pic
pic
  • ۱۷۱

    اين برداشت بسیار عجيب و نوعي تكلّف است؛ و از لحاظ معاني و بيان، هرگز مناسب نيست كه اوّل موارد مصرف بيان شود و سپس، اصل لزوم عمل ذكر گردد! اين‌گونه سخن گفتن، بر خلاف فصاحت و بلاغت است.


    برداشت‌هاي سه گانة وجوب

    پس از بررسي كلمات مفسّران در مورد استفادة وجوب از عبارت (وَآتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى) در مجموع سه نظريه به دست مي‌آيد:

    1. (وَآتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ) دلالت بر حکم وجوبی خمس دارد که در این صورت، ادعیا ما ثابت می‌شود.

    2. (وَآتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ) دلالت بر حکم وجوبی مصرف زکات دارد.

    3. (وَآتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ) دلالت وجوبي دارد؛ و مراد از آن، صدقه و ايتاء واجبي است كه عقلاً انسان بايد انجام دهد. به‌عنوان مثال: اگر انساني در اثر گرسنگي در معرض تلف است، بر ديگران واجب است که براي تهية غذا به او كمك كنند تا از گرسنگي نجات يابد.

    به نظر ما، احتمال دوم و سوم باطل است، اما توضيح بطلان نظريه دوم گذشت؛ و امّا بطلان نظريه سوم نيز واضح است، چرا که اولاً آیة شریفه در مقام بیان یک حکم شرعی است و در مقام بیان حکم عقلی نیست و ثانیاً چه قرینه و یا شاهدی بر این احتمال سوم وجود دارد و باید گفت این احتمال سوم مجرد یک احتمال و تفسیر به رأی است.


    نتيجه

    نتيجه اين مي‌شود كه از آيه شريفه هم بدون مراجعه به روايات و هم‌ با استفاده از رواياتي كه در ذيل آيه وارد شده است، استفاده مي‌شود که صحیح‌ترین بيان، نظريه اوّل است مبني بر آن‌که آية شريفه بر وجوب خمس دلالت دارد.


    مراد از «ذوي القربي» در آية شريفه

    نكتة ديگر در این آية شريفه سوره بقره احتمالاتي است كه دربارة (ذَوِي الْقُرْبى) وجود دارد:

  • ۱۷۲

    احتمال اوّل: مراد، نزديکان اعطاء‌کننده باشد.(1) در مورد اين احتمال، رواياتي نيز وجود دارد، كه يكي از آن‌ها، روايت فاطمه بنت قيس(2) است كه به پيامبر اكرم(ص) عرض كرد: «إِنَّ لِي سَبْعِينَ مِثْقالاً مِنْ ذَهَبٍ» ـ من هفتاد مثقال طلا دارم، [با آن‌ها چه کنم؟] ـ حضرت نيز در پاسخ فرمودند: «إجْعَليِها فِي قَرَابَتِك» ـ آن را در نزديکانت صرف کن ـ .

    هرچند معلوم نيست اين روايت مربوط به اين آية شريفه باشد، ولي به‌طور كلي توصيه به اعطاي مال به نزديکان است، كه در انفاق و صرف صدقة اموال، شايسته است انسان ابتدا خويشاوندان خود را در نظر بگيرد.

    احتمال دوم: به قرينة کلمات «يتامي»، «مساكين» و «ابن سبيل» که در آيه شريفه ذکر شده، استفاده مي‌شود مراد از «ذوي القربي» در اين آيه شريفه همان معناي مراد از ذی القربی در آية خمس باشد كه در آية شريفه (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏)(3) نيز بيان شده است.(4)

    اگر چنين باشد، ظهور آيه شريفه سوره بقره در خمس بسيار روشن است. يعني خداوند مي‌فرمايد: انسان مالش را بايد به «ذوي القربي» بدهد ـ همان کساني که در آيه خمس (آيه چهل و يکم سوره انفال) به آن‌ها اشاره شده است ـ و نيز به «يتامي»، «مساكين»، و «ابن السبيل» بدهد؛ «رقاب» نيز يكي ديگر از مصارف خمس است كه به آن‌ها اضافه شده است.

    امّا به ذوي القرباي مُعْطِي، از زكات پرداخت شود؛ زيرا، به دنبال اين عبارت در آيه شريفه آمده است: (وَآتَى الزَّكاةَ).

    هنگامي که اين آية شريفه را در كنار آية (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ


    1. اين قول را جبائي اختيار کرده است؛ ر.ک: التبيان فى تفسير القرآن، ج2، ص97؛ جامع البيان فى تفسير القرآن، ج2، ص57؛ زبدة التفاسير، ج1، ص289؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج1، ص477.

    2. جامع البيان فى تفسير القرآن، ج2، ص130؛ التبيان فى تفسير القرآن، ج2، ص97.

    3. شوري، 23.

    4. اين احتمال، قول امام باقر و امام صادق8 است؛ ر.ک: التبيان فى تفسير القرآن، ج2، ص97؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج1، ص477.

  • ۱۷۳

    لِلّهِ خُمُسَهُ...)(1) قرار دهيم، نکاتي که بيان شد، به خوبي از آيه استفاده مي‌شود.

    روايتي نيز از امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) نقل شده است كه «ذوي القربي» در اين آيه شريفه را به ذوي القرباي پيامبر اکرم(ص) تفسير مي‌كنند.(2)

    فخر رازي نيز در يك‌جا احتمال مي‌دهد مراد از «ذوي القربي» همان معناي مراد در آية غنيمت و خمس باشد. وي مي‌گويد:

    المَسْأَلَةُ الثالِثَةِ: امّا ذَوُو الْقُرْبی فَمِنَ النَّاسِ مَنْ حَمَلَ ذَلِکَ عَلَى الْمَذْکُورِ فِي آيَةِ الْنَفْلِ والْغَنِيمَةِ وَالأَکْثَرُونَ مِنَ المُفَسِّرِينَ عَلَى ذَوِى الْقُرْبی لِلْمُعْطِينَ، وَهَوَ الْصَحيح لأنَّهُمْ بِهِ أَخَصّ؛(3)

    مسأله سوم اين است که بعضي (ذَوِي الْقُرْبى) در آيه شريفه را حمل کرده‌اند بر کساني که در آيه نفل (آيه اوّل سوره انفال) وآيه غنيمت (آيه چهل و يکم سوره انفال) ذکر شده‌اند؛ در حالي که بيشتر مفسّران آن را بر نزديکان مُعْطِي حمل کرده‌اند؛ و همين معنا نيز صحيح است؛ زیرا آنان به مال اعطاء‌کننده سزاوارترند.

    دلیلی که فخر رازي براي ادّعاي خود دليلي هم بيان مي‌کند، مبني بر آن‌که «لأنَّهُمْ بِهِ أَخَصّ» و اين دليل صحيح نمي‌باشد؛ زیرا این‌که اقرباء اعطا‌ءکننده به مال وی اولی و اخص باشند کفایت نمی‌کند که بگوییم این لفظ ظهور در این معنی دارد. به عبارت دیگر، کسانی که ذوی القربی در آیات دیگر را قرینه بر تفسیر ذوی القربی در این آیه می‌گیرند، ادعا می‌کنند که به وسیلة‌ این قرینه برای این کلمه ظهوری ایجاد می‌شود؛ اما مجرد اخص بودن چگونه ایجاد ظهور می‌کند.

    سؤال: پرسشي در اينجا مطرح مي‌شود مبني بر آن که اگر عبارت (وَآتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَالْيَتامى‏ وَالْمَساكينَ وَابْنَ السَّبيلِ وَالسّائِلينَ وَفِي الرِّقابِ‏) در آية شريفه مربوط به خمس است، چرا سهم خدا، رسول خدا(ص)


    1. انفال، 41.

    2. التبیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 97.

    3. التفسير الکبير، ج5، ص46.

  • ۱۷۴

    در آن بيان نشده است؟

    پاسخ: در پاسخ به اين سؤال گفته مي‌شود: لازم نيست شارع مقدّس در هر آيه‌اي از آيات شريفه قرآن کريم تمام جوانب حکم و مسأله را ذكر فرمايد. خداوند در اين آية شريفه، به «ذوي القربي»، «يتامي»، «مساكين» و «في الرقاب» از مصارف خمس اشاره کرده، و در آية ديگر، يعني (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ...)(1)، در مقام بيان مصارف خمس، خدا و رسولش را بر ديگران مقدّم داشته، و سهمي را براي خداوند متعال و رسول اکرم(ص) معيّن كرده است. لذا، اين دو آيه قابل جمع است و منافاتي با يکديگر ندارند.


    1. انفال، 41.

  • ۱۷۵

    آیة چهارم:

    (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَمِمّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ اْلأَرْضِ وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذيهِ إِلاّ أَنْ تُغْمِضُوا فيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ غَنِيُّ حَميدٌ)؛

    اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از قسمت‌هاي پاکيزه اموالي که به‌دست آورده‌ايد، و از آن‌چه از زمين براي شما خارج ساخته‌ايم [از منابع، معادن، درختان و گياهان]، انفاق کنيد؛ و براي انفاق، به سراغ قسمت‌هاي ناپاک نرويد در حالي که خود شما، [به هنگام پذيرش اموال،] حاضر نيستيد آن‌ها را بپذيريد، مگر از روي اغماض و کراهت! و بدانيد خداوند، بي‌نياز و شايسته ستايش است. (بقره، آیة 267)

  • ۱۷۶

    4. آيه دويست و شصت و هفتم سوره بقره

    آيه شريفه ديگري که به‌عنوان بحث خمس مطرح است، آيه 267 سوره مبارکه بقره است. در اين آيه شريفه، بيان شده که مؤمنان از طيّبات دو مورد از اموال خودشان انفاق كنند:

    يكي از طيّبات اموالي که با كسب و كار تحصيل مي‌كنند؛ و دوم، از طيّبات آن‌چه که از زمين براي آنان خارج مي‌شود.


    شأن نزول آيه شريفه

    در تفاسير، براي اين آية شريفه دو شأن نزول ذكر شده که عبارتند از:

    1. افرادي که قبل از اسلام اموال ربوي داشتند، پس از این‌که اسلام آوردند از همان اموال ربوي مي‌خواستند انفاق كنند؛ پس، اين آية شريفه نازل شد و خداوند آن‌ها را از چنين عملي نهي فرمود و به آنان امر کرد که از اموال حلال خويش صدقه دهند.(1) بر اين اساس، واژه «طيّب» در آيه شريفه را بايد به معناي «حلال» گرفت؛ زيرا، ربا حلال نيست و خداوند دستور داد که از آن مال انفاق نكنند.


    1. ر.ک: التبيان فى تفسير القرآن، ج2، ص344؛ آيات الأحکام، ج1، ص337؛ کنزالعرفان فى فقه القرآن، ج1، ص230. اين شأن نزول براساس روايتي است که از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است. «عن أبى بصير، عن أبى عبدالله(عليه السلام) فى قول الله عزّوجل (أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ) فقال: کان القوم قد کسبوا مکاسب سوء فى الجاهليّة فلمّا أسلموا أرادوا أن يخرجوا من أموالهم ليتصّدقوا بها فأبي الله تبارک و تعالي إلاّٰ أن يخرجوا من أطيب ما کسبوا». الکافي، ج4، ص48؛ وسائل الشیعه، ج9، ص465، باب 46 از ابواب الصدقة، ح1.

  • ۱۷۷

    2. افرادي بودند که هنگام دادن زکات خرما، خرماهاي نامرغوب، خرماهايي كه هسته‌هاي بلندي داشت و كم‌گوشت بود را ضميمة خرماي خوب و مرغوب مي‌كردند و سپس آن را به ‌عنوان زكات مي‌دادند. آيه نازل شد و خداوند آن‌ها را از اين عمل بازداشت و امر کرد که زکاتشان را از اموال مرغوب بپردازند.(1) بر اين اساس، «طيّب» را بايد به‌معناي «جيّد» گرفت.

    قبلاً گذشت که شأن نزول‌ها تعيّن ندارد و لازم نیست که یک آیه حتماً دارای یک شأن نزول باشد، بلکه ممكن است يك آيه چند شأن نزول داشته باشد؛ و به عبارت ديگر، در پاسخ چند مناسبت، آيه‌ای نازل شده باشد.

    پس از بيان شأن نزول آيه، نکاتي در اين آيه شريفه وجود دارد که بايد مورد بررسي و دقّت قرار گيرد که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌نماییم:


    دلالت آيه شريفه بر وجوب

    در مورد اين‌که آيا از آيه شريفه استفاده وجوب مي‌‌شود یا خیر، سه نظريه مطرح است:(2)

    1. آيه شريفه بر وجوب دلالت دارد.

    2. آيه شريفه بر صدقات مستحبّي دلالت دارد.

    3. آيه شريفه، قدر جامع بين وجوب و استحباب است.


    1. ر.ک: مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج2، ص656؛ التفسير الکبير، ج7، ص52؛ کنز العرفان فى فقه القرآن، ج1، ص231؛ روح المعاني فى تفسير القرآن العظيم، ج2، ص38؛ التبيان فى تفسير القرآن، ج2، ص344؛ آيات الأحکام، ج1، ص337. در اين مورد نيز روايتي از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است: «عن أبى بصير، عن أبى عبدالله(عليه السلام) فى قول الله عزّوجلّ (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ اْلأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ)؛ قال: کان رسول الله(ص) إذا أمر بالنخل أن يزکي يجييء قوم بألوان من ثمر و هو من أردي التمر يؤدّونه من زکاتهم ثمراً يقال له: الجعرور و المعافارة قليلة اللحا عظيمة النوي وکان بعضهم يجييء بها عن التمر الجيّد، فقال رسول الله(ص) لا تخرصوا هاتين التمرتين ولا تجيئوا منها بشىء و فى ذلک نزل (وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِ‏آخِذيهِ إِلاّ أَنْ تُغْمِضُوا فيهِ) والإغماض أن تأخذ هاتين التمرتين». الکافي، ج4، ص48؛ وسائل الشیعه، ج9، ص205، باب 19 از ابواب زکاة الغلات، ح1 ـ.

    2. ر.ک: التفسير الکبير، ج7، ص52؛ «اختلفوا فى أنّ قوله (أَنْفِقُوا) المراد منه ماذا؟ فقال الحسن: المراد منه الزکاة المفروضة، وقال قوم: المراد منه التطوّع، وقال ثالث: إنّه يتناول الفرض والنفل».

  • ۱۷۸

    فخر رازي در تفسير خود، در ذيل آية شريفه مي‌نويسد:

    (أَنْفِقُوا) أَمْرٌ وَ ظَاهِرُ الأَمْرِ لِلْوُجُوبِ؛(1)

    کلمه «أَنْفِقُوا» در آيه شريفه امر است و صيغه امر ظهور در وجوب دارد.

    روشن است كلام فخر رازي در اين مورد صحيح است؛ و از اين جهت كه صيغه امر در وجوب ظهور دارد، ترديدي نيست. بنابراين، بايد آيه را بر معناي ظاهري‌اش که وجوب است، حمل نمود؛ مگر اين‌که قرينه‌اي بر خلاف اين معنا وجود داشته باشد.


    بررسي دلالت آيه شريفه بر زکات واجب

    بنابر قول كساني كه مي‌گويند انفاق ذکر شده در آيه شريفه ـ (أَنْفِقُوا) ـ انفاق واجب است، اين سؤال مطرح مي‌شود که: آيا مقصود از انفاق واجب همان زکات واجب است؟

    فخر رازي در اين رابطه مي‌نويسد:

    ظَاهِرُ الآيةِ يَدُلُّ عَلَى وُجُوبِ الزَّكَاةِ فِي كُلِّ مَا يَكْتَسِبُهُ الإنْسَانُ، فَيَدْخُلُ فِيهِ زَكَاةُ التِّجَارَةِ، وَزَکَاتُ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ وَزَکَاةُ النِعَمِ لأَنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُوصَفُ بَأَنَّه مُكْتَسَبٌ، وَيَدُلُّ عَلَى وُجُوبِ الزَّكَاةِ فِي كُلِّ مَا تُنْبِتْهُ الأَرْضُ؛(2)

    ظاهر آيه شريفه بر وجوب زکات در هر چيزي که انسان به‌دست مي‌آورد، دلالت دارد؛ بنابراين، زکات سرمايه، زکات طلا و نقره و زکات چهارپايان سه‌گانه ـ [شتر، گاو و گوسفند] ـ در آن داخل مي‌شود؛ زيرا، اين‌ها از مواردي هستند که صفت اکتساب بر آن‌ها صادق است. و هم‌چنين آيه شريفه بر وجوب زکات در هر چيزي که از زمين مي‌رويد، دلالت دارد.

    وي و ديگر کساني که آيه شريفه را بر خصوص زكات حمل كرده‌اند، در مورد نُه چيزي كه زكات به آن تعلّق پيدا مي‌كند، گفته‌اند: زکات طلا، نقره،


    1. همان.

    2. التفسير الکبير، ج7، ص53.

  • ۱۷۹

    شتر، گاو و گوسفند از کلمة (ما كَسَبْتُمْ) در آيه شريفه به‌دست مي‌آيد؛ و زکات غلاّت اربعه ـ گندم، جو، خرما و کشمش ـ درعنوان (مِمّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ اْلأَرْضِ) داخل است. برای صحت و یا عدم صحت این نظریه لازم است نسبت به واژة انفاق تأمل و دقت بنماییم.


    «انفاق» در لغت

    اگر كلمة «انفاق» در لغت به «زكات» معنا شده باشد، لازم است در آية شريفه نيز بر «زكات» حمل شود؛ هم‌چنين است در صورتي که مراد از اين کلمه در اصطلاح قرآن خصوص «زكات» باشد.

    البته، ممكن است واژه «انفاق» يا حتي «صدقه»، در كلمات فقها و يا اصطلاح روايات، در «زكات واجب» ظهور داشته باشد؛ امّا اگر در لغت، و يا در قرآن کريم، مراد از اين واژه خصوص زکات نباشد، چگونه مي‌توان گفت «انفاق» در «زكات واجب» ظهور دارد؟

    با مراجعه به لغت روشن مي‌شود «انفاق» به معناي «بذل المال في سبيل الخير» است، و در معناي لغوي آن «زكات» نيامده است.


    «انفاق» در قرآن

    هرچند در موارد بسياري از آيات قرآن کريم، «انفاق» در «زكات» استعمال شده است، ولي منحصر به اين معنا نيست؛ زيرا، مواردي وجود دارد که اين کلمه در غير زكات نيز استعمال شده است. از اين جهت، لازم است برخي از آيات شريفه قرآن کريم که کلمه انفاق در آن‌ها به کار رفته، و از آن معناي زکات اراده نشده است را مورد اشاره قرار دهيم:


    1و2) آيات دهم و يازدهم سوره ممتحنه

    خداوند متعال در اين دو آيه شريفه مي‌فرمايد:

    (... وَسْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللّهُ عَليمٌ حَكيمٌ * وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْ‏ءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفّارِ

  • ۱۸۰

    فَعاقَبْتُمْ فَ‏آتُوا الَّذينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ)؛

    ... و آن‌چه را شما [براي زنان مرتد و فراريِ خود که به کفّار پناهنده شده‌اند] خرج کرده‌ايد، [از کافران] مطالبه کنيد، و آن‌ها هم بايد آن‌چه را خرج کرده‌اند [از شما] مطالبه کنند؛ اين حکمِ خداست [که] ميان شما داوري مي‌کند و خدا، داناي حکيم است. و در صورتي که [زني] از همسران شما به سوي کفّار رفت [و کفّار مهر مورد مطالبه شما را ندادند] و شما در جنگي بر آنان پيروز شديد و غنايمي گرفتيد، به کساني که همسرانشان رفته‌اند، همانند مهري را که پرداخته‌اند، بدهيد؛ و از [مخالفت] خداوندي که همه به او ايمان داريد، بپرهيزيد.

    همان‌گونه که در ترجمه آيات بيان شد، مراد از انفاق در اين دو آيه شريفه، مهريه‌اي است كه براي زن تعيين شده است.


    3) آيه ششم سوره طلاق

    خداوند در اين آيه شريفه در مورد زنان مطلّقه مي‌فرمايد:

    (أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَ لا تُضارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَ إِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ...)؛

    [همسران طلاق داده خود را] همان‌ جا که [خود] سکونت داريد، به قدر استطاعت خويش جاي دهيد و به آن‌ها آسيب [و زيان] مرسانيد تا عرصه را بر آنان تنگ کنيد؛ و اگر باردارند، خرج‌شان را بدهيد تا وضع حمل کنند. و اگر براي شما [بچّه] شير مي‌دهند، مزدشان را به ايشان بدهيد...

    مراد از واژه «انفاق» در اين آيه شريفه تأمين هزينه‌هاي زندگي زن است؛ نه زکات دادن به او.


    4) آيه دويست و هفتاد و چهارم سوره بقره

    (الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ

۱۴۴,۸۷۳ بازدید