-
۴۱
(وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في أمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللهِ وَما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُريدُونَ وَجْهَ اللهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ)؛
آنچه را که بهعنوان ربا ميپردازيد تا در اموال مردم فزوني يابد، نزد خدا فزوني نخواهد يافت؛ و آنچه را به عنوان زکات ميپردازيد و تنها رضاي خدا را ميطلبيد (ماية برکت است، و) و کساني را که چنين ميکنند، پاداشي مضاعف است. (روم، آیة 39)
-
۴۲
دلالت آية 39 سورة روم بر حرمت ربا
خداوند متعال در آية 39 سورة روم ميفرمايد:
(وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في أمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللهِ وَما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُريدُونَ وَجْهَ اللهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ)؛
آنچه را که بهعنوان ربا ميپردازيد تا در اموال مردم فزوني يابد، نزد خدا فزوني نخواهد يافت؛ و آنچه را به عنوان زکات ميپردازيد و تنها رضاي خدا را ميطلبيد (ماية برکت است، و) و کساني را که چنين ميکنند، پاداشي مضاعف است.
در مجموع، دو عنوان در اين آیه مورد بحث قرار گرفته است: ربا و زکات. قسمت اوّل آيه مربوط به ربا است و قسمت دوّم آن به زکات مربوط است. در قسمت اوّل آيه نيز سه عنوان وجود دارد که هر سه مورد بحث است:
1. (وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً)؛ 2. (لِيَربُوَا في أمْوالِ النَّاسِ)؛ 3. (فَلا يَربُوا عِنْدَ اللهِ).
بسياري از قاریان، «آتيتم» را به مدّ خواندهاند که به معناي «أعطيتم» است؛ يعني آنچه که اعطا ميکنيد. برخي نيز آن را به قصر خواندهاند: «ما أتيتُم»، يعني «ما فعلتُم وما جئتم». «أتيتَ» به معناي «فعلتَ» است، همانگونه که گفته ميشود: «أتيتَ صواباً وأتيتَ خطاءاًً»؛ يک فعل درست و يک فعل باطل
1. مجاهد، حميد و ابن کثير.
-
۴۳
انجام دادي.(1) هرکدام از اين دو معنا (اعطاء يا ايتاء) که باشد، در اصل مطلب فرقي نميکند؛ خداوند ميفرمايد: آنچه را که به عنوان ربا داديد يا انجام داديد، نزد خداوند فزوني نمييابد.
بررسى احتمالات موجود در تفسير آية 39 سورة روم
سه احتمال در تفسير اين آيه در کتابهای تفسیر آمده است:
احتمال اول در معناي آيه
براساس اين تفسير، که مرحوم علاّمه طباطبايي و طبري آن را برگزيدهاند، مراد از (وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً) پولي است که بدون قصد قربت به خدا به ديگران داده ميشود مثلاً اين پول داده ميشود تا مال مردم زياد شود و عنوان «وجه الله» بر آن منطبق نيست.
مرحوم علاّمه طباطبايي در تفسير الميزان مینویسد:
فالمراد أنّ المال الذّي تؤتونه النّاس ليزيد في أموالهم لا إرادة لوجه الله ـ بقرينة ذکر الوجه في مقابله ـ فليس يزيد وينمو عند الله أي لا تثابون عليه لعدم قصد الوجه؛ (2)
مراد اين است که: مالي را که به مردم دادهايد تا اموالشان زياد شود، نه براي اين که خدا راضي شود، آن مال نزد خداوند زياد نميشود و نموّ نميکند، يعني ثوابي از آن به شما نميرسد، براي اينکه قصد قربت نداشتهايد.
ايشان در مورد دليل استفادة اين قيد که اعطاي اموال براي رضاي خداوند نيست، ميفرمايد: اين قيد را از قسمت دوم آيه که راجع به زکات است: (وَما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُريدُونَ وَجْهَ اللهِ) ـ ميفهميم؛ يعني از ذکر ارادة وجه خداوند در
1. ر.ک: الجامع لأحکام القرآن، ج14، ص36؛ فتح القدير، ج4، ص262؛ المحرّر الوجيز في تفسير الکتاب العزير، ج4، ص339؛ الجوهر الثمین في تفسير الکتاب المبين، ج5، ص91 و...
2. الميزان في تفسير القرآن، ج16، ص185.
-
۴۴
مورد زکات مقابل دانسته ميشود. به عبارت ديگر، قرينة مقابله اقتضا ميکند که مراد از ربا، مالي باشد که بدون قصد قربت به مردم داده ميشود؛ در مقابل زکاتي که به قصد قربت و رضاي خداوند متعال به مردم عطا ميشود. مراد از زکات، در اين آيه، زکات اصطلاحی نيست؛ بلکه زکات لغوي، يعني صدقه است. علاّمه طباطبایی در ادامه ميفرمايد:
المراد بالزکاة مطلق الصدقة أي أعطاء المال لوجه الله من غير تبذير... فالمراد بالربا والزکاة بقرينة المقابلة وما احتفّ بهما من الشواهد، الربا الحلال، وهو العطية من غير قربة، والصدقة وهي إعطاء المال مع قصد القربة.(1)
مراد از «زکات»، مطلق صدقه است؛ یعنی آن مالي که براي رضاي خدا داده ميشود و اسرافي در آن نيست، چند برابر نصيبان ميشود.... پس مراد از «ربا» و «زکات» به قرينة مقابله و شواهدي که همراه اين کلمه هست، رباي حلال است؛ و رباي حلال اين است که چيزي را به کسي عطا کني و قصد قربت در آن نباشد؛ و مراد از صدقه، آن مالي است که براي خشنودي خداوند متعال داده شود.
طبري نيز در تفسير خود به نقل از عدّهاي مينويسد:
إنّما عني بهذا: الرجل يعطي ماله الرجل ليعينه بنفسه ويخدمه ويعود عليه نفعه لا لطلب الأجر من الله.(2)
مقصود از آيه اين است که مردي به ديگري مالي را ميدهد تا به او کمکي کرده باشد؛ چون مثلاً به او علاقهمند است. به او هديه ميدهد تا مالش زياد شود، اما اين بخشش به قصد قربت و رضاي الاهي نيست؛ فقط به هدف اين است که کمکي به وي کرده باشد و نفع آن پول به او بازگردد. گاه اين خدمت براي آن است که بخشي از سود مال را نيز به عنوان پاداش بگيرد؛
1. همان.
2. جامع البيان في تفسير القرآن، ج21، ص30.
-
۴۵
چون اين خدمت، به قصد رسيدن به مال است، نه ثواب الاهي، نزد خداوند ارزشي ندارد.(1)
بنابراين، معناي اول در آيه اين است: مالي که به ديگري بدون قصد قربت داده ميشود تا اموالش اضافه شود، نزد خداوند نموّي ندارد و بيارزش است.
احتمال دوم در معناي آيه
بسياري از مفسّران شيعه و سنّي بر اين عقيدهاند که آيه دربارة هديه است و (وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً) يعني هديههايي که به منظور دريافت پاداشي بيشتر و بهتر به مردم ميدهيد، نزد خداوند ارزشي ندارد. اين معنا نيز در ميان مردم بسيار رايج است؛ بدين صورت که افراد به ديگران هديه ميدهند و تا طرف مقابل، هديه بيشتري را پس بدهد. در اين صورت (لِيَربُوَا في أمْوالِ النَّاسِ) به معناي «ليزيد أموالکم من أموال الناس» است؛ يعني اموالتان را به اين وسيله و از طريق اموال ديگران زياد نماييد.
از ابن عباس نقل شده است که در تفسير آيه گفته است:
هو الرجل يهب الشيء يريد أن يثاب أفضل منه، فذلک الذّي لا يربو عندالله ولا يؤجر صاحبه فيه؛(2)
مراد اين است که مردي چيزي را هديه ميدهد به اميد آن که پاداشي بهتر و بيشتر بگيرد؛ پس اين، نزد خداوند رشد نميکند و اجري از آن نميبرد.
سدّي، از مفسّران قرن دوم هجري، در اين رابطه ميگويد:
الربا في هذ الموضع: الهديّة يهديها الرجل لأخيه يطلب المکافأة لأنّ ذلک لا يربو عند الله؛(3)
1. طبري در ادامه مينويسد: «حدّثنا ابن وکيع و محمّد بن فضيل عن زکرّيا عن عامر (وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في أمْوالِ النَّاسِ) قال: هو الرجل يلزق بالرجل، فيخف له ويخدمه، ويسافر معه، فيحمل له ربح ماله ليجزيه، وإنّما أعطاه التماس عونه، ولم يرد وجه الله، وقال آخرون: هو إعطاء الرجل ماله ليکثر به مال من أعطاه ذلک، لاطلب ثواب الله الربا».
2. أحکام القرآن، ج5، ص218؛ بحر العلوم، ج3، ص140؛ جامع البيان في تفسير القرآن، ج21، ص31.
3. فتح القدير، ج4، ص262.
-
۴۶
ربا در اين آيه، هديهاي است که مرد به منظور طلب پاداش بيشتر به برادرش ميدهد؛ و اين نزد خداوند رشد نميکند.
زجّاج نيز میگوید:
يعني، دفع الإنسان الشيء ليعوّض أکثر منه ذلک ليس بحرام ولکنّه لاثواب فيه، لأنّ الّذي يهبه يستدعي به ما هو أکثر منه؛(1)
معناي آيه اين است: انسان مالي را ميدهد تا عوض بيشتري از طرف مقابل اخذ کند و اين کار حرامي نيست، ولي ثواب ندارد؛ زيرا کسي که مالي را ميبخشد و هديه ميدهد، انتظار پاداش بيشتر دارد.
قاضي ابوبکر ابن عربي نيز همين عقيده را دارد؛ بلکه ميگويد: آيه در همين معنايي که ذکر شد، صراحت دارد. وي مينويسد:
صريح الآية فيمن يهب يطلب الزيادة من أموال الناس في المکافاة وذلک له.(2)
از ميان مفسّران شيعي، مرحوم طبرسي در تفسير خود مينويسد: گفته شده است در مورد منظور از رباي مذکور در اين آيه، دو نظر وجود دارد:
قيل في الربا المذکور في الآية قولان: أحدهما: أنّه ربا حلال وهو أن يعطي الرجل العطية أو يهدى الهدية ليثاب أکثر منها فليس فيه أجر ولا وزر، عن ابن عباس وطاووس وهو المروي عن أبي جعفر(ع). والقول الآخر: أنّه الربا المحرّم عن الحسن والجبائي فعلی هذا يکون کقوله (يَمْحَقُ اللهُ الرِّبا وَيُرْبِي الصَّدَقاتِ)(3).(4)
بسياري از علماي شيعه و سنّي، (وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً) را به همين صورت معنا کردهاند؛ يعني: هديهاي که به منظور دريافت هداياي بيشتر و بهتر به ديگران داده ميشود.
1. همان.
2. أحکام القرآن، ج3، ص1492.
3. سورة بقره، آیة 276.
4. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج8 ، ص479.
-
۴۷
دو روايت در اين رابطه وجود دارد که سبب ميشوند معناي مذکور در احتمال دوم را به دو دسته تقسيم کنیم. مضمون يک روايت اين است که هديهاي داده ميشود تا هديهاي بيشتر گرفته شود و به اين قصد، هدايا داده ميشوند؛ مضمون روايت ديگر آن است که شخص هديهدهنده هنگام دادن هديه شرط ميکند که او زيادتر برگرداند.
روايت اول كه در کتاب کافي آمده بدين صورت است:
عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن حمّاد بن عيسی، عن إبراهيم بن عمر اليماني، عن أبى عبدالله(ع) قال: الربا رباءان: ربا يؤکل وربا لايؤکل؛ فأمّا الّذى يؤکل فهديّتک إلی الرجل تطلب منه الثواب أفضل منها فذلک الربا الّذي يؤکل وهو قوله عزّ وجلّ: (وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَربُوَا في أمْوالِ النَّاسِ فَلا يَربُوا عِنْدَ اللهِ) وأمّا الّذى لايؤکل فهذا الربا الّذي نهی الله عزّ وجلّ عنه وأوعد عليه النار؛(1)
امام صادق(ع) فرمود: ربا دو نوع است: رباي حلال و رباي حرام. رباي حلال اين است که به مردي هديه بدهي، در حالي که ميخواهي پاداش بهتري از او بگيري و او هديه بهتري به تو بدهد. اين ربايي است که ميتوان خورد و همين است معناي قول خداوند عزّ وجلّ که ميفرمايد: (وَما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَربُوَا في أمْوالِ النَّاسِ فَلا يَربُوا عِنْدَ اللهَ). رباي حرام، ربايي است که خداوند از آن نهي فرمود و جزاي آن را آتش جهنّم قرار داده است.
روايت از نظر سند، موثّقه است. حمّاد بن عيسي از اصحاب اجماع است.(2) ابراهيم بن عمر اليماني(3)، علي بن ابراهيم و پدر بزرگوارش نيز ثقه هستند؛ هرچند که قدماي علماي رجال، ابراهيم بن هاشم را ثقه نميدانند.(4)
1. الکافي، ج5، ص145، ح6؛ وسائل الشيعه، ج16، ص125، باب جواز أکل عوض الهدية وإن زاد عليها، ح1.
2. ر.ک: رجال النجاشي، ج142، ش370؛ رجال الکشّي، ص375.
3. ر.ک: رجال النجاشي، ص20، ش26.
4. ر.ک: رجال النجاشي، ص16، ش18؛ خلاصة الأقوال في معرفة الرجال، ص49، ش9.
-
۴۸
شبيه اين روايت و تعبير امام صادق(ع) در مورد ربا، درکتابهاي اهل سنّت نيز آمده است. آنان ذيل آية 39 سورة روم از عکرمه نقل کردهاند:
الربا ربوان: ربا حلال و ربا حرام؛ فأمّا الربا الحلال فهو الّذى يهدى يلتمس ما هو أفضل منه و...؛(1)
ربا دو نوع است: رباي حلال و رباي حرام. رباي حلال، هديهاي است که به انتظار اينکه هديه بهتري به دنبال داشته باشد، داده ميشود و... .
روايت دوم در تفسير علي بن ابراهيم آمده است:
حدّثنى أبى، عن القاسم بن محمّد، عن سليمان بن داود المنقري، عن حفص بن غياث، قال: قال أبو عبد الله: الربا رباءان، أحدهما حلال و الآخر حرام؛ فأمّا الحلال فهو أن يقرض الرجل أخاه قرضاً أن يزيده و يعوّضه بأکثر ممّا يأخذه بلا شرط بينهما، فإن أعطاه أکثر ممّا أخذه بلا شرط بينهما فهو مباح له، وليس له عند الله ثواب فيما أقرضه وهو قوله عزّ وجلّ (فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ) وأمّا الربا الحرام فهو الرجل يقرض قرضاً ويشترط أن يردّ أکثر ممّا أخذه فهما هو الحرام.(2)
امام صادق(ع) فرمود: ربا دو نوع است: يکي حلال، و ديگري، حرام است. رباي حلال اين است که شخصي به برادرش قرض دهد تا او مبلغ بيشتري را برگرداند؛ بدون آنکه شرط زيادهاي بين آن دو شده باشد. اگر برادرش مبلغ بيشتري را به او پرداخت کرد، براي او حلال است؛ امّا نزد خداوند در اين قرضي که ميدهد، ثوابي نيست. همين معناي قول خداوند متعال است که ميفرمايد: (فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ). رباي حرام اين است که شخص به برادرش قرضي ميدهد و با او شرط ميکند که بيش از آنچه به او داده است بازگرداند، که اين حرام است.
در مورد «علي بن إبراهيم» و «إبراهيم بن هاشم» در روايت قبل گفته شد
1. الجامع لأحکام القرآن، ج14، ص36؛ فتح القدير، ج4، ص262.
2. تفسير قمّي، ج2، ص159.
-
۴۹
که ثقه و اماميه هستند. «قاسم بن محمّد» بين عدّهاي مشترک است، ليکن فردي که «إبراهيم هاشم» از او حديث ميکند، «قاسم بن محمد القمّي» معروف به «کاسولا» است.(1) مرحوم محقّق اردبيلي در جامع الرواة(2) ميگويد: قاسم بن محمّد قمّي و قاسم بن محمّد جوهري يک نفر هستند که مرحوم محقّق خويي آن را نمیپذیرد و مينويسد اينها دو نفرند.(3)
مرحوم نجاشی «سليمان بن داود المنقري» را توثيق ميکند.(4) مرحوم ابن غضائري وثاقت وي را قبول ندارد و او را تضعيف ميکند.(5) به نظر میرسد، در مباحث رجالي، اگر مرحوم نجاشي يک نفر از راویان را توثيق کند، تضعيف ديگران ضرري به او نميرساند؛ حتي اگر اين تضعيف، از سوي مرحوم شيخ طوسي باشد. از این رو، توثيق مرحوم نجاشي بر تضعيف ابن غضائري مقدّم است.
مرحوم شيخ طوسي در مورد «حفص بن غياث» مينويسد: از اهلسنّت است، اما برکتاب او اعتماد ميشود.(6) بنابراين، روايت، معتبر و موثقه است.
تا اينجا از احتمالاتي که در تفسير آيه بيان گرديد، معلوم است که بحث در مورد رباي حرام نيست؛ و اين احتمالات بازگوکنندة اين هستند که آيه بر رباي حرام دلالت ندارد؛ بلکه بر رباي حلال دلالت دارد؛ یعنی آيه ميگويد: اگر به کسي هديه دهيد به اميد پاداش بهتر و اينکه هديه گيرنده بيشتر از آن را برگرداند تا مالتان زياد شود، نزد خداوند متعال چيزي به آنها اضافه نميشود. از این رو، يا بايد همين معناي ظاهري آیة (فَلا يَربُوا عِنْدَ اللَّهِ) را
1. مرحوم نجاشي در کتاب رجال، ص315 ، ش863 مينويسد: «لم يکن بالمرضي». مرحوم علاّمه نيز از قول ابن غضائري مينويسد: «حديثه يعرف تارة وينکر اُخري». (خلاصة الأقوال، ص 389) ابن داود حلّي نيز وي را از غلات ميشمارد. (رجال ابن داود، ص295)
2. جامع الرواة، ج2، ص21.
3. معجم رجال الحديث، ج15، ص47.
4. رجال النجاشي، ص184، ش488.
5. رجال ابن الغضائري، ص65، ش58: «الأصبهاني: ضعيفٌ جدّاً، لايلتفت إليه، يوضع کثيراً علي المهّمات».
6. الفهرست، ص116، ش 242: «حفص بن غياث القاضي، عامى المذهب، له کتاب يعتمد عليه»؛ همچنين ر.ک: خلاصة الأقوال، ص340؛ رجال ابن داود، ص242؛ معجم رجال الحديث، ج7، ص158، ش 3818.
-
۵۰
بپذیریم، يا بگویيم اين قسمت از آيه کنايه از اين است که با چنين قصدي، خداوند هيچ پاداشی به شما نمیدهد: «لا أجر ولا ثواب عند الله».
بنابراين، مراد از ربا در آيه هديه و قرضي است که براي گرفتن پاداش بيشتر به ديگري داده ميشود، بدون اين که شرط و قراردادي در کار باشد؛ و اين عمل چون خالي از اخلاص است، فاقد ارزش معنوي است و نزد خدا اجر و ثوابي ندارد.
عنوان «هدية الثواب» در فقه اهلسنّت بسيار استعمال شده است.(1) برخي از علماي اهل سنّت بر اين عقيدهاند که هدية الثواب نسبت به پيامبر رحمت(ص) حرام است، و اين از احکام اختصاصي آن حضرت است. سپس اين بحث مطرح ميشود که آيا ميتوان از مورد آيه تجاوز کرد و بگویيم آيه فقط بر هداياي مالي دلالت ندارد، بلکه هر نیکی انسان به ديگران به قصد آن که طرف مقابل بيشتر از آن را نثار او کند، در بر میگیرد؛ مثل سلام کردن؛ مثلاً بگويد من به زيد سلام ميکنم به قصد آن که او احترام بيشتري به من بکند.
به نظر ميرسد آيه فقط بر هدايا و امور مالي دلالت دارد؛ و آنچه که برخي از اهلسنّت گفتهاند: «إنّ هذه الآية نزلت في هبة الثواب. قال ابن عطية: وما جری مجراها ممّا يصنعه الإنسان ليجازی عليه کالسلام وغيره، فهو وإن کان لا إثم فيه فلا أجر فيه ولا زيادة عند الله تعالی»،(2) صحيح نیست.
احتمال سوم در معناي آيه
آخرين احتمالي که در تفسير آية 39 سورة روم وجود دارد و عدّه کمي از مفسّران آن را بيان کردهاند، اين است که مراد از ربا در این آيه، رباي حرام است. از ميان مفسران اهل سنّت، زمخشري(3) و آلوسي(4) اين عقيده را دارند. از
1. ر.ک: المدّونة الکبري، ج5، ص439؛ الثمر الداني، ص555.
2. الجامع لأحکام القرآن، ج14، ص36.
3. الکشّاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج3، ص481.
4. روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج11، ص45؛ «الظاهر أنّه اُريد به الزيادة المعروفة في المعاملة الّتى حرّمها الشارع».