-
۱۱
از مصاديق حقيقي رحمت و گستراندن فيض عام حق تعالي براي همه بشر است. جنگ الهي، شکستن بتها و زدودن شرکها و پاک نمودن همه آلودگي ها است. بنابراين نمي توان از اين اصل مهم که اسلام دين صلح و رحمت است، نتيجه گرفت که جنگ حرام است و يا استفاده از سلاح هاي کشتار جمعي ممنوع و حرام است، چرا که صلح و جنگ دو موضوع مختلف و هر کدام داراي شرايط خاص خود ميباشند.
موضوع بحث
در اين نوشتار در پي آنيم که بدانيم در جنگ در مواردي که مشروع است و يا در دفاع در مواردي که لازم است آيا از هر نوع سلاحي ميتوان استفاده نمود يا اينکه در اين مورد محدوديتي وجود دارد. به عبارت ديگر آيا استفاده از سلاح هاي کشتار جمعي که امروزه وجود دارد، جايز است يا اينکه مشروع نيست؟
مقصود از سلاح هاي کشتار جمعي چيست؟
لازم است به صورت اختصار مقصود از اين عنوان را توضيح دهيم:
در اين مورد چهار تعبير و ملاک وجود دارد:
الف: مقصود سلاح هاي غير متعارف است.
ب: سلاح هايي که افراد غيرنظامي مانند زنان و پيران و کودکان را از بين ميبرد.
-
۱۲
ج: سلاح هايي که نسبت به آينده و نسل هاي آينده و محيط زيست اثرات تخريبي گسترده و گاه غير قابل جبران دارد.
د: سلاح هايي که قدرت تخريب فوق العادهاي دارد.
البته ممکن است اجتماع برخي از اين ملاکها هم مراد باشد به اين معني که در تعريف اين نوع سلاح ها بگوييم مقصود آن است که اولاً قدرت تخريب بيش از حد داشته باشد و ثانياً بدون تفکيک و تبعيض عمل کند، يعني هم نظاميان و هم غيرنظاميان را از بين ببرد.
در بيانيه توافقات پاريس سال 1954 براي پيوستن آلمان به پيمان آتلانتيک شمالي ناتو در ضميمه 2 از پروتکل سوم توافقات که ناظر به کنترل تسليحات است اين چنين آمده است:
«سلاح هايي که قابليت انهدام و زيانهاي گسترده و يا ايجاد مسموميت در سطح وسيع را دارند در زمره اين تسليحات است».
بنابراين تعريف در سلاح هاي کشتار جمعي دو عنوان دخالت دارد هم قدرت تخريب زياد و هم عدم تفکيک و تبعيض، از اين رو بايد اذعان داشت که اين عنوان شامل سلاحهاي شيميايي، ميکروبي، هستهاي و راديواکتيو ميشود.
از سوي ديگر در بيانيه کميته بين المللي صليب سرخ جهاني آمده است:
«سلاح هايي که بنا به ماهيت خود و نحوه استفاده از آن موجب آثار مخرب غير قابل تفکيک ميشوند».
-
۱۳
بنابراين، موضوع اين نوشتار سلاحي است که آثار تخريبي آن مربوط به ميدان جنگ و زمان جنگ نمي شود و علاوه بر نظاميان، افراد غيرنظامي را نيز مورد تعرّض قرار ميدهد. البته از اين جهت اگر از آن به سلاح هاي غيرمتعارف هم تعبير بنماييم اشکالي ندارد. امّا نسبت به آثار تخريبي در نسلهاي آينده نميتوان ويژگي خاصي را معتبر بدانيم به عبارت ديگر ممکن است برخي يا تمام سلاح هاي کشتار جمعي داراي چنين ويژگي باشند، اما آنچه در اين بحث دخالت دارد اين جهت نيست.
تبيين محل نزاع
بعد از اين که به صورت اجمال مقصود از سلاح هاي کشتار جمعي روشن گشت بايد براي بيان محل نزاع سه جهت را روشن نماييم:
اولاً: بحث فقط در استفاده و بکارگيري اين سلاح ها نيست، بلکه مراحل ديگر آن از قبيل توليد و تکثير و انباشت را هم شامل ميشود.
ثانياً: در اين بحث هم از اين جهت بايد بررسي نماييم که با قطع نظر از اين که دشمن داراي چنين سلاحي است آيا توليد و يا استفاده از آن از جهت فقهي و ديني جايز است يا خير؟ و نيز در مرحله دوم بايد بحث را در فرضي قرار دهيم که دشمن داراي چنين سلاحي است و علاوه بر تهديد ممکن است از آن در مقابل مسلمانان استفاده نمايد،
-
۱۴
آيا در اين صورت جايز است يا خير؟
روشن است که اگر در فرض اول مشروعيت و جواز را بپذيريم ديگر مجالي براي بحث از مشروعيت در فرض دوم نيست و در نتيجه بحث در فرض دوم در صورتي است که در فرض اول معتقد به عدم مشروعيت باشيم.
ثالثاً: جهت ديگري که بايد مورد توجه قرار گيرد آن است که در اين بحث از ديدگاه ضوابط فقهي اين موضوع را مورد بررسي قرار ميدهيم، امّا بايد توجه داشت چنانچه دولت اسلامي در ضمن قراردادهايي متعهد به عدم توليد و استفاده باشد ديگر ترديدي نيست که بايد بر طبق آن قرارداد عمل نمود.
بعد از روشن شدن نکات مقدماتي بايد ادله را مورد بررسي قرار دهيم:
دليل عقل
آيا از نگاه عقل چنين عملي يعني ساخت و توليد و استفاده چنين سلاحي قبيح است يا خير؟
مي توان اذعان داشت که چنين عملي از ديدگاه عقل قطعاً قبيح است، چرا که اين گونه سلاح ها موجب ظلم بر بشر و نيز از بين بردن محيط زيست است، بنابراين عقل هم به ملاک ظلم و هم به ملاک فساد (هر چند که عنوان ظلم بر آن منطبق نباشد، چرا که عقل به ملاک فساد نيز قبح را درک ميکند) اين عمل را قبيح ميداند و چنانچه قاعده
-
۱۵
ملازمه بين حکم عقل و حکم شرع را بپذيريم، بايد معتقد شويم که اين عمل در نزد شارع نيز حرام است.
در اين استدلال سه نکته را بايد مورد توجه قرار داد:
نکته اول: ممکن است بگوييم عقل در فرضي که از اين سلاح استفاده شود حکم به قبح ميکند، چرا که عنوان ظلم و فساد در اين فرض محقق ميشود و در نتيجه اين استدلال براي اصل توليد اين سلاح ها کفايت نکند. به اعتبار ديگر توليد و ساخت اين سلاح ها مانند علم به طريقه ساخت آنها، از عنوان ظلم و فساد خارج است. آري اين جهت ميتواند مورد بحث باشد که از ديدگاه عقل ساخت چنين سلاحي که سازنده آن بالفعل استفاده ننمايد، امّا اين احتمال وجود دارد که در آينده ديگران از آن استفاده نمايند، آيا ظلم و قبيح است يا خير؟ ظاهر آن است که در اين صورت به نحو مطلق نمي توان آن را ظلم دانست و فقط ممکن است در فرضي که سازنده علم دارد که در آينده از آن استفاده ميشود بگوييم عقل چنين امري را شراکت در ظلم و قبيح ميداند.
نکته دوم: آيا عقل در صورتي که اصل توليد را قبيح بداند، آن را به صورت مطلق قبيح ميداند يا اينکه چنانچه براي اقتدار و يا دفاع و بازدارندگي باشد آن را قبيح نميداند؟ به نظر ميرسد که براي اين منظور از ديدگاه عقل قبحي نيست و عقل فقط صورت استفاده را قبيح و ظلم ميداند.
-
۱۶
نکته سوم: در صورتي که دشمن از چنين سلاحي استفاده کند، آيا عقل استفاده را براي مقابله صحيح ميداند؟ به نظر ميرسد که عقل حتي در اين صورت هم استفاده را قبيح ميداند، همانطور که اگر دشمن مسلمانان را مثله نمايد، به هيچ وجه نمي توان گفت عقل، مثله نمودن کفار را تجويز مينمايد. يا اگر دشمن، افراد نظامي را با اره برقي به قتل برساند نمي توان گفت که عقل هم براي مقابله چنين عملي را تجويز مينمايد.
قرآن کريم
در اين موضوع، لازم است آيات قرآن را مورد بررسي قرار دهيم در اين رابطه ميتوان آيات شريفه را به دو طائفه تقسيم نمود:
طائفه اول: آياتي که دلالت بر اين معني دارد که لازم است مسلمانان قدرت دفاعي و نظامي خود را تقويت نمايند.
الف: (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللهُ يَعْلَمُهُمْ)(1).
در اين آيه شريفه:
اولاً: خداوند متعال به صورت امر وجوبي واجب فرموده تا مسلمانان خود را آماده نمايند و از عنوان (أَعِدُّوا)
1 . انفال/60.
-
۱۷
وجوب آمادگي براي مقابله با دشمنان استفاده ميشود. نکته قابل توجه آن است که اين وجوب آمادگي هم شامل نيروي انساني ميشود و هم شامل ابزار و ادوات جنگي.
ثانياً: عنوان (مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) يک عموميت روشني را دلالت دارد. خداوند ميفرمايد که هر مقداري که استطاعت داريد خود را تقويت نماييد.
ثالثاً: تعبير به (مِنْ قُوَّةٍ)، اطلاق دارد و شامل هر گونه سلاح ميشود گرچه در برخي از روايات از آن به شمشير و يا سپر تعبير شده است اما روشن است که به عنوان مصداق است.
رابعاً: در اين آيه شريفه هدف از لزوم تقويت دفاعي و جنگي مسلمانان را ارهاب دشمنان خدا و دشمنان مسلمين و کساني که عداوت پنهان و غير آشکار دارند را قرار داده است، از اين قسمت آيه استفاده ميشود که اصل ارهاب يکي از اصولي است که مسلمانان و بالخصوص حاکم اسلامي بايد به آن توجه داشته باشند. نکته قابل توجه آن است که نمي توان از آيه شريفه استفاده نمود که لزوم تقويت فقط براي ارهاب بايد باشد، بلکه ارهاب به عنوان يکي از فوائد و غاياتي است که براي لزوم تقويت جنگي و دفاعي مترتب است و در نتيجه در مواردي که در دشمنان ارهابي هم ايجاد نشود، باز از آيه شريفه به عنوان يک وجوب شرعي که ظهور در مولوي بودن هم دارد استفاده ميشود که مسلمانان هميشه بايد خود را به قويترين سلاحها، مجهز نمايند.
-
۱۸
نتيجه اين که از اين آيه شريفه و اطلاق آن استفاده ميشود که توليد سلاح اتمي به جهت تقويت نيروي دفاعي و جنگي مسلمانان جايز و بلکه لازم است اين وجوب خصوصاً در اين صورت موکد ميشود که اين امر موجب ارهاب دشمنان و کساني که قصد مقابله با مسمانان را دارند، شود. بعداً توضيح خواهيم داد که اگر اين کار موجب فساد در روي زمين و اعتداء شود، به دليل آيات دالّ بر نهي از فساد و حرمت اعتدا، جايز نخواهد بود.
ب: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً).(1)
خداوند متعال خطاب به مومنين فرموده است حذر را اخذ نمائيد و به صورت گروه، گروه و يا مجموعي نفر کنيد.
در مورد کلمه حذر سه احتمال وجود دارد:
احتمال اول: حذر به معناي اجتناب از دشمن است يعني خداوند ميفرمايد از دشمن اجتناب کنيد و روشن است که تنها وسيله اجتناب آن است که مسلح شوند.
احتمال دوم: حذر به معناي سلاح و اسلحه است يعني مومنين اسلحه خود را بگيرند. در روايتي امام باقر(عليه السلام) حذر را به سلاح تفسير نمودهاند.
احتمال سوم: حذر به معناي آمادگي است بدون نظر به اسلحه.
1 . نساء/71.
-
۱۹
بر طبق احتمال اول سلاح را از مفهوم و فحوي استفاده ميکنيم و بر طبق احتمال سوم ديگر آيه شريفه دلالت بر سلاح ندارد، بلکه دلالت بر لزوم آمادگي تام براي خروج به جهاد دارد. اما بر طبق معناي دوم معناي مطابقي آيه شريفه همان سلاح است.
بنابر احتمال اول و دوم ميتوان ادعا نمود که اطلاق آيه شريفه دلالت بر تهيه هر نوع سلاحي از جمله سلاح اتمي و شيميايي دارد نکته قابل توجه آن است که آيه شريفه در مقام بيان اين مطلب است که مسلمانان بايد براي مقابله با کفار خود را مجهز نمايند و اين بدان معني است که مسلمانان بايد اسلحهاي مناسب براي مقابله با آنان داشته باشند و در نتيجه اگر آنان داراي سلاح اتمي و شيميايي هستند، مسلمانان هم چنين سلاحي را دارا باشند.
در اين قسمت لازم است سوالي را مطرح و پاسخ دهيم:
سوال: آيا اطلاق کلمه «حذر» را نبايد بر سلاح متعارف حمل کرد و در نتيجه ديگر شامل سلاح غيرمتعارف مانند سلاح اتمي و شيمايي و ميکروبي نشود؟
جواب: حمل مطلق بر متعارف خلاف صناعت اجتهاد است و شاهد آن اين است که فقها در استنباط خود در مسائل مختلف فقهي، مطلق را بر همان معناي عام و شمول خود حمل مينمايند و هيچگاه آن را محدود به افراد متعارف نمي کنند. علت اين امر، آن است که تعارف از اسباب انصراف نيست.
-
۲۰
اين بحث را به صورت مفصل در رسالهاي که پيرامون کفايت تلسکوب در رويت ماه نگاشته ايم توضيح داده ايم.
البته با قطع نظر از تعارف ميتوان در مقابل اين اطلاق، ادعا نمود که قرينه بر تقييد وجود دارد و آن قرينه اين است که از مجموع روش و سيره پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) و اميرالمومنين(عليه السلام) در جنگ ها استفاده ميکنيم که اسلام سلاحي را تجويز ميکند که نوعاً و عادتاً جنگ بر آن متوقف است. به عبارت ديگر اسلام سفارش نموده که در جنگ به پيرمردها، زنها، بچه ها، ديوانگان، درختان، منازل نبايد تعرضي شود. اين مطلب قرينه روشني است بر اين که سلاح در جنگ نبايد طوري باشد که افراد خارج از دايره جنگ را شامل شود و در نتيجه سلاح اتمي يا شيميايي که از ويژگي هاي آن اين است که غيرنظاميان را شامل ميشود، مشمول اين آيات نخواهد بود.
ج: (فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ).(1)
اين آيه شريفه دلالت روشن و صريحي دارد بر اين که مسلمانان بايد دائماً در کمين کفار باشند. تعبير (وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ) به مراتب مهمتر و قوي تر از تعبير (تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ) است. از اين رو ميتوان گفت اطلاق اين تعبير شامل هر نوع سلاحي خواهد بود.
1 . توبه/50.