي داراي مُلك و سلطنت و جاه و مال فراوان باشد، اما دلبستگی و تعلق خاطر به آن نداشته باشد مثل حضرت سليمان بن داود(عليه السلام)، که يك پيامبر الهي و انسان لاهوتي بود. نتيجه اين مي‌شود آن كسي كه ثروت فراواني دارد


    1. سر الصلاة (معراج السالکين): ص31.

۲۱۸,۷۶۸ بازدید