-
۹۱
وقتي كه عقل به او ميگويد كه چيز ديگري در عالم سزاوار ستايش نيست، آنچه كه لياقت و ارزش ستايش را دارد فقط يك موجود است و آن ذات مقدس باري تعالي است، اين انسان ميگويد اگر جايي از من هم تعريف كردند من كه قابليت تعريف ندارم اين تعريف برميگردد به تعريف خدا. در اين مرتبة دوم از حضور قلب با برهان عقلي اين مفاهيم را كاملاً ادراك كنيم. حقيقت صراط مستقيم را با برهان عقلي بفهميم، معناي سورة توحيد را كه منبع و اصول معالم توحيدي است كاملاً با برهان عقلي بفهميم. اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالي ما را موفق به درك و تحقق مراتب حضور قلب در حال نماز بفرمايد.
-
۹۲
27ـ مرتبه سوم از حضور تفصيلی:
بـاور قـلبـیيَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ، إلاّ مَنْ أَتَى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛(1)
روزي که مال و فرزند نفعي نميبخشد، مگر آنان که با قلب سليم نزد خدا حاضر شوند.
بعد از بيان معناي اجمالي حضور قلب، رسيديم به معناي تفصيلي آن و دو مرتبه از مراتب تفصيلي حضور قلب را ذكر كرديم. مرحلة اول حضور قلب تفصيلي اين بود كه انسان نمازگزار مفاهيم لغوي و عرفي الفاظ و اذكار را بفهمد و تشخيص بدهد. مرحلة دوم اين بود كه اين مفاهيم را با قدم عقل و با برهان عقلي محكم كند و در اعماق فکر آن را مستحكم كند، قبل از آنكه مرحلة سوم از مراتب حضور قلب تفصيلي را بيان كنيم به يك روايت از امام باقر(عليه السلام) اشاره ميکنيم.(2)
«عُمَرَ بنِ أُذَينَةَ عَن زُرَارَةَ عَن أَبِي جَعفَرٍ(عليه السلام) قَالَ بَينَا رَسُولُ اللهِ(صلي الله عليه وآله وسلم) جَالِسٌ فِي المَسجِدِ» امام باقر ميفرمايد پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) در مسجد نشسته بودند، «إِذ دَخَلَ
1. سوره شعراء: آيات 88 و 89.
2. کافی، چاپ اسلامیه، ج 3، ص 268. -
۹۳
رَجُلٌ فَقَامَ يُصَلِّي فَلَم يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَلَا سُجُودَهُ» مردي وارد شد به نماز ايستاد اما ركوع و سجودش را به صورت صحيح و تمام و كامل انجام نداد. پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند: «فَقَالَ(صلي الله عليه وآله وسلم): نَقَرَ كَنَقرِ الغُرَابِ» نقر غراب در لغت عرب به معناي اين است كه كلاغ با منقارش به دانهاي نوك ميزند و آن را برميدارد، چه مقدار زمان صرف ميشود؟ بسيار با سرعت اين كار انجام ميشود، پيامبر فرمودند «نَقَرَ كَنَقرِ الغُرَابِ» و اين را كنايه آوردند از اين كه چقدر ركوع و سجودش را با سرعت انجام داد و مكث او در ركوع و توقف او در سجده به اندازة توقفي است كه يک کلاغ براي برداشتن دانه صرف ميكند. بعد جملة بسيار عجيبي را فرمودند كه ما بايد در حين ركوع و سجود به ياد اين جملة پيامبر باشيم كه فرمودند:
«لَئِن مَاتَ هَذَا وَهَكَذَا صَلَاتُهُ لَيَمُوتَنَّ عَلَى غَيرِ دِينِي»؛ اگر اين آدم بميرد و تا آخر عمر نمازش مثل همين نمازي باشد كه امروز خواند، اين فرد مسلمان و بر دين من نميميرد. ببينيد چقدر مسئله مهم است، كساني كه نمازشان را خيلي با سرعت ميخوانند، هنوز ركوع نرفته به سجده ميرسند، هنوز سجدهشان تمام نشده سلام نمازشان تمام ميشود، بر حسب اين روايت كه عمر بن اذينه از امام باقر(عليه السلام) و ايشان هم از پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) نقل ميكند، پيامبر فرمود چنين افرادي اگر بميرند و نمازشان به همين صورت باشد بر غير دين من مُردهاند. براي اينكه نمازمان اين چنين نباشد بايد حضور قلب را در نماز رعايت كنيم، بايد ببينيم كه مراتب حضور قلب چيست؟ مرتبة سوم از مراتب حضور قلب اين است كه بعد از اينكه انسان مفاهيم را با برهان عقلي فهميد، آن را در لوح قلب خودش ثبت كند، مرحلة باور قلبي، مرحلة اينكه قلب انسان در يك مرتبهاي فوق عقل، مفاهيم را بپذيرد و باور كند و ايمان بياورد.
در مواردي انسان بسياري از امور را با عقل خود ادراك ميكند اما هنوز قلب او تزلزل دارد، قلبش به آن مرتبة استقرار و اطمينان نميرسد. مثال روشنش اينست كه نسبت به يک ميت عقل انسان ميگويد اين موجودي كه از دنيا رفته
-
۹۴
قدرت اينكه يك مگس را از خودش دور كند ندارد ولي چرا انسان در اتاقي كه يك مرده در آن قرار دارد وحشت ميكند و حاضر نيست به تنهايي در آنجا بنشيند! براي اينكه هنوز قلبش اين مطلب عقلي را باور نكرده. بنابراين مرتبة باور قلب، يك مرتبة بالاتري است.
مرتبة سوم حضور قلب اين است كه ما مفاهيم را در لوح دل و قلب خود ثبت كنيم، اگر در لوح قلب ثبت شود، انسان در همة حالات آن مفاهيم را باور دارد و حتي نياز به استدلال ندارد، در مرحلة دوم استدلال عقلي او را كمك ميكرد اما وقتي پاي ايمان قلب بيايد ديگر نيازي به آن نيست. نكتهاي را امام بزرگوار رضوان الله تعالي عليه بيان كردهاند که نكته بسيار مهمي هم هست؛ اساساً انسان صاحب قلب كسي است كه به اين مرتبه رسيده، انسان صاحب قلب آن است كه حقايق و معارف ديني را با رياضتهاي عمليِ فراوان و با رياضتهاي علميِ متعدد و با تقواي كامل اين معارف را در قلب خودش ثبت كند، اگر ميگويد خدا يکتا است «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ»، توحيد را بعد از اينكه معناي لفظش را فهميد و بعد از اينكه عقل به او گفت كه مقصود از توحيد، توحيد عددي نيست، مقصود توحيد در ذات است، خداوند وجود و ذاتي است كه قابليت تعدّد ندارد، ممتنع است كه دو تا باشد، اصلاً وقتي كه با برهان عقلي معناي توحيد را فهميد، اين را به دل خودش بسپارد و قلب او با تمام وجود توحيد در مقام ذات را درك كند و بپذيرد و ايمان و باور داشته باشد. «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إلاّ مَنْ أَتَى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»، كساني صاحب قلب سليم هستند، كه اين اعتقادات در قلبشان رسوخ كرده، توحيد و معاد و همچنين معارف ديني تمام قلب آنها را احاطه کرده باشد. مرحلة سوم حضور قلب تفصيلي اين است كه اين مفاهيم را به قلب خودمان برسانيم، اگر انسان اين مفاهيم را به قلب نرساند به تعبیر امام بزرگوار: «به خلعت ايمان، مخلّع و آراسته نشده»، اگر انسان به اين مرتبه نرسد براي او نماز معراجيّت ندارد، اگر ميخواهيم نمازمان معراج مؤمن
-
۹۵
باشد بايد قلب ما باور كند كه وجود قابل عبادت فقط خداست، آن موجودي كه بايد از او كمك خواسته شود فقط خداي تبارك و تعالي است، آن موجودي كه بايد تسبيح بشود فقط خداي اعلي است. اينها را انسان بايد با قلب بپذيرد و باور داشته باشد.
اگر به مرحلة حضور قلب اين چنيني رسيد آن نماز انسان را از دنيا جدا ميكند، آن نماز انسان را آنچنان پرواز ميدهد كه اصلاً ميل ندارد نمازش تمام شود و اگر نمازش تمام شود افسرده و نگران ميشود كه چرا اين حالات را از دست داد و لذا مجدداً خود را براي نماز بعدي آماده ميکند.
اگر كسي بخواهد سير الي الله را شروع كند و در قفس نفس خودش اقامت نكند راهش اين است كه قلب او اين معارف را باور كند و ايمان داشته باشد.
اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالي قلوب همة ما را ظرف حقايق و معارف اين مفاهيم بزرگي كه در نماز وجود دارد قرار بدهد، انشاء الله.
-
۹۶
28ـ مرتبه چهارم از حضور تفصيلی:
شهود حقائق الفاظ
حسب بعضي از روايات يکي از راههاي رسيدن انسان به مقام عليّين که از مراتب بسيار بالاي بهشت است همين است كه در نماز حضور قلب را رعايت كند، در نمازي كه بر ميت خوانده ميشود دعا ميكنيم «اللّهم اجعله في أعلی عليّين» يعني خدايا اين شخص را در مرتبه بسيار بالاي بهشت رضوان قرار بده. بر حسب روايتي كه توسط امام صادق(عليه السلام) از وجود مبارك پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) رسيده حضرت فرمودند:(1)
«مَن حَبَسَ نَفسَهُ عَلَى صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ يَنتَظِرُ وَقتَهَا فَصَلَّاهَا فِي أَوَّلِ وَقتِهَا» كسي كه نفس خودش را برای نماز واجب نگه دارد، يعني نفس خودش را كنترل كند و نگذارد اشتغال به دنيا و امور دنيوي و غير خدا داشته باشد، فقط آماده برای نماز باشد و منتظر فرارسیدن وقت آن باشد. «فَأَتَمَّ رُكُوعَهَا وَسُجُودَهَا وَخُشُوعَهَا» ركوع و سجدهاش را کامل و تمام انجام بدهد و خشوع كاملي داشته باشد «ثُمَّ مَجَّدَ الله عَزَّ وَجَلَّ وَعَظَّمَهُ»، «حَتَّى يَدخُلَ وَقتُ صَلَاةٍ أُخرَى لَم يَلغُ بَينَهُمَا» يعني نمازش كه
1. وسائل الشيعه: ج 4، ص 116، باب استحباب الجلوس في المسجد.
-
۹۷
تمام شد باز مشغول به تكبير و تسبيح و تنزيه خدا باشد تا وقت نماز ديگر داخل شود، و بين اين دو نماز كار لغو و باطلي انجام ندهد «كَتَبَ اللهُ لَهُ كَأَجرِ الحَاجِّ وَالمُعتَمِرِ» خداوند براي او ثواب يك حج و عمره را مينويسد «وَكَانَ مِن أَهلِ عِلِّيِّينَ» نكته محل بحث ما همين است: انساني كه در نماز حضور قلب داشته باشد جايگاهش در بهشت و در مقام عليّين است.
در ادامه بيان مراحل حضور قلب تفصيلي در نماز كه سه مرحلة آن يعني اول فهم معناي الفاظ، دوم ادراك عقل و سوم باور قلب بيان شد. مرتبة چهارم اينست كه خود را به مرحله شهود برساند و حقايق را مشاهده كند مرتبة كشف و شهود حقايق يعني انسان، با چشم دل، با چشم ملكوتي، با بصيرتي كه در اثر همين نماز پيدا ميكند واقعاً براي او مكشوف بشود آنچه را كه قلب او باور كرده، وقتي كه ميگويد «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» گويا روز قيامت را ميبيند! گويا قدرت مطلقة حق تعالي را هميشه احساس ميكند و ميبيند و آن صحنه در جلوي ديدگاه او حاضر است. وقتي كه اذكار و عبارات ديگر را ميگويد آنها را به مرتبة كشف و شهود برسد، بالعيان تمام اين حقايق را مشاهده کند، وقتي تكبيرات افتتاحية نماز را ميگويد با هر تكبيري حجابهايي كه بين او و خدا، بين او و مشاهدة جلال و جمال خدا هست کنار برود.
-
۹۸
29ـ مرتبه پنجم از حضور تفصيلی:
فناء در حق تعالیهُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛(1)
او اول است و آخر، ظاهر است و باطن و به هر چيزي دانا است.
در مباحث گذشته به مراتب حضور قلب در نماز اشاره كرديم؛ انسان نمازگزار همين اندازه كه توجهي به اين مراتب بنمايد و سعي کند هنگام نماز اين مراتب را محقق سازد، آن وقت نمازش يك نماز ديگر خواهد شد و چقدر از اين عبادت لذت ميبرد، لذت چنين نمازي كه در آن حضور قلب و مراتب بالای حضور قلب است و با هيچ لذتي قابل مقایسه نيست. انساني كه با اميد به فضل خدا و خوف از غضب و عدم اعتناي او، وارد اين ميدان شود موفق به کسب رضايت او خواهد شد. در روايات به اين نكته توجّه داده شده كه انسان مؤمن در برابر خداي تبارك و تعالي بايد داراي دو نور رجاء و خوف باشد؛ ما وقتي ميخواهيم نماز را شروع كنيم و اين مراتب حضور قلب را در خود ايجاد نمائيم
1. سوره حديد: آيه 3.
-
۹۹
راهش اين است كه با اميد به فضل خدا و خوف از قهر و عذاب الهي اين ارتباط را آغاز كنيم.
امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «لَا تَجتَمِعُ الرَّغبَةُ وَالرَّهبَةُ فِي قَلبٍ إِلَّا وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ»(1) اساساً اين انساني كه اميد به خدا دارد و ميگويد: خدايا من در برابر تو ايستادهام و ميخواهم با تو صحبت كنم، به فضل تو اميدوارم تو بايد دستم را بگيري، تو بايد قلبم را بگشايي و کلماتت را در آن قرار بدهي، تو بايد فكرم را فقط خالص برای خود كني، نبايد بگذاري شياطين مرا احاطه كنند، تو بايد مرا نجات بدهي، اگر با اميد به فضل خدا و با خوف از اينكه اگر در اين نماز استخفافي باشد به چه خسران و زياني مبتلا خواهد شد. نماز بخواند با وجود اين دو وصف خوف و رجاء، انسان بهشتي و ملکوتي خواهد شد.
بر حسب بعضي از روايات انسان بايد از نمازي که در آن استخفاف خدا باشد بترسد و هراسان باشد از اينكه صورتش صورت حيوان بشود. ميفرمايد «لَا تَجتَمِعُ الرَّغبَةُ وَالرَّهبَةُ فِي قَلبٍ إِلَّا وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ فَإِذَا صَلَّيتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ عَلَى اللهِ عَزَّ وَجَل» وقتي نماز ميخواني با قلبت به سوي خدا اقبال كن، ببين چقدر دلت پيش خداست، چقدر وجودت متوجه خداي تبارك و تعالي است. اقبال به قلب چيست؟ اينست كه الفاظي كه ميگوئيم بفهميم چيست و چه ميگوئيم؟ همينطور لقلقة لسان ما نباشد، اين الفاظ و مفاهيمش را با عقل استدلالي و برهاني بفهميم، در قلبمان وارد كنيم. و مرتبة چهارم اين بود كه در توحيد الهي به مرتبة شهود برسيم.
مرتبة پنجم عبارت است از حضور قلب در معبود يا فناء في الله كه براي اين هم سه مرتبه گفتهاند اما چون مرتبهاي است كه تنها براي نادری از افراد و اولياء خاص خدا حاصل ميشود، لذا فقط به اشارهاي بسنده میشود. اين مرتبهاي است كه انسان خدا را در همه جا حاضر بداند، همه چيز را مظهر تجلّي اسماء و
1. وسائل الشيعه: ج 4، ص 687.
-
۱۰۰
صفات خدا بداند، همه چيز را تجلّي آن وجود قادرِ مطلقِ حكيمِ علي الاطلاق بداند، نه اينكه فقط توجّه داشته باشد در پيشگاه خداست بلكه او را در همه جا حاضر بداند، هر فعلي را فعل او بداند، هر چيزي را مظهر صفات او بداند و جز او چيزي نبيند و به اين باور برسد که هر چه هست اوست و همه چيز فاني در اوست و غير او وجود ندارد و به حقيقت و شهود هو الاول و الآخر والظاهر والباطن برسد. اين ميشود اقبال با قلب در مقام فناء. اينها اشارة اجمالي به مراتب حضور قلب در نماز بود، رزقنا الله انشاء الله.