pic
pic
  • ۱۶۱

    فصل دوم: نسب فرزند در شكل هاى مختلف تلقيح مصنوعى

    در اين فصل به بررسى نسب فرزند در شكل هاى مختلف تلقيح مصنوعى كه حكم فقهى آنها در بخش اول گذشت، مى پردازيم.


    شكل اوّل تلقيح مصنوعى

    آن جا كه تلقيح، ميان نطفه زوج و تخمك زوجه است، هيچ ترديدى وجود ندارد كه پدر او همان كسى است كه صاحب نطفه است و مادرش هم صاحب تخمك است.


    شكل دوم و سوم

    يكى از شكل هاى تلقيح مصنوعى آن بود كه نطفه مردى اجنبى را در رحم يك زن اجنبيه قرار دهند. اين شكل چند فرض دارد:

    در مواردى كه نطفه را با تخمك در خارج يك رحمى تلقيح مى كنند و بچه به وجود بيايد بحثى نيست كه پدر بچه همان صاحب نطفه است. در جايى كه نطفه را در رحم زنى كه شوهر ندارد نيز بگذارند بحثى نيست. اگر نطفه را بگيرند در رحم يك زنى كه شوهر ندارد قرار دهند باز هم بحثى نيست كه پدر بچه همان صاحب نطفه است.

    اما اگر فرض كنيم كه اين زن اجنبيه داراى شوهر هم هست و پس از

  • ۱۶۲

    آنكه نطفه را در رحم او گذاشتند شوهرش با او جماع كرد سپس شوهرش هم با اين زن آميزش كرد و منى خودش را در رحم او قرار داد و احتمال داديم كه اين تلقيح از منى شوهر باشد. در اينجا سؤال اين است كه پدر اين فرزند چه كسى است؟

    در اينجا به حكم قاعده الولد للفراش حكم مى شود به اينكه پدر او شوهر همان زن است، نه كسى كه نطفه متعلق به اوست.

    زيرا چنان كه گفتيم قاعده فراش مختص به باب زنا نيست، بلكه در هر كجا كه امكان لحوق ولد به شوهر يا به مالك باشد، اين قاعده جارى است.


    شكل چهارم: رحم اجاره اى

    اگر نطفه شوهر را در خارج با تخمك همسر خودش تلقيح كنند و در رحم زن ديگرى بگذارند، سؤال اين است كه مادر اين فرزند كيست؟ آيا زنى است كه تخمك داده است يا زنى است كه فرزند در رحم او قرار گرفته است؟

    در اينجا قاعده الولد للفراش مطرح نخواهد شد، چون صاحب نطفه معلوم است.

    بنا بر اين بر اساس آنچه در فصل قبل بيان كرديم، در تعيين مادر اين فرزند به عرف مراجعه مى كنيم. عرف صاحب تخمك را مادر مى داند، نه كسى كه فرزند در رحم او متكون شده است.


    ديدگاه محقق خوئى در تعيين مادر

    مرحوم محقّق خوئى (قدس سره) در اينجا ديدگاهى متفاوت دارد. ايشان با

  • ۱۶۳

    استناد به آيه دوم سوره مجادله، حكم مى كند مادر، كسى است كه فرزند از او متولّد شده است.

    آيه مذكور چنين است:

    (الَّذينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئي وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ الله لَعَفُوٌّ غَفُور)(1).

    كسانى كه با زنان خود ظهار مى كنند، زنان آنها مادران ايشان نيستند، بلكه مادر اينها كسانى اند كه آنها را بوجود آورده و متولد كرده اند.

    عبارت حضرت آية الله العظمى خوئى به شرح زير مى باشد:

    المرأة المذكورة التي زرع المني في رحمها أمّ للولد شرعاً، فإنّ الأمّ التي تلد الولد كما هو مقتضى قوله تعالى (الذين يظاهرون منكم من نساءكم ....) (2) إلى آخر الآية.

    زن مذكور در سؤال كه منى در رحم او كاشته شده است، ادر شرعى آن فرزند است، زيرا مادر، كسى است كه فرزند را به دنيا مى آورد، و اين مقتضاى آيه شريفه است:....

    بيان استدلال آن است كه در اين آيه شريفه، خداوند متعال مادر ظهار كنندگان را كسى معرفى مى كند كه اينها از او متولّد شده اند، در نتيجه به طور كلّى نتيجه اين مى شود كه هر كسى كه بچه از او متولّد شود، مادر او محسوب مى شود.


    1. المجادلة (58) : 2 .

    2. صراة النجاة (للخوئي مع حواشي التبريزي) 1 : 363 .

  • ۱۶۴

    بر اين اساس، در مسئله تلقيح مصنوعى نيز اگر تخمك زن ديگرى را در رحم اين زن قرار دادند و شوهر اين زن با اين زن آميزش كرد و اين زن بچه دار شد، چون بچه از اين زن متولّد شده است، همو مادر اين بچّه خواهد بود.


    نقد فرمايش محقق خوئى (قدس سره)

    در نقد فرمايش ايشان دو جواب عرض مى كنيم:


    جواب اول

    در زمان جاهليّت رسم بر آن بود كه اگر مردى مى خواست از زن خود جدا شود، به او مى گفت: «ظهرك كظهر امي» يعنى زن خود را بسان مادر خود قرار مى داد و همان طور كه نكاح مادر بر او حرام است، نكاح با نيز بر او حرام مى شد. اين روشى بود براى جدايى از همسر و متاركه با او. در اين تعبير، «ظهر» كنايه از نكاح و مواقعه با همسر است.

    اين آيه شريفه در مقام نهى از چنين سخن و عملى است و مى فرمايد: به اينها بگوييد كه همسران شما مادران شما نيستند، بلكه مادران شما كسانى هستند كه شما را به دنيا آورده اند. به عبارت ديگر شما نمى توانيد براى جدا شدن از اين زن ها، حكم مادران خود را بر آنها جارى كرده و رابطه محرميّت با آنها را مثل مادر خود ترسيم كنيد.

    پس آيه در مقام آن نيست كه مادر را تعريف كند، بلكه در مقام آن است كه بينش غلط مردم جاهليّت را تصحيح كند تا حكم مادر را براى ديگران تسرّى ندهند.

  • ۱۶۵

    جواب دوم

    چنان چه مادرى بميرد و بچه اى در شكم داشته باشد، اگر شكم مادر را پاره كرده و بچه را زنده بيرون آورند، در اينجا ديگر مادر فرزند را به دنيا نياورده است و ولادتى در كار نيست. در لغت آمده است:

    ولدت المرأة ولاداً وولادة وأولدت: حان ولادها(1).

    ولادت خروج از موضع طبيعى است و آنجا كه خروج از موضع طبيعى نباشد، ولادت معنا ندارد، در حالى كه عرف مى گويد مادر او اين زن است. پس بدين ترتيب با اين مثال نيز اين ديدگاه نقض مى شود.


    احتمال وجود دو مادر براى فرزند تلقيحى

    در اينجا اين احتمال نيز وجود دارد كه بگوييم اين فرزند دو مادر دارد. همان طور كه شخص مى تواند با شير خوردن، مادرى رضاعى نيز داشته باشد، از روى تنقيح مناط، چه بسا بتوان حكم كرد، اين جنينى كه نه ماه در شكم اين زن تغذيه كرده است و از او متولّد شده است، فرزند او محسوب شود. البتّه مادر نسبى او همان صاحب تخمك است و اين زن، مادر رضاعى او تلقّى خواهد شد.

    والحمد للّه ربّ العالمين

    24 / 11 / 84


    1. لسان العرب 15 : 393، «ولد» .

  • ۱۶۶

۳۵,۷۹۹ بازدید